پاورپوینت کامل بررسی دو رویکرد قسمت دوم ;شیخ فضل الله نوری و اندیشه سیاسی مدرن ۷۱ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل بررسی دو رویکرد قسمت دوم ;شیخ فضل الله نوری و اندیشه سیاسی مدرن ۷۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۷۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بررسی دو رویکرد قسمت دوم ;شیخ فضل الله نوری و اندیشه سیاسی مدرن ۷۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل بررسی دو رویکرد قسمت دوم ;شیخ فضل الله نوری و اندیشه سیاسی مدرن ۷۱ اسلاید در PowerPoint :
۳
در شماره قبل اینگونه آمد که : آرایش کلی تحلیل های ارائه شده در مورد اندیشه سیاسی
شیخ فضل الله نوری را میتوان به دو رویکرد تقسیم کرد. رویکرد اول بیانگر برخورد
کلاسیک با اندیشه سیاسی شیخ بود که علت مخالفت ایشان با مشروطه بومی ندانستن و غیر
سنتی بودن آن تلقی شده است که تفصیل آن در شماره قبل از نظر شما گذشت. در این شماره
تلقی دوم و در واقع جواب گونه ای به تلقی اول در نگارشی از دکتر موسی نجفی میاید
که شیخ فضل الله را عالمی به روز و دارای درک و فهم نسبت به حوادث زمان خود دانسته،
معتقد است علل مخالفت ایشان با مشروطه را باید برخاسته از عواملی دانست که در
تحولات آن روزگار باید جستجو کرد.
رویکرد دوم:از حمایت تا حرمت مشروطه
شیخ فضل الله در مشروطه سه موضع گرفت: ابتدا که بحث مشروطه و استبداد بود و اصل همه
محورها بر عدالت، آزادی، پارلمان و قانون قرار داشت، در مشروطه، لزوم تحول و تحرک و
تأکید بر نقش مردم را همه قبول داشتند؛ همچنین همه پذیرفتند بودند که سلطنت
استبدادی بد است و هیچ عالمی نبود که بگوید عمل به قانون بد است و باید هرج و مرج
باشد. بر مثبت دیدن افق اینده نیز همه رجال اجماع داشتند. شیخ فضل الله و رهبران
دیگر مشروطه حتی روشنفکران (که البته در حد رهبری نبودند ولی در نهضت مشروطه نقش
فعالی داشتند) همه از ابتدا در این مواضع هم عقیده بودند؛ چرا که معارضان فقط دو
گروه بودند: حامیان استبداد و طرفداران مشروطه، شیخ فضل الله ابتدا مشروطه خواه
است، یعنی جنبه های مثبت و اولیه مشروطیت مانند عمل به قانون، تاکید بر نقش مردم،
لزوم تحول اجتماعی، و سست بودن پایه های سلطنت فردی را قبول دارد و لذا در جناح
مشروطه خواه قرار میگیرد.
چندی بعد که نهضت عدالتخانه و مشروطه پیروز شد و مظفرالدین شاه در فرمان اول
مشروطیت، تاسیس مجلس شورای اسلامی و سپس مجلس شورای ملی را صادر کرد و ایران دارای
نظام پارلمانی و مشروطه شد، خطر استبداد کم شد و مجلس هم قوت گرفت. قدری که گذشت و
خطر استبداد از بین رفت، مرحله دوم نهضت شروع شد. در این مرحله، بحث این بود که چه
انقلابی باید مبنای کار باشد. فرق میکند که انقلاب فرانسه الگو قرار داده شود یا
انقلاب اسلامی.
همچنین فرق میکند که قانون اسلام ملاک باشد یا قانون غیر اسلام. به عنوان مثال
امروز همه جامعه مدنی را قبول داریم: اما کدام جامعه مدنی را؟ جامعه مدنی مدینه
النبی(ص) یا جامعه مدنی مورد نظر هابز و لاک و لیبرالیسم غربی؟ در اولی هیچ مشکلی
وجود ندارد؛ اما در مورد دوم، بسیار مشکل دارند، پس باید توضیح داد. همه آزادی را
قبول داریم؛ ولی آزادی از کدام دیدگاه؟ آزادی مورد نظر اسلام یا غیر آن؟ و همینطور
در مورد توسعه و مسائل دیگر. در این مرحله از مشروطه هم، دیگر بحث بر سر مشروطه و
استبداد نبود؛ بلکه بحث روی نوع مشروطه بود و شیخ فضل الله قسمت اسلامی را مد نظر
قرار داد، برداشت اسلامی از مشروطیت یا غیراسلامی و یا التقاطی؟ در مرحله دوم هم
شیخ مخالف مشروطه نیست؛ بلکه خواهان اصلاح انحرافات مشروطه است. منتها جریان
روشنفکری ایران و سکولاریزم همیشه مطرح میکنند که فقط دو خط بوده و هست: مشروطه و
استبداد؛ آزادی و استبداد؛ و هر کس که با یکی موافق نباشد، باید آن طرفی باشد. در
حالیکه این طور نیست: و در تاریخ فقط دو خط وجود ندارد، به عنوان مثال خط ترقی و
ارتجاع که هر کس ترقی را قبول نداشت ارتجاعی باشد شاید یکی بالاتر از ترقی را
بخواهد که من در جایی مسئله « ترقی یا تعالی» را مطرح کردم؛ یعنی ترقی به اضافه یک
چیز دیگر که به آن تعالی میگویند. توسعه را میخواهیم اما آن را غایت نمیبینیم،
به این معنا که فقط تورم کم و تولید اضافه شود؛ بلکه چیزهای دیگری هم کنار آن
میخواهیم. این خواسته های دیگر را نمیتوان چنین تعبیر کرد که ما قصد داریم به
پانصد سال قبل برگردیم و یا مخالف اتومبیل یا هواپیما هستیم.
