پاورپوینت کامل بازکاوی تاریخ و آموزه های آیین زرتشت ۷۸ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل بازکاوی تاریخ و آموزه های آیین زرتشت ۷۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۷۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بازکاوی تاریخ و آموزه های آیین زرتشت ۷۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل بازکاوی تاریخ و آموزه های آیین زرتشت ۷۸ اسلاید در PowerPoint :
۱۷
در میان فلات پامیر و فلات آناتولی، فلاتی وجود دارد که از شمال به دریای خزر و از
جنوب به خلیج فارس و دریای عمان منتهی می شود. این فلات پل ارتباطی غرب و شرق و
یگانه راه تعامل تمدن های باستانی بین النهرین، مصر و یونان با تمدن های چین و هند
بوده است. آثار به جامانده از برخی ساکنین بومی غرب این منطقه که در کوه های زاگرس
و منطقه خوزستان تمدنی، به نام «اوراتور» و «کیلام» به وجود آورده بودند، نشان
می دهد اینان در باورهای خود، تحت تأثیر ادیان بین النهرین بوده و معابد و مراسمی
همانند معابد و مراسم دینی تمدن های سومر، بابل و آشور داشته اند.[۱] «زیگورات»
چغازنبیل که آثارش از دل تپه های نزدیک شوش بیرون آورده شده[۲]، شدت این تأثیرپذیری
در معماری معابد کیلامی را نشان می دهد. این نوع از ارتباط و پیوستگی بین ساکنین
فلات یاد شده و بین النهرین بعد از مهاجرت آریایی ها در سمت شمال شرقی به این فلات
از بین رفت و تازه واردان که با ورود خود، فرهنگ و رسوم جدیدی را به ارمغان آورده
بودند، علاوه بر قلع و قمع ساکنین بومی، نام این منطقه را نیز به افتخار نام قبیله
خود «ایران»، نامیدند.[۳]
اطلاعات ما درباره باورهای دینی مهاجرین تازه وارد آریایی به فلات ایران چندان زیاد
نیست و آنچه از سوی برخی مستشرقین و با استناد به آثار دینی و باستانی باقی مانده
از نژاد هند و اروپایی ارائه شده، معرف نوعی طبیعت پرستی و تعدد خدایان است.[۴]
هرچند به نظر می رسد این مطلب نتیجه مستقیم تجزیه و تحلیل اطلاعات تاریخی نباشد و
مستشرقین یاد شده بیشتر تحت تأثیر فرضیه های پیشینی و خودساخت خود بوده باشند.
بر اساس داده های تاریخی، باورهای دینی ساکنین فلات ایران از سه هزار سال قبل تا
ورود اسلام به این سرزمین با نام هایی چون «آیین مغان»، «آیین مهرپرستی»، «آیین
مجوس»، «آیین زرتشت»، «آیین زروان»، «آیین مزدک»، «آیین مانوی» و…[۵] شناخته
می شده، ولی دانستن حد و مرز این نام ها و چگونگی ظهور، تطور، تکامل، سقوط و
اضمحلال آنها در طول سده های طولانی و دست یافتن به اصول و فروعشان، مهم ترین چالش
پژوهش گران معاصر بوده است.
ما برای بازکاوی تاریخ باورهای دینی ایرانیان قدیم از دو منبع و مرجع می توانیم
استفاده کنیم: اولین منبع، مربوط به اطلاعاتی می شود که از آثار باستانی و
کتیبه های به جامانده از حکومت ماد و امپراطوری های هخامنشی، اشکانی و ساسانی به
دست می آید و با کمی خوش بینی می توانیم کتابی که امروزه به نام اوستا شناخته
می شود و سایر کتاب های اقماری آن را از زمره همین منابع به حساب آوریم.[۶]
دومین منبع، آثار نویسندگان باستانی تمدن های غیرایرانی، مثل تمدن یونان و روم و یا
حتی نویسندگان و مورخین تمدن اسلامی است که اطلاعات گران بهایی از باورهای دینی
ایرانی کهن به ما ارائه می دهند.
