پاورپوینت کامل اسلام در اسپانیا (آندلس) ۱۱۹ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل اسلام در اسپانیا (آندلس) ۱۱۹ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۱۹ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اسلام در اسپانیا (آندلس) ۱۱۹ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل اسلام در اسپانیا (آندلس) ۱۱۹ اسلاید در PowerPoint :

۱۲۶

اسلام در خارج از شبه جزیره حجاز

مقدمه

در سال هفتم هجری، پیامبر صلی الله علیه و آله دو ماه پس از امضای صلح حدیبیه، نامه هایی برای
فرمانروایان سرزمینهای اطراف حجاز فرستاد و آنان را به پذیرش اسلام فرا خواند؛ از
جمله در یک روز، نامه هایی برای امپراتور، پادشاهان و حاکمان ایران، روم، حبشه، مصر،
یمامه، بحرین، اردن و حیره نوشت.

در آن عصر، ایران و روم دو ابر قدرت بزرگ جهان بودند. خسرو پرویز، پادشاه ایران،
نامه پیامبر اسلام را پاره کرد و به کارگزار خود در یمن ـ باذان ـ دستور داد دو نفر را به
حجاز بفرستد تا حضرت محمد صلی الله علیه و آله را دستگیر کرده نزد او بیاورند.

باذان، دو نفر را همراه نامه ای برای حضرت محمد صلی الله علیه و آله به حجاز فرستاد. پیامبر
اسلام پس از دیدار با آنان فرمود: من فردا نظرم را به شما خواهم گفت. روز بعد که آن دو
برای گرفتن پاسخ نامه باذان به حضور پیامبر صلی الله علیه و آله رسیدند، آن حضرت به آنان فرمود:
خداوند جهان، مرا با خبر ساخت که دیشب، خسرو پرویز به دست پسرش شیرویه کشته
شد و پسرش بر تخت سلطنت نشست. سپس پیامبر صلی الله علیه و آله با هدیه های گرانبهایی آنان را
روانه یمن ساخت.

فرستادگان باذان سخنان پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله را به اطلاع او رساندند. باذان گفت: اگر
خبر او درست باشد، حتما او پیامبر آسمانی است و باید از او پیروی کرد. چند روز بعد،
نامه شیرویه به دست باذان رسید که به وی خبر داده بود اکنون او پادشاه ایران است و
پدرش را کشته است. باذان پس از آن که فهمید خبر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله درست بوده، به
اسلام گروید و نامه ای به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نوشت و اسلام آوردن خود را به اطلاع آن
حضرت رسانید. پس از اسلام آوردن باذان، مردم یمن نیز پذیرای اسلام شدند.

امپراتور روم پس از دریافت نامه پیامبر اسلام، با دانشمندان مسیحی به مشورت
نشست و پس از آگاهی از بشارت انجیل به ظهور پیامبری آسمانی بعد از حضرت
عیسی علیه السلام در نامه ای به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نوشت:

«نامه ای است برای احمد، رسول خدا، همان کسی که عیسی بشارت او را داد.

از قیصر، فرمانروای روم

نامه ات توسط فرستاده ات به دست من رسید. گواهی می دهم که خدا تو را به
پیامبری برگزیده است. نام و یاد تو را در انجیلی که در دست ما است می بینم.
عیسی بن مریم مژده ظهور تو را به ما داده بود. من رومیها را به پذیرش اسلام فرا
خواندم ولی آنان نپذیرفتند. ای کاش می پذیرفتند. ای کاش نزد تو بودم و پاهای
تو را می شُستم.»

قیصر، علاوه بر این پاسخ، هدایایی نیز برای پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرستاد.

نجاشی، پادشاه حبشه، پس از قرائت نامه پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله آن را روی چشمهای
خود گذاشت و از تخت سلطنت فرود آمد و به روی زمین نشست و شهادتین را بر زبان
جاری ساخت. وی در پاسخ نامه پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نوشت:

«بسم الله الرحمن الرحیم

نامه ای است به محمد، رسول خدا

از نجاشی

سلام خداوندی که جز او آفریدگاری نیست و مرا هدایت کرد تا اسلام بیاورم.

نامه شما را درباره پیامبر و انسان بودن حضرت عیسی علیه السلام خواندم. سوگند به
خدای زمین و آسمان، آن چه نوشته اید عین حقیقت است. من با دین شما آشنا
شدم و درباره مسلمانان مهاجر به نیکی رفتار می نمایم.