بنابراین، این قالب را باید هم در ذهن خود و هم در تاریخ بشکنیم که فقط دو خط وجود
دارد: خط آزادی و خط استبداد؛ و به قول امروزیها، خط اسلام متحجر و اسلام مترقی.
این چه استنتاجی است؟ یعنی نمیتوان هیچ یک از این دو نشد؟ غیر از این دو اسلام خط
امام هم است؛ و اسلام خط امامی، اسلام طالبان نیست که نفرت انگیز و متحجر باشد،
اسلام خاص روشنفکران هم نیست. بلکه خط اصیلی است که ترقی را قبول دارد و استبداد و
ارتجاع را نمیپذیرد و در مورد ترقی هم دیدی نقادانه دارد، یعنی انتخاب میکند،
اجتهاد میکند، برخورد مثبت و منفی میکند و روی هر جنبه اش جداگانه میاندیشد.
مشی شیخ فضل الله نیز چنین بود، دیدی نقادانه به مشروطه داشت، همه چیز آن را
نمیپذیرفت و تسلیم واژه ها و مشهورات زمان نمیشد. امروز اگر از ما بپرسند: «
آزادی را قبول دارید یا نه»، فکر میکنیم اگر بگوییم نه، میگوییم میگویند مستبد
است اما ایا نمیتوان در جواب گفت: « هم نه و هم آری»؟ ایا نمیتوان گفت که از
زاویه دید ما آزادی و توسعه به گونه ای خاص است و ما باید در ضرورت این واژه ها فکر
کنیم؟ بحث ما دیگر مثبت و منفی نیست؛ ما دستگاه فکری منسجم خود را داریم و
میتوانیم روی این مسائل بیندیشیم. سخن شیخ فضل الله هم همین است؛ اما دستگاه
تبلیغاتی مشروطه ـ همان ها که نسبتشان به اصول گراها ده به یک بود، همانند امروز که
نسبت دستگاه تبلیغاتی تهاجم فرهنگی به دستگاه تبلیغاتی ما شاید چند برابر است ـ
نگذاشتند که در ضرورت واژه ها اندیشیده شود و در این مرحله اصل مطلب را نگفتند که
شیخ فضل الله ترقی به اضافه تعالی را میخواهد، بلکه او را مرتجع خواندند. دقیقاً
همان جوسازی که امروز هم انجام میشود، یعنی بسیاری از نیروهای مسلمان و خط امام
ولایتی را ضد ترقی، ضد توسعه و ضد آزادی میخوانند در حالیکه هیچکس ضد این مفاهیم
نیست و فقط میخواهند و حق هم دارند که در ضرورت این واژه ها فکر کنند و به عبارتی
روشن تر، نمیخواهند و قرار هم نیست که تسلیم واژه ها شوند. پس شیخ فضل الله در
مرحله اول، مشروطه ضد استبداد و در مرحله دوم، مشروطه مشروعه را مطرح میکند؛ یعنی
وقتی بین دو خط قرار میگیرد، هیچ کدام را نمیپذیرد: نه بطور مطلق مشروطه مورد نظر
غربیها را تایید میکند و نه بطور مطلق انقلاب مشروطه را نفی میکند که جانب دیگرش
استبداد میشد. و به تعبیری با ضابطه اجتهادی خواهان اصلاحگرایی شد. منتها فضایی بر
علیه او درست کردند که شیخ در لوایح حضرت عبدالعظیم خود آن را چنین توصیف میکند:
آنچه خیلی لازم است برادران بدانند و از اشتباه کاری خصم بیمروت بی دین تحرز
نمایند، این است که چنین ارائه میدهند که علما دو فرقه شده اند و با هم حرف دینی
دارند؛ و با این اشتباه کاری، عوام بیچاره را فریب میدهند که یک فرقه مجلس خواه و
دشمن استبدادند و یک فرقه ضد مجلس و دوست استبدادند لابد عوام بیچاره میگویند: حق
با آنهاست که ظلم و استبداد را نمیخواهند، افسوس که این اشتباه را با هر زبانی به
هر بیانی بخواهیم دفع شود، خصم بی انصاف نمیگذارد یعنی اصلاً نمیگذارد.
و در جایی دیگر میفرماید: در باب مجلس خواهی در امر اول دانستی که هیچ خلاف نیست
و همه میخواهند؛ اما در این امر دینی همه علما بدون استثنا میگویند این مجلس
مخالف اسلام نباشد، باید آمر به معروف و ناهی از منکر و حافظ بیضه اسلام باشد. ای
مسلمانان ! کدام عالم است که میگوید مجلسی که تخفیف ظالم نماید و اجرای احکام
اسلام کند، بد است و نباید باشد؟! تمام کلمات راجع است به چند نفر لامذهب بی دین
آزاد طلب، که احکام شریعت قیدی است برای آنها و میخواهند نگذارند رسماً این مجلس
مقید شود به احکام اسلام و اجرای آن، و هر روز به بهانه ای القای شبهه میکنند.
شیخ در جای دیگر به قانون آزادی مطبوعات ایراد میگیرد؛ به عنوان مثال با چاپ کتاب
های ضاله و یا توهین آمیز نسبت به اسلام و هویت ملی نظیر حاجی بابا مخالف است. شیخ
میگوید: از قانون های خارجه از جمله یک فصل را ترجمه کرده اند که در آن مطبوعات
مطلقاً آزاد شده است؛ یعنی هر کس حق دارد هر چه را چاپ کند و احدی را حق چون و چرا
نیست. این قانون با شریعت ما نمیسازد؛ لهذا علمای اسلام آن را تغییر دادند و تصحیح
فرمودند که نشر کتب ضلال و اشاعه فحشا در دین اسلام ممنوع است و کسی را شرعاً
نمیرسد که کتابهای گمراه کننده حرام منتشر کند و یا بدگویی و هرزه گی را در حق
مسلمانی بنویسد و به مردم برساند.
شیخ فضل الله در جای دیگر در همان لوایح مینویسد:
خدای تعالی راضی مباد از کسی که درباره مجلس شورای ملی غیر از تصحیح، تکمیل و
تنقیح، خیالی داشته باشد، و بر سخط و غضب الهی گرفتار باشند کسانی که مطلب مرا بر
خلاف واقع انتشار میدهند و با تدلیس مسلمانان، آنان را به اشتباه میاندازند و راه
دفع شبهه را از هر جهت مسدود میسازند تا سخن ما به گوش مسلمانان نرسد و به خرج
مردم بدهند که فلانی و سایر مهاجرین منکر اصل مجلس شورای ملی شده اند.
شیخ بحثی هم درباره روشنفکران دارد و معتقد است که، روشنفکران یک نحوه چالاکی و
تردستی در اشاعه فتنه و فساد دارند. اصل جمله ایشان چنین است:
اینها یک نحو چالاکی و تردستی در اشاعه فتنه و فساد دارند و به واسطه ورزشی که در
این کارها کرده اند هر جا که هستند، آنجا را آشفته و پریشان میکنند.
باید بپذیریم که گروههای سکولار هم در جامعه امروز، تبحری در این کارها پیدا نموده
اند. آنها مطالب و جو را چنان مسموم میکنند که بر نیروها و معتقدان به اندیشه های
دینی هم امر مشتبه میشود. شیخ این مسائل را گفت؛ اما صدایش به گوش مردم نرسید و به
قول امروزی ها او را مرتجع و ضد ترقی خواندند و گفتند حرف شیخ ارتجاع و مربوط به
۱۴۰۰ سال قبل است. اگر مطبوعات آن زمان را ورق بزنید، تقریباً هیچ نوشته منورالفکری
نیست که به شیخ فضل الله اهاتنت نکرده باشد. در این نوشته ها خیلی به او جسارت
میشد؛ و این مطالب در برخی مردم هم اثر میکرد. حتی یکبار شیخ برای تصحیح و تنقیح
موضوعی، اصلی را انتشار داد و گفت: مجلس شورای ملی خوب است، اما اعضای آن اسلام
شناس نیستند. رای مردم محترم است ولی پنج نفر فقیه هم باید ناظر بر قوانین باشند[
که این امروز بحث شورای نگهبان است؛ پس مؤسس تفکر شورای نگهبان، شیخ فضل الله نوری
بوده است] بعد از چاپ نظر شیخ فضل الله در روزنامه صبح صادق، مشروطه خواهان به دفتر
روزنامه حمله کردند و نتیجه آن شد که در شماره(۴۱) این روزنامه مطلبی با عنوان «
اعتذار» به این مضمون چاپ شد که مطالب دیروز اشتباهاً در روزنامه چاپ شد و مربوط به
این روزنامه نبود؛ و شماره دیروز را امروز دوباره چاپ میکنیم». این هم یک نوع
سانسور و استبداد است منتها به اسم استبداد آزادی و این همان مشروط است که از
استبداد بدتر است؟ یعنی آزادی خواهان به دلیل درج مطلبی در روزنامه، به آن حمله
کنند. این در
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 