پاورپوینت کامل نقد گونه ای بر معارف ۲ ۳۶ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۱۴۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل نقد گونه ای بر معارف ۲ ۳۶ اسلاید در PowerPoint دارای ۳۶ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل نقد گونه ای بر معارف ۲ ۳۶ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل نقد گونه ای بر معارف ۲ ۳۶ اسلاید در PowerPoint :

۳۱

از ضروریات پویائی و پیشرفت در هر مجموعه داشتن دید انتقادی صحیح فارغ از تعلقات و
سلیقه های شخصی و بر اساس منطق و استدلال می باشد. خوشبختانه در این دوره نه چندان
طولانی که با اساتید معارف کشور در تعامل هستیم. شاهد دقت نظر و روحیه نقدگرای
اساتید محترم بوده ایم که نتیجه آن ارائه انتقادهای سازنده جهت پیشبرد اهداف مقدس
اسلامی در دانشگاه ها می باشد.

در این میان دیدگاه های اساتید در مورد کتابهای معارف از تأمل برانگیزترین موضوعاتی
است که با آن مواجهیم که در ذیل نقدگونه ای بر کتاب معارف اسلامی ۲ نشر ۱۳۷۹ که
توسط جناب آقای غلامحسین خالقی به دفتر نشریه ارسال شده است از نظر گرامیتان
می گذرد.

انتظار می رود با ارائه هر گونه، پیشنهاد و انتقاد ما را از نظرات خود بهره مند
سازید تا به حول و قوه الهی به طور مستمر شاهد بالندگی و پیشرفت در مجموعه های
فرهنگی دانشگاه به ویژه گروه های معارف اسلامی و رفع نقائص موجود باشیم.

۱ـ سخن در صفحه اول کتاب، موهم این معناست که انسان چه بسا بتواند با بهره گیری از
تجارب فردی و جمعی به زندگی دنیوی خویش نظم و سامان دهد و نیاز به دین، تنها برای
کسب درجات معنوی و سعادت اخروی است. در این نگرش، دین، تبدیل به مکتبی می شود که
تنها سازنده اخلاق فردی برای نیل به کمالات معنوی است و یا اگر دستوری اجتماعی دارد
فقط در همان حد که به تکامل روحی فرد کمک کرده و مانع طریقت او نگردد. قابل توجه
است که در این کتاب، سخن مرحوم علامه طباطبایی(ره) درباره پاسخ خداوند متعال در باب
درخواست معجزه مشرکان از حضرت رسول(ص) و یا خرده گیری بر آن حضرت آمده است: ۱. ما
لهذا الرسول یاکل الطعام و یمشی فی الاسواق؛ چرا این پیغمبر طعام و غذا می خورد و
در بازارها راه می رود. (فرقان، آیه۷)

در حقیقت، مشرکان می گفتند یک بشر نمی تواند واسطه در وحی الهی باشد.

۲. لو لا أنزل الیه ملک؛ چرا فرشته ای بر او نازل نگشته تا همراه با او بیم دهنده
باشد. (فرقان، آیه۷) که این تنزل از کلام اول است (تسلیم شدیم که لازم نیست خود
پیغمبر فرشته ای باشد لا اقل با او فرشته ای همراه گردد.)

۳. از این مسأله نیز گذشته و می گوییم: اگر فرشته ای بر او نازل نمی شود و در رسالت
مستقل است، در حالی که بشر است؛ پس باید برای او از آسمان گنجی فرستاده شود، تا آن
را در حاجت های مادی خویش صرف کرده و در بازارها، خود را برای کسب معاش به زحمت
نیندازد.

۴. او تکون له جنه. (سوره فرقان، آیه ۸) باز به همین ترتیب سخن به در اختیار داشتن
باغی که از [میوه] آن بخورد، تنزل می یابد.