اکنون گواهی می دهم که شما همان پیامبری هستید که کتابهای آسمانی پیشین
نیز ظهورش را وعده داده بودند. من در حضور پسر عموی شما، شهادتین را بر
زبان جاری ساختم و اکنون برای ابلاغ پذیرش اسلام خود، فرزندم «رارها» را
رهسپار محضرتان می کنم و اعلام می کنم که من فقط ضامن خودم هستم. اگر
دستور بدهید خودم به محضرتان خواهم رسید.

سلام بر شما ای رسول خدا.»

فروانروای بحرین نیز اسلام را پذیرفت و حضرت محمد صلی الله علیه و آله او را در سمت خویش
ابقا کرد؛ اما فرمانروایان مصر، یمامه و اردن اسلام را نپذیرفتند.

در سال نهم هجری، امپراتور روم، هرقل (هراکلیوس) به قصد حمله به حجاز،
لشکری عظیم را در «بلقاء» گرد آورد. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله پس از اطلاع از این جریان، سپاهی
۰۰۰/۳۰ نفری را آماده نبرد با رومیها ساخت. سپاه اسلام به فرماندهی پیامبر
اسلام صلی الله علیه و آله راهی بسیار طولانی، نزدیک به ۸۰۰ کیلومتر را پیمودند تا به «تبوک» رسیدند.
رومیها پس از اطلاع از جمعیت انبوه سپاه اسلام، عقب نشینی کردند. سپاه اسلام ۲۰ روز
در تبوک اردو زد. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در آنجا با فرمانروایان مسیحی «دومه الجندل» و «ایله»
پیمان صلح بست و از آنان جزیه گرفت.

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در آخرین روزهای عمر خویش، سپاهی را به فرماندهی اسامه بن
زید به جنگ با روم فرستاد که با مرگ آن حضرت و سرپیچی شماری از صحابه از پیوستن
به سپاه اسامه، این دستور پیامبر اجرا نشد.

در سال ۱۳ هجری، ابوبکر سپاهی را از راه تبوک و ایله، به اردن، فلسطین، حمص و
اطراف دمشق فرستاد. نیز به خالد بن ولید که در مرزهای ایران بود دستور داد به سوی
شام برود. مسلمانان در نزدیکی «غزه» با مسیحیان جنگیده و پیروز شدند. گروهی از سپاه
اسلام نیز «بلقاء» و «عربه» را از چنگ رومیها آزاد ساختند. خالد بن ولید نیز «عین التمر»،
«تدمر»، «جابیه» و «بصری» را فتح کرد.

در سال ۱۴ هجری، مسلمانان در «مرج الصفر» در جنگ با رومیها پیروز شدند و
توانستند دمشق را محاصره کنند. اندکی بعد، دمشق توسط مسلمانان فتح شد. سپس
شهرهای «حمص»، «بعلبک»، «حلب»، «حماه»، «شیرز» و «معره النعمان» بدون جنگ
تسلیم شدند.

در سال ۱۵ هجری، مسلمانان توانستند در «یرموک» شکست سنگینی را بر رومیها
تحمیل کنند. پس از آن شهرهای «نابلس»، «لُدّ»، «یبنی»، «عمواس»، «بیت جبرین»، «یافا»،
«رفح» و «قنسرین» توسط مسلمانان فتح شد و پس از آن سپاه اسلام توانست شهر
«قدس» را محاصره نماید.

در سال ۱۴ هجری، مردم قدس تسلیم شدند و عُمَر بن خطّاب وارد قدس شد و با
آنان پیمان صلح بست.

در سال ۱۶ ـ ۲۰ هجری، مصر نیز توسط مسلمانان فتح شد.

در سال ۲۲ هجری، سپاه اسلام توانست «برقه» واقع در شمال آفریقا را فتح نماید.

در سال ۲۷ هجری، مسلمانان توانستند «سبیطله» و در سال ۲۸ هجری «قبرس»
را فتح نمایند.

