پاورپوینت کامل دین و خوشبختی ۵۳ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل دین و خوشبختی ۵۳ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۳ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل دین و خوشبختی ۵۳ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل دین و خوشبختی ۵۳ اسلاید در PowerPoint :
۸
درباره سعادت و خوشبختی انسان، چند نقطه تاریک و چند نکته روشن وجود دارد که
وارسی آنها، خالی از فایده و غنیمت نیست. نخست، نقاط تاریک را گزارش می کنیم تا
معلوم شود که وقتی سخن از خوشبختی انسان و رابطه آن با دین به میان می آید، چه
اندازه محتاج حقایق الهی و معارف ناب انسانی هستیم. سپس نکته هایی را که چند و
چونِ چندانی در آنها نیست، برمی شمریم و در پایان با حاصل ضرب روشنی ها در
تاریکی ها، می کوشیم به سایه روشنی از منظر خوشبختی انسان دست یابیم.
۱. نقاط تاریک در مسئله خوشبختی انسان
از تاریک ترین نقاطی که مربوط به مسئله خوشبختی انسان می شود، تعریف
«سعادت» است. تعریف سعادت و خوشبختی انسان، ورطه ای است که هر کس در آن فرو
رفت، پیروزمندانه بیرون نیامد. تعریفِ علمی سعادت انسان، از این جهت، همچون
مشکل عشق است که به قول حافظ، در حوصله دانش ما نیست و «حلِّ این نکته، بدین فکرِ
خطا، نتوان کرد». هرکس بر حسب فکر خود، گمانی دارد؛ ولی آیا محرم راز سعادت نیز شده
است؟
در ره عشق نشد کس به یقین محرم راز
هرکسی بر حسب فکر، گمانی دارد
این ناتوانی در شناخت علمی و معرفت نظری، منحصر به مسئله سعادت و
خوشبختی انسان نیست. در این دنیای بزرگ، کمتر چیزی را می توان یافت که به دام
تعریف و شناسایی کامل ما در آید. ما حتی یک سنگ نتراشیده را هم نمی توانیم به کمال،
تعریف کنیم. با این همه، به هر چیزی که می رسیم نخست هوس می کنیم که آن را در
قالب یک تعریف منطقی بریزیم و سپس درباره آن سخن بگوییم!
سعادت یا خوشبختی چیست؟ شاید بتوان صدها تعریفِ عالمانه بر سر و روی این
سؤالِ رندانه ریخت؛ اما آیا آبِ سردی که از منبع پاسخ های عقل پسند ما می جوشد،
حرارت این پرسش داغ را فرو می نشاند.
از آن مهم تر و پیچیده تر، گره زدنِ این سؤال سخت به نوع بشر و انسانِ کلی است؛
که در این صورت دیگر پاسخ های شاعرانه یا از سر احساساتِ فردی، از عهده آن بر
نمی آیند. نیک بختی و خوش اقبالی،نامی است که ما به «مطلوب نهایی» خود می نهیم؛ اما
از تعریف و شناخت دقیق آن عاجزیم.
گروهی آن را لذت خواهی و کام جویی می دانند؛ گروهی شرف و حرمت اجتماعی؛
حکیمان، آن را قدرتِ نظرپردازی و اندیشیدن به واقعیت غایی هستی می دانند …؛ آن را
به معنای آرامشِ خاطر و رضایت درونی نیز گرفته اند؛ چنان که حافظ در بیتی از
دیوانش، چنین تعریفی از سعادت داده است:
هر آن کو خاطر مجموع و یار نازنین دارد
سعادت، همدم او گشت و دولت همنشین دارد
حافظ، از سعادت، تعریف های دیگری نیز ارائه کرده؛ اما او هم مثل همه انسان ها،
در تعریف سعادت و شناسایی آن، به مقتضای حال خود سخنی گفته است؛ زیرا کسی را
نمی توان یافت که در همه عمر خود، یک گونه، سعادت را فهمیده و همیشه از
خوشبختی، یک معنا را اراده کرده باشد.
ما هنگام بیماری، سعادت را سلامتی؛ هنگام فقر و تنگدستی، پول و ثروت …؛ در
وقت گرفتاری به دام غربت، داشتن همدم نازنین و خاطر مجموع، و هنگام مواجهه با
بی حرمتی و ناآبرومندی، برخورداری از شرف و منزلت اجتماعی و … می دانیم. غیر از
تعریف خوشبختی، مشکل دیگر، شناسایی عواملِ درونی و بیرونی آن است. ما غیر از آن
که نمی دانیم دقیقا چه کسی خوشبخت است، این را نیز نمی دانیم که چرا و چگونه. یکی
از اولین کسانی که درباره خوشبختی انسان سخن گفته، ارسطو است. او عوامل سعادت را
به سه دسته تقسیم می کند و برای هر یک، ارکانی را نیز می شمرد:
۱. عوامل روحی: مانند حکمت، عدالت و شجاعت؛
۲. عوامل مذهبی: سلامت، قوّت و زیبایی؛
۳. عوامل خارجی: ثروت، مقام و فامیل.
شهید مطهری در نقد این تقسیم، می نویسد: «تعیین عوامل خوشبختی، بدین گونه
که ارسطو گفته است، نه جامع است و نه مانع؛ زیرا عوامل دیگری را نیز می توان برای
سعادت شمرد که در تقسیم ارسطو نیست؛ مانند همسر شایسته. همچنین برای
خوشبخت بودن، انسان نمی تواند به آن چه ارسطو گفته است، بسنده کند.»