آنچه به صورت سنتی بین بیشتر محققین و پژوهشگران متداول شده، این نظریه است که
آریایی های ایرانی همانند خویشاوندان هندی خود، باورهای طبیعت پرستانه ای داشتند،
ولی با ظهور پیامبری به نام «زرتشت» به سمت توحید و یگانه پرستی، گرایش پیدا
کردند.[۷] بنابراین ساکنین ایران را باید زرتشتی دانست که «اوستا» کتاب مقدس آنها
بوده[۸] و حتی مسلمانان، به هنگام ورود به فلات ایران به دلیل همین کتاب آنها را از
زمره اهل کتاب به حساب آوردند.
این طرز تلقی که باورهای دینی زرتشتیان امروزی ایران و پارسیان هند را بازمانده
باورهای دینی ایران باستان می داند[۹] تمام اطلاعات تاریخی را بر این فرضیه تطبیق
داده و عرصه را بر ارائه نظریه های نو و جدید، تنگ می کند.
تمام داده های تاریخی که از آثار ساختمانی و کتیبه های باستانی دوره ماد، هخامنشی،
اشکانی و… به دست می آید و همچنین گزارش های مورخین یونانی و نویسندگان اسلامی با
چنین پیش فرضی تجزیه و تحلیل می شود؛ لیکن این نظریه با چندین چالش هم مواجه است و
باید به این سئوال ها پاسخ دهد که:
۱ـ تاریخ دقیقی برای ظهور زرتشت به عنوان پیامبر آیین مزدیسنی، وجود ندارد. عده ای
تاریخ ظهور او را ششصد سال قبل از میلاد[۱۰] و برخی شش هزار سال قبل از میلاد
دانسته اند.[۱۱]
بنابراین نمی توان گفت آریایی ها از چه زمانی با آیین زرتشت آشنا شده اند و پنج
هزار و چهارصد سال مدتی نیست که بتوان آن را نادیده گرفت.
۲ـ محل تولد زرتشت مردد بین آذربایجان، ری و افغانستان است[۱۲] و اگر تولد او را
شش هزار سال قبل از میلاد و منطقه «آذربایجان» یا «ری» بدانیم دیگر نمی توانیم
بگوییم وی از نژاد آریا بوده و یا در میان آریایی های افغانستان به پایتختی بلخ به
تبلیغ آیین خود پرداخت؛ زیرا در آن زمان آریایی ها هنوز به منطقه خراسان بزرگ و
فلات ایران وارد نشده بودند.
۳ـ در مورد زرتشت اطلاعات چندانی وجود ندارد و آنچه به دست ما رسیده بیشتر ساخته
ذهن برخی نویسندگان زرتشتی در دوره اسلامی است که سعی در ارائه چهر ه ای شبیه به
چهره پیامبران بنی اسرائیل از زرتشت داشته اند. در برخی از این نوشته ها مطالبی که
درباره تولد، کودکی، نوجوانی، معجزات و… آورده شده، نوعی تقلید ناقص و ناپخته از
زندگی پیامبرانی چون حضرت ابراهیم، حضرت موسی و حضرت عیسی می باشد.[۱۳]
۴ـ کتابی که «اوستا» نامیده می شود به احتمال، بعد از ورود مسلمانان به ایران
جمع آوری شده[۱۴] تا اینان خود را اهل کتاب معرفی کنند، زیرا اولاً : قدیمی ترین
نسخه اوستا که به خط «دبیره» نوشته شده مربوط به ۱۳۲۵ میلادی می باشد، یعنی حدود
هفتصد سال پیش، که در دانمارک نگهداری می شود.[۱۵] ثانیاً: اعراب که زمانی زیر
سلطه ساسانیان بودند و آنها را از نزدیک می شناختند ایرانیان را صاحب کتاب
نمی شمردند و حتی به پیامبر اسلام و حضرت امیر المؤمنین علی(ع) اعتراض کردند که چرا
با آنها همانند اهل کتاب رفتار می کنند.[۱۶] بنابراین آریایی های دوره ساسانی کتاب
شناخته شده ای نداشتند و در برخی روایات تنها به این نکته اشاره شده که یکی از
مشرکین مکه، در برابر قرآن، قصه های باستانی ایران را می خواند تا مردم را به سوی
خود جلب نماید.
ثالثاً: بر فرض در دوره ساسانی کتابی به نام اوستا بوده الان دلیلی در دست نیست که
کتاب اوستای کنونی همان کتاب باشد.
۴ـ حتی اگر باور کنیم که اوستا کتاب مقدس زرتشتیان بوده باز اوستاپژوهان اعتراف
می کنند که تنها قسمتی از بخش گاتها به زرتشت تعلق دارد.[۱۷] و بقیه آن یا به دوران
قبل از زرتشت باز می گردد یا به دوره بعد از زرتشت؛[۱۸] بنابراین نباید اوستای
کنونی را کتاب مقدس زرتشت به حساب آورد.
حال با این تشتت چند هزار ساله و غیر مستند بودن کتاب اوستای موجود، چگونه می توان
ادعا کرد که آیین زرتشت دین ایران باستان و اوستای کنونی، کتاب مقدس آنان بوده است.
برای پاسخ به سئوال های بالا و یافتن دین ایرانیان باستان می توان نظریه جدیدی را
مطرح کرد که با متون و آثار تاریخی به جا مانده، تناسب و سنخیت بیشتری دارد و
می تواند به عنوان نظریه ای جدید مورد نقد و نظر قرار گیرد و انحصار نظریه قبلی را
از بین ببرد.
بر اساس نظریه جدید دین عمومی ایرانیان کهن و به تعبیر دیگر دین مادر در فلات
ایران، «آیین مجوس» بوده است که در طول تاریخ تغییر و تحولات و شاخه های متعددی
پیدا کرده است. یکی از این شاخه ها «آیین زرتشت» بوده که توسط زرتشت تبلیغ می شده،
ولی همین شاخه هم بعدها تغییر و تحولات فراوانی به خود دیده[۱۹] و با به قدرت رسیدن
دولت ساسانی تنها قرائتی خاص از آیین زرتشت رسمیت یافته و مورد حمایت این دولت قرار
گرفته است و زرتشتیان امروزی با کمی تغییر و تحول ادامه دهندگان سنت زرتشتی همان
قرائت خاص هستند و نمی توان آنها را نماینده آیین زرتشت که از سوی زرتشت تبلیغ
می شده یا آیین مجوس که دین عمومی و اصلی ساکنین فلات ایران بوده است به حساب آورد.
ادله این نظریه را می توان در موارد ذیل، چنین خلاصه کرد:
۱ـ روایات اسلامی بین آیین مجوس و آیین زرتشت فرق می گذارند. به عنوان مثال امام
صادق(ع) در پاسخ فردی که سئوال می کند آیا «زرتشت» پیامبر مجوس بوده، می فرماید:
«زرتشت در میان مجوس با زمزمه آمد و ادعای نبوت کرد و عده ای از آنان به او ایمان
آورده و عده ای او را انکار کرده و بیرونش کردند تا اینکه در بیابان طعمه درندگان
شد.»[۲۰]
در حالی که در روایتی دیگر امام(ع) کشته شدن پیامبر مجوس و سوخته شدن کتابش را توسط
مردم دانسته و نام او را جاماسب معرفی می کند و می فرماید: «مجوس پیامبری داشت که
او را کشتند و کتابش را سوزاندند. او کتابی که در پوست دوازده هزار گاو نوشته بود
را به میان آنان آورد و به او جاماسب گفته می شد.[۲۱]» بنابر مفاد این حدیث،
می توان گفت که نام مجوس از جاماست اخذ شده و این کتاب ربطی به اوستای فعلی نداشته
و تطبیق این روایت و احادیث همگون بر کتاب اوستایی که ادعا شده در دوره هخامنشی،
بوده و در حمله اسکندر سوخته ادعایی بی دلیل است.
