پاورپوینت کامل چرا دین؟ ۶۸ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل چرا دین؟ ۶۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل چرا دین؟ ۶۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل چرا دین؟ ۶۸ اسلاید در PowerPoint :

۱۱

اساسی ترین پرسش انسان درباره دین این است که دین چه فایده و چه لزومی دارد؟ چرا
باید دیندار بود؟ رابطه دین و انسان چگونه رابطه ای است؟ آیا زندگی بدون دین
امکان پذیر است و در این صورت، دینی زیستن بهتر است یا زندگی منهای دین؟ پس از روشن
شدن چرایی و ضرورت دین این سئوال پدید می آید که آیا می توان به هر دینی پای بند؟
آیا همه ادیان با هم برابرند و گزینش هر دینی کاملاً شخصی و سلیقه ای است؟ یا در
میان ادیان موجود حق و باطل، نیک و بد یا خوب و خوب تر وجود دارد و لاجرم و به حکم
خرد باید برترین را برگزید؟ در گام سوم، برای یک مسلمان یا کسی که به اسلام دعوت
می شود این سئوال پدید می آید که آیا دین برتر همان اسلام است؟ کدامین دلیل پشتیبان
این مدعاست و چگونه می توان آن را با سنجه های عقلی آزمود؟ اکنون بر آنیم که به
یاری خداوند با رعایت اختصار به بررسی پرسش های یادشده بپردازیم.

رابطه انسان و دین

گرایش انسان به دین امری ذاتی، عمیق و ریشه دار است. دین نه تنها تأمین کننده
بسیاری از نیازهای انسان، بلکه خود نیازی بنیادین و نهفته در ژرفای وجود آدمی است.
«تا نه گی دو که نه تن» می نویسد: «حس مذهبی یکی از عناصر اولیه ثابت و طبیعی روح
انسانی است. اصلی ترین و ماهوی ترین قسمت آن به هیچ یک از رویدادهای دیگر قابل
تبدیل نیست، بلکه نحوه ادراک فطری ورای عقلی است که یکی از چشمه های آن از ژرفای
روان ناخودآگاه فوران می کند و نسبت به مفاهیم(زیبایی) مربوط به هنر (و نیکی)
مربوط به اخلاق (و راستی) مربوط به علم (مفهوم دینی)، یا به طور صحیح تر، مفهوم
مقدس، مقوله چهارمی است که دارای همان اصالت و استقلال سه مفهوم دیگر است».[۱]

«آلکسیس کارل» نیز بر آن است که: «احساس عرفانی [دینی] جنبشی است که از اعماق فطرت
سرچشمه گرفته است و یک غریزه اصلی است».[۲]

وی در جایی دیگر می نویسد: «فقدان احساس اخلاقی و عرفانی در میان اکثریت عناصر فعال
یک ملت، زمینه زوال قطعی ملت و انقیاد او را در بند بیگانه تدارک می بیند؛ سقوط
یونان قدیم معلول چنین عاملی بود. در نگاه «تولستوی» نیز «ایمان آن چیزی است که
انسان با آن زندگی می کند.»[۳] استاد مطهری در توضیح این سخن می گوید: «یعنی ایمان
مهم ترین سرمایه زندگی است». به نظر وی مردم به برخی از سرمایه های زندگی مانند
سلامت، امنیت، ثروت و رفاه و… توجه دارند، اما به یک سرمایه بزرگ که نامش ایمان
است توجه ندارند؛ چرا که آنان اصولاً محسوسات و مادیات را بیش از معقولات و معنویات
می شناسند.[۴] در نظر «ویل دورانت» نیز دین روح زندگی است، او می گوید: «زندگی
بدون، دین ملال انگیز و پست است، مانند جسدی است بی روح».[۵]

قریب به این مضمون را در سخن «ویلیام جیمز» می توان یافت. او مدعی است: «ایمان یکی
از قوایی است که بشر به مدد آن زندگی می کند، فقدان کامل آن در حکم سقوط بشر
است».[۶]

از آنچه گذشت روشن می شود که نیاز انسان به دین امری جاودان و زوال ناپذیر است.
لازمه ذاتی بودن دین ورزی این است که دین همچون دیگر غرایز و نیازهای ذاتی انسان
همپای حیات بشر بپاید و آینده بشریت را همچون گذشته در نوردد. لاجرم گسست بین انسان
و دین را هرگز نمی توان و نباید انتظار داشت.

«ارنست رنان» در پایندگی و ژرفایی تأثیر دین در نهاد انسان می گوید: «ممکن است روزی
هر چه را دوست می دارم نابود و از هم پاشیده شود و هر چه را که نزد من لذت بخش تر و
بهترین نعمت های حیات است از میان برود، و نیز ممکن است آزادی به کار بردن عقل و
دانش و هنر بیهوده گردد، ولی محال است که علاقه به دین متلاشی یا محو شود، بلکه
همواره و همیشه باقی خواهد ماند و در کشور وجود من شاهدی صادق و گواهی ناطق بر
بطلان مادیت خواهد بود».[۷]

همه آنچه گفته آمد را در یک آیه زیبای قرآن می توان یافت که رمز دین گرایی انسان را
چنین ترسیم کرده است: «فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَهَ اللَّهِ
الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا؛[۸] پیوسته رو به سوی دین پاک خداوند داشته باش
که انسان ها را بر آن سرشته است و آفرینش الهی دگرگون نخواهد شد».

کارکردهای دین

دین از جهات متعددی مددرسان و یاور انسان است. کارکردهای مثبت دین در سه حوزه قابل
بررسی است:

۱. حوزه معرفت و دانایی؛

۲. حوزه اجتماعی و مناسبات انسانی؛

۳. حوزه روانشناسی.

اکنون به اختصار به بررسی کارکردهای روانشناختی، دین پرداخته و دیگر عرصه های آن را
به ناچار فرو می گذاریم. [۹] از نظرگاه روانشناختی دین کارکردها و ثمرات بسیاری
برای انسان دارد. در میان دانش های جدید هیچ یک مانند روانشناسی نقاب از رازهای
شگفت دین و دینداری بر نکشیده و لزوم اجتناب ناپذیر آن را در همین زندگی دنیایی به
طور ملموس روشن نساخته است. البته باید توجه داشت که اساساً روانشناسی در پی تعیین
حق و باطل و به تعبیر دیگر «ارزش صدق»[۱۰] دین نیست؛ چرا که تعیین این مسئله خارج
از توان و کارویژه های این دانش است. افزون بر آن روانشناسی در این باره نظر به دین
خاصی ندارند؛ و چه بسا در برخورد با پاره ای از ادیان کارکردهای منفی ای نیز برای
دین مطرح کنند. مسلماً هر اندازه دینی از حقانیت بیشتری برخوردار باشد کارکردهای
مثبت تری داشته و فاصله بیشتری با تأثیرات منفی دارد؛ لاجرم می توان بهترین کارکرد
از بهترین دین انتظار داشت. آنچه این دانش پی می گیرد و در صلاحیت آن است ثمرات و
کارکردهای روانی دین فارغ از حقانیت و ارزش صدق آن است. چه بسا پاره ای از
کارکردهای روانشناختی دین و دین ورزی عبارتند از:

۱ـ معنا بخشیدن به حیات

از مهم ترین کارکردهای اساسی دین، تبیین معنای زندگی است. هر انسانی از خود می پرسد
که زندگی برای چیست؟ درد و رنج و مرگ و میرها چه معنا دارد؟ و در مجموