پاورپوینت کامل آداب کلام در کلام الهی[۱] ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل آداب کلام در کلام الهی[۱] ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل آداب کلام در کلام الهی[۱] ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل آداب کلام در کلام الهی[۱] ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :

۲۸

آنچه در این مقاله مد نظر است، مروری است بر آداب سخن از دیدگاه قرآن. انتخاب این
بحث از جهات گوناگون حایز اهمیت است که ذیلاً به آن ها اشاره خواهد شد و مهم ترین
آن ها نقش بلندی است که زبان و سخن در میان اعضاء و افعال انسانی، در سعادت و شقاوت
انسان ایفا می کند.

مباحث این مقاله عبارتند از: الف) اهمیت کلام؛ ب) آداب سخن گفتن؛ ج) آداب سخن
شنیدن؛ د) آداب گفت و گو.

اهمیت کلام

قرآن کریم که از سنخ کلام است خود را به عنوان بیان معرفی کرده است: «هذا بیان
للناس» (آل عمران، ۳/۱۳۸۱) گرچه بیان، مفهومی است گسترده و بر هر چیزی که مبیّن
مقصود و مراد انسان باشد اطلاق می شود، خواه سخن یا خط یا اشاره، لکن شاخص همه آن
ها سخن است و لذا قرآن به آداب سخن، بیش از خط یا اشاره پرداخته است.

به حسب عادت، سخن گفتن مسأله ساده ای به نظر می رسد لکن با اندک تأمل، خواهیم دانست
که این امر از پیچیده ترین و ظریف ترین اعمال انسانی است. این ظرافت و عظمت، از یک
سو به نحوه همکاری اعضای دستگاه صوتی برای ایجاد اصوات مختلف و نیز به وضع لغات و
چینش آنها به دنبال یکدیگر مربوط است و از سوی دیگر به تنظیم استدلالات و بیان
احساسات از طریق عقل مربوط می شود. عظمت زبان،این عضو کوچک و فعال، و سخن که فعل آن
است، از نکات زیر دریافت می شود:

۱ـ آن گونه که از آیات ۱ تا ۴ سوره الرحمن استفاده می شود، یکی از مهمترین نعمت های
الهی بعد از نعمت آفرینش، نعمت بیان است. در این آیات آمده استک «الرحمن. علّم
القرآن. خلق الانسان. علّمه البیان؛ خدای رحمان، قرآن را یاد داد، انسان را آفرید،
به او بیان آموخت». گویا مفهوم این سخن آن است که انسان است و بیانش.

۲ـ در قیامت از مسؤلیت زبان سؤال می شود. در سوره بلد آیات ۸ و ۹ می خوانیم: «الم
نجعل له عینین، و لسانا و شفقین» آیا دو چشمش ندادیم، و زبانی و دو لب». شاید تعقیب
آیه فوق به آیه ۱۰ این سوره: «و هدیناه النجدین؛ و هر دو راه ]خیر و شر[ را بدو
نمودیم»، این مطلب را می فهماند که زبان، یکی از ابزار هدایت است.

۳ـ سخن بهترین ابزار انتقال افکار و حتی تأثیرگذاری است که در کلام پیامبر به عنوان
سحر به آن اشاره شده. فرمود: ان من البیان لسحراً.[۲]

۴ـ از میان معجزات انبیاء، با عظمت ترین معجزه، معجزه خالده نبوی یعنی قرآن، از سنخ
کلام است. تأثیر این معجزه تا بدانجا بوده که کفار با شنیدن این کلام، از آن به
«سحر» تعبیر می کردند: «فقال ان هذا الا سحر یؤثر (مدثر، ۷۴/۲۴)؛ گفت: این قرآن جز
سحر نیست».

و گاه تا بدانجا پیش می رفتند که می گفتند: «و قال الذین کفروا لا تسمعوا لهذا
القرآن والغوا فیه لعلکم تغلبون (فصلت ۴۱/۲۶) کسانی که کافر شدند گفتند: به این
قرآن گوش مدهید و سخن لغو در آن اندازید شاید شما پیروز شوید».

تعبیر به سحر و نهی از استماع قرآن، هر کدام به نوعی حکایت از نفوذ تأثیر کلام الهی
بر مردم دارد.

۵ـ از جمله نخستین خواسته های موسی پس از مبعوث شدن به رسالت، برای موفقیت در انجام
مسؤولیت خویش، زبان رسا است. فرمود: «و احلل عقده من لسانی. یفقهوا قولی (طه،
۲۰/۲۷، ۲۸)؛ و از زبانم گره بگشای، تا سخنم را بفهمند».

۶ـ وجود آفات برای سخن در فرمایش امیرالمؤمنین، نشان دیگری از اهمیت و شأن کلام
است. فرمود: للکلام آفات؛[۳] همانا برای سخن آفاتی است.

فیض کاشانی در محجه البیضاء آفات زبان را تا ۲۰ عدد بر شمرده است.

در بیانی دیگر امام علی(ع)، سخن را یکی از ابزار وضع و رفع نعمت دانسته است: ربّ
کلمه سلبت نعمه و جلبت نقمه؛[۴] چه بسا سخنی که نعمتی را سلب کند و بلاهایی را جذب
کند.

و در تعبیر دیگر، تأثیر کلام را به شمشیر تشبیه کرده است. آنگاه که فرمود: ربّ کلام
کلاحسام؛[۵] چه بسا کلامی که ]در برندگی[ همچون شمشیر است.

آداب سخن گفتن:

در قرآن برای سخن گفتن آدابی مطرح شده که تأثیر سخن در گرو رعایت آنها است:

۱ـ فصاحت:

نخستین ادب کلام، فصاحت در کلام است.

فصاحت در لغت به معنی خلوص چیز است؛[۶] و در اصطلاح، کلام فصیح یعنی کلام عاری از
انواع تعقیدات. هر گاه کلام از تنافر حروف، غرابت حروف، کراهت در سمع، خلاف قیاس
صرفی، تنافر کلمات مجتمع و ضعف تألیف عاری و برهنه بود فصاحت در کلام حاصل شده است.

هر گاه متکلم دارای ملکه ای باشد که بتواند مراد خود را به راحتی و با رساترین
تعابیر ادا کند، فصیح نامیده می شود.

موسی از خداوند درخواست می کند برادرش هارون به جهت فصاحت کلامش کمک کار او باشد:
«و اخی هارون هو افصح منی لسانا فارسله معی (قصص، ۲۸/۳۴)؛ برادرم هارون از من زبان
آورتر است پس او را با من به دستیاری گسیل دار».

فصاحت در کلام امیرالمؤمنین این چنین تعریف شده است: احسن الکلام ما لا تمجه الاذن
و لا یتعجب فهمه الافهام؛[۷] بهترین سخن آن است که گوش را اذیت نکند و فهم را به
زحمت نیندازد (که اشاره است به عاری بودن از تعقیدات لفظی و معنوی).

شأن فصاحت تا حدی است که پیامبر(ص) فرمود: الفصاحه زینه الکلام؛[۸] فصاحت زینت سخن
است. در کلام دیگر فرمود: جمال الرجل فصاحه لسانه؛[۹] جمال مرد رسایی زبانش
می باشد.

۲ـ بلاغت

در لغت به معنای وصول و انتهاست؛[۱۰] و در اصطلاح عبارت است از مطابقت کلام با
مقتضای حال و مقام، به عنوان نمونه در مقام تأکید، ایجاز و یا اطناب سخن، رعایت هر
یک را بنماید.

بسیاری از ناهنجاری های سخن ناشی از عدم رعایت موقعیت کلام است. در آیه ۶۳ سوره
نساء درباره منافقین آمده است:

«فاعرض عنهم وعظهم و قل لهم فی انفسهم قولاً بلیغاً؛ از آنان روی برتاب و پندشان ده
و با آن ها سخنی رسا بگوی».

بلاغت در سخن حتی شامل پرهیز از سؤال نامناسب هم خواهد شد، در آیه ۱۰۱ سوره مائده
می خوانیم:

«یا ایها الذین آمنوا لا تسألوا عن اشیاء أن تبدلکم تسؤکم؛ ای اهل ایمان از چیزهایی
که اگر برای شما آشکار گردد شما را اندوهناک می کند مپرسید».

از امام علی(ع) نقل شده که فرمود: لا تتکلمن اذا لم تجد للکلام موقعاً؛[۱۱] البته
نباید هنگامی که برای کلام زمینه نیست سخن گفت.

اقتضای بلاغت در سخن آن است که محدوده کلام نیز به تناسب موقعیت ها رعایت گردد. در
کلام امام علی(ع) آمده است: الکلام کالدواء قلیله ینفع و کثره قاتل؛[۱۲] سخن همچون
دارو است، اندکش سود می بخشد و فراوانی آن کشنده است.

۳ـ لینت سخن:

در لغت گفته شده: اللین ضد الخشونه، لینت ضد خشونت است؛[۱۳] کلام لیّن همراه با
نوعی نرمی و ملایمت است.

تأثیر لحن ملایم تا بدانسجات که خداوند به موسی و هارون می گوید: «فقولا له قولاً
لیّنا لعله یتذکر او یخشی (طه، ۲۰/۴۴) با او سخنی نرم گویید شاید که پند یگرد یا
بترسد».

رمز توفیق پیامبر(ص) علیرغم نبود امکانات و وجود موانعی همچون فرهنگ ضعیف مردم،
یاران کم و دشمنان زیاد حضرتش، لینت خلق و خوی و کلام پیامبر(ص) است:

«فبما رحمه من الله لنت لهم ولو کنت فظا غلیظ القلب لا نفضوا من حولک؛ (ال عمران،
۳/۱۵۹) پس به برکت رحمت الهی با آنان نرمخو شدی و اگر سخت دل بودی قطعاً از اطرافت
پراکنده می شدند».

۴ـ سدید بودن:

سداد و سدید از ماده سد، به معنای استقامت و محکم بستن است.[۱۴]

از آداب سخن، سدید بودن کلام است، هر چه کلام با عقل و منطق و استدلال بیشتر همراه
باشد میزان استحکام آن بیشتر خواهد بود. هر چه استحکام کلام بیشتر باشد ثبات و بقاء
آن بیشتر خواهد شد.اصولاً قرآن به دلیل انکه سخنش یا با عقل هماهنگ است و یا با
فطرت، از استحکام و استقامت خاصی برخوردار است.

در سوره احزاب آیه ۷۰ و ۷۱ آمده است:

«یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و قولوا قولا سدیداً. یصلح لکم اعمالکم و یغفر لکم
ذنوبکم؛ ای مؤمنان از خدا پروا دارید و سخنی استوار گویید تا اعمال شما را به اصلاح
درآورد و گناهانتان را ببخشاید».

گویا از آثار سخن محکم، اصلاح اعمال و تطهیر انسان از گناه خواهد بود.

۵ـ میسور بودن کلام:

در لغت یسر و میسور به معنای سهل و آسان آمده است.[۱۵]

یسیر نقطه مقابل عسر و تکلف است و تکلف نوعی زحمت است که تکلیف هم به همین معناست.
همان گونه که انسان می تواند در زندگی خود با محدودیت ها و با تکلفات فراوان رفتار
کند و در نتیجه عرصه را بر خود تنگ نماید، در مقام سخن هم می تواند دچار انواع
تکلفات گردد.

«قل ما اسألکم علیه من اجرو ما انا من المتکلفین (ص، ۳۸/۸۶)؛ بگو من مزدی بر رسالتم
از شما طلب نمی کنم و اهل تکلف و تصنع نیستم»، پیامبر(ص) فرمود:

نحن معاشر الانبیاء والاولیاء بُرآءُ من التکلف؛[۱۶] ما گروه انبیاء و اولیا از
تکلف و زحمت بیزاریم.

