پاورپوینت کامل بازخوانی یک پرونده بررسی عملکرد مسلمانان در جنگ احد ۸۳ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل بازخوانی یک پرونده بررسی عملکرد مسلمانان در جنگ احد ۸۳ اسلاید در PowerPoint دارای ۸۳ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بازخوانی یک پرونده بررسی عملکرد مسلمانان در جنگ احد ۸۳ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل بازخوانی یک پرونده بررسی عملکرد مسلمانان در جنگ احد ۸۳ اسلاید در PowerPoint :

۳۱

اشاره

جنگ بدر در سال دوم هجری رخ داد و به شکست مشرکان قریش انجامید. مشرکان به سرکردگی ابوسفیان بر آن شدند تا شکست خود را جبران کنند. بدین روی، در هفتم شوال سال سوم هجری با سپاهی نزدیک به سه هزار سرباز جنگی به مدینه یورش بردند. تعداد سپاه اسلام تنها در حدود هفتصد نفر تخمین زده شده است. این جنگ دارای عبرتها و آموزه های مهمی می باشد که در قرآن نیز بدان اشاره شده است. ما در این مقاله، پرونده این جنگ را بازخوانی خواهیم کرد.

موقعیت استراتژیک احد

اُحد، نام کوهی مشهور و مهمّ در شهر رسول خداست. این کوه در شمال شرقی شهر واقع شده است. آن را به این دلیل بدین نام خوانده اند که از میان دیگر کوههای اطراف مدینه، جدا و مستقل افتاده است.[۱] برخی نیز آن را منسوب به احدیت خداوند دانسته و نوشته اند که نام این کوه در جاهلیت «عنقد» بوده است.

در جنوب غربی کوه احد، نخلستانها و زمینهای زراعی فراوانی وجود دارد که در نهایت به «وادی عقیق» منتهی می شود.

از پیامبر اکرم(ص) درباره فضیلت و اهمیت این کوه، احادیث فراوانی نقل شده است. ایشان، کوه احد را دوست می داشت و درباره آن می فرمود: «اُحُد جَبَلٌ یُحِبُّنا وَ نُحِبُّهُ؛[۲] احد کوهی است که ما را دوست می دارد و ما هم او را دوست می داریم.»

گویا قبر «هارون»، برادر حضرت موسی(ع)، بر فراز این کوه قرار دارد و مشهور است که وی هنگام عزیمت به حج، در این کوه، وفات یافته و دفن شده است.[۳]

وجود موانع طبیعی، مانند سنگلاخهایی به نام «حَرّه»، وجود یک رودخانه کم آب، نخلستان و… سبب شد که دشمن نتواند به طور مستقیم به شهر حمله کند و مجبور شد که مدینه را دور بزند و برای حمله به شهر از شمال مدینه، یعنی از نزدیکی کوه اُحد، لشکرکشی خود را سامان بدهد. بدین منظور، پیامبر اکرم(ص) مصلحت را در آن دید که در دامنه کوه مستقر شده، از کوه به عنوان پناهگاهی پشت سر خود بهره جوید. رزمگاه احد در دامنه کوه بود و پیامبر اکرم(ص) این گستره باز را محل تاخت و تاز سربازان قرار داد. در گوشه ای از این رزمگاه، کوه کوچکی به نام «جبل رماه» قرار دارد[۴] که امروزه بر اثر گذشت زمان به تپه ای بدل شده است.

این کوه در دوره عثمانی به عنوان محلی برای نگاهبانی و دیده بانی استفاده شده و پس از آن نیز، خانه های زیادی روی آن ساخته شده که تا این اواخر وجود داشته است. در سالهای اخیر، همه آن بناها تخریب شد تا کوه، شکل طبیعیِ خود را حفظ کند.[۵] نام دیگر این کوه «عَیْنَین» است و دلیل این نامگذاری وجود دو چشمه در کنار آن است که «وادی قنات» و «عین الشهد» نام دارد.[۶]

لشکرکشی سپاه اسلام

پیامبر اکرم(ص) همراه سپاه خود، صبح روز شنبه هفتم شوّال سال سوم هجرت، حرکت کرد و وارد منطقه احد شد.[۷] پیامبر اسلام(ص) به سمت احد حرکت کرد. او در بین راه به محله «بنی عبدالاشهل» رسید و در آنجا توقف کوتاهی کرد. حضرت، نماز مغرب و عشا را در آنجا خواند و تا صبح روز بعد همانجا ماند. در آنجا مسجدی بنا شد که بعدها «مسجد الدرع» خوانده شد[۸]؛ زیرا رسول خدا(ص) در آنجا زره پوشید.[۹]

زمانی که نماز مغرب و عشا در محل مسجد الدرع کنونی خوانده شد، مشرکان تا کناره حرّه جلو آمده بودند.[۱۰] وقتی رسول خدا(ص) در مسیر شمال به سمت احد حرکت کرد، دشمن سپاه خود را آماده کرد: «فَجَعَلَ۹ اُحُداً خَلْفَ ظَهْرِهِ وَ اسْتَقْبَلَ الْمَدِینَهَ وَ جَعَلَ عَیْنَین عَنْ یَسارِهِ؛[۱۱] رسول خدا(ص) احد را پشت سر، مدینه را روبه رو و کوه عینین را در چپ خود قرار داد.

تاکتیک نظامی پیامبر(ص)

پیامبر اکرم(ص) در این جنگ، راهبرد عجیبی در پیش گرفت. او دستور داد ۵۰ نفر تیرانداز ماهر به فرماندهی «عبدالله بن جُبَیر» روی جبل الرماه قرار گیرند و مانع شبیخون دشمن، از پشت سر شوند. پیامبر(ص) تأکید فرمود که تیراندازان در حال پیروزی یا شکست، محل مأموریت خود را رها نکنند. دلیل دیگر برای اتخاذ این تاکتیک، ممانعت از حمله احتمالی دشمن به قرارگاه مسلمانان بود که در ورودی شِعب قرار داشت.[۱۲]

آغاز درگیری بین مسلمانان و کفار

سپاه اسلام در برابر لشکر کفر، صف آرایی کرد. جنگ آغاز شد. در مراحل اولیه نبرد، پیروزیهایی به دست آمد؛ اما متاسفانه تعداد چهل نفر از تیراندازان مذکور به طمع جمع آوری غنایم، برخلاف مخالفت فرمانده ایشان عبدالله بن جبیر، محل مأموریت را رها کردند و از جبل رماه به سمت میدان جنگ سرازیر شدند. سواره نظام دشمن به فرماندهی «خالد بن ولید» از این فرصت استفاده کرد و از پشت تنگه وارد شد و پس از به شهادت رساندن ده نفر باقیمانده در محل به سپاه اسلام حمله کرد و سپاه اسلام را به پذیرش شکست وادار کرد. در این بخش از درگیری، خسارات جبران ناپذیری به سپاه اسلام وارد شد.

از آنجا که این مقاله در پی برشماری آمار یا بیان گزارش از این جنگ نیست به اجمال، به برخی از این مصائب، این چنین اشاره می کند:

۱. شهادت حمزه سیدالشهدا(ع)؛

۲. شهادت پرچمداران غیور سپاه اسلام مَصعَب بن عُمَیر، عبدالله بن جَحش و عبدالله بن جُبَیر؛

۳. شهادت حدود هفتاد تن از بهترین یاران پیامبر(ص) و حافظان قرآن؛

۴. وارد شدن زخمهای فراوان بر پیامبر(ص)، شکسته شدن پیشانی و دندان مبارک آن حضرت؛ ایشان تا بدانجا جنگید که تیرهایش دیگر تمام شد و حتی کمانش شکست تا اینکه مورد هجوم دشمن قرار گرفت. آن سان که نوشته اند: «وَ قَاتَلَ رَسولُ اللهِ قِتالاً شَدیداً فَرَمَی بِالنَّبلِ حَتّی فَنَی نَبلُهُ وَ انکَسَرَت قَوسُهُ؛[۱۳] رسول خدا درگیری و جنگ شدیدی کرد و تیر می انداخت تا اینکه تیرهایش تمام شد و کمانش شکست.» او حملات دشمن را زیر نظر داشت و خود نیز با شجاعت و شهامت غیر قابل وصفی می جنگید.

۵. وارد شدن حدود نود زخم بر بدن مطهر علی(ع) و….[۱۴]

امیرمؤمنان علی(ع) فداکارانه با تحمل جراحات فراوان برای محافظت از جان پیامبر اکرم(ص) ایشان را به سمت شکافی داخل کوه احد برد و به مداوای اجمالی جراحات ایشان پرداخت.[۱۵]

عوامل شکست مسلمانان

الف. دنیاطلبی

نخستین عامل شکست مسلمانان را همان گونه که قرآن کریم بدان اشاره فرموده است، باید دنیاطلبی مسلمانان دانست. ایشان به طمع جمع آوری غنایم، دستور رسول خدا(ص) را زیر پا گذاشتند و محل مأموریت خود را ترک کردند و به سمت میدان سرازیر شدند.

قرآن کریم می فرماید: «وَ لَقَدْ صَدَقَکُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُمْ بِإِذْنِهِ حَتَّی إِذا فَشِلْتُمْ وَ تَنازَعْتُمْ فِی الْأَمْرِ وَ عَصَیْتُمْ مِنْ بَعْدِ ما أَراکُمْ ما تُحِبُّونَ مِنْکُمْ مَنْ یُرِیدُ الدُّنْیا وَ مِنْکُمْ مَنْ یُرِیدُ الْآخِرَهَ ثُمَّ صَرَفَکُمْ عَنْهُمْ لِیَبْتَلِیَکُمْ وَ لَقَدْ عَفا عَنْکُمْ وَ اللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ إِذْ تُصْعِدُونَ وَ لا تَلْوُونَ عَلی أَحَدٍ وَ الرَّسُولُ یَدْعُوکُمْ فِی أُخْراکُمْ فَأَثابَکُمْ غَمًّا بِغَمٍّ لِکَیْلا تَحْزَنُوا عَلی ما فاتَکُمْ وَ لا ما أَصابَکُمْ وَ اللَّهُ خَبِیرٌ بِما تَعْمَلُونَ»؛[۱۶] «و [در روز نبرد احد] بی گمان خدا وعده خود را با شما راست گردانید: آن گاه که به فرمان او، آنان را می کشتید، تا آنکه سست شدید و در کار [جنگ و بر سر تقسیم غنایم ] با یکدیگر به نزاع پرداختید. و پس از آنکه آنچه را دوست داشتید [یعنی غنائم را] به شما نشان داد، نافرمانی کردید. برخی از شما دنیا را و برخی از شما آخرت را می خواهد. سپس برای آنکه شما را بیازماید، از [تعقیب ] آنان منصرفتان کرد و از شما درگذشت و خدا نسبت به مؤمنان، با تفضّل است. [یاد کنید] هنگامی را که در حال گریز [از کوه ] بالا می رفتید و به هیچ کس توجه نمی کردید؛ و پیامبر، شما را از پشت سرتان فرا می خواند. پس [خداوند] به سزای [این بی انضباطی] غمی بر غمتان [افزود] تا سرانجام بر آنچه از کف داده اید و برای آنچه به شما رسیده است، اندوهگین نشوید و خداوند نسبت به آنچه انجام می دهید با خبر است.»

ب. شایعه شهادت پیامبر(ص)

در گرماگرم نبرد، رسول خدا(ص) مجروح شد و داخل گودالی افتاد. فردی به نام «سراقه» فریاد زد: «محمد(ص) کشته شد!» این خبر در میان سپاه شرک و در جبهه پریشان مسلمانان به سرعت پیچید و باعث شکست روحیه مسلمانان و تقویت روحی مشرکان شد. اینجا بود که گروهی از مسلمانان، عقب نشینی کردند و فرار کردند؛ به گونه ای که آنچنان سردرگمی و از هم گسیختگی در لشکر اسلام به وجود آمد که افراد به جای حمله به دشمن، به خودیها حمله می کردند و برادر مسلمان خود را مجروح می ساختند.[۱۷]

خداوند نیز در قرآن کریم می فرماید: «إِنَّ الَّذِینَ تَوَلَّوْا مِنْکُمْ یَوْمَ الْتَقَی الْجَمْعانِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّیْطانُ بِبَعْضِ ما کَسَبُوا وَ لَقَدْ عَفَا اللَّهُ عَنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِیمٌ»؛[۱۸] «روزی که دو گروه [در احد] با هم رویارو شدند، کسانی که از میان شما [به دشمن] پشت کردند، در حقیقت جز این نبود که به سبب پاره ای از آنچه [از گناه ] حاصل کرده بودند، شیطان آنان را بلغزانید و قطعاً خدا از ایشان در گذشت؛ زیرا خدا آمرزگار بردبار است.»

نخستین عامل شکست مسلمانان را همان گونه که قرآن کریم بدان اشاره فرموده است، باید دنیاطلبی مسلمانان دانست.

پیامبر اکرم(ص) در این میان، بین عدّه ای از صحابه بر اثر شدّت جراحات، بی حال افتاده بود. گروهی از مشرکان به سرپرستی خالد بن ولید از کوه بالا رفتند. رسول خدا(ص) با مشاهده آنان گفت: «أللّهمّ لا ینبغی لهُمْ أن یَعْلُون؛ خدایا! سزاوار نیست که مشرکان در جایگاهی بالاتر [از مسلمانان] قرار گیرند.» همین سخن ایشان، باعث شد عدّه ای از مسلمانان به مشرکان حمله بردند و آنها را از کوه سرازیر کردند و متفرق ساختند.[۱۹]

گفتنی است که کشتن رسول خدا(ص) از اهداف اصلیِ مشرکان بود؛ اما به دلیل پوشیده بودنِ صورتِ آن حضرت، کسی ایشان را نشناخت. شماری از مسلمانانِ آگاه از جمله امام علی(ع) و «ابودجانه» در کنار رسول خدا(ص) بودند و پس از متفرّق کردن سپاهیانی که آنان را در تنگنا قرار داده بودند، همراه آن حضرت به درون شعب آمدند.

مشرکان سرمست از پیروزی، در آن لحظه به داخل شعب نیامدند و تنها در همان فضایِ دشت گونه منطقه «جرف» به تعقیب مسلمانان فراری، مُثله کردنِ شهدا و احیاناً جمع آوری وسایل موجود پرداختند. زمانی که یکی از مشرکان با به شهادت رساندن مصعب، گمان کرد پیامبر(ص) را کشته است و خبر آن را اعلام کرد، ابوسفیان از خالد در این باره پرسید. خالد که متوجه ورود رسول خدا(ص) به شعب شده بود، به ابوسفیان گفت: «رَأَیتُهُ أَقْبَل فی نَفَر مِن اَصْحابِهِ مُصعدین فی الْجَبَل؛[۲۰] او را همراه شماری از اصحابش دیدم که از کوه بالا می رفت.»

یکی از مشرکان به نام «عبدالله بن قمئه» در اوج شدّت جنگ سنگ بزرگی به پیشانی و بینی رسول خدا(ص) زد که دندان حضرت شکست و لب مبارکش شکافت. در این حال که رسول خدا(ص) خون از صورتش پاک می کرد، فرمود: «کیف یفلح قومٌ قد خضبوا وجه نبیّهم و هو یدعوهم الی ربّهم؛[۲۱] چگونه رستگار خواهند شد مردمی که صورت پیامبرشان را [به خونش] رنگین می سازند، در حالی که او آنان را به سوی خدایشان دعوت می کند!». همراه با شکسته شدن دندان پیامبر(ص)، دو حلقه از حلقه های زره آن حضرت به گونه اش رفته بود. «ابوعبیده جرّاح»، آنها را در آورد؛ اما باعث کنده شدن دو دندان دیگر آن حضرت شد.[۲۲]

شدّت جراحات پیامبر(ص) را می توان از این دو مطلب فهمید: وقتی جنگ پایان یافت، امیر مومنان(ع) با سپر خویش از «مهراس» (آبی که در گودی سنگهای کوه جمع شده بود) آب آورد و به صورت رسول خدا(ص) ریخت و فاطمه زهرا(س) خونها را می شست و چون با ریختن آب، سیلان خون بیش تر شد، فاطمه دخت پیامبر، قطعه حصیری سوزاند و خاکسترش را روی جراحات گذاشت تا خون بند آید.[۲۳] دوم اینکه پس از آرام شدن صحنه جنگ، رسول خدا(ص) خواست نماز ظهر را به جا آورد؛ اما بر اثر جراحات زیاد، نماز را نشسته خواند.[۲۴]

کعب بن مالک می گوید: «وقتی مردم متفرق شدند، من نخستین کسی بودم که رسول خدا(ص) را شناختم و به مؤمنان بشارت زنده بودنِ او را دادم. من در آن لحظه در شِعب بودم و رسول خدا(ص) اشاره کرد که ساکت شوم تا سبب شناخته شدن پیامبر(ص) نشوم.» به طور طبیعی در آن لحظه، هنوز خطر به طور کامل دفع نشده بود.

نمله بن ابی نمله نیز می گوید: «وقتی مسلمانان شکست خوردند، رسول خدا(ص) را با شماری از اصحابش، از مهاجر و انصار دیدم که بر گردش حلقه زدند و همراه او به شعب رفتند. در آن هنگام، مسلمانان نه پرچمی داشتند و نه دسته ای منظم. این در حالی بود که مشرکان در وادی به راحتی رفت و آمد می کردند و هیچ کس مانع آنان نبود.[۲۵] پیامبر(ص) تا زمانی که دشمن در وادی و آن نواحی بود، در شعب ماند؛ اما

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.