مرحوم علامه در نهایت از کلام خداوند سبحان، چنین نتیجه می گیرد که این اشکال و
ایرادها تنها برای شانه خالی کردن از پذیرفتن دین اسلام بوده و در حقیقت «بل کذبوا
بالساعه و اعتدنا لمن کذب بالساعه سعیرا؛» بلکه آنان قیامت را تکذیب کرده اند و ما
برای کسی که قیامت را تکذیب کند، آتشی شعله ور و سوزان فراهم کرده ایم. (فرقان، آیه
۱۱) یعنی اینها به تو نسبت دروغ نداده و نبوت را رد نکردند (از این جهت که تو غذا
می خوری و در بازارها راه می روی) و این سخن ظاهری آنهاست؛ بلکه علت اصلی انکارهای
آن ها این است که آنان قیامت را دروغ پنداشته و معاد را انکار می کنند؛ از این رو،
سخن مرحوم علامه این چنین معنی می شود: کسی که قیامت را انکار می کند هیچ احترامی
برای نبوت قائل نیست و دین و شریعت نیز بدون محاسبه و مجازات، بی معنی می گردد و
حتی بشر ، برای رعایت دستورات دینی اگر چه به مصلحت دنیای اوست ـ باید ملتزم و
معتقد به قیامت باشد و گرنه انسان بر مبنای طبیعتش طغیان گر و ناسپاس است.

۲. در بحث مربوط به وحی و معجزه، به خصوص درباره تفاوت وحی با کشف و شهود، آیا بهتر
نبود که آیه ۸۶ سوره قصص: و ما کنت ترجوا ان یلقی الیک الکتاب الا رحمه من ربک فلا
تکوننَّ ظهیرا للکافرین. این گونه ترجمه شود: (ای پیغمبر ما) تو امید نداشتی که این
کتاب به سوی تو القا شود؛ تنها امیدوار به رحمتی از پروردگارت بودی پس نباید
پشتیبان کافران گردی.

و یا بدین گونه: تو به القاء کتابی به سویت امید نداشتی، مگر القاء رحمتی از
پروردگارت یعنی تنها امیدوار به القاء رحمتی از پروردگارت بودی، که مراد این آیه در
ظاهر چنین می شود؛ رسول گرامی اسلام، انتظار وحی را داشته، اما از ماهیت وحی و
تفصیل مطالب کتاب الهی، اطلاع نداشته و این با آن چه دوستان برداشت نموده اند
ظاهراً منافات دارد.

۳. آیا رسول الله (ص) از قبل انتظار وحی الهی را نداشته؟

و ما کنت ترجوا ان یلقی الیک الکتاب الا رحمه من ربک (قصص، آیه ۸۶)

از این آیه مبارکه چنین فهمیده می شود که تو امیدوار به وحی الهی و رحمت خدا بودی،
اما از تفصیل وحی الهی اطلاعی نداشتی.

اکنون به سراغ معنای محتمل دیگر می رویم.

ما کنت ترجوا ان یلقی الیک الکتاب ای ما کنت راجیا ای ذارجاء ان یلقی الیک الکتاب
الا رحمه من ربک، و یا بگوییم: ما کنت مرجوا ان یلقی الیک الکتاب الا رحمه من ربک.

دیگران این امید را بر تو نداشتند که کتاب و وحی الهی به تو القاء شود. این امر از
باب مبالغه و مجاز در اسناد است که ما این نوع مجاز و مبالغه را به خصوص در اسماء
فاعلین می بینیم.

فاما من ثقلت موازینه، فهو فی عیشه راضیه (ای فی عیشه مرضیه او ذی رضی). (سوره
قارعه، آیات ۶-۷)

این معنی نیز محتمل است:

ان لا تکن رحمه من ربک ما کنت ترجوا ان یلقی الیک الکتاب؛

اگر رحمت خدا شامل حالت نمی شد امید به آن نداشتی که کتابی به سوی تو القاء شود.

که همین معنی را

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.