پاورپوینت کامل توبه ، بازگشتی عارفانه«قسمت سوم» ۹۶ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل توبه ، بازگشتی عارفانه«قسمت سوم» ۹۶ اسلاید در PowerPoint دارای ۹۶ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل توبه ، بازگشتی عارفانه«قسمت سوم» ۹۶ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل توبه ، بازگشتی عارفانه«قسمت سوم» ۹۶ اسلاید در PowerPoint :

۵۸

آیا وجوب توبه ارشادی است یا مولوی؟

آیا امر به توبه، در قرآن و روایات، مولوی است و وجوب آن شرعی است؟ بدین معنا که مخالفت با
آن و ترک توبه موجب عقاب می گردد؟ یا این که امر به توبه ارشادی و وجوب آن غیر شرعی است؟
از این رو ترک توبه خود مستقلاً ـ با صرف نظر از عواقب شوم گناه ـ استحقاق عقاب را به دنبال
نمی آورد. مانند امر پزشک به مریض که «واجب است خود را معالجه کنی».بر چنین امری جدای
از خوردن داروهای مناسب و … ، اثری بار نمی شود؛ بلکه اثر و نتیجه بر استفاده از داروها و پرهیز
از آنچه با شرایط مریض نمی سازد، مترتب است؛ چنان که زیان و ضرر جسمانی نیز اثر مخالفت با
این امر نیست، بلکه نتیجه عدم استفاده از داروهاست.

لازم به یادآوری است که این بحث دارای نتایج بسیار مهمی در فقه است. اگر این اوامر را
ارشادی بدانیم ترک توبه و تأخیر آن خود گناه مستقلی نیست؛ از این رو تارک توبه از گناه کبیره،
جدا از آثار و نتایج خود گناه، مشکل دیگری ندارد و تارک توبه از گناه صغیره ـ بر پایه مبنایِ
مشهور میان فقیهان، که ارتکاب صغیره را مضرّ به عدالت نمی دانند ـ مصداق فاسق نبوده و از
عدالت نمی افتد.

اما اگر امر به توبه مولوی باشد، از آنجا که وجوب توبه فوری است، تأخیر آن گناه است و توبه
از آن، واجب و ترک این توبه دوم گناهی دیگر است و توبه از آن واجبی دیگر. به همین ترتیب، هر
ترک توبه ای گناه است و توبه واجبی را در پی خواهد داشت. در شرح مقاصد در این باره چنین
می گوید:

«در وجوب توبه هیچ اختلافی نیست … و معتزلیان به صراحت گفته اند وجوب توبه
فوری است تا آنجا که اگر ساعتی آن را به تأخیر اندازد گناه دیگری مرتکب شده
است و همین طور اگر این تأخیر ادامه یابد هر ساعتی گناه دیگری بر معاصی او
افزوده می شود. حتی آنان یادآوری کرده اند که تأخیر توبه به مدت یک ساعت سبب
دو گناه کبیره است: خودِ معصیت و ترک توبه از آن و تأخیر آن به مدت دو ساعت
سبب چهار گناه کبیره است: خود معصیت و ترک توبه از آن و ترک توبه از هر یک از
این دو و تأخیر آن به مدت سه ساعت موجب هشت گناه کبیره است … .»(۱)

مرحوم بجنوردی نوشته است:

«از آثار اینکه امر به توبه، امر شرعی مولوی باشد، این است که اگر کسی حتی یک
گناه صغیره مرتکب شود و از آن توبه نکند فاسق می گردد؛ زیرا ترک توبه سبب
اصرار در گناه می شود و اصرار بر گناه اجماعا ازعوامل فسق است. به ویژه اگر در توبه
مدت قابل ملاحظه ای تأخیر کند، اگر چه بگوییم که ترک توبه از گناه صغیره، خود
گناهی است صغیره نه کبیره؛ زیرا ترک توبه، در زمانی [محدود] موجب اصرار بر گناه
صغیره است (زیرا فرضا در این مدت توبه های متعددی بر وی واجب بوده و آنها را
ترک کرده است) و اصرار بر صغیره هم سبب فسق است.