اندلس

در قرن پنجم میلادی، قبایل «واندال» به اسپانیا یورش بردند و این کشور را که قرنها
رومیها بر آن حکومت می کردند، اشغال کردند. از آن به بعد، این کشور به نام «واندالوسیا»
یعنی «سرزمین واندالها» معروف شد. اعرابِ مسلمان پس از تصرف این سرزمین، آن را
«اندلس» نامیدند. در اوایل قرن ششم (۵۰۷ میلادی)، قبایل «گوت غربی» به اسپانیا
حمله کرده «واندالها» را شکست دادند و حکومت نیرومندی در آنجا بنا نهادند.

فتح اندلس

در سال ۹۲ ه . ق موسی بن نصیر، کارگزار ولید بن عبدالملک ـ خلیفه اموی ـ در
«افریقیه»، سپاهی به فرماندهی طارق بن زیاد ـ حاکم طنجه ـ را مأمور فتح اندلس کرد.
اندلس در این هنگام دچار اختلافات داخلی بود. سپاه طارق با کمک «خولیان»، حاکم
شورشی «سبته»، که مسلمانان را به فتح اندلس فراخوانده بود، از تنگه ای بین قاره آفریقا
و اروپا که بعدا به نام «جبل الطارق» مشهور شد، گذشت و شهرهای «استجه»، «مالقه»،
«غرناطه»، «قرطبه»، «البیره» و «طلیطله» را تصرف کرد. سپس سپاه طارق توانست بر
سواحل جنوبی «خلیج بیسکی» سلطه یابد و در مدت یک سال تمام اسپانیا را از شمال تا
جنوب فتح کند.

در سال ۹۳ ه . ق موسی بن نصیر به فرماندهی سپاهی عظیم از جبل الطارق
گذشت و به سوی شمال شبه جزیره «ایبری» پیشروی کرد و شهرهای «شذونه»، «قرمونه»
و «اشبیلیه» را فتح کرد. سپس به «طلیطله» رفت و در آنجا با طارق بن زیاد که به استقبال
او آمده بود دیدار کرد و همراه او به سوی فتح شهرهای «شمال شرقی» اندلس روانه شد.
دو سپاه توانستند شهرهای «سرقسطه» و «برشلونه» را فتح کنند. سپس سپاه طارق روانه
«شمال غرب» اندلس شد تا شهرهای این منطقه را فتح نماید. سپاه موسی بن نصیر نیز به
سوی «جبال پیرنه» روانه شد تا «ویزیگوت»ها را سرکوب کند.

دولت اسلامی در اندلس

در سال ۹۵ ه . ق ولید به عبدالملک به موسی بن نصیر و طارق بن زیاد دستور داد به
دمشق برگردند. موسی بن نصیر، فرزند خود عبدالعزیز را جانشین خود ساخت و همراه
طارق به دمشق بازگشت.

ظاهرا خلیفه اموی، ـ ولید بن عبدالملک ـ از موفقیتهای فراوان موسی بن نصیر و
طارق بن زیاد در فتوحات و محبوبیت رو به افزون آنان نزد سپاهیان به هراس افتاده و
برای حفظ خلافت خویش، آنان را به دمشق فرا خوانده بود.

در سال ۹۸ ه . ق عبدالعزیز ـ حاکم اندلس ـ در مسجد پایتخت (اشبیلیه) به قتل
رسید. احتمال می رود خلیفه اموی، سلیمان بن عبدالملک، همانند پدر از ترس به خطر
افتادن خلافت خود، دستور قتل عبدالعزیز را صادر کرده باشد.

پس از قتل عبدالعزیز، بزرگان «اشبیلیه»، ایوب بن حبیب لخمی را حاکم اندلس قرار
دادند. او شش ماه بر این مسند بود. در این دوره، اندلس بخشی از ولایت «افریقیه» و جزء
قلمرو دمشق. پس از او، حر بن عبدالرحمن ثقفی حاکم اندلس شد.

در سال ۹۹ حر بن عبدالرحمن ثقفی پایتخت اندلس را از «اشبیلیه» به «قرطبه»
منتقل کرد. در سال ۱۰۰ عمر بن عبدالعزیز اموی، سمح بن مالک خولانی را حاکم
اندلس ساخت. سمح، شورشیان را سرکوب کرد و شهرهای شمالی اندلس، از جمله
«قرفشونه»، «سپتیمانیا» و «ناربن» را فتح کرد. دامنه فتوحات وی تا جنوب فرانسه
گسترش یافت. وی در سال ۱۰۲ در جنگ با مسیحیان کشته شد.

