پاورپوینت کامل امام صادق علیه السلام و تقیّه ۸۳ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل امام صادق علیه السلام و تقیّه ۸۳ اسلاید در PowerPoint دارای ۸۳ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل امام صادق علیه السلام و تقیّه ۸۳ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل امام صادق علیه السلام و تقیّه ۸۳ اسلاید در PowerPoint :
۹
اشاره
یکی از شیوه های حفظ اسلام و
تشیّع، «تقیّه» بجا و به موقع بوده است.
اهل بیت علیهم السلام از تقیّه به عنوان تاکتیکی
مقتدرانه و عزّتمندانه برای رسیدن به
اهداف عالیه خود استفاده کرده،
پیروانشان را نیز بدان توصیه می کردند.
بسیاری از پیامبران الهی و پیروان
آنها، همچنین اهل بیت علیهم السلام و
یارانشان، توانستند با تقیّه بهنگام،
درست و شجاعانه، دین الهی را از
خطر نابودی حفظ کنند؛ همچنین
دستاوردهای وحیانی را از خطر زوال
مصون بدارند و حتی در بسیاری از
زمانها، جان خود را از نابودی نابهنگام،
زودرس و احیانا کم ثمر باز دارند؛
چنان که در این باره از حضرت
علی علیه السلام چنین روایت شده است:
«وَآمُرُکَ اَنْ تَسْتَعْمِلَ التَّقِیَّهَ فِی دِینِکَ،
وَاِیّاکَ ثُمَّ اِیّاکَ اَنْ تَتَعَرَّضَ لِلْهَلاکِ وَاَنْ تَتْرُکَ
التَّقِیَّهَ الَّتِی اَمَرْتُکَ بِها فَاِنَّکَ شائِطٌ بِدَمِکَ
وَدِماءِ اِخْوانِکَ، مُعَرِّضٌ لِنِعَمِکَ وَلِنِعَمِهِمْ
لِلزَّوالِ مُذِلُّهُمْ فِی اَیْدِی اَعْداءِ دِینِ اللّهِ وَقَدْ
اَمَرَکَ اللّهُ تَعالی بِاِعْزازِهِمْ؛ به تو امر
می کنم که تقیّه را در دینت به کار ببری.
مبادا، مبادا خود را در معرض هلاک
شدن قراردهی، و مبادا تقیه ای که به تو
دستور می دهم، ترک کنی. در این
صورت، خون خود و برادرانت را در
مسیر ریخته شدن و نعمتهای خود و
برادرانت را در معرض نابودی قرار
داده ای و آنان را در دست دشمنان دین
خدا، خوار و ذلیل کرده ای؛ در حالی که
خداوند، عزیز داشتن آنها را به تو امر
کرده است.»
از این رهگذر، بی گمان یکی از
رسالتهای سازنده و پربار امام
صادق علیه السلام در طول زندگی پرثمر
ایشان، همین مسئله تقیّه بوده است.
فراوانی احادیثی که از آن حضرت در
توصیه به تقیّه راستین آمده است، گواه
اهمیت این امر ونقش آفرینی آن در
زندگی دینداران است.
بررسی مسئله تقیّه و جایگاه آن
در مکتب تشیّع با رویکرد به
فرموده های گهربار حضرت
صادق علیه السلام ، جانمایه نوشتار ذیل را
تشکیل می دهد.
مفهوم شناسی تقیّه
تقیّه به خطر پرهیزی گویند و در
اصطلاح شرع، عبارت است از:
خودداری از اظهار عقیده و مذهب
خویش در مواردی که ضرر مالی یا
جانی، یا عرضی، متوجّه شخص باشد
و به تعبیر دیگر: رهانیدن شخص است
از خطری که از ناحیه دیگران متوجّه
اوست با گفتار یا کرداری بر خلاف
وظیفه اولیه شرعیه.
تقیّه در اصطلاح متکلمان
عبارتست از: پوشاندن و اظهار نکردن
عقیده دینی و حتی ترک فرایض آن، در
آن هنگام که از آشکار کردن آن، خطری
متوجه شخص شود. شیعه، آن را جایز
و در بعضی موارد، واجب می داند.
طرفداران تقیه معتقدند که این کار
برای شخص پیغمبر، به سبب آنکه
مؤسّس دین و مبیّن احکام است، جایز
نیست؛ ولی پیشوایان دین اگر در انجام
یکی از تکالیف، با خطر رو به رو
می شدند، برای رعایت مصلحت فرد یا
جماعت، تقیّه بر آنها جایز بود.
طرفداری شیعه از ضرورت تقیه،
مبتنی بر رعایت اصل معقول احتیاط از
سوی یک اقلیت تحت تعقیب است.
