پاورپوینت کامل چند پرسش و پاسخ درباره نماز ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل چند پرسش و پاسخ درباره نماز ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل چند پرسش و پاسخ درباره نماز ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل چند پرسش و پاسخ درباره نماز ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :

۲۰

۱ـ آیا پاکی دل کافی نیست و حتماً باید نماز بخوانیم؟

پاسخ اول: می دانیم یکی از صفات خداوند متعال، حکیم است؛ یعنی هیچ کاری را بدون حکمت
انجام نمی دهد. اینکه خداوند نماز را واجب کرده است ـ با اینکه می توانست به صرف راز و نیاز
اکتفا کند ـ حتماً دلیلی و حکمتی داشته که او با علم و تدبیر بی نهایتش از آن اطلاع دارد؛ چون اگر
این گونه نباشد باید ـ نعوذ باللّه ـ بگوییم خداوند در واجب کردن نماز، کار عبث و بیهوده ای انجام
داده است. پس، از حکیم بودن خداوند می فهمیم که در وجوب و اقامه نماز فایده ها و آثار بسیار
زیادی وجود دارد که چیزی جای آن را نمی گیرد.

پاسخ دوم: یکی از علتهای تشریع احکام از طرف خداوند بر بندگانش، امتحان کردن
آنهاست. خداوند از بین بندگان، آنان را که روحیه اطاعت کامل دارند بر می گزیند و آنان که
بی چون و چرا به فرمانهای خدایشان عمل می کنند در امتحان اطاعت از خدا نمره قبولی
می گیرند. پس یکی از علل واجب شدن نماز این است که خداوند قصد داشته است که با این
دستور بندگانش را بیازماید تا معلوم شود چه کسی راز و نیاز خود با خدا را به همان صورت که
خداوند فرموده انجام می دهد و چه کسی سرپیچی می کند؛ تا هر دو به پاداش و جزای عملشان
برسند.

پاسخ سوم: می پرسیم: پاکی دل یعنی چه؟ اگر بگویید: به معنای این است که انسان در دل
خود نسبت به همه کس و همه چیز حسن ظن داشته باشد و دلش آلوده به نیتهای پلید و زشت
نباشد؛ می گوییم: پاکی دل به این معنا ـ یا به هر معنای دیگری ـ وقتی می تواند جای نماز را بگیرد
و ما را از خواندن نماز بی نیاز کند که تمام فایده ها و آثار و حکمتهایی را که در نماز وجود دارد دارا
باشد؛ آیا پاکی دل چنین جامعیتی دارد؟ اینک با ذکر فایده ها و آثار و فلسفه وجوب نماز پاسخ
این پرسش را به خود شما وامی گذاریم.

آثار و فواید نماز(۱)

نماز، آثار و فواید زیادی دارد که در اینجا به اهم آنها اشاره می کنیم:

۱ـ از بین بردن گناهان

قرآن کریم می فرماید:

«و أقِم الصلوه طَرَفَی النّهار و زُلَفاً من اللّیل انّ الحسنات یُذهِبْنَ السیئات ذلک ذکری
للذّاکرین»(۲)

«در دو طرف روز و اوایل شب نماز را بپادار، چه آنکه حسنات، سیئات را از بین
می برد. این تذکری است برای آنان که اهل تذکرند.»

در روایتی پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمود:

«کسی که طبق دستور خداوند وضو بگیرد و نماز بخواند تمام گناهان گذشته اش
آمرزیده می شود.»(۳)

۲ـ طهارت روح

پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمود:

«مَثَل نماز در بین شما مَثَل نهری است که در نزد هر یک از شماست که در شبانه روز
پنج بار خود را در آن می شویید و با این شست و شو دیگر چرک و آلودگی در شما
باقی نمی ماند؛ گناهان نیز با نمازهای پنج گانه شست و شو می شوند.»(۴)

۳ـ راندن شیطان

پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمود: «نماز، شیطان را روسیاه می کند.»(۵)

۴ـ بازداری از فحشاء و منکر

قرآن کریم می فرماید:

«انّ الصلاه تَنهی عن الفحشاء و المنکر»(۶)

«نماز انسان را از زشتیها و گناه باز می دارد.»

