پاورپوینت کامل برهان حیثیت بانگاهی به مقالهتبیین عقلانی معادجسمانی درحکمت صدرای ۴۴ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل برهان حیثیت بانگاهی به مقالهتبیین عقلانی معادجسمانی درحکمت صدرای ۴۴ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل برهان حیثیت بانگاهی به مقالهتبیین عقلانی معادجسمانی درحکمت صدرای ۴۴ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل برهان حیثیت بانگاهی به مقالهتبیین عقلانی معادجسمانی درحکمت صدرای ۴۴ اسلاید در PowerPoint :
از اینکه توفیقات الهی نصیب شما و همکاران عزیز گشت تا با همه مشکلات، نشریه ای وزین و قابل مطالعه منتشر کنید خدا را سپاسگذارم، به ویژه شماره بهمن ۱۳۸۰ که دارای اطلاعات مفید و مصاحبه های خواندنی، بالاخص، مقاله فاضلانه و محققانه(تبیین عقلانی معاد جسمانی در حکمت صدرائی) نگارش جناب حجت الاسلام دکتر ابوالفضل کیاشمشکی بود که بنده را به یاد جر و بحث های چهل سال قبل انداخت و سبب شد که مجدداً یادداشت ها و حواشی آن ایام را بازنگری کنم و نکاتی را یاد آور شوم.
۱ـ مرحوم ابهری در رساله خود در معاد روحانی، با ابطال تناسخ، بازگشت روح به بدن را ممتنع میداند چون بدن ثانی بعینه همان بدن اول نمیباشد و مشکل همراهی زمان بدن اول با زمان بدن دوم لاینحل است.۱ به این طریق حدیث شریف شریف مشهور مأثور از معصوم(ع) که غالباً به آن استناد میشود و مرحوم شیخ مصطفی بن المؤذن در رساله معاد جسمانی خویش۲ نقل میکند و این که دو خشت را به هم کوبند و اجزای آنها را دوباره خشت سازند، به اعتباری آن دو خشت، همان دو خشت قبلی هستند و به اعتباری، خشت های جدید میباشند را قبول ندارد و بر این قیاس است اینکه (مقایسه تمثیلی)، بدن اخروی از همین بدن دنیایی میباشد.
۲ ـ اصول موضوعه منتخب صدر المتألهین، به صورت رایج ولی پراکنده در نزد حکمای متقدم مطرح بوده است، لکن ملاصدرا آنها را با بار معنایی مجزا کنار هم چید و نتیجه گیری منطقی مناسب گرفت. مثلاً: معنای(انواع) در اصل سوم۳ در انواع موجودات یا وجودات، غیر معنای رایج درباره انواع ماهیات است، هم چنین در اصل دوم راجع به تشخص هر موجود که به خود وجود بر میگردد، همانندی زیادی با تمثیل رایج مقبول عرفا، مشهور به”دریا و امواج دریا” دارد که اشتداد نیز مانند همین امواج ضعیف و شدید میباشد و یا حرکت اشتدادی(وجود که به مراتب موجودات برمیگردد،) در رساله مراتب موجودات مرحوم بهمنیار۴ به روش مقبول اصالت وجود مطرح شده است. و یا اصل ثبوت جوهری در حرکت اشتدادی وجود را در شعر مرحوم سعدی گلستان میبینیم:
تو آن کودکی کز مگس رنجهای که امروز سالار و سرپنجهای
و چه زیبا و روان فرمود که وحدت شخصیت آدمی در تحولات رشد محفوظ است در عین حالی که جوهره وجودی آدمی متحول و متکامل است.
و همین اصطلاح(جوهر) که درباره ماهیات و مقابل اعراض به کار گرفته میشود را مرحوم صدرا درباره وجود، نه به معنای ماهوی به کار میگیرد.
۳ـ “ملاصدرا” ماهیت را حدی از وجود گرفت و هویت را حدی از ماهیت دانست، در نتیجه دید دستگاه فلسفی عوض شد و بحث اصالت ماهیت منتفی گشت و بر این اساس توانستیم نظر ژان پل ساتر را که میگوید “انسان ماهیت خویش را میسازد” اصلاح کنیم و بگوییم که انسان هویت خود را میسازد، چون جوهره انسان یا حد ماهوی وجود انسان که به قول رائج حکما، جوهره درک یا حیوان ناطق است به عنوان زیربنای حرکت اشتدادی ثابت است، لکن جبر اجتماعی، روانی، فیزیولوژیکی، هویت های مختلفی پدید میآورد که به فرموده قرآن مجید: “قد افلح من زکیها و قد خاب من دسیها”(شمس، ۹ و ۱۰) عده ای اصحاب نور میشوند، عده ای هویت ناری میگیرند: “وقودها الناس”(بقره، ۲۴)۵
ما اصل موضوعه مورد پذیرش ملاصدرا و دیگر حکما راجع به تعریف انسان به عنوان حیوان ناطق یا جوهره مدرک کلیات را مقبول نمیدانیم زیرا صدرا و همه متفکران مشائی و اشراقی قبلی کم و بیش به وحدت وجود با علم و یا مساوق بودن علم و حیات اعتراف داشتند؛ پس هم پروانه و هم سنگ ریزه تسبیح میگویند مضافاً اینکه در مبحث یادگیری شرطی در روانشناسی جدید، معلوم شد که برخی از موجودات همچون موش نیز، کلیات را درک میکنند و به عبارت دیگر نماد و علائمی برای مفاهیم کلی دارند، پس اگر چنین باشد این امر نمیتواند فصل ممیز نوع انسان از دیگر انواع وجودات یا موجودات شود. آنچه که به نظرم در تعریف جامع و مانع انسان مقبول است، (مسئولیت) میباشد. در واقع انسان حیوان مسئول و یا موجود مسئول است. چون تنها از میان همه موجودات، فقط انسان است که: “….سئلت بای ذنب قتلت”(تکویر ۸ و ۹).