به هر روی، در عوامل سعادت نیز، توافق و اجماعی در کار نیست؛ حتی در این که
چه عاملی واقعا سعادت آفرین است و چه عاملی در پی خود تیره روزی و شقاوت را دارد.
از دیگر نقاط تاریک در این مسئله، بحث اختیار انسان در کسب سعادت خویش
است. آیا آدمی، هیچ مانعِ کوچک و بزرگی در راه خوشبخت شدن خود ندارد؟اگر برای
خوشبختی، باید موانعی را پشت سر گذاشت، آیا این گذر از موانع، در توان و اختیار انسان
هست؟ ما چه اندازه می توانیم در سعادتِ خود مؤثر باشیم و چرا سعادت که خوشایند
همه انسان ها است و همگان آن را می جویند، نصیب همه نمی شود؟ البته این مقدار
روشن است که انسان، خالی از اراده و اختیار نیست و استعدادِ کسب سعادت را از طریق
اختیار خود دارد؛ به گفته مولانا:
در جهان، دو بانگ می آید به ضدّ
تا کدامین را تو باشی مستعدّ
آخرین نقطه تاریکی که باید یادآور شد، سر در گمی انسان در انتخاب راهی است که
به سعادت می انجامد. برای سعادتمندی، به چه آیین و مرامی باید دل بست؟ آیا عقل،
راهنمای مطمئنی برای رسیدن به دروازه های خوشبختی هست؟ اگر راه دین، تنها
صراط مستقیم به سوی سعادت است، این راه را چگونه باید پیمود و با چه فهم و درکی از
دین؟
تاریکخانه ای را که تاکنون، در آن به سر می بردیم، شاید بتوان تا حدّ و اندازه ای
روشن کرد و پرتوی به میانِ آن انداخت. بدین روی، پس از این، نکات روشنی که مسئله
سعادت بشری را از تاریکی بیرون می آورد، بر می شمریم؛ شاید بتوان از این رهگذر،
چراغی در این تاریکزارِ بی سامان، برافروخت.
۲. نکات روشن در ماجرای خوشبختی انسان
آن چه همه آن تاریکی ها را همچون آذرخشی فروزنده، به روشنایی خیره کننده ای بدل
می کند، طعم آشنای سعادت در کام هر انسانی است؛ یعنی هر فردی با هر فکر و مرامی و
با هر طریقت و شریعتی که دارد، سعادت را می فهمد و اگر قطره ای از آن در کام هر
تشنه ای بریزد، آن را می شناسد؛ آن سان که مادران، فرزندانِ خویش را و مرغان، آشیانه
مألوف خود را.
در این فهم و ادراک قلبی نیز هیچ نیازی به تعریف های منطقی یا
نظریه پردازی های فیلسوفانه نیست. من اگرچه از عناصر تشکیل دهنده آب، بی خبر
باشم و ندانم که آب، محصول ترکیب اکسیژن و هیدروژن است، اما به وقت تشنگی، جز
سراغ آب را نمی گیرم. به واقع، آن چه مرا سیراب می کند، حقیقت آب است، نه درکِ
علمی و شناخت عقلی من از آب.
در دنیایی که ما در آن زندگی می کنیم، همه گونه آدمیزاد به چشم می آید؛ اما هرگز
نمی توان آدمیزادی را یافت که سعادت را اگر ببیند، نشناسد. آری، بسیاری از
آدمیزادگان، در نشان دادنِ مصداق و طریقه خوشبختی، به خطا می روند؛ اما انسانی
نیست که اگر طعم سعادت را بچشد، آن را نشناسد و یا با غیر آن، اشتباه کند. این مسئله،
موضوع سعادت و خوشبختی انسان را از تاریکخانه مباحث علمی، بیرون می کشد و در
دسترس هر انسانِ سعادت جو و روحمندی قرار می دهد.
به دیگر سخن، سعادت از امور چشیدنی و رسیدنی است، نه از موضوعاتِ علمی در
کتاب های فلسفی، یا عرفانی یا …؛ اگرچه می توان از آن به زبانِ علمی نیز سخن گفت.
نقطه روشن دیگری که در مسئله خوشبختی انسان، نباید از آن غفلت ورزید،
مختار بودن انسان در رسیدن به سعادت است. اراده و اختیار انسان در نیل به سعادت،
نقشِ اصلی را ایفا می کند؛ اگرچه عوامل دیگری نیز در میان است که بیرون از اراده و
اختیار ماست. این که هر انسانی، در زندگی خویش، کمابیش مختار است و خود می تواند
راه و همراه خویش را برگزیند، نیاز به اثبات ندارد و تصور آن کافی است تا تصدیق شود.
بهترین دلیل بر مختار بودن انسان، در اختیار داشتنِ ابزار اختیار است؛ یعنی ما
مختاریم، چون لوازم و ابزار اعمال اختیار را داریم. به گفته شیرین و نغز مولوی:
خواجه چون بیلی به دستِ بنده داد
بی زبان، معلوم شد او را مراد
وقتی به دستِ کسی، ابزار کشاورزی می دهند، معنایی جز این ندارد که او می تواند و
می باید که کشت و زرع کند. خداوند در آفرینش انسان، قوا و ابزاری نهاده است که مفهوم
آن، مُجاز بودن انسان در استفاده از آنهاست و استخدام آن قوا و ابزار، جز به اختیار
ممکن نیست و معنایی ندارد؛ اما این که چرا، برخی منکر اراده و اختیار انسان اند، دلایل
بسیاری دارد که پاره ای از آنها، از نوع دلایلِ نظری و فکری نیست؛ بلکه گاه انسان ها،
چنین افکاری را بر خود تحمیل می کنند تا شاید بتوانند همه نگون بختی ه
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 