۵ـ استقامت و پایداری

قرآن کریم می فرماید:

«یا ایها الذین آمنوا استعینوا بالصبر و الصلاه»(۷)

«ای ایمان آورندگان! از صبر (روزه) و نماز یاری بجویید.»

از حذیفه روایت شده است که پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ هرگاه به اندوه یا
مشکلی برخورد می کرد نماز می خواند.(۸)

۶ـ نزول رحمت الهی

امیرمؤمنان علی ـ علیه السلام ـ فرمود:

«هنگامی که مؤمن به نماز می ایستد، شیطان به طرف او می آید و به سبب رحمتی که
آن مؤمن را از جانب خداوند در برگرفته، به او از روی حسد می نگرد.»(۹)

۷ـ استجابت دعا

پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمود:

«برای کسی که نماز واجبی را بخواند، در نزد خدا یک دعای مستجاب وجود دارد.»

۸ـ رسیدن به تمام خیرات

پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمود: «نماز کلید هر خیری است.»(۱۰)

۹ـ تقرب به خداوند متعال

نیز از آن حضرت روایت شده که فرمود: «نماز، مایه تقرب مؤمن است.»(۱۱)

۱۰ـ وارد شدن به بهشت برین

رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمود: «نماز، کلید بهشت است.»(۱۲)

آن حضرت در روایتی زیبا برای نماز ده ویژگی ذکر کرده است:

«نماز ستون دین است؛ و در آن ده ویژگی وجود دارد: نورانی شدن صورت، نورانی
شدن قلب، آرامش دهنده جسم، انیس قبر، محل فرود رحمت، چراغ آسمان، باعث
سنگینی کفه ترازوی اعمال صالح، باعث کسب خشنودی خداوند، بهای بهشت، سپر
آتش؛ آن گاه فرمود: هر کس نماز را به پا دارد، به راستی دین خود را به پا داشته است
و هر کس آن را ترک کند پس بی گمان دین خود را نابود کرده است.»(۱۳)

در تفسیر نمونه نیز آثاری برای اقامه نماز ذکر شده است:

۱ـ نماز سدی در برابر گناهان آینده است؛ چرا که روح ایمان را در انسان تقویت می کند و
نهال تقوی را در دل پرورش می دهد، و می دانیم «ایمان» و «تقوی» نیرومندترین سد در برابر گناه
هستند؛

از حکیم بودن خداوند می فهمیم که در وجوب و اقامه نماز فایده ها و آثار بسیار
زیادی وجود دارد که چیزی جای آن را نمی گیرد.

۲ـ نماز غفلت زداست؛ نماز به حکم اینکه در فواصل مختلف و در هر شبانه روز پنج بار انجام
می شود، مرتباً به انسان اخطار می دهد، هشدار می دهد، هدف آفرینش و موقعیت او را در جهان
به او گوشزد می کند؛

۳ـ نماز، خودبینی و کبر را درهم می شکند؛ چه آنکه انسان وقتی در هر شبانه روز ۱۷ رکعت
و در هر رکعت دو بار در برابر خدا پیشانی بر خاک می گذارد، خود را ذره کوچکی در برابر عظمت او
می بیند و پرده های غرور و خودخواهی را از خود کنار می زند؛

۴ـ نماز وسیله پرورش فضائل اخلاقی و تکامل معنوی انسان است؛ چرا که انسان را از جهان
محدود ماده و چهار دیوار عالم طبیعت بیرون می برد و به ملکوت آسمانها دعوت می کند؛ با
فرشتگان هم صدا می شود و خود را بدون نیاز به هیچ واسطه در برابر خدا می بیند. تکرار این عمل
در شبانه روز، آن هم با تکیه بر صفات خداوند، اثر قابل ملاحظه ای در پرورش فضایل اخلاقی در
وجود انسان دارد؛