این مسئولیت، در سلسله طولی قدر ترکیبی مراتب موجود است و در قدر خاص انسان، به عنوان قضای متناسب سریان دارد( و این تناسب قضا و قدر را عدل تکوینی گویند در برابر عدل تشریعی که تناسب جزا با اعمال شخص است) و باعث کمال و خروج او از مراتب ضعیف نازله (قوس ظهوری) و صعود در قوس شعوری( به قول مرحوم دوانی) یا “انا الیه راجعون” میگردد چون عهد بسته” الم اعهد الیکم یا بنی آدم”(یس، ۶۰) و هم او گفت: بلی “قالوا بلی”. (اعراف، ۱۷۲).
در حالی که ملاصدرا، علم و ادراک را مناط اعتبار میگیرد و به بهشت و دوزخ علمی و ادراکی قائل میشود و علم را مساوق وجود و حیات میداند، پس همه موجودات علی قدر مراتبهم بهره علمی دارند پس(علم) نمیتواند فصل ممیز انواع وجودات شود اما اگر مسئولیت را که خاص انسان است، ملاک بدانیم، صاحب نفس لوامه، به مقام مطمئنه میرسد و نفس اماره، حیوان ساز است (هر چند به مسخ ملکوتی باشد) و بدن حقیقی انسان (طبق اصل دهم، معارف ص ۹، ستون اول) برآمده از ملکات و نیات و ادراکات است که باید عمل را قید کنیم و گرنه به صرف علم و ادراک و حتی نیت، قصاص جاری نیست و چون عمل ضمیمه اصل باشد(شاکله) پدید آید و به موجب آن شاکله، جریان عمل تدوام یابد و بدن عنصری مادی نیز پدید آید و تجسم اعمال “فمن یعمل مثقال ذره خیراً یره” (زلزال، ۷) محقق شود و معاد جسمانی میگردد “و کل یعمل علی شاکلته”(اسراء، ۸۴).
۴ـ معاد صدرایی بیشتر خیالی است نه جسمانی زیرا آنقدر به حاشیه رفته به گونه ای که از معاد مثالی اشراقیون فاصله گرفته به جسدانیون نزدیک گردیده اما سرانجام به اینکه نفس آدمی به کمک قوه خیال ابداع بدن کند قایل شده است. (چون نه ماده دارد و نه زمان) و صدرا به عنوان نمونه قیامت، خواب و خواب دیدن را مثال میآورد.۶
حقیقت امر این است که امروزه نمیتوان به تفکرات فلسفی پرداخت مگر اینکه چند سالی، آناتومی و فیزیولوژی خواند به اضافه فیزیک فوق مدرن یا فیزیک زیر ذرهای۷ به ضمیمه دانش عظیم روانشناسی فیزیولوژیکی و روانشناسی مرضی و احساس و ادراک با شناخت اجتماعی واقعیت۸ و ذهن و اجتماع۹ و مطالب دیگر مربوط به قوانین ترمودینامیک حیات تا درد زایمان اندیشه معاد جسمانی به روش مامائی سقراط( به تقلید از روش مادرش که ماما بود) با تولد سالم نوزاد معالجه گردد والاً با قرائت کتاب زیبای اسفار و یا کتاب ارزشمند اسرار الشریعه مرحوم سید حیدر آملی و نظایر اینها، درد زایمان معاد جسمانی، مداوا میشود نه معالجه. هم چنان که مرحوم آقا علی مدرس زنوزی و دیگران معالجه نشدند زیرا معاد جسمانی به معنای بدن روحانی است و نفس به مدد قوه خیال خلق بدن میکند و یا این که به مرور به موجب افعال و نیات، بدن روحانی(بدن اخروی) ساخته میشود و همچنان که در شرح اصل دهم۱۰ آمده است: “به بیان صدرا، انسان با تمام حقیقت نفس و بدن خویش وارد جهان آخرت میشود و چیزی از وج
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 