پاورپوینت کامل اجتهاد در عصر امام باقر (ع) ۶۲ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل اجتهاد در عصر امام باقر (ع) ۶۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اجتهاد در عصر امام باقر (ع) ۶۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل اجتهاد در عصر امام باقر (ع) ۶۲ اسلاید در PowerPoint :

۲۴

اشاره

تردیدی نیست که بزرگ ترین
رسالت مرجعیت دینی در عصر غیبت
ولی عصر علیه السلام استخراج احکام شرعی
از ادله و منابع دینی و قرار دادن آن در
اختیار مسلمانان می باشد؛ اما در اینجا
این پرسش به ذهن خطور می کند که
نخستین بار، این تلاش علمی – به
معنای مصطلح و امروزی آن – توسط
چه کسی انجام شد؟ و در واقع چه
کسی باب اجتهاد را گشود و با تمسک
به اصول، آن را تبیین نمود و آیا در
زمان باز بودن باب علم و حضور
معصوم نیز اجتهاد صورت می گرفته
است یا خیر؟ این نوشتار کوشیده است
تا این پرسش را در چند بخش پاسخ
دهد.

الف. پایه گذاری علم اصول

آن گونه که از تاریخچه تأسیس
علم اصول برمی آید، تأسیس این علم
و گردآوری قواعد آن در زمان امام
باقر علیه السلام صورت گرفته است. اگر چه
امیرالمؤمنین علیه السلام برخی از قواعد
اجتهاد را بیان کرده بودند، اما دوران
امامت امام باقر علیه السلام نقطه عطفی برای
استفاده دانشمندان راستین اسلامی از
محضر معادن علم الهی و چشمه های
جوشان دانش و بینش وحیانی بود تا
در این عرصه به کسب دانش و معرفت
بپردازند. پیش از دوران امامت امام
باقر علیه السلام اوضاع خفقان بار جامعه هرگز
به پیشوایان معصوم علیهم السلام اجازه نمی داد
که با آسودگی خاطر به پرورش
استعدادهای نهفته در جامعه اسلامی
بپردازند.

تزلزل در حکومت اموی در
دوران امام باقر علیه السلام و ناتوانی حاکمان
در پیاده کردن سیاستهای تجربه شده
بنی امیه مبنی بر اعمال فشار بر شیعیان،
موجب ایجاد بستر مناسب فرهنگی در
این عصر گردید. اتخاذ سیاستهای
دوگانه و کشمکشهای تمام نشدنی بر
سر قدرت توسط حاکمان از یک سو، و
ژرف نگری امام باقر علیه السلام از سوی
دیگر، زمینه رشد و تعالی و
بارورسازی ارزشها را در بین
مسلمانان پایه ریزی کرد و تلاشهای
بی پایان امام در این راستا، تشنگان
زلال معرفت و اندیشه را بر آن داشت
که با جاری کوثر امام باقر علیه السلام ، همراه
شوند و هر چه بیشتر در معرض تعالیم
انسان ساز آن امام همام قرار گیرند. این
روند رشد، آن گونه در دانشمندان
مختلف علوم دینی در زمینه های
تفسیر، حدیث، کلام، فقه، اصول و…
نهادینه شد که امروز کمتر کتابی از
متون دینی اسلامی، خالی از کلمات
تابناک آن حضرت می باشد.

از جمله تلاشهای گسترده امام در
این عرصه تبیین شیوه های صحیح
استنباط حکم شرعی از منابع دینی بود
که بیش از پیش به اعتلا و توانمندی فقه
شیعه غنا بخشید. امام باقر علیه السلام شخصا
بر این امر مبادرت ورزید و با تدوین
قواعد علم اصول و آموزش آن به
شاگردان مکتب خویش، گام مهم و
کارسازی در پیش برد اهداف بلند
اجتهاد برداشت؛ به گونه ای که امروز
شیعه می تواند با سربلندی اذعان دارد
که میراث دار دانش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و
جانشینان او علیهم السلام در بهره گیری از منابع
دینی در قالب اجتهاد و استنباط حکم
شرعی می باشد.

مرحوم صدر در این باره
می نویسد:

«به واقع، اولین کسی که دروازه
علم اصول [و اجتهاد در احکام] را
گشود و به تبیین و ترفیع قواعد آن
پرداخت، امام ابوجعفر محمد بن علی
الباقر علیه السلام و پس از او، فرزند برومندش،
ابوعبداللّه الصادق علیه السلام است. این دو
بزرگوار با آموزش قواعد آن به
بسیاری از شاگردان خود، و آنان نیز با
جمع آوری و نگاشتن آن مسائل و
قواعد، گام بزرگی در فقه و اصول شیعه
برداشتند.(۱)

علامه سید محسن امین
می نویسد: «مسلما بیشترین قواعد
اصولی که از امامان معصوم علیهم السلام روایت
شده، از امام باقر علیه السلام تا امام حسن
عسکری علیه السلام می باشد. سیوطی در
[کتاب خود] «اوائل» بر این باور است
که نخستین کسی که علم اصول را
تصنیف کرد، امام شافعی بوده است. در
پاسخ او می گوییم: نخستین کسی که
پیش از شافعی علم اصول را گشود و
مسائل آن را بیان کرد، امام محمد بن
علی الباقر علیه السلام و فرزند [بزرگوار[
ایشان جعفر الصادق علیه السلام است که برای
اصحاب خویش مسائل مهم آن را
تبیین نمودند… اولین کسی که در علم
اصول سخن رانده و هشت قاعده در
زمینه علوم قرآنی را بازگو کرده،
حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام است؛
همو بود که بیان کرد در قرآن ناسخ و
منسوخ، محکم و متشابه، و عام و
خاص وجود دارد. به گونه ای که این
قاعده ها بیشتر مباحث اصولی فقه را
در بر دارد؛ اما امام باقر علیه السلام و امام
صادق علیه السلام پس از امیرالمؤمنین علیه السلام
نخستین کسانی هستند که پیش از امام
شافعی، مبانی گسترده علم اصول را
تبیین نمودند و مسائل آن را برای
[شاگردان و] یاران خود بیان
فرمودند».(۲)

ب. تبیین شیوه های صحیح

اجتهاد

امام باقر علیه السلام به عنوان مبتکر و
تدوین کننده علم اصول، در جایگاه
برترین مرجع دینی شیعه در روزگار
خویش، بر خود لازم می دانست با
تبیین شیوه های صحیح اجتهاد، به
نهادینه ساختن فرهنگ اجتهاد بین
دانشمندان علوم اسلامی مبادرت
ورزد.

از این رو، به آموزش اصحاب و
شاگردان خود در راستای اجتهاد با
بهره گیری از شیوه های صحیح اقدام
نمود که در کتابهای اصولی، نمونه های
فراوانی از آن به چشم می خورد؛ به
مواردی در این زمینه توجه کنید:

۱. زراره می گوید: از امام باقر علیه السلام
پرسیدم: شما در مسح پا و سر، مسح
تمام سر و پا را لازم نمی دانید، بلکه
مسح مقداری از آن را کافی می دانید؛
آیا ممکن است بیان کنید که این حکم
را چگونه و از کجا بیان می فرمایید؟
امام با تبسمی پاسخ دادند: این همان
مطلبی است که پیامبر صلی الله علیه و آله نیز بدان
تصریح دارد و در قرآن نیز آمده است؛
به درستی که خداوند می فرماید:
«فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ»(۳)؛ «پس
صورتهایتان را بشویید». از این جمله،
فهمیده می شود که شستن صورت
واجب است. پس خداوند شستن
دستها را عطف بر صورت نمود و
فرمود: «وَاَیْدِیَکُمْ اِلَی الْمَرافِقِ»؛ «و
دستانتان را تا آرنج بشویید». بنابراین،
خداوند شستن دو دست تا آرنج را به
صورت متصل [و معطوف] بیان نمود.
پس دانستیم که شستن تمام دست تا
آرنج لازم است. پس خداوند این دو
کلام [موردنظر و جمله بعد] را جدا
می کند و جمله [بعد]، از ماقبل [خود[
جدا می شود و با فعل جدیدی آغاز
می گردد که: «وَامْسَحُوا بِرُؤُوسِکُم»؛ «و
سرهایتان را مسح کنید». پس می فهمیم
هنگامی که فرمود: بِرُؤُوسِکُم، مقداری
از مسح سر کافی است و [این مطلب[
از مکان باء فهمیده می شود [که مراد
مسح برخی از سر است؛ چرا که
نفرموده وَاْمسَحُوا رُؤُسَکم و آن را مانند
فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُم وَاَیْدیکُم بدون باء
نیاورده است و در واقع، امام باء را باء
تبعیضیه گرفته اند]. پس خداوند،
رجلین را به رأس وصل [و عطف[
نموده است؛ همان گونه که یدین را به
وجه وصل [و عطف [نموده. و
هنگامی که فرمود: «واَرْجُلَکُم الی
الْکَعْبَیْنِ»؛ از اینکه رجلین را به رأس
وصل کرده، می فهمیم که مسح بر
برخی از قسمتهای پا نیز کافی است.
[این همان چیزی است که] رسول
خدا صلی الله علیه و آله آن را برای مردم تفسیر کرده
بودند، اما مردم سخن او را تباه
ساختند.(۴)

