پاورپوینت کامل استقلال در سیره امام حسین علیه السلام ۵۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل استقلال در سیره امام حسین علیه السلام ۵۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل استقلال در سیره امام حسین علیه السلام ۵۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل استقلال در سیره امام حسین علیه السلام ۵۰ اسلاید در PowerPoint :

۳۲

امام حسین ـ علیه السلام ـ بعد از مرگ معاویه، چهار خطبه مهم ایراد فرمود:

۱ ـ اولین خطبه حضرت هنگام بیرون آمدن از مدینه و حرکت به سوی مکه بود؛

۲ ـ دومین خطبه موقعی که تصمیم گرفت از مکه خارج شود؛

۳ ـ سومین خطبه شب عاشورا؛

۴ ـ چهارمین خطبه روز عاشورا.

امام حسین ـ علیه السلام ـ هنگام بیرون آمدن از مدینه با خطبه ای خیلی
ظریف با مردم سخن گفت. مردم مدینه تقریبا هشتاد درصد از سخنان او را
پذیرفتند و گفتند حق با توست و هنگامی که یزید مردم مدینه را قتل عام کرد
مردم متوجه شدند که بیست درصد بقیه سخنان حضرت هم درست بوده است.

ما از میان این چهار خطبه به جهتی بخش هایی از خطبه حضرت را در روز
عاشورا گزارش می کنیم. این بخش از خطبه چون خطاب به اصحاب خاص خود
است، بسیار با اهمیت است. البته برای تاریخ و بقیه مردم هم مفید است؛ چون
هم درد دل است و هم کشف اسرار و هم اصل مطلب است. حضرت فرمود:

«ألا ان الدعی ابن الدعی قد رکز بین اثنتین، بین السله و الذله، و هیهات
منا الذله یأبی اللّه لنا ذلک و رسوله و المومنون و حجور طابت و طهرت و
أنوف حمیه و نفوس أبیه من أن تؤثر طاعه اللّئام علی مصارع الکِرام.»

«آگاه باشید! این ناپاک زاده، زنا زاده پسر زنازاده، مرا بین جنگ و ذلت
مخیر کرده و به راستی چقدر ذلت از ما دور است. خدا، پیامبرش،
مؤمنان، دامن های پاکِ [مادران]، غیرتمند مردان و سرافرازان ـ که کشته
شدن در قتلگاه جوانمردان را بر اطاعت از فرومایگان بر می گزینند ـ
ذلت پذیری و زبونی را بر ما نمی پسندند.»

امام حسین ـ علیه السلام ـ را این ناپاک زاده بین شمشیر ـ که نتیجه آن
کشته شدن است ـ و بین اسیری و تسلیم ـ که نتیجه آن خواری است، مخیر کرده
است. به معنای امروزی بین جنگ و صلح و تنها دو راه پیش پای او گذاشته است.

حضرت از این سخن بسیار ناراحت شده بود؛ زیرا سیدالشهداء ـ علیه السلام
ـ در اصول، امامت و هدف مستقل است، پیروان او نیز چنین اند و این راه اصلی
است، چون هر کس در دنیا چنین استقلال داشته باشد، او شایستگی بزرگتری و
رهبری جامعه را دارد.

حال به امام حسین ـ علیه السلام ـ گفته اند که تو نباید مستقل باشی و باید از
جنگ و صلح یکی را انتخاب کنی!

صلح، در بیشتر موارد جایی است که یک ضعیف وجود دارد و یک قوی، و
طرف قوی خواسته ای دارد که خواسته خود را دنبال می کند و طرف ضعیف چون
ناتوان است یا باید نابود شود یا تسلیم، و وقتی ضعیف صلح را می پذیرد به این
معناست که ضعیف شده و به طور کلی از بین می رود و صلح را اختیار می کند تا
پایداری و نجات پیدا کند. البته صلح خوب هم داریم.

اما در چند جنگ صورت می گیرد:

۱ ـ در جایی که طرف قوی از باقی ماندن طرف ضعیف می ترسد و برای
اطمینان خاطر، طرف ضعیف را نابود می کند؛

۲ ـ عدم توافق اصولی دو طرف؛

مثلاً زمانی راه را بر حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ می بندند و می گویند باید
مالیات بپردازی تا در صندوقی که همسر تو در آن است را باز نکنیم، که این
جنگ ندارد و با پول مسأله حل می شود. اما زمانی قوی خواسته ای دارد و ضعیف
هم نمی تواند بپذیرد، در نتیجه جنگ صورت می گیرد.

۳ ـ جایی که قطعا بخواهند یک طرف را از بین ببرند؛ چه صلح کند یا نه، که
در اینجا مسلما جنگ آغاز می شود و صلح معنا ندارد.

در مورد سیدالشهداء ـ علیه السلام ـ چنین بود که یزید تصمیم گرفته بود و
به اصطلاح تصویب کرده بود که امام حسین ـ علیه السلام ـ نباید زنده باشد و باید
کشته شود. حال چه دلیلی دارد کسی که باید کشته شود، صلح کند؟

این با صلح امام حسن ـ علیه السلام ـ فرق دارد؛ چون امام حسن ـ علیه
السلام ـ وقتی با معاویه صلح کرد که خلیفه مسلمانان بود ـ شبیه صلح ایران و
عراق ـ و امام حسن ـ علیه السلام ـ برای صلح شرایط قرار داد، معاویه چاره ای جز
پذیرش آن نداشت، ولی سیدالشهداء حکومت نداشت و فقط یک فرد عادی
سرشناس بود.

بنابر این، صلح امام حسن ـ علیه السلام ـ به طور کامل به سود او بود؛ چون با
این صلح باقی می ماند و صلح امام حسین ـ علیه السلام ـ به طور کامل به ضرر او
بود؛ چون با صلح نابود می شد.

۴ ـ دین انسان از بین برود که اصلاً جای توافق نیست.

دین در دو جا به خطر می افتد:

الف ـ ترک دین و کافر شدن ـ که این خیلی خطرناک نیست؛ چون یک ملت
را یکباره نمی شود کافر کرد.

ب ـ ترک کردن مذهب ـ مردم به حضرت علی ـ علیه السلام ـ هم همین را
می گفتند و به همین جهت حضرت می فرمود: کار من از پیامبر خدا ـ صلی الله
علیه و آله ـ دشوارتر است؛ پیامبر با کافر می جنگید و همه مسلمانان او را کمک
می کردند، ولی من به ظاهر باید با مسلمانان بجنگم.

تذکر این نکته ضروری است که بزرگترین امتحان معصومان ـ علیهم السلام ـ
صبر و جنگ بود. چون هضم آن برای مردم آسان نبوده و کار هم بی نهایت سخت،
ظریف و دقیق بوده است.

حال، به امام حسین ـ علیه السلام ـ گفته بودند مجبوری یا صلح کنی یا
جنگ را بپذیری و در هدف، اصول و روش مستقل نباشی. اما امام حسین ـ علیه
السلام ـ با زمینه سازی ها و فراهم آوردن مقدمات مناسب راه سومی را برگزید نه
صلحی که آنان گفته بودند، و نه جنگی که آنان انجام داده بودند.

سالار شهیدان ـ علیه السلام ـ در زمان امام حسن ـ علیه السلام ـ که سکوت
کرده و امر را به برادرش واگذار کرده بود، گاهی برای مردم سخن می گفت و به
خطیبی که بالای منبر از پدرش حضرت علی ـ علیه السلام ـ بد می گفت،
می خروشید و به مردم می فرمود:

«شما همگی علی ـ علیه السلام ـ را می شناسید، او داماد پیامبر و شجاع
میدان های نبرد اسلام بود، و آیات بسیاری درباره او نازل شده است. به
چه دلیلی از او بد می گویند و شما اعتراض نمی کنید.»

در روایات آمده است امام حسین ـ علیه السلام ـ هر بار که به مکه می آمد و
در مراسم حج شرکت می کرد در همه جا به خصوص در «منی» ـ که حاجیان سه
روز آنجا جمع هستند ـ سخنرانی می فرمود. حضرت در یکی از سخنانش چنین
فرمود:

«مسلمانان! شما مگر حلال خدا را حرام می دانید و حرام خدا را حلال؟»

همه مردم در جواب گفتند: به خدا سوگند نه!

بعد امام فرمود:

«این حاکم شما شراب می خورد، قماربازی می کند، خلیفه ای که باید با
قرآن مأنوس باشد با سگ بازی می کند.»

این ها نمونه ای از زمینه سازی های امام حسین بود برای امر عظیم خود در
کربلا.

از میان مردم آن زمان تنها مردم کوفه این هدف امام حسین ـ علیه السلام ـ
را برای تشکیل حکومت فهمیدند و این بزرگترین کاری است که در کوفه شده و
مسلمانان هم سود آن را خواهند برد که حکومت امام مهدی ـ علیه السلام ـ در
کوفه واقع می شود.

سیدالشهداء ـ علیه السلام ـ می فرمود: شما مردم با من بیعت کنید و به
عنوان حاکم و رهبر خود مرا بپذیرید تا با ایجاد پایگاه حکومتی و با تکیه بر بیعت
شما یزید را بر جای خود بنشانم. او این کار را انجام داد و جناب مسلم بن عقیل را
که بی نهایت با سیاست بود برای همین امر به کوفه روانه کرد.

مسلم بن عقیل، وقتی وارد کوفه شد فقط یک اسب و یک شمشیر داشت و
به تنهایی توانست برای امام ـ علیه السلام ـ از ۲۵۰۰۰ مرد بیعت رسمی بگیرد، و
امام حسین ـ علیه السلام ـ یکی از دلیل های مهمش، خورجین نامه ها بود و
می فرمود:

«من خلیفه ام، مردم مرا می خواهند و این نامه های آن هاست. آنان
طوری مرا خواستند که من با اهل بیتم آمده ام، همان طور که وقتی پدرم
نزد شما کوفیان آمد، با اهل بیتش آمد.»

این بود که یزید برآشفته شده بود و به عبیدالله بن زیاد دستور داده بود هر
کاری که می توانی انجام بده که امام حسین ـ علیه السلام ـ به هدفش نرسد.

کوفه و اطراف آن از شهرهای زیر سلطه بنی امیه بود و وقتی مسلم بن عقیل
وارد شهر شد و از همه مردم بیعت گرفت، حکومت بنی امی

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.