اما اگر بگوییم امر به توبه، ارشادی محض است، ترک توبه خود، گناهی مستقل نیست
و ما در اینجا جز یک گناه (همان گناه صغیره) بیشتر نداریم که البته به عدالت شخص
زیان نمی رساند.»(۲)

بنابراین اگر امر به توبه مولوی باشد، ترک توبه، از یک گناه ـ گرچه صغیره ـ در زمان معینی،
به گناهان زیاد، عقابهای فراوان و وجوب توبه های بسیاری منجر می گردد، واین لازمه ای است
غیر قابل قبول. از این رو گروه کثیری از فقیهان، امر به توبه در آیات و روایات را ارشادی
دانسته اند. آیت اللّه حکیم ـ قدس سره ـ در این باره چنین می گوید:

«… اگر وجوب توبه مولوی باشد لازم می آید ترک توبه گناه دیگری باشد که توبه از آن
نیز واجب است. پس ترک این توبه دومی گناه سومی است و این همچنان ادامه پیدا
می کند … از این رو گناهان زیاد و عقابهای فراوان و وجوب توبه های بسیار و طولانی
بر اثر ترک توبه در زمان معینی لازم می آید، و این قطعا با کتاب و سنت و ارتکاز
متشّرعه مخالف است.»(۳)

اما دسته ای از فقیهان، توبه را واجب شرعی و امر به آن را مولوی دانسته اند و از اشکال نیز
پاسخ داده اند. آیت اللّه خویی در این باره نوشته است:

«ترک توبه، معصیت است و امر به آن مولوی است. امّا امر به توبه از ترکِ توبه،
ارشادی است نه مولوی. به بیان دیگر، توبه واجب شرعی است و ترک آن گناه. اما
وجوب توبه از ترکِ توبه وجوب عقلی و ارشادی محض است نه مولوی.»

آن گاه ضمن تحلیلی از ملاکِ ارشادی بودن امر می گوید:

«ملاک ارشادی بودن امر آن است که اثری بر آن بار نشود؛ از آن رو که حکم عقل از
پیش، آن اثر و نتیجه را بیان کرده است. به عنوان نمونه، امر به اطاعت از خدا و رسول
در قرآن را باید بر ارشادی بودن حمل کرد؛ چون اثری ندارد و اثر آن (استحقاق عقاب
به سبب ترک اطاعت) از پیش به واسطه عقل بیان شده است. اما توبه چنین نیست؛
زیرا توبه خود، دارای اثر است. چون گناه موجب عقاب است و ترک توبه سبب عقاب
دیگر و در واقع در اینجا دو عقاب است … .»(۴)

بررسی

سخن ایشان صحیح به نظر نمی رسد؛ زیرا ما تنها یک دسته اوامر درباره توبه از آیات و روایات
بیشتر نداریم و اینها را باید یا به معنای ارشادی ملاحظه کنیم و یا به مفهوم مولوی. اما اینکه آنها
را در توبه مولوی بدانیم و در توبه از ترک توبه ارشادی ـ تا محذور تکثر گناه، کیفر و وجوب توبه را بر
طرف کنیم ـ به وضوح خلاف ظاهر است.

مطلب دومی که ایشان گفته است و آن اینکه امر به توبه دارای نتیجه و اثر است؛ زیرا ترک
توبه سبب عقاب است، این، مصادره به مطلوب است؛ زیرا از نظرگاه ایشان ملاک مولوی بودن این
است که امری با صرف نظر از حکم عقل دارای اثر باشد و اثری که ایشان برای امر به توبه فرض
کرده است متوقف بر این است که امر مولوی باشد تا این اثر بر آن بار شود و مولوی بودن امر همان
موضوع مورد مناقشه است.

از آنچه گذشت روشن شد که اشکال این است که مولوی بودن امر سبب گناهان، کیفرها و
وجوب توبه های فراوان می گردد و این با آیات و روایات و ارتکاز متشّرعه مخالف است.