متقابلاً در احادیث به سهولت توصیه شده است. امیرالمؤمنین(ع) فرمود: السهل یدر
الرزق؛[۱۷] آسانی عامل ریزش رزق است.

سهولت همان گونه که در افعال جاری است،در کلام نیز قابل اجراست. از آداب سخن آن است
که همراه با سهولت و آسانی باشد. قرآن، خود را به این صفت، موصوف کرده، آنجا که
می گوید: «و لقد یسرّنا القرآن للذکر فهل من مدّکر (قمر / ۴۰)؛ و قطعاً قرآن را
برای پندآموزی آسان کردیم. پس آیا پند گیرنده ای هست؟»

از این آیه استفاده می شود که سهولت در کلام، خود عاملی است برای یادگیری آسان و
مقبولیت در سخن و لذا قرآن دستور می دهد سخن را با آسانی ادا کنید:

«فقل لهم قولاً میسوراًَ (اسراء / ۲۸)؛ و با ایشان با ملایمت و راحتی سخهن بگوی».

تکلف در سخن، الف) هم می تواند به نحوه ادای کلام مربوط شود، آن گونه که از نبوی
شریف معلوم می شود: «ان الله لیبغض الرجل البلیغ الذی یلعقب بلسانه کما تلعب
الباقره؛[۱۸] همانا خداوند مبغوض می دارد انسان بلیغی که با زبانش همچن گاو، بازی
می کند.

ب) و همچنین می تواند به محتوا و استفاده از واژه های پیچیده که ملازم با صعوبت در
فهم است مربوط شود که البته این نوع تکلف در کلام، خلاف فصاحت در سخن است. آن گونه
که در فرمایش امیرالمؤمنین آمده است: احسن الکلام، ما لا تمجه الاذن و لا یتعب فهمه
الافهام؛[۱۹] بهترین سخن آنست که گوش را اذیت نکند و فهم را به زحمت نیندازد.

ادای ناروای سخن باعث اذیت گوش؛ و بکارگیری مفاهیم پیچیده باعث اذیت فهم خواهد شد.

۶ـ لغو بودن سخن:

اللغو من الکلام ما لا یعتد به و هو الذی یورد لا عن رویّه و فکر فیجری مجری اللغا
و هو صوت العصافیر…. و قد یسمی کل کلام قبیح لغواً؛ کلام لغو آن است که قابل
اعتنا نباشد. همان سخنی که از روی فکر و تأمل صادر نشود که به منزله صدای گنجشکان
است و گاه به هر کلام قبیحی لغو گفته می شود.[۲۰]

در اوصاف بهشت آمده است که: «لا یسمعون فیها لغواً و لا کذابا (نباء ۷۸ / ۳۵)؛ در
آنجا نه بیهوده ای شنوند و نه یکدیگر را تکذیب کنند».

همچنین در اوصاف مؤمنین می خوانیم: «والذین هم عن اللغو معرضون (مؤمنون، ۲۳ / ۳)؛
آنان که از سخن بیهوده رویگردانند».

از موارد استعمال کلمه لغو می توان چنین نتیجه گرفت که یکی از آداب سخن آن است که
کلام، همراه با نوعی فکر و مقبولیت باشد.

۷ـ معروف بودن کلام:

المعروف: اسم لکل فعل یعرف بالعقل او الشرع حسنه. والمنکر: یما ینکر بهما؛ معروف
نامی است برای هر کاری که به واسطه عقل یا شرع، حسنش شناخته شده باشد و منکر آن است
که به واسطه این دو مورد انکار قرار گرفته باشد.[۲۱]

معروف، الف) گاه صفت فعل قرار می گیرد، آن گونه که از آیه «و أمر بالعرف» (اعراف،
۷/۱۹۹) فهمیده می شود.

ب) و گاه صفت کلام قرار می گیرد. یعنی یک از آداب سخن آن است که کلام متکلم باید از
نظر عقل و شرع تحسین شده باشد. آن گونه که از آیات «و قلن قولاً معروف» (احزاب،
۳۳/۳۲) و «قول معروف» (محمد، ۴۷/۲۱) فهمیده می شود.

