پاورپوینت کامل رویکرد جدید کارکرد دین و چالش بین اسلام و مدرنیته ۵۳ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل رویکرد جدید کارکرد دین و چالش بین اسلام و مدرنیته ۵۳ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۳ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل رویکرد جدید کارکرد دین و چالش بین اسلام و مدرنیته ۵۳ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل رویکرد جدید کارکرد دین و چالش بین اسلام و مدرنیته ۵۳ اسلاید در PowerPoint :

۱۷

اشاره

متن حاضر سخنرانی حجت الاسلام دکتر میرباقری در جمع اساتید معارف اسلامی است که در
اردیبهشت ماه سال جاری در مرکز برنامه ریزی و متون درسی ایراد شده است.

در ربع قرن اخیر در رویکرد اسلام تحولی بسیار عظیم اتفاق افتاد و آن رویکرد این است
که اسلام در حیات اجتماعی و در عرصه حکومت، مطرح شده است گاهی اسلام به عنوان یک
سلسله اعتقادات التزامی، موضوع بحث و دفاع قرار می گیرد و گاهی به عنوان دین در
عرصه اجتماعی تحقق می یابد. طبیعتاً توقعات و سؤالاتی که پیدا می شود کاملاً با
دوره های گذشته متفاوت است. به تعبیر دیگر، ما مدعی اسلام در اداره حیات اسلامی بشر
هستیم. و این مبدأ چالش های عظیم فکری می شود. برای اینکه این سؤالات، پاسخ جدی خود
را پیدا کند باید رویکرد جدیدی به علم کلام و اخلاق و فلسفه و عرفان و حتی فقه
داشته باشیم. به طوری که در این رویکرد جدید، کارکرد دین در همه این حوزه ها گسترش
پیدا کند. همچنانکه غربی ها بعد از رنسانس تصمیم گرفتند که تفسیر دین را در حیات
اجتماعی بشر تنزیل داده و در نتیجه جایگاه دین را تنزل دهند و دین را به یک پدیده
فردی تبدیل کنند و ناچار بودند که کلام جدید و اعتقادات دینی و فرهنگ مذهبی آن
جامعه را تغییر دهند به گونه ای که با این تصمیم گیری ها سازگار باشد؛ ما هم دقیقاً
در نقطه مقابل باید عمل کنیم. یعنی وقتی مدعی هستیم که نقش دین بیش از چیزی است که
تاکنون در جامعه ما ایفا می شده نیاز به این است که کارکرد دین در عرصه حیات
اجتماعی افزایش یابد و این می طلبد که تلقی ما از دین، جدید باشد بر همین اساس
حتماً می بایست کلام را دستخوش تحول کنیم و کلام جدید، کلام شامل تر و کامل تری
باشد. کما اینکه در حوزه فقه هم باید همین تحول اتفاق افتد. یعنی سؤالاتی که در
دوره گذشته متوجه ما بوده است، کاملاً با سؤالات امروزی فاصله گرفته نه اینکه آن
سؤالات از بین رفته است ولی سؤالات بسیار جدیدتر با اعماق و گستردگی بیشتری متوجه
ما هست که حتماً باید به حل آنها پرداخت یعنی فرض کنید سؤالاتی که در باب موضوعات
بوده است در گذشته پاسخ داده می شده اما سؤال درباره ساختارهای اجتماع و از آن
بالاتر سؤال در باب توسعه و تکامل که ساختارها باید بر محور اندیشه توسعه شکل بگیرد
سؤالات نوینی است که طرح می شوند و طبیعتاً تفکر دینی باید به اینجا بپردازد و پاسخ
دهد. ولی حتماً باید رویکردمان به کلام و عرفان با فلسفه و فقه، جدید باشد نه به
این معنا که از گذشته مان جدا شویم بلکه در معرفت های دینی تکامل ایجاد کنیم و این
تکامل در معرفت دینی باید تا حد تکامل در منطق معرفت دینی یعنی علم اصول استنباط هم
ساری و جاری شود. ابزاری که ما برای استنباط از منابع دینی در اختیار داریم ابزاری
نیست که در عرصه پاسخگویی به مسائل کلامی کافی باشد. بنابراین باید تحولی ایجاد
شود.