به خوبی آشکار است که امام با
تأسی به دو نکته ادبی در تفسیر آیه
شریفه (اول: عدم انشاء امر جدید برای
شستن دستها و عطف ایدیکم به
وجوهکم با یک صیغه امر فاغْسِلوا و دوم:
تبعیضیه گرفتن باء جارّه در برؤسکم و
عطف ارجلکم به آن) سعی در بازگو
کردن چگونگی برداشت این حکم از
آیه دارند. البته امام می توانستند بدون
این کار، حکم شرعی را برای مخاطب
روشن سازند، اما آشکار است که
ایشان در آموزش شیوه های اجتهاد به
فرد پرسش کننده تلاش کرده اند.

۲. در روایتی دیگر، زراره و
محمد بن مسلم می گویند: از امام
باقر علیه السلام پرسیدیم: نظر شما در مورد
نماز مسافر چیست؟ امام فرمود:
خداوند بلندمرتبه می فرماید: «وَاِذا
ضَرَبْتُمْ فِی الاَْرْضِ فَلَیْسَ عَلَیْکُمْ جُناحٌ اَنْ
تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلوهِ»؛(۵)

«هنگامی که سفر می کنید، گناهی
بر شما نیست که نماز خود را کوتاه
کنید.» پس تقصیر در سفر واجب شده
است، همانند وجوب تمام خواندن آن
در «حَضَر».

به امام عرض کردیم: خداوند فقط
فرموده بر شما «جناحی» نیست و
نفرموده «افعلوا» [که ظهور در وجوب
داشته باشد]، پس چگونه [از این آیه
فهمیده می شود که] واجب گردانیده
است؟ امام فرمود: آیا خداوند بلند
مرتبه در [مورد] صفا و مروه نفرموده
است: «فَمَنْ حَجَّ الْبَیْتَ اَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ
عَلَیْهِ اَنْ یَطَّوَّفَ بِهِما»؛(۶) «کسانی که حج
خانه خدا و یا عمره انجام می دهند،
مانعی نیست که بر آن دو طواف کنند».
آیا نمی بینید طواف آن دو واجب شده
است؟ چون خداوند در کتاب خود
آورده و پیامبر او صلی الله علیه و آله نیز بدان عمل
کرده است. تقصیر در سفر نیز همین
گونه است که پیامبر صلی الله علیه و آله بدان عمل
کرده است و پروردگار تعالی نیز آن را
در کتابش آورده است.(۷)

امام خمینی رحمه الله درباره دلایل
وجود اجتهاد در عصر معصومان علیهم السلام
می نویسند: «از جمله آن دلایل،
روایاتی است که به چگونگی حکم
شرعی از کتاب خدا اشاره می کند و به
عنوان نمونه، می توان به روایت زراره
اشاره نمود که چگونگی آموزش به
زراره در راستای استنباط حکم شرعی
از قرآن را بیان می کند.»(۸)

ج. دستور به فتوا دادن

گام مهم دیگری که امام باقر علیه السلام در
راستای تحکیم بنیادهای اجتهاد
برداشتند، این بود که به شاگردان
برجسته خود که از آشنایی کامل به
اصول و مبادی فقه و اجتهاد در آن
برخوردار بودند، دستور به فتوا دادن
فرمودند تا بدین وسیله، راه اجتهاد در
فقه، هر چه بیشتر برای شیعه هموار
گردد و از سویی، بستری مناسب برای
مرجعیت یاران فقیه خود و نیز رجوع
مردم که گاه دست رسی به امام ندارند،
فراهم شود. از جمله افرادی که
مستقیما از سوی امام باقر علیه السلام بر فتوا
دادن

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.