۸ـ حسن مطلع و حسن ختام:

از آداب کلام آن است که آغاز و ختم سخن با نام خدا باشد. توجیه این دستور می تواند:

الف) هم به اقتضای ادب و تجلیل از مقام ربوبی باشد، که سخن با نام خدا آغاز شود.

ب) و هم باب معاشقه با خدا چنین اقتضایی را دارد که عاشق همواره در مقام احیای نام
معشوق است.

ج) و هم تعظیم شعائر که مصداقی است از تقوای الهی، اقتضای بزرگداشت نام خدا را
دارد. آن گونه که آیه «و من یعظّم شعائر الله فانّها من تقوی القلوب (حج، ۲۲/۳۲)؛
هر کس شعائر خدا را بزرگ دارد در حقیقت از پاکی دلهاست» اشاره دارد. این ادب الهی
از آیات ۲۹ و ۳۰ سوره نمل که بلقیس گفت:

«یا ایها الملأ انی القی الی کتاب کریم، انه من سلیمان و انه بسم الله الرحمن
الرحیم؛ ای سران، نامه ای ارجمند برای من آمده از طرف سلیمان است و آن به نام
خداوند رحمتگر مهربان است».

و همچنین آیه ۴۱ سوره هود که فرمود: «قال ارکبوا فیها بسم الله مجریها و مرسیها؛
نوح گفت در آن سوار شوید، به نام خداست روان شدنش و لنگر انداختنش». فهمیده می شود.

۹ـ کریم بودن کلام:

کریم، هم می تواند صفت خدا باشد که در این حال، اسمی است برای احسان الهی. آنجا که
آمده است: «فان ربی غنی کریم (نمل، ۲۷/۴۰)؛ همانا پروردگار من بی نیاز و ارجمند
است».

و هم صفت انسان باشد که در این صورت اسمی برای اخلاق و افعال پسندیده ای که از
انسان ظاهر می شود و به طور کلی هر چیزی که در باب خودش نوعی شرافت داشته باشد، به
کرم متصف می شود. مثل اینکه درباره قرآن می خوانیم:

«انه لقرآن کریم؛ (واقعه، ۵۶/۷۷) این پیام قطعاً قرآنی است ارجمند».

و یا درباره فرشتگان می خوانیم: «بل عباد مکرمون (انبیاء ۲۱/۲۶)؛ بلکه فرشتگان
بندگانی ارجمنداند» و «کرام برره (عبس، ۸۰/۱۶)؛ ارجمند و نیکوکارند». و یا درباره
انسان می خوانیم: «و جعلنی من المکرمین (یس، ۳۶/۲۷)؛ پروردگارم مرا در زمره عزیزان
قرار داد».

همچنین درباره کلام می خوانیم: «فلا تقل لهما افّ و لا تنهرهما و قل لهما قولاً
کریما (اسراء ۱۷/۲۳)؛ به آنان اُف مگو و پرخاش مکن و با آنان شایسته سخن بگوی».

از موارد استعمال این واژه می توان چنین استفاده کرد که کرامت به معنای شرافت؛ و
بیانگر نوعی ادب برای سخن است. بدین معنا که از آداب سخن آن است که، کلام همراه با
ادب القا شود. در نبوی شریف می خوانیم: اجملوا فی الخطاب تسمعوا جمیل الجواب؛[۲۲]
زیبا خطاب کنید تا جواب زیبا بشنوید».

بدیهی است ادب یک مقوله بسیط نیست، بلکه مقوله ای است که از امور مختلف تشکیل
می شود، که عبارتند از:

الف) استفاده از واژه های سالم

یکی از چهره های ادب و شرافت در سخن، به کارگیری الفاظ مناسب است. در وصف عباد
الرحمن، قرآن می فرماید: «و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاماً (فرقان، ۲۵/۶۳)؛ و
چون نادانان ایشان را مورد خطاب قرار دهند به ملایمت و سلامتی جواب دهند».