۳ـ از میان نویسندگان اسلامی مؤلف «تاج العروس» به خوبی بین آیین مجوس و آیین زرتشت
فرق گذاشته و می نویسد: «مجوس بر وزن صبور مردی بود که گوش های کوچک که برای ملت
مجوس دینی وضع کرد و مردم را به آن فرا خواند، به طوری که بعضی ها گمان کرده اند آن
«زردشت» فارسی نیست؛ زیرا زردشت بعد از ابراهیم بوده در صورتی که مجوس دین قدیم است
و زردشت بعدها آن را تجدید کرده و تغییراتی داده است کلمه مجوس معرب «منج گوش»
است»[۲۲]
از میان مستشرقین هم برخی معتقد به دوگانگی بین آیین زرتشت با آیین اصلی ایرانیان
کهن بوده اند و معتقدند «تا اندازه ای قطعی است که یک دین مزدایی نه تنها پیش از
زرتشت وجود داشته، بلکه دیر زمانی پس از او هم بی آنکه برخوردی با ساختمان دین او
داشته باشند، وجود داشته است من میان دین مزدایی و دین زرتشت که تنها پرداخت
ویژه ای از دین مزدایی است، جدایی می نهم.»[۲۳]
۳ـ شاهان هخامنشی که قدرت و حکومت خود را لطف و مشیت خداوند و نعمتی از سوی او
می دانستند در کتیبه های خود اشاره ای به زرتشت و آیین او نمی کنند[۲۴] و اثری از
وجود اهریمن و امشاسپندان که گویا از نوآوری های زرتشت بوده به چشم نمی خورد.[۲۵]
همین امر باعث شده که تقریباً اکثر پژوهش گران اذعان کنند که هخامنشیان زرتشتی
نبودند[۲۶] و هردوت، متولد ۴۸۴ قبل از میلاد، که گزارشی نسبتاً جامع از ایران ارائه
می دهد، نامی از زرتشت و آیین زرتشتی نمی برد.[۲۷] این در حالی است که هخامنشیان نه
تنها خود موحد بودند،[۲۸] بلکه ارتباط تنگاتنگی با آیین یهودیت و پیروان آن داشتند.
به عنوان مثال کوروش که از سوی یهودیان «مسیح» نامیده می شد در فرمانی می نویسد:
«من کوروش، پادشاه پارس، اعلام می دارم که خداوند خدای آسمان ها، تمام ممالک جهان
را به من بخشیده است و به من امر فرموده است که برای او در شهر اورشلیم که در یهودا
است خانه ای بسازم، بنابراین از تمام یهودیانی که در سرزمین من هستند، کسانی که
بخواهند می توانند به آنجا بازگردند و خانه خداوند اسرائیل را در اورشلیم بنا کنند،
خداوند همراه ایشان باشد.»[۲۹]
این ارتباط در دوره شاهان بعدی نیز ادامه پیدا کرد. حمایت بی دریغ داریوش،[۳۰]
خشایارشا و… که قسمتی از آنها در عهد عتیق، یعنی کتاب مقدس یهود، منعکس شده[۳۱]
نشانگر رابطه دینی و مذهبی بین شاهان هخامنشی و آیین یهودیت است، در حالی که در
میان آیین زرتشت و پیروان آن با آیین یهودیت چندان ارتباطی وجود ندارد.
همچنین نشانه ای بر تقدیس آتش و یا در دخمه گذاشتن مردگان به جای دفن کردن در عصر
هخامنشیان وجود ندارد. مقبره های بجامانده از شاهان هخامنشی در تخت جمشید، نقش رستم
و پاسارگاد نشان می دهد که آنان مردگان خود را دفن می کردند؛ در حالی که تقدیس آتش
و برج خاموشان از اصول مهم و مناسک اصلی آیین زردشت است و به همین دلیل از شاهان
ساسانی مقبره ای بر جای نمانده است.
۴ـ شاهان اشکانی را نیز نمی توان زرتشتی نامید و وجود اسم «مهرداد» که نام چند
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 