تصویری دیگر از اشکال

برخی اشکال را طور دیگری تصویر کرده اند و آن اینکه مولوی بودن امر محال است؛ چون از
وجودش تکرار خودش لازم می آید و در نهایت، به تسلسل می انجامد. اشکال این تصویر، این
است که تسلسل محال در اینجا فرض ندارد.(۵)

از همه آنچه گذشت نتیجه می گیریم که توبه واجب است و وجوبش ارشادی، فوری و عام
است. از این رو ترک آن ـ به جز ادامه آثار ویرانگر گناه ـ معصیت نیست.

بازمی گردیم به اصل بحث. مشکلی در اصل وجوب توبه است و آن اینکه ندامت و پشیمانی
یا تمام حقیقت توبه است و یا جزء اصلی آن، و آن اختیاری نیست پس چگونه واجب است؟ به
بیان دیگر، موضوع یا متعلق وجوب، فعل اختیاری انسان است و توبه از این قبیل نیست.

سه پاسخ از این اشکال داده اند:

اول: وجوب توبه به اعتبارِ تصمیم بر ترک گناه است نه ندامت و پشیمانی.(۶)

به نظر می رسد این جواب صحیح نباشد، تأمل و دقت در آنچه ما در حقیقت توبه بیان
کردیم به وضوح اشکال این پاسخ را نمایان می سازد.

دوم: تمام یا بیشتر حالات دل از این قبیل است و اختیاری نیست. به عنوان نمونه، کینه،
خشم و غضب از مسلمان از حالات دل است و مورد نهی است. و امر به این حالات یا نهی از آنها
غالبا به مقدمات و اسباب آنها که اختیاری است باز می گردد؛ یعنی به این اعتبار که مقدماتش
اختیاری است خود آن حالات نیز اختیاری فرض شده و مورد امر و نهی قرار گرفته است.(۷)

سوم: سبب ندامت و پشیمانی از گناه، تفکر و علم به دوری و جدایی از محبوب است و این
امری است اختیاری.

سید نعمت اللّه جزایری در این باره چنین می نویسد:

«اگر بگویی پشیمانی و ندامت یا همه حقیقت توبه است و یا مهم ترین جزء آن و این
اختیاری نیست پس چگونه واجب می شود؟ می گوییم: سبب این ندامت، آگاهی به از
دست دادن محبوب و تفکّر در عواقب شوم گناه است. چون هر گاه از دوری از
محبوب آگاه شود و در باره نتایج ویرانگر گناه اندیشه کند آتش دلش افزون و
شعله ور می گردد.»(۸)

قبول توبه

بی گمان توبه واقعی و واجد شرایط، آمرزش و عفو الهی را در پی دارد. گواه این ادعا آیات و روایات
زیادی است که در این باره آمده است.

خداوند متعال می فرماید:

«و هو الذی یقبل التوبه عن عباده و یعفو عن السیئات»(۹)

«خداوند توبه بندگانش را می پذیرد و گناهانشان را می بخشد.»

«الم یعلموا اَنَّ الله هو یقبل التوبه عن عباده و یاخذ الصدقات و ان اللّه هو التواب
الرحیم»(۱۰)

«مگر نمی دانند خداوند توبه بندگان را می پذیرد و صدقات را می گیرد و به درستی او
مهربان و توبه پذیر است.»

مرحوم طریحی، نویسنده کتاب “مجمع البحرین”، آیه زیر را دلیل وجوب قبول توبه
دانسته است:

«کتب ربکم علی نفسه الرحمه انه من عمل منکم سوا بِجهاله ثم تاب من بعده و
اصلح فانه غفور رحیم»(۱۱)

«پروردگارتان رحمت را بر خود مقرّر کرده که هر کس از شما از روی نادانی کار بدی
کند و سپس توبه کرده و خود را اصلاح کند، خدای آمرزنده و مهربان است.»