در سالهای ۱۰۲ ـ ۱۱۶ ه . ق به ترتیب این افراد حاکم اندلس بودند:

۱. عنبسه بن سحیم (۱۰۲ ـ ۱۰۷)؛

۲. یحیی بن مسلمه کلبی (۱۰۷ ـ ۱۱۰)؛

۳. عثمان بن ابی سعید خثعمی (۱۱۰ ـ ۱۱۱)؛

۴. حذیفه بن احوص قیسی (۱۱۱)؛

۵. هیثم بن عفیر کنانی (۱۱۱ ـ ۱۱۲)؛

۶. محمد بن عبدالله اشجعی (۱۱۲)؛

۷. عبدالرحمن بن عبدالله غافقی (۱۱۲ ـ ۱۱۴)؛

۸. عبدالملک بن قطن فهری (۱۱۴ ـ ۱۱۶).

در سال ۱۱۶ ه . ق عبدالملک عزل شد و عقبه بن حجاج سلولی به جای او حاکم
اندلس گردید. در زمان حکومت او، عربها و بربرها با یکدیگر به جنگ پرداختند و
شهرهای «مارده»، «استرقه» و «طلبیره» در اندلس دچار آشوب شد.

عبدالملک، حاکم معزول، از این فرصت استفاده کرد و عقبه را برکنار ساخت و
دوباره به حکومت اندلس رسید. عبدالملک با کمک بلج بن بشر قشیری، فرمانده لشکر
اموی در «سبته»، بربرها را در «قرطبه» و «طلیطله» شکست داد.

در سال ۱۲۳ بلج علیه عبدالملک شورید و او را به قتل رسانید و حکومت اندلس را
به دست گرفت.

در سال ۱۲۴ در نزدیکی قرطبه، بلج در جنگ با فرزندان عبدالملک کشته شد. پس
از کشته شدن او، ثعلبه بن سلامه عاملی حاکم اندلس شد. مدتی بعد، زمامدار «افریقیه»،
ابوالخطار بن ضرار کلبی را حاکم اندلس ساخت. ابوالخطار، برای از بین بردن درگیریهای
عربهای قحطانی و عدنانی بر سرِ حکومت، هر یک از قبیله ها را به یکی از شهرهای اندلس
کوچ داد و اوضاع را آرام ساخت. علاقه وافر و گرایش ابوالخطار به قبیله های یمنی، سبب
شد تا دوباره اوضاع اندلس ناآرام گردد و برخی قبیله ها آشوب به پا کنند. مسیحیان از این
فرصت استفاده کرده و شهرهای شمالی اندلس را از مسلمانان پس گرفتند.

در دوره حکومت یوسف بن عبدالرحمن فهری در اندلس «خلافت اموی دمشق»
توسط «عباسیان» سقوط کرد و عبدالرحمن بن معاویه بن هشام از چنگ عباسیان
گریخت و به مغرب رفت. وی در سال ۱۳۸ با کمک قبیله های بربر، از جبل الطارق عبور
کرده وارد سواحل غربی اندلس شد و لشکر یوسف بن عبدالرحمن را شکست داد و قرطبه
را فتح و دولت امویان اندلس را تأسیس کرد.

دولت امویان اندلس (۱۳۸ ـ ۴۲۲ ه. ق)

عبدالرحمن بن معاویه بن هشام، پس از انقراض دولت اموی و روی کار آمدن دولت
عباسیان در شام (۱۳۲ ه . ق) به آفریقا گریخت. وی در سال ۱۳۸ توانست برخی از
شهرهای اندلس را تصرف کند و آنجا را از قلمرو دولت نوبنیاد عباسیان خارج ساخته
دولت اموی را در اندلس بنیان نهد.

او نخستین حاکم مسلمان اندلس بود که خارج از قلمروِ حکومتِ شام، فرمانروایی
می کرد. تمام حاکمان مسلمان پیشین اندلس یا از سوی دمشق انتخاب شده یا از آنان
اطاعت می کردند. عبدالرحمن، با فتح اندلس، دولت تازه ای بنیان نهاد که سه قرن بر
اندلس حکومت کرد.

عبدالرحمن ۳۳ سال (۱۳۸ ـ ۱۷۲ ه . ق) در اندلس حکومت کرد. او از روزهای
نخست حکومت با جنگهای داخلی و شورشها روبه رو بود. وی در سال ۱۴۲ توانست
«طلیطله» را از چنگ شورشیان خارج و آرامش را برقرار سازد. عبدالرحمن در سالهای
۱۴۴ ـ ۱۶۳ با شورشهای فراوانی روبه رو شد. پس از مرگ او (۱۷۲ ه . ق) جانشینانش نیز
با آشوبها و شورشها مواجه شدند.

در سالهای ۱۷۶ ـ ۱۷۹ هشام بن عبدالرحمن برخی از شهرهایی را که به تصرف
مسیحیان درآمده بود، بازپس گرفت. در دوران حکومت حَکَم بن هشام، مسیحیان،
شهرهای «برشلونه» و «طلیطله» را از قلمرو حکومت امویان اندلس خارج کردند و
مسلمانان بزرگ ترین پایگاه خود را در «شمال» اندلس از دست دادند. مردم «قرطبه» نیز
علیه حَکَم شورش کردند.

عبدالرحمن بن حکم توانست «طلیطله» را بازپس بگیرد. وی ناوگان دریایی دولت
اموی اندلس را تقویت کرد و کارگاههای بزرگ کشتی سازی تأسیس نمود.

در دوران حکومت محمد بن عبدالرحمن، شهرهای «طلیطله»، «استجه» و «سمّوره»
توسط شورشیان یا مسیحیان از قلمرو حکومت امویان اندلس خارج شد.

عبدالرحمن بن محمد توانست شکوه و اقتدار دولت اموی اندلس را احیا کند و بار
دیگر امنیت را در اندلس حاکم سازد. وی در سال ۳۱۷ خود را «خلیفه الناصر» خواند. او
توانست شورشیان را سرکوب کند و برخی از شهرها را که از قلمرو حکومت امویان اندلس
خارج شده بود، مانند «طلیطله» بازپس گیرد. در دوره حکومت وی، صنعت، تجارت، هنر،
ادبیات و علم در اندلس رونق گرفت.

در سال ۳۵۰ حَکَم، ملقّب به المستنصر بالله، به حکومت رسید. او جنگهای فراوانی
با مسیحیان نمود که در اکثر آنها پیروز میدان بود. سرانجام فرمانروایان مسیحی
«قشتاله»، «لیون»، «ناوار»، «جلیقیه» و «برشلونه» از جنگ خسته شده، خواستار صلح با
مسلمانان شدند.

پس از حَکَم، پسرش هشام ـ ملقب به المؤید بالله ـ به حکومت رسید. در دوران
حکومت او، اندلس در اوج شکوه بود. هشام، جوانی خام بود و تمام کارهای مملکت را
وزیرش، محمد بن ابی عامر ـ ملقب به المنصور ـ انجام می داد. محمد بن ابی عامر
توانست پادشاه لیون را مجبور به اطاعت از حکومت امویان اندلس نماید. وی توانست
شهرهای شمالی اندلس را از مسیحیان باز پس گیرد.

پس از محمد بن ابی عامر، فرزندش عبدالملک المظفر به وزارت رسید. وی نیز
مانند پدر، سیاستمداری فرزانه و کاردان بود. در دوره وزارت او، اندلس در اوج رفاه و
شکوفایی بود.

پس از مرگ وی، عبدالرحمن ابن المنصور به وزارت رسید و جنگهای داخلی در
اندلس آغاز شد. سه ماه پس از وزارت عبدالرحمن، شورشیان بربر توانستند قرطبه را
تسخیر کنند.

در سالهای ۳۹۹ ـ ۴۰۷ ه . ق این امیران اموی به حکومت رسیدند:

۱ ـ محمد بن هشام؛

۲ ـ سلیمان المستعین؛

۳ ـ هشام المؤید؛

۴ ـ سلیمان المستعین (حکومت دوم).

در سال ۴۲۲ آخرین خلیفه امویان اندلس، هشام المعتمد بالله، از خلافت خلع و
دولت امویان اندلس پس از سه قرن حکومت منقرض شد.

دولتهای پراکنده در اندلس

در سال ۴۲۲ ه . ق دولت امویان اندلس سقوط کرد و از آن به بعد، دولتهای پراکنده ای در
سرزمینهای مختلف اندلس بنیان نهاده شد. دولت بنی حمود در جنوب «وادی الکبیر» و
امتداد آن تا رود «شنیل» تأسیس شد و قبیله های عرب دولتهای مستقلی در «قرطبه»،
«اشبیلیه»، «سرقسطه»، «بلنسیه»، «مرسیه» و «المریه» تشکیل دادند. غلامان بنی عامر نیز
دولتهای مستقلی در شرق اندلس بنا نهادند. مهم ترین دولتها در این عصر عبارتند از:

۱. دولت بنی جهور

مردم «قرطبه» دولت امویان اندلس را ساقط کرده «جهور بن محمد بن جهور» را به
فرمانروایی برگزیدند. او توانست دامنه قلمرو حکومت خویش را از شمال تا سلسه جبال
«شارت»، از شرق تا سرچشمه های «وادی الکبیر»، از غرب تا «استجه» و از جنوب تا
«غرناطه» گسترش دهد. در سال ۴۶۲ لشکر «اشبیلیه» توانست «قرطبه» را تصرف کرده
دولت جهور را منقرض سازد.

۲. دولت بنی عباد

در سال ۴۱۴ ه . ق قاضی «اشبیلیه»، ابوالقاسم محمد بن اسماعیل بن عباد، دولت بنی
عباد را تأسیس کرد. پس از او المعتضد عباد بن محمد توانست به «غرب» و «جنوب»
اندلس سلطه یابد و حکومت «بربر»ها را در «شرق» و «جنوب شرقی» براندازد. پسرش،
محمد المعتمد نیز توانست «قرطبه» را از تسلط «بنی جهور» خارج سازد.

در سال ۴۷۴ «آلفونسو» به «اشبیلیه» حمله و در سال ۴۷۱ «طلیطله» سقوط کرد.
المعتمد، یوسف بن تاشفین را به یاری خواند. یوسف به جای یاری وی، دولت بنی عباد را
سرنگون کرد.

۳. دولت بنی زیری (بنی معاد)

در سال ۳۹۱ ه . ق شماری از «بربر»های قبیله «صنهاجه» به «قرطبه» کوچ کردند.
سرسلسله این خاندان، زاوی بن زیری در اواخر عصر دولت امویان اندلس، در «غرناطه» به
حکومت رسید. پس از او، جانشینانش به گسترش قلمرو حکومت پرداختند. شماری از
آنان برای دفاع از خود در برابر دیگر دولتهای مستقل، با «آلفونسو» متحد شدند.

در سال ۴۸۸ دولت بنی زیری توسط یوسف بن تاشفین سقوط کرد.

۴. دولت بنی ذی النون

بنی ذی النون از قبیله بربر «هواره»اند. در سال ۴۲۷ ه . ق سرسلسله این خاندان،
اسماعیل بن عبدالرحمن بن ذی النون، حاکم «طلیطله» شد.

در سال ۴۷۸ «آلفونسوی ششم»، «طلیطله» را تصرف و دولت بنی ذی النون را ساقط
کرد.

۵. دولت بنی عامر

عبدالعزیز بن عبدالرحمن المنصور عامری در «بلنسیه» به حکومت رسید. او با پادشاهان
مسیحی اندلس، به ویژه با «فرزندان اول» متحد شد. پس از او، پسر و نوه اش به حکومت
رسیدند. آلفونسوی ششم این دولت را سرنگون ساخت.

۶. دولت بنی افطس

در سال ۴۱۳ ه . ق عبدالله بن مسلمه، ملقب به «المنصور»، معروف به «افطس»، وزیرِ
«شاپور فارسی»، پس از سقوط دولت امویان اندلس، در «بطلیوس» به حکومت رسید.

در دوره حکومت «عمر المتوکل»، «آلفونسو» به سرزمینهای شمالی بطلیوس حمله
و بخش وسیعی از آن را اشغال کرد. ورود «مرابطون» به بطلیوس سبب عقب نشینی لشکر
آلفونسو از آنجا شد.

۷. دولت بنی تجیب و بنی هود

در سالهای پایانی قرن سوم ه . ق، بنی تجیب توانستند بر «سرقسطه» تسلّط یابند.
بیش تر حاکمان بنی تجیب تابع دولت امویان اندلس بودند. پس از انقراض دولت امویان
اندلس، منذر بن یحیی تجیبی دولتی مستقل تشکیل داد.

پس از وی، در سال ۴۶۰ سلیمان بن محمد بن هود به حکومت رسید و به دولت
بنی تجیب پایان بخشید و دولت بنی هود را تأسیس کرد. پس ا

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.