۵ـ نماز قطع نظر از محتوای خود، با توجه به شرایط صحت، به پاکی در زندگی دعوت
می کند؛ چرا که می دانیم مکان نمازگزار، لباس نمازگزار، آبی که با آن وضو یا غسل را انجام
می دهد باید از هرگونه غصب و تجاوز به حقوق دیگران پاک باشد. بنابراین تکرار نماز در پنج
وقت، خود دعوتی است به رعایت حقوق دیگران؛

۶ـ نماز روح انضباط را در انسان تقویت می کند؛ چرا که دقیقاً باید در اوقات معینی انجام
گیرد و تأخیر و تقدیم آن، هر دو، موجب بطلان نماز است.(۱۴)

فلسفه واجب شدن نماز

۱ـ هشام بن حکم می گوید: از امام صادق ـ علیه السلام ـ پرسیدم چرا نماز واجب شده است با آنکه
مردم را از کار و رسیدن به مشکلات و نیازهایشان باز می دارد و باعث زحمت و رنج جسمی آنها
می شود؟ حضرت در پاسخ فرمود:

«اگر به مردم به غیر از آمدن دین و وجود قرآن در بین آنها تذکری داده نمی شد و
بدون یاد و خاطره پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ رها می شدند، به همان
سرنوشت پیروان ادیان پیشین دچار می شدند؛ آنها برای خود دینی و کتابی داشتند
و عده ای را به سوی آیین خود فرا خواندند و در راه آن، جنگیدند. اما با رفتن آنها،
دین و آیینشان هم کهنه شد و از بین رفت. خدای تبارک و تعالی چنین خواست که
مسلمانان نام و یاد پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ و دین او را از یاد نبرند. از
این رو نماز را بر ایشان واجب فرمود تا روزی پنج مرتبه به یاد او باشند و نامش را بر
زبان آورند و نماز و یاد خدا از آنان خواسته شد تا مبادا از یاد خدا غافل شوند و
فراموشش کنند و در نتیجه یاد و نامش محو شود.»(۱۵)

۲ـ در روایتی از حضرت علی ـ علیه السلام ـ نقل شده که فرمود:

«خداوند برای پاک شدن بندگان از شرک ایمان را و برای دور ماندن آنان از غرور و کبر
نماز را واجب کرد.»(۱۶)

۳ـ در روایتی امام رضا ـ علیه السلام ـ در بیان علت وجوب نماز فرمود:

«نماز، طاعتی است که خداوند، بندگان را به آن امر کرده است؛ در نماز تعظیم و
بزرگداشت خداوند است و هنگامی که بنده سجده می کند، در واقع به آستان حق
تعالی خضوع کرده است؛ نیز در نماز، اقرار کردن بنده به این است که بالاتر از او
خداوندی وجود دارد که این بنده او را عبادت و سجده می کند.»(۱۷)

با توجه به آثار و فوایدی که تنها از نماز حاصل می شود و با توجه به حکیم بودن خداوند و
لزوم داشتن روحیه اطاعت بی چون وچرا از او و با نظر به این که وجوب نماز عللی داشته است،
نتیجه می گیریم که هیچ گونه مناجات و راز و نیازی غیر از نماز، فواید و آثار نماز را نخواهد داشت و
صرف پاکی دل نیز ـ به فرض اینکه بدون نماز بتوان به آن رسید ـ برای انسان فایده ای نخواهد
داشت.

۲ـ چرا باید نماز را در اوقات معینی بجا آورد و چرا در بعضی اوقات فضیلت بیشتری دارد؟

از این پرسش، چند پاسخ داده شده است:

پاسخ نخست:

از امام حسن ـ علیه السلام ـ روایت شده است که فرمود:

«عده ای از یهود نزد پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ آمدند و داناترین آنها
درباره مسائلی از آن حضرت پرسش کرد؛ یکی از پرسشها این بود که گفت: “بفرمایید
تا بدانم به چه دلیل خداوند عز و جل، این نمازهای پنج گانه را در طول شبانه روز در
پنج نوبت بر امت تو مقرر فرمود؟” پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمود:
“خورشید را در هنگام زوال، حلقه ای است که به آن داخل می شود(۱۸) و در این هنگام،
هر چه در میان عرش (آسمان) و زمین است به تسبیح و تحمید پروردگارم ـ جل
جلاله ـ زبان می گشاید و این همان ساعتی است که پروردگارم ـ جل جلاله ـ صلوات و
رحمت و برکات خود را بر من نازل می فرماید و در این موقع بر من و امتم نماز (ظهر)
را واجب کرده و فرموده است: “أقم الصلوه لدلوک الشمس الی غَسق اللیل”(۱۹) و این
ساعتی است که در روز قیامت جهنم را در صحرای محشر می آورند. پس هیچ مؤمنی
نیست که آن ساعت به نماز ایستاده باشد مگر آنکه خداوند بدنش را بر آتش حرام
سازد؛ اما نماز عصر، همان ساعتی است که حضرت آدم ـ علیه السلام ـ در آن وقت از
شجره ممنوعه تناول کرد و خداوند عز و جل او را از بهشت بیرون راند. پس خداوند
فرزندان و ذریه او را به خواندن این نماز (عصر) تا روز قیامت امر و آن را برای امت من
اختیار فرمود و این نماز از محبوب ترین نمازها نزد خداوند است و مرا به محافظت آن
از میان نمازها سفارش فرموده است؛ نماز مغرب همان ساعتی است که خداوند ـ عز
و جل ـ بر آدم ـ علیه السلام ـ بخشود و توبه او را در آن موقع قبول کرد … و این سه
رکعت نماز را بر امت من واجب فرمود و این ساعتی است که دعا در آن مستجاب
می شود و پروردگارم به من وعده فرمود که هر کس در آن موقع در پیشگاهش دعا
کند دعایش را مستجاب فرماید. همین طور نماز عشاء یا نماز خفتن؛ همانا قبر را
تاریکی و سیاهی عظیمی است و روز قیامت را نیز تاریکی هولناکی است، پس
پروردگارم ـ عز و جل ـ به من و امتم امر فرموده که این نماز (عشاء) را بجا آوریم تا
روشنی بخش قبرهایمان باشد و نیز برای اینکه به من و امتم نوری در گذشتن از
صراط کرامت فرماید و هیچ قدمی نیست که در راه رفتن برای نماز عشاء برداشته
شود مگر اینکه خداوند عز و جل آن بدن را بر آتش حرام سازد و این نمازی است که
خداوند تعالی برای پیامبران مرسل پیش از من اختیار فرمود. اما نماز صبح؛ وقتی
خورشید از میان دو شاخ (یا فرق سر) شیطان طلوع می کند، پروردگارم مرا امر
فرموده که قبل از طلوع خورشید، نماز صبح را بجای آورم و پیش از آن که کافران
آفتاب را سجده آورند امت من خداوند عز و جل را سجده کنند.»(۲۰)

پاسخ دوم:

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود:

«هنگامی که آدم ـ علیه السلام ـ از بهشت رانده شد و به زمین هبوط کرد لکه سیاهی
در صورت او پیدا شد و از سر تا پای او را فرا گرفت؛ آن حضرت به سبب این لکه سیاه
که بر تمامی اندامش پدید آمده بود بسیار اندوهگین و گریان شد، پس جبرئیل نزد
آن حضرت آمد و به او گفت: ای آدم چه چیز تو را چنین به گریه انداخته است؟ جواب
داد: از این سیاهی که در بدنم پیدا شده گریانم. جبرئیل گفت: ای آدم برخیز و نماز کن
که این، وقتِ نماز نخستین است. پس آدم برخاست و نماز گزارد، آن سیاهی تا گردن
او رسید (از صورت او تا گردنش از سیاهی پاک شد) بار دیگر جبرئیل در نوبت نماز
دوم نزد آدم آمد و به او گفت: ای آدم برخیز و نماز بخوان که این، زمانِ نماز دوم است،
آدم برخاست و نماز گزارد و آن سیاهی تا ناف او پایین آمد، باز جبرئیل در وقت نماز
سوم نزد او آمد و گفت: ای آدم برخیز و نماز بخوان که این، هنگام نماز سوم است. آدم
برخاست و نماز گزارد و آن سیاهی به زانوهای او رسید. بار دیگر جبرئیل در وقت نماز
چهارم آمد. آدم برخاست و نماز خواند و همچنین وقت نماز پنجم باز آمد و گفت:
وقت نماز پنجم شد. آدم نماز خواند و به کلی از آن سیاهی که سراپایش را فراگرفته
بود بیرون آمد. پس حمد و ثنای خداوند متعال را به جای آورد. در این هنگام جبرئیل
به آدم گفت: ای آدم! حال فرزندان تو در مورد این نمازها همانند وضع تو می باشد؛ هر
کس از فرزندان تو که در هر شبانه روز پنج نوبت نماز مقرر را بخواند از گناهان خارج
می شود آنچنان که تو از این لکه سیاه بیرون آمدی.»(۲۱)

پاسخ سوم

از حضرت امام رضا ـ علیه السلام ـ روایت است که به فضل بن شاذان فرمود:

«چنانچه کسی بپرسد که، چرا نماز در این اوقات (اوقات معین و مخصوص) بدون
تقدم و تأخر واجب شده است، جواب این است که این اوقات برای همه مردم روی
زمین معلوم و واضح است و عالِم و جاهل آن را به چهار وقت می شناسند: غروب
آفتاب خود آشکار و معلوم است که در آن، نماز مغرب واجب شده است و فرو رفتن
سرخی آفتاب (شفق) پس از غروب خورشید معلوم و مشهور است که آن وقت نماز
عشاء است؛ و همچنین طلوع فجر روشن و آشکار است و آن، وقت نماز صبح است و
زوال شمس نیز آشکار و معلوم است و در آن ظهر واجب می شود و برای عصر وقت
مخصوص و معینی مانند نمازهای دیگر است و وقت آن پس از انجام ظهر است. و
علت دیگر، اینکه خداوند دوست داشته که بندگانش قبل از هر کاری، ابتدا طاعت
خداوند را انجام دهند؛ پس ایشان را در اول طلوع روز، امر کرده است که به عبادتش
بپردازند و سپس در پی کار و روزی خویش روند و امر دنیای خود را اداره کنند، پس
در این وقت نماز صبح را بر ایشان واجب کرد و چون نیم روز شود از کار دست کشند و
آن وقتی است که مردم به جای خود بازگردند و لباس از تن به در آرند و بیاسایند و به
خوردن مشغول شوند و استراحت کنند و در چنین هنگامی خداوند آنان را امر
فرموده که ابتدا به ذکر و عبادت او بپردازند، از این رو ظهر را بر ایشان واجب کرده
است تا به آن آغاز نمایند و سپس به کارهای دیگر بپردازند و چون امور شخصی را
انجام دادند و خواستند پی کار و کسب خود روند باز دستور نماز عصر را داده که آن را
انجام دهند، و سپس به کاری که در نظر دارند رهسپار گشته و به اصلاح آن امر دنیایی
خود پردازند، و چون شب شد، لباس از تن بیفکنند و به جایگاه و منزل بازگردند،
پیش از هر کار باید به عبادت و ذکر پروردگارشان ابتدا کنند و بعد به امور دیگر
بپردازند، از این رو نماز مغرب را بر ایشان واجب فرمود، و چون وقت استراحت و
خواب آید و از کوشش فراغت یافتند خداوند دوست داشته است که در آغاز به
عبادت و طاعت او پردازند، سپس در پی اموری که می خواهند انجام دهند روند و
آنچنان باشند که ابتدا کرده باشند در هر فصلی از ساعات شبانه روز به طاعت و
پرستش او، و از این جهت در این وقت نماز عشاء را واجب کرد. پس چون این دستور
را به کار بندند او را فراموش نخواهند کرد و از او غافل نخواهند شد و در این صورت
دلهایشان سخت نگردد و رغبتشان نکاهد و اگر کسی بگوید: وقتی معین برای عصر
نیست، مانند اوقات نمازهای دیگر، چرا آن را بین ظهر و مغرب قرار داد و میان عشاء
و صبح، یا میان صبح و ظهر قرار نداد؟ جواب این است: برای آن که هیچ وقتی برای
مردم از ضعفاء و از کار بر کناران و اقویا و کارگزاران آسان تر و راحت تر و مناسب تر
برای نماز عصر از این وقت معین نیست، زیرا مردم همگی از اول روز به تجارت و
معامله و آمد و رفت و کار و کوشش در رفع حوائج خود، و فعالیت در بازارهای کسب
مشغول اند، پس خداوند نخواست که آنان را از به دست آوردن روزی به کار دیگر
مشغول کند … نیز مردم همگی قادر به شب خیزی نیستند و آن را درست هم درک
نمی کنند و وقت آن در نیمه های شب اگر باشد، بیدار نمی شوند، هر چند واجب باشد
و امکانش هم برای ایشان بسیار کم است، پس خداوند بر آنان آسان گرفت و نماز
عصر را در سخت ترین ساعات شبانه روز مقرر نفرمود؛ بلکه وقت آن را در
راحت ترین هنگام قرار داد، چنان که خداوند ـ عز و جل ـ خود فرموده است: “یرید
اللّه بکم الیُسر و لا یریدُ بکم العُسر”.»(۲۲)

پاسخ چهارم:

از امام رضا ـ علیه السلام ـ نقل شده است که فرمود:

«افضل اوقات سه وقت است: هنگام زوال خورشید (ظهر) و پس از آن مغرب، و هنگام
سحر؛ پس خداوند دوست داشت که برای قرب به او در این اوقات سه گانه نماز به جای
آورده شود.»(۲۳)

۳ـ قرآن می فرماید: «نماز جز بر خاشعان سنگین است»،(۲۴) چه کنیم خاشع باشیم تا نماز بر
ما سنگین نباشد؟

از این پرسش چند پاسخ داده شده است:

پاسخ اول: آیت الله جوادی آملی در تفسیر تسنیم در ذیل آیات ۴۵ و ۴۶ از سوره بقره
می نویسد:

«قرآن کریم در آیه ۴۶ به منشأ خشوع خاشعان اشاره کرده، می فرماید: یاد مرگ و
قیامت، همه توان انسان را گرفته، قلب او را می لرزاند و وی را خاشع می سازد؛ زیرا
همه غرورها و “من و ما” گفتنها از این روست که مرگ و عذاب قیامت از یادها رفته
است وگرنه آنان که به حساب و میزان و بهشت و جهنم یقین دارند، یا دست کم
گمانش را می برند و از حال احتضار و احوال قبر غافل نیستند، خاکسار و خاشع و دل
شکسته شده، به نماز و استعانت از دعا و بکاء رو می آورند.»(۲۵)

پاسخ دوم: علامه طباطبایی ـ قدس سره ـ در تفسیر آیه ۴۵ و ۴۶ سوره بقره می نویسد:

«تعبیر به ظن در آیه ۴۶ به جای یقین، اشاره به این است که برای حصول خشوع در
انسان کافی است که متوجه شود خدایی دارد که ممکن است به سوی او بازگردد و او
را ملاقات کند.»

پاسخ سوم: در استفتائات عرفانی از حضرت آیت الله العظمی بهجت ـ حفظه اللّه ـ سؤال
شده: «برای این که در انجام دادن فرمان الهی خصوصاً نماز، با خشوع باشیم، چه کنیم؟» ایشان
پاسخ فرموده اند: «در اول نماز، توسل حقیقی به امام زمان (عج) کردن که عمل را با تمامیت مطلقه
انجام بدهید».(۲۶)

پاسخ چهارم: در قرآن کریم راه حصول خشوع در اعراض و ترک اعمال لغو و بیهوده معرفی
شده؛ آنجا که می فرماید: «قد أفلح المؤمنون الذین هم فی صلاتهم خاشعون الذین هم عن اللغو
معرضون».(۲۷)

نماز سدی در برابر گناهان آینده است؛ چرا که روح ایمان را در انسان تقویت
می کند و نهال تقوی را در دل پرورش می دهد.

چنان که برخی از بزرگان عرفا از جمله حضرت آیت الله بهجت ـ حفظه الله ـ نیز در برخی از
نصایحشان به این مطلب تصریح کرده اند که راه به دست آوردن خشوع، کنار گذاشتن کارهای لغو
و بی فایده است؛ یعنی ترک آن کارهایی که نه فایده دنیوی دارد و نه فایده اخروی.

پاسخ پنجم: در روایتی به ویژگیهای انسان خاشع و راههای به دست آوردن خشوع به
خوبی اشاره شده است. رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در روایتی فرموده اند:

«نشانه خاشع در چهار چیز است: ۱ـ مراقبت نفس و حساب بردن از خدا در نهان و
آشکار؛ ۲ـ انجام دادن کارهای نیک؛ ۳ـ اندیشیدن به روز قیامت؛ ۴ـ مناجات و راز و
نیاز با خداوند.»(۲۸)

۴ـ چرا نماز بر روح برخی از افراد، تأثیری ندارد؟

پاسخ اول:

«این مطلب که نماز باید آدمی را از ارتکاب فحشاء و منکرات باز دارد، حقیقتی است
که هیچ راه گریزی از آن وجود ندارد؛ زیرا قرآن به صراحت این خاصیت را برای نماز
اثبات می کند، پس نمازی که این خاصیت در آن نباشد و تنها صورت نماز در آن یافت
شود لامحاله آن نماز، از نفاق خالص نشأت گرفته و نفاق هم که بدون شک سبب
دوری انسان از خدا می شود. اگر نماز، از جمیع جهات فاقد روح بود این نماز، در
بازداشتن انسان از فحشاء و منکرات هم هیچ اثری نخواهد داشت، نه جزئی و نه کلی؛
ولی اگر بعض از مراتب روح را با خود داشت، لا محاله به همان اندازه اثر خواهد
داشت. نتیجه این که نمازی که از جمیع وجوه فاقد روح و از جمیع جهات بدون
حضور قلب باشد، این نماز ثمره ای جز دوری بنده از خدا نخواهد داشت. و این نماز،
نماز کسی است که برای ریا و یا از روی استهزاء و مسخره نماز بخواند؛ اما نمازی که
حتی یک دهم و یا بیشتر آن با حضور قلب [و برای خدا] انجام گیرد، به همان اندازه
مورد قبول واقع می شود [و به همان اندازه فرد را از گناه باز می دارد].»(۲۹)

پاسخ دوم:

«اینکه در قرآن کریم آمده است نماز انسان را از فحشا و منکر باز می دارد، با توجه به
دو نکته باید در نظر گرفته شود: اولاً مراد، بازداری طبیعت نماز از فحشاء و منکرات
است؛ یعنی نمازی که اقامه شود و چنان که حق آن است خوانده شود، از روی طبع
چنین اثر و اقتضایی دارد [البته اگر موانعی در کار نباشد]؛ ثانیاً: نماز، علت تامه ای
برای بازداری از گناه نیست، بلکه از مهم ترین عوامل بازدارنده آن می باشد. نماز
صفتی در روح انسان ایجاد می کند که به مثابه یک پلیس درونی است و صاحبش را از
منکرات منع می کند و در نتیجه روحش را از ناپاکی گناهان و آلودگیهای ناشی از آنها
دور نگه می دارد. هدف از تشریع نماز، رساندن نمازگزاران به آن صفت بازدارندگی از
گناه است. پس نمازی که نتواند ملکه تقوا را در انسان ایجاد یا تقویت کند، مسلماً
تأثیر لازم را در بازداری از گناهان نخواهد داشت. وانگهی مسلمانی که نماز می خواند
و در عین حال برخی گناهان را نیز مرتکب می شود، اگر نماز نخواند، گناهان بیشتری
را مرتکب خواهد شد. اثر بخشی نماز به اندازه اقتضای آن است و علت تامه برای
منع از معصیت نیست به گونه ای که اگر کسی نماز خواند دیگر نتواند گناه کند؛ بلکه
ممکن است موانعی اثر نماز را خنثی کند؛ و اگر مانعی جلوی تأثیر آن را نگیرد، مسلماً
فایده خواهد بخشید.»(۳۰)