شیعیان از آنجا که در بخش اعظم
تاریخی شان، اقلیتی در درون جامعه
اسلام بوده و غالبا در رژیمهای مخالف
با معتقداتشان به سر برده اند، تنها راه
خردمندانه ای که می توانسته اند در
پیش بگیرند، این بوده است که از خطر
انقراض خود بر اثر تبلیغ و اشاعه
آزادانه عقایدشان پرهیز کنند؛ گرچه
هر وقت که موقع مناسب بوده با
شوریدن بر حکام جور، تکانی به
وجدان مسلمانان داده و از انجام
رسالت خویش باز نمانده اند.
این رفتار محتاطانه در تاریخ
اسلام، منحصر به شیعه نبوده، سایر
نحله ها و نهضتها نیز هر گاه که در
تهدید متجاوزان واقع شده اند به همین
تاکتیک متوسل شده اند؛ ولی این
عملکرد تقریبا به نحوی انحصاری با
تشیّع قرین شده است.
امام صادق علیه السلام می فرماید: «عَلَیْکُمْ
بِالتَّقِیَّهِ فَاِنَّهُ لَیْسَ مِنّا مَنْ لَمْ یَجْعَلْهُ شِعارَهُ
وَدِثارَهُ مَعَ مَنْ یَأمَنُهُ، لِتَکُونَ سَجِیَّهً مَعَ مَنْ
یُحَذِّرُهُ؛ بر شما باد به رعایت تقیّه و هر
کس آن را روش و لباس خود قرار
ندهد در مورد کسانی که از آنان در امان
است، از ما نیست [چنین شیوه ای را
رعایت کند] تا تقیّه به صورت سجیّه او
در برابر کسانی درآید که از آنان برحذر
است.»
مفضّل گوید که از امام صادق علیه السلام
درباره این آیه شریفه [که از زبان ذو
القرنین در باره ساختن سدّ برای در
امان ماندن از قوم فتنه گر یأجوج و
مأجوج نقل شده است] «أَجْعَلْ بَیْنَکُمْ
وَ بَیْنَهُمْ رَدْمًا » پرسیدم. فرمود: «التَّقِیَّهُ؛
[مقصود از سدّ] تقیّه [است].»
آن گاه آن حضرت افزود: «[در
چند آیه بعد که می فرماید:] «فَمَا
اسْتَطَـعُوآا أَن یَظْهَرُوهُ وَ مَا اسْتَطَـعُوا لَهُو
نَقْبا»؛ «پس [بر اثر این سد، دشمنان[
نتوانستند از آن بالا روند و نتوانستند
آن را سوراخ کنند؛ اِذا عَمِلَ بِالتَّقِیَّهِ لَمْ
یَقْدِرُوا فِی ذلِکَ عَلی حِیلَهٍ وَهُوَ الْحِصْنُ
الْحَصِینُ، وَصارَ بَیْنَکَ وَبَیْنَ اَعْداءِ اللّهِ سَدّا لا
یَسْتَطِیعُونَ لَهُ نَقِیبا؛ چون به تقیه عمل
کرد، دشمنان نتوانستند چاره ای
بیندیشند و تقیّه، دژی محکم است و
بین تو و دشمنان خدا سدّی است که
دشمنان خدا هرگز نخواهند توانست،
در آن رخنه کنند.»
اهمّیت تقیّه
احادیث زیر بیانگر اهمّیت تقیّه
در کلام امام صادق علیه السلام است:
«اِیّاکُمْ اَنْ تَعْمَلُوا عَمَلاً یُعَیِّرُونا بِهِ، صَلُّوا
فِی عَشائِرِهِمْ وَعُودُوا مَرْضاهُمْ وَاشْهَدُوا
جَنائِزَهُمْ وَلا یَسْبِقُونَکُمْ اِلی شَی ءٍ مِنَ الْخَیْرِ
فَاَنْتُمْ اَولی بِهِ مِنْهُمْ وَاللّهِ ما عُبِدَ اللّهُ بِشَی ءٍ
اَحَبُّ اِلَیْهِ مِنَ التَّقِیَّهِ؛ مبادا کاری کنید که
ما را بدان سرزنش کنند. در میان
قبیله های آنان (مخالفان) نماز بخوانید
(در نماز جماعت آنان شرکت کنید)، از
بیماران آنها عیادت کنید و بر جنازه
مرده های آنها حاضر شوید، و مبادا آنها
به کار خیر بر شما سبقت جویند که
شما به خیر از آنها سزاوارترید و به
خدا سوگند، خداوند به چیزی
محبوب تر از تقیه عبادت نشده است.»
«وَاللّهِ مَا النّاصِبُ لَنا حَرْبا بِاَشَدَّ عَلَیْنا
مَؤُونَهً مِنَ النّاطِقِ عَلَیْنا بِما نَکْرَهُ، فَاِذا عَرَفْتُمْ
مِنْ عَبْدٍ اِذاعَهً فَامْشُوا اِلَیْهِ وَرُدُّوهُ عَنْها؛ به
خدا سوگند! آنکه شمشیر دشمنی به
روی ما بکشد، به ما ناگوارتر تمام
نمی شود، از آنکه سخنی بر زبان ما
بگوید که ما آن را ناخوش داریم. چون
بفهمید که بنده ای راز را فاش می کند،
نزد او بروید و او را از این کار
بازدارید.»
به امام صادق علیه السلام عرض شد: «ای
پسر رسول خدا! در مسجد، مردی را
می بینیم که آشکارا به دشمنان شما
دشنام می دهد و نام آنها را می برد.»
حضرت فرمود: «چه مرضی دارد؟
خدا لعنتش کند که ما را در معرض
اذیت می اندازد؛ همانا که حقتعالی
فرمود: “به آنها که غیر خداوند را
می خوانند دشنام نگویید تا آنها نیز خدا
را دشنام ندهند.” (انعام/۱۰۸).»
برهانهای نقلی و عقلی بر جواز
تقیّه
تشیّع درباره جواز تقیّه به
برهانهای فراوانی مجهّز است و در این
زمینه، هم از آیات قرآن کریم، دلایل
کافی دارد، هم از احادیث و هم از
داده های عقلانی، که به صورت
مختصر برخی از آن برهانها را بررسی
می کنیم:
۱. قرآن کریم
الف. مشهورترین آیه در تجویز
تقیّه، این آیه شریفه است که می فرماید:
«لاَ یَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْکَـفِرِینَ أَوْلِیَآءَ مِن دُونِ
الْمُؤْمِنِینَ وَمَن یَفْعَلْ ذَ لِکَ فَلَیْسَ مِنَ اللَّهِ فِی
شَیْ ءٍ إِلاَّآ أَن تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَـلـهً وَیُحَذِّرُکُمُ اللَّهُ
نَفْسَهُ وَإِلَی اللَّهِ الْمَصِیرُ »؛ «مؤمنان نباید
کافران را به جای مؤمنان به دوستی
بگیرند و هر که چنین کند، در هیچ چیز
از خدا، برای او بهره ای نیست؛ مگر
اینکه از آنان به نوعی تقیّه کند و
خداوند شما را از عقوبت خود
می ترساند، و بازگشت همه به سوی
خداست.»
امین الاسلام طبرسی در
مجمع البیان می نویسد: «این آیه
شریفه، بیانگر این واقعیت است که
اصل دفاعی و انسانی تقیّه، از نظر
اسلام و قرآن جایز است.»
ب. قرآن کریم می فرماید: «مَن کَفَرَ
بِاللَّهِ مِن بَعْدِ إِیمَـنِهِ إِلاَّ مَنْ أُکْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَـلـءِنُّ
بِالاْءِیمَـنِ وَ لَـکِن مَّن شَرَحَ بِالْکُفْرِ صَدْرًا
فَعَلَیْهِمْ غَضَبٌ مِّنَ اللَّهِ وَ لَهُمْ عَذَابٌ
عَظِیمٌ »؛ «هر کس پس از ایمان آوردن
خود، به خدا کفر ورزد؛ مگر آنکه
مجبور شده، ولی قلبش به ایمان،
اطمینان دارد، آری، آنها که سینه خود را
برای پذیرش کفر گشوده اند، غضب
خدا بر آنهاست؛ و عذاب عظیمی در
انتظارشان است.»
این آیه درباره عمّار یاسر نازل
شده است و تقیّه را امضا می کند.
ج. همچنین در آیه ۲۸ سوره غافر
می خوانیم: «وَ قَالَ رَجُلٌ مُّؤْمِنٌ مِّنْ ءَالِ
فِرْعَوْنَ یَکْتُمُ إِیمَـنَهُ أَتَقْتُلُونَ رَجُلاً أَن یَقُولَ
رَبِّیَ اللَّهُ وَقَدْ جَآءَکُم بِالْبَیِّنَـتِ مِن رَّبِّکُمْ »؛
«و مردی مؤمن از خاندان فرعون که
ایمان خود را نهان می داشت، گفت: آیا
مردی را می کشید که می گوید:
پروردگار من خداست؟ و مسلّما برای
شما از جانب پروردگارتان دلایل
آشکاری آورده است.»
بر پایه این آیه، تقیّه از خطوط کلی
دین است.
۲. عقل
بی گمان، عقل سلیم با آموزه های
دینی، هماهنگ است و آنچه را که شرع
بدان توصیه می کند، عقل نیز بدان
دستور می دهد. تقیّه نیز از جمله
معارف دینی است که عقل نیز آن را
می پذیرد و بدان توصیه می کند. استاد
شهید مرتضی مطهری رحمه الله در این باره
می نویسد:
«تقیه، مطلقا یک نوع تاکتیکی
است برای حفظ هدف و رسیدن به
هدف؛ و قانونی است که عقل آن را
می پذیرد؛ بلکه واجب می شمارد و در
جهان سیاست نیز بدون آنکه نام آن را
تقیّه بگذارند، آن را می پذیرند.»
در حقیقت، تمام مردم عاقل و
خردمند جهان، وقتی خود را بر سر
دوراهی می بینند که یا باید از اظهار
عقیده باطنی خود چشم بپوشند و یا با
اظهار عقیده خود، جان و مال و حیثیت
خود را به خطر افکنند، تحقیق می کنند.
اگر اظهار عقیده در موردی باشد که
ارزش برای فدا کردن جان و مال و
حیثیت داشته باشد، در چنین موقعی،
اقدام به این فداکاری را صحیح
می شمارند و اگر اثر قابل ملاحظه ای
در آن نبینند، از اظهار عقیده چشم
می پوشند.
تقیّه یا نفاق؟!
برخی، تقیّه را نوعی نفاق و
دورویی و نشانه ضعف شخصیّت و
عدم شجاعت شخص می دانند؛ در
حالی که اساس و انگیزه این دو
حرکت، مسیر این دو را از یکدیگر
جدا کرده، آنها را از همدیگر کاملاً
متمایز می سازد. در حقیقت، تقیّه از
انسانی باورمند، و براساس حکمت و
مصلحتی پنهانی صورت می پذیرد و
پیامدهای آن نیز همواره سازنده است؛
در حالی که نفاق، از شخصی بی اعتقاد
و به انگیزه نیرنگ و فریب دیگران
بروز می کند و عواقب آن نیز زیانبار
است.
به تعبیر استاد شهید مرتضی
مطهری رحمه الله «تفاوت این دو از قبیل دام
انداختن یا سپر به کار بردن است. نفاق
برای به دام انداختن دیگری است که
اگر انسان یکرنگی و صراحت به خرج
دهد، او راه خود را می گیرد و می رود،
و تقیّه برای حفظ نیروی مالی یا جانی
و یا اعتباری خود است که اگر
صراحت به کار برده شود، طرف
مقابل، ضربت خود را وارد می آورد.
نفاق، پنهان نمودن کفر و اظهار
ایمان است و از دو جهت بد است:
یکی از جهت کفر و دیگری از جهت
اغفال و به دام انداختن. صرف مخالفت
ظاهر با باطن، اگر هدف فاسد نباشد، بد
نیست؛ بلکه در مواردی لازم و
ضروری است. در حدیث است که
مؤمن خوشحالی اش در چهره اش و
اندوهش در قلبش است. باز دستور
رسیده است که در حضور مصیبت زده،
قیافه حزن و اندوه به خود بگیرید.
فرق نفاق و تقیّه از قبیل تفاوت
متوجه کردن ضرر به غیر و دفع ضرر
متوجه به نفس است. متوجه کردن
ضرر به غیر، حرام است؛ اما دفع ضرر
از خود واجب است؛ مگر آنکه
مصلحتی قوی تر در کار باشد.»
بیزاری قلبی از فسق و کفر، نشانه
تقیّه راستین
بهترین نشانه تقیّه راستین،
هماهنگ نبودن دل است با آنچه
برخلاف باورهای دینی از شخص
بروز می کند. تنها در این صورت است
که تقیّه مورد نظر اسلام، مصداق پیدا
کرده، شخص از پاداشهای فراوان
برخوردار می شود.
در حقیقت، تقیّه، عبارت است از:
تظاهر به قول یا فعلی که با نیت و
معتقدات فاعلش فرق دارد و غالبا
پرداختن اضطراری و موقت، به دروغ
مصلحت آمیز، و پرهیز از راست
فتنه انگیز، به قصد حفظ جان و مال و
عرض و آبروی خود یا مسلمانان دیگر
است.
زمخشری در کشاف می نویسد:
«مراد از آیه ۲۸ آل عمران که در آن
دوستی با کافران را در صورت خوف
تجویز کرده است، دوستی و معاشرت
ظاهری است؛ در حالی که قلب او
خالی از دوستی و میل به کافران باشد؛
همانند سخن عیسی مسیح که می گوید:
“در وسط باش؛ اما از کنار راه برو.”»
سید قطب نیز می نویسد: «تقیّه
باید با زبان صورت گیرد و دوستی با
قلب.» ابن عباس رحمه الله گفته است: «تقیّه با
عمل نیست و بلکه با زبان است.» پس
تقیه ای که در چنین مواردی جایز و
بلا
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 