«انما التوبه علی اللّه للذین یعملون السوء بجهالهٍ ثم یتوبون من قریب فاولئک
یتوب اللّه علیهم و کان اللّه علیما حکیما»(۱۲)

«توبه، نزد خداوند، تنها برای کسانی است که از روی نادانی مرتکب گناه می شوند،
سپس به زودی توبه می کنند، اینانند که خدا توبه شان را می پذیرد، و خداوند دانای
حکیم است.»

«و من یعمل سوءا اَوْ یظلم نفسه ثم یستغفِرِ اللّه یجدِ اللّه غفورا رحیما»(۱۳)

«و کسی که کار بدی انجام دهد یا بر خود ستم کند و سپس از خدا آمرزش بخواهد،
خدای را آمرزنده و مهربان می یابد.»

«و استغفِروا ربکم ثم توبوا الیه ان ربی رحیم ودود»(۱۴)

«از پروردگارتان آمرزش بخواهید آنگاه به سوی او توبه کنید. همانا پروردگار من
مهربان و دوست دار [بندگان] است.»

و آیات فراوان دیگری که بر قبول توبه دلالت دارد. افزون بر اینکه برخی آیات بر بیش از توبه
پذیری خدا دلالت دارد، همچون آیه شریفه:

«ان اللّه یحب التوابین و یحب المتطهرین»(۱۵)

«خدا توبه کنندگان و پاک شوندگان را دوست می دارد.»

پر واضح است که پذیرفتن عذر کسی غیر از دوست داشتن اوست و دوست داشتن مرحله
بالاتری است. ممکن است کسی پوزش و معذرت خواهی مقصری را بپذیرد، ولی او را دوست
نداشته باشد. اما خدای نه تنها توبه کنندگان را می پذیرد، بلکه آنان را دوست می دارد و بهشت
جاودان خود را به آنان پیشکش می کند.

روایات متعددی نیز بر این امر دلالت دارد که به برخی از آنها اشاره می کنیم:

«اذا تاب العبد توبهً احبّه اللّه فستر علیه فی الدنیا و آلاخره، فقلت: و کیف یستر
علیه؟ قال: ینسی ملکیه ما کتبا علیه من الذنوب و یوحی الی جوارحه اکتمی علیه
ذنوبه و یوحی الی بقاع الارض اکتمی ما کان یعمل علیک الذنوب فیلقی اللّه حین
یلقاه و لیس شئٌ یشهد علیه بشئٍ من الذنوب.»(۱۶)

«هنگامی که بنده ای توبه نصوح کند خداوند او را دوست می دارد از این رو گناه وی را
می پوشاند. راوی می گوید: از آن حضرت پرسیدم: چگونه گناهان وی را می پوشاند؟
حضرت فرمود: گناهانی را که دو فرشته نگهبان ضبط کرده اند از یادشان می برد و به
اعضا و جوارحش وحی می کند که گناهان وی را کتمان نمایید و به زمین وحی می کند،
گناهانی که او بر شما انجام داده است، کتمان کنید. پس هنگامی که وی خدای را
ملاقات کند هیچ چیزی نیست که شهادت دهد که او گناهکار است.»

از رسول خدا ـ صلی اللّه علیه و آله و سلم ـ چنین روایت شده است:

«التائب من الذنب کمن لاذنب له.»(۱۷)

«توبه کننده از گناه مانند انسان بی گناه است.»

مفاد آیات و روایات این است که توبه از هر گناهی پذیرفته است چه کفر و شرک و ارتداد
باشد که گناه درونی و جوانحی است و چه قتل و … که گناه جوارحی است، از این رو عدم قبول توبه
در موردی نیاز به دلیل دارد.

به بیان دیگر، بر پایه اطلاق و عموم این آیات و روایات، اصل، پذیرفته شدن توبه از همه
گناهان است و استثنا از این اصل در مورد یا مواردی به دلیلی قاطع نیازمند است. از این رو در
قبول توبه میان متکلمان اسلامی هیچ اختلافی نیست و اختلاف در این است که آیا پذیرش توبه
بر پایه تفضل، رحمت و عنایت الهی است یا اینکه بر خداوند واجب است توبه گناهکار را بپذیرد.
به دیگر سخن، تامّل در سخنان متکلمان اسلامی و دلایل آنان ایجاب می کند که بگوییم: در
اینکه ادله نقلی بر قبول توبه دلالت دارد بحثی نیست، اما بحث در این است که حکم عقل در
اینجا چیست؟ آیا بر پایه حکم عقل پذیرفتن توبه بر خداوند واجب است یا اینکه عقل چنین
حکمی ندارد و خدای از سر فضل و عنایت وعده قبول توبه را داده است؟

مرحوم طبرسی، در مجمع البیان، می گوید:

«امت اسلام اجماع دارند که خداوند به توبه گناهان را می آمرزد، اگر چه در نحوه
آمرزش و غفران اختلاف دارند. معتزله این عفو و بخشش را بر خدا واجب می دانند و
ما می گوییم: از سر تفضل و عنایت است.»(۱۸)

وی در ضمن تفسیر آیه ۳۷ سوره بقره می نویسد:

«امت اسلامی اجماع دارند که عقاب با چنین توبه ای ساقط می شود.»(۱۹)

مرحوم شیخ طوسی (ره) نیز بر این مطلب ادعای اجماع کرده است:

«امت اسلامی بدون هیچ اختلافی اجماع دارند که چنین توبه ای موجب سقوط عقاب
است.»(۲۰)

پیش از اینان، شیخ مفید بر این مطلب تصریح کرده است:

«شیعیان امامی، اتفاق دارند که قبول توبه از سرفضل و عنایت خدا است و از نظرگاه
عقل، واجب نیست توبه، استحقاق عقاب گناهان گذشته را ساقط کند و اگر نه این بود
که آیات و روایات بر سقوط عقاب به وسیله توبه دلالت دارد، از نظر عقلی بقای
استحقاق عقاب برای تائب، جایز بود. اصحاب حدیث نیز همین نظر را دارند.»(۲۱)

ادله معتزلیان بر وجوب قبول توبه

دلیل اول: «اگر کسی از مولای خود نافرمانی کند آنگاه پشیمان شود و پیش مولای خود تضرع و
زاری کرده و پوزش بطلبد و مولا بداند به راستی از این گناه پشیمان شده و تصمیم دارد مرتکب
آن نشود، ذم و عقاب آن بنده بر مولا قبیح است. توبه نیز از این قرار است و کیفر دادن و ذم تائب بر
خدای قبیح است، از این رو قبول آن واجب است.»(۲۲)

بررسی و نقد دلیل اول

عقل، حکم به وجوب قبول پوزش خواهی خطا کار نمی کند. به عنوان نمونه، اگر کسی فرزند
شخصی را ظالمانه کشته باشد و سپس از وی عذر بخواهد و به طور واقعی پشیمان باشد، کجا
عقل حکم می کند که بر پدر مقتول قبول عذر خواهی وی واجب است؟! به فرض که چنین باشد،
این دست کم در همه جا نیست و اگر در همین مثال این شخص پوزش قاتل را بپذیرد و از گناهش
درگذرد از سر تفضل و مهربانی خواهد بود، نه وجوب.

دلیل دوم: خداوند متعال بنده گناهکار را مامور فرموده است به عبادت و ترک معاصی و این دو
موجب ثواب است و اگر توبه او را نپذیرد موجب عقاب است و جمع میان ثواب و عقاب ممکن
نیست. پس ناچار باید توبه را قبول کند تا عقاب رفع شود و مکلف در باقی عمر ثواب کار گردد.

بررسی و نقد دلیل دوم

اولاً این اختصاص به تائب ندارد؛ زیرا ممکن است بنده ای گناهی انجام داده و از آن توبه نکرده
باشد، ولی تا آخر عمر به عبادت بپردازد. چنین کسی، هم مستحق ثواب است و هم مستحق
عقاب؛ ثانیا استحقاق عقاب با استحقاق ثواب منافی نیست و هیچ اشکالی ندارد که یک شخص
هم سزاوار کیفر باشد و هم سزاوار پاداش.

لازم به یادآوری است برای اثبات این مدّعا که قبول توبه از

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.