از سوی دیگر قرآن فحش و ناسزاگویی را مورد نهی قرار داد. «و لا تسبوا الذین یدعون
من دون الله فیسبوا الله عدواً بغیر علم (انعام، ۶/۱۰۸)؛ آنان که جز خدا می خوانند
دشمنام مدهید که آنان از روی دشمنی و به نادانی خدا را دشمنام می دهند».

ب) آهنگ ملایم

آهنگ ملایم می تواند یکی از چهره های ادب در سخن باشد، آن گونه که از آیه ۲، سوره
حجرات استفاده می شود:

«یا ایها الذین آمنوا لا ترفعوا اصواتکم فوق صوت النبی و لا تجهروا له بالقول کجهر
بعضکم لبعض؛ ای کسانی که ایمان آورده اید! صدایتان را بلندتر از صدای پیامبر مکنید
و همچنان که بعضی از شما با بعضی دیگر بلند سخن می گویید با او با صدای بلند سخن
می گویید.

ج) تشریفات در کلام

ادب اقتضا دارد کلام را با تشریفات ادا کنیم که نمونه هایی از این ادب را در آیات و
روایات مشاهده م کنیم.

اغلب آیات در مقام بیان احکام، حکم را با تشریفات خاصی بیان می کنند که لطافت خاصی
به بیان حکم می بخشد. تعبیر به «یا ایها الذین آمنوا» و «یا ایتها النفس المطمئنه»
و «لعلکم تعقلون» و «لعلکم تفلحون» و امثال این تعابیر می تواند نوعی تشریفات سخن
باشد.

بنی تمیم پیامبر را با اسم صدا می زدند و می گفتند: یا محمد یا محمد اخرج
الینا؛[۲۳] ای محمد به نزد ما خارج شو. خطاب آمد: «لا تجهروا له بالقول کهجر بعضکم
لبعض؛ همچنان که بعضی از شما با بعضی دیگر بلند سخن می ؛ویید با او سخن نگویید».
«ان الذین ینادونک من وراء الحجرات اکثرهم لا یعقلون (حجرات، ۴۹/۴)؛ کسانی که تو را
از پشت اتاق ها به فریاد می خوانند بیشترشان نمی فهمند.

در آیه ۶۳ سوره نور می خوانیم: «لا تجعلوا دعاء الرسول بینکم کدعاء بعضکم بعضا؛
خطاب کردن پیامبر را در میان خود مانند خطاب کردن بعضی از خودتان به بعضی قرار
مدهید».

پیامبر(ص) درباره بیان نام مبارک رمضان فرمود: لا تقولوا رمضان فان رمضان اسم من
اسماء الله تعالی و لکن قولوا شهر رمضان؛[۲۴] نگویدی رمضان، همانا رمضان نامی است
از اسامی خداوند متعال. لکن بگویید: ماه رمضان.

تعابیر فوق هر کدام به نوعی حکایت از تشریفات در سخن دارد. تنها در دو مورد،
تشریفات در سخن استثنا شده است.

الف) آنجا که در تشریفات افراط شود که خود، موجب استهجان کلام است. در کلام
امیرالمؤمنین(ع) آمده استک الثنا باکثر من الاستحقاق ملق؛[۲۵] تعریف و تجلیل به بیش
از اندازه، تملق و چاپلوسی است.

ب) آنجا که تشریفات، خلاف باب محبت باشد. گاه تشریفات در سخن، با الفت و صمیمیتی که
بین افراد، موجود است سازگار نیست. در ذیل آیه ۶۳ سوره نور، در روایت آمده است که
حضرت فاطمه(ع) پیامبر را به عنوان «یا رسول الله» خطاب می کرد که پیامبر(ص)
فرمودند: قولک یا اباه، احب الی قلبی و ارضی للرب؛[۲۶] اینکه مرا پدر خطاب کنی نزد
من محبوب تر و مایه خشنودی پروردگار است.

این برخورد نشان می دهد، در جو صمیمیت و محبت به کارگیری القاب و تشریفات از اثر
محبت خواهد کاست.

برای تکمیل بحث، مناسب است به آداب شنیدن سخن و آداب گفت و گو نیز، از دیدگاه قرآن
اشاره کنیم.

آداب سخن شنیدن

مطالبی که معمولاً می شنویم از سه حال بیرون نیست:

الف) دارای رشد آشکار است: اقتضای ادب درباره این نوع سخنان، آن است که: به این سخن
دل داد و توجه کرد و نیز در برابرش سکوت کرد.

این ادب از ایه «و اذا قرئ القرآن فاستمعوا له و انصتوا (اعراف، ۷/۲۰۴)؛ و چون قرآن
خوانده شود گوش بدان فرا دهید و خاموش مانید» قابل استیناس است. تعبیر به «استمعوا»
گوش دادن و توجه کردن و «انصتوا» خاموش ماندن، بیانگر دو جلوه ادب در برابر کلام حق
است.

ب) دارای ضلالت آشکار استک به همان میزان که سخن حق دارای تأثیر مثبت است و تجلیل و
حمایت از آن لازم است، کلام باطل نیز دارای تأثیر منفی بوده و اعراض از آن لازم
است.

در آیه ۶۸ سوره انعام آمده است: «و اذا رأیت الذین یخوضون فی آیاتنا فاعرض عنهم حتی
یخوضوا فی حدیث غیره؛ چون بینی کسانی ]به قصد تخطئه[ در آیات ما فرو می روند از
ایشان روی برتاب تا در سخنی دیگر درآیند».

قطعاً کلام باطل که دارای ضلالت است، مصداقی است از قول زور و قول لغو، که در آیاتی
از آن ها نهی شده است: «و اجتنبوا قول الزور» (حج، ۲۲/۳۰)

«والذین هم عن اللغو معرضون (مؤمنون، ۲۳/۳)؛ مؤمنان کسانی هستند که از بیهوده
رویگردانند».

ج) کلام مشتبه: الشبهه هو ان لا یتمیز احد الشیئین من الاخر لما بینهما من التشابه
عیناً کان او معنی؛ شبهه آن است که دو چیز از همدیگر تمییز داده نشود به خاطر تشابه
عینی یا معنوی که بین آنهاست.[۲۷]

آنچه مایه سر درگمی انسانهاست کلام حق یا باطل نیست، بلکه کلام مشتبه است. آن گونه
که از آیه ۷ سوره آل عمران استفاده می شود، مشتبه یعنی کلام دو پهلو، کلامی که
ابستن فتنه است.

«… و اُخر متشابهات فامّا الذین فی قلوبهم زیغ فیتبعون ما تشابه منه ابتغاء
الفتنه؛ پاره ای از آیات متشابهات اند. آنانی که در دل هایشان انحراف است برای فتنه
جویی از آن ها پیروی می کنند».

ادب در برابر کلام مشتبه:

الف) تحقیق در راوی

یکی از آداب برای کشف حق، دقت و کنکاش در راوی سخن است. در ذیل آیه ۲۴ سوره عبس:
«فلینظر الانسان الی طعامه؛ پس انسان باید به خوراک خود بنگرد»، از امام باقر(ع)
نقل شده: علمه الذی یاخذه عمن یأخذه؛[۲۸] انسان باید دقت کند که علوم خود را از چه
کسی دریافت می کند.

ب) تحقیق در مروی

آن گونه که از آیه ۶ سوره حجرات استفاده می شود، تحقیق در مروی ادب دیگری است در
برخورد با کلام مشتبه:

«یا ایها الذین آمنوا ان جاءکم فاسق بنباء فتبیّنوا ان تصیبوا قوماً بجهاله فتصبحوا
علی ما فعلتم نادمین؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، اگر فاسقی برایتان خبری آورد،
نیک وارسی کنید. مبادا به نادانی گروهی را اسیب برسانید واز آنچه کرده اید پشیمان
شوید».

ج) گلچین کردن

سومین اد

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.