پاسخ سوم:

«ممکن نیست کسی نماز بخواند و هیچ گونه اثری در او نبخشد؛ هر چند نمازش
صوری و آن فرد آلوده به گناه باشد. البته این گونه نماز اثرش کم است. این افراد اگر
همان نماز را نمی خواندند از این هم آلوده تر بودند. هر نمازی به همان اندازه که از
شرایط کمال و روح عبادت برخوردار باشد، نهی از فحشاء و منکر می کند؛ گاه نهی
کلی و گاهی هم نهی جزئی و محدود. به عبارت روشن تر: نهی از فحشاء و منکر
سلسله مراتب و درجات زیادی دارد و هر نمازی به نسبت رعایت شرایط دارای
بعضی از این درجات است.»(۳۱)

پاسخ چهارم:

شیخ طبرسی ـ قدس سره ـ در تفسیر خود می گوید:

«برخی گفته اند که نماز، به منزله کسی است که با سخن خود نهی از منکر می کند و
می گوید: “فحشاء و منکر را انجام مده”؛ زیرا نماز مشتمل است بر تکبیر، تسبیح،
تهلیل، قرائت، ایستادن در پیشگاه خداوند و دیگر اقسام و اصناف عبادت که همگی
به نیکی دعوت می کنند و از ضد نیکی، یعنی فحشاء و منکر بازدارندگی دارند.»(۳۲)

از کلام شیخ طبرسی ـ قدس سره ـ نتیجه می گیریم که نماز، بر روح افراد تأثیر می گذارد ولی
این تأثیر به گونه ای نیست که از آنها سلب اختیار کند، چنان که نتوانند گناه کنند.

پاسخ پنجم:

ابن مسعود از پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ نقل کرده است که:

«لا صلوه لمن لا یطع الصلوه و طاعه الصلوه أن تنهی عن الفحشاء و المنکر.»

«نماز نخوانده است کسی که اطاعت نماز را نکند و اطاعت نماز، آن است که فحشاء و
منکر را انجام ندهد.»

مراد از این روایت این است که نماز ناهی و بازدارنده از معاصی است؛ پس هر کس که اقامه
نماز کند ولی از انجام معاصی به کنار نباشد معلوم می شود نماز او به صفت و ویژگی ای که حق
تعالی آن را وصف کرده، نبوده است. ولی اگر بعد از آن توبه کرد و از معاصی کناره گرفت معلوم
می شود نمازش در او اثر داشته است، ولی اثربخشی آن در این فرد، مدتی طول کشیده و زمان
برده است.(۳۳)

۵ـ چرا باید در نماز، حتماً سوره حمد خوانده شود؟

پاسخ اول: از امام رضا ـ علیه السلام ـ روایت شده است:

«همانا مردم به قرائت قرآن در نماز امر شده اند تا قرآن مهجور و ضایع نگردد و نیز به
سبب اینکه قرآن محفوظ باشد و از بین نرود و فراموش نشود؛ و همانا واجب شده که
سوره حمد خوانده شود نه سوره های دیگر؛ زیرا هیچ سوره ای نیست که مانند سوره
حمد، جامع تمام خیرات و حکمتها باشد.»(۳۴)

پاسخ دوم: در روایتی از امام صادق ـ علیه السلام ـ نقل شده است: «اسم اعظم خداوند در
سوره فاتحه الکتاب پراکنده شده است.»(۳۵)<

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.