آنچه ما به جوان می دهیم باید اولاً یک نظام فکری باشد. مقصود از نظام فکری این
است که گاهی اوقات ما جزیره های مستقلی در ذهنیت یک جوان ترسیم می کنیم که این
جزیره های مستقل ممکن است بحث های خوبی در هر یک از آنها شکل گیرد اما رابطه بین
اینها به صورت یک نظام فکری و منظومه ای که با هم تعامل داشته باشند و نقش آنها در
همدیگر دیده شود نیست. برای اینکه یک چنین نظامی اتفاق بیفتد باید مبنای واحدی
داشته باشیم و آن مبنای واحد در همه عرصه ها ساری و جاری شود. دوم اینکه حتماً این
نظام فکری علاوه بر اینکه پاسخگوی مسائل خود و به تعبیر دیگر «موضوعات» هست رابطه
رفتار انسان با موضوعات را تبیین کند، باید موضوعات کلان اجتماعی، نظام سیاسی، نظام
اقتصادی و نظام فرهنگی کشور را هم بتواند تحلیل کند و در ذهنیت جوان، رابطه بین
اعتقادات و عمل اجتماعی را به خوبی تبیین کند. این نکته مهمی است. گاهی ما در عمل
می گوییم که مثلاً فقه کنونی ما رابطه عمل فرد را با اعتقاداتش تمام می کند اما نه
به شکل کامل و به شکلی که موضع گیری پدیده های اجتماعی را در آن ایجاد کند. به
عنوان مثال: تاجری که تجارتی انجام می دهد متوجه نیست که این تجارت در مجموع به نفع
قدرت اقتصادی اسلام ختم می شود یا به نفع قدرت نظام های سرمایه داری و سلطه. این
آدم کسی نیست که نخواهد به دستورات دین عمل کند و فرهنگ دین را در زندگی خودش جاری
کند؛ ولی آن میزانی از فرهنگ که به او داده می شود رابطه منطقی بین فعل خود و رفتار
اجتماعی اش برقرار نمی کند. وقتی از او می پرسید که این کار شما جایز است. می گوید
بله طبق فقه کار جایزی است. این عملکرد به میزان فرهنگ و تکالیف و حقوقی که در
اختیار او قرار دادیم برمی گردد. ارزش هایی که برای او بیان کرده ایم ارزش هایی
نیست که رابطه بین فعل او و رفتار اجتماعی اش را دقیقاً تمام کند. می خواهد در
شرکتی کار کند نمی داند واقعاً کدام شرکت را انتخاب کند که با فرهنگ مذهب تناسب
بیشتری داشته باشد. زیرا که ما برای او معین نکرده ایم. دوستی داشتیم که می فرمود
مارکسیسم ها اگر می خواستند در کارخانه ای مثلاً تولید خودرو کار کنند دقت می کردند
که بروند در کارخانه ای که مالکیت عمومی دارد در آنجا کار می کردند نه در
کارخانه ای که مالکیت شخصی دارد. این رابطه بین عمل اجتماعی در زندگی و اعتقاداتشان
بود. ما باید همه شئون زندگی خود را بر پایه این اندیشه سامان دهیم. بنابراین در
درجه اول باید کلام، کلام جدید و اخلاق، اخلاق جدید باشد همچنین به فلسفه و فقه یک
نگرش جدید بدهیم که در این نگرش جدید کارکرد دین افزایش پیدا کند و در این نگرش به
نسل جدیدمان یک نظام فکری بدهیم که همه موضوعاتی که مورد ابتلای اوست را به صورت
منسجم مورد توجه قرار داده باشد و این نظام فکری بتواند رابطه فرد با مسائل کلان
اجتماعی و موضع گیری آن را در حیات اجتماعی تبیین کند.

یکی از مهمترین موضوعاتی که در نظام فکری جدید به نسل جوان می دهیم چالش بین
اسلام و تجدد یا مدرنیته است. یعنی چیزی که الآن وارد عرصه حیات اجتماعی ما شده و
فضای زیست ما را تحت تأثیر قرار داده است. طبیعتاً جوان ما باید به راحتی موضع گیری
خود نسبت به شئون مختلف تجدد بر محور دین را بفهمد. یک روشنفکری سکولار داریم و یک
روشنفکری دینی که هر دوی اینها به رابطه اسلام و تجدد پرداخته اند.جوهر اصلی تفاوتی
که بین این دو رویکرد است این است که در روشنفکری سکولار اصول و پیش فرض های اصلی
تفکر بر مبنای تجدد و نوگرایی غربی شکل می گیرد. در نگاه آنها واقعاً تجدد یک امر
محکم، مقدس، بایسته و شایسته است و سپس بر محور تجدد، اندیشه اسلام را تحلیل و
تجزیه می کنند. روشنفکری دینی در نقطه مقابل است یعنی در تعامل اسلام و تجدد دقیقاً
اسلام گرا است و اسلام را بر مدار تجدد می شناسد به طوریکه حاکمیت دین در فضای
زندگی بشر پذیرفته شده باشد. بنابراین روشنفکر دینی، روشنفکری است که از طرفی ناظر
به تکامل و توسعه و از طرف دیگر ناظر به پیشرفت است و می خواهد عرصه های جدید را
فتح کند و افق های جدیدی را برای آینده دنبال می کند و دغدغه تکامل اجتماعی دارد.
اما در عین داشتن دغدغه تکامل اجتماعی بیش از آن دغدغه اسلام را دارد یعنی دغدغه
اصلی و همّ و غم او اسلام است و می خواهد تکامل و توسعه بر محور اسلام واقع شود. از
همین منظر با تجدد و جریان مدرنیته تعامل برقرار می کند. یکی از رویکردهایی که در
روشنفکری سکولار از دوره های گذشته بوده و الان هم هست همین است که می خواهد بین
اسلام و تجدد تعامل برقرار کند. اما نقطه عطف این تعامل جریان تجدد است. کاری که
این جریان روشنفکری می کرده این بوده که اصول تجدد را می پذیرفته بعد می خواسته
اسلام را بر مبنای آن تفسیر و تأویل کند. تأویل های حسی که در دوره گذشته نسبت به
دین شکل گرفته ناشی از این است که ایده های تجدد، منبعی بر تفسیر دین بودند. در
دوره معاصر این امر شکل منظم و منسجم تری به خود گرفته است و بر محور تجدد، کارکرد
دین را تفسیر می کنند و حتی روش های معرفت شناختی که سامان دهی معرفت دین را بر
مبنای اندیشه های مدرن تحلیل می کند هم وارد فضای روشنفکری معاصر ما می شوند. مثل
اندیشه های ملوتیکی که نمونه اش نظریه قبض و بسط است. کارکرد نظریه قبض و بسط همان
کارکرد تأویل در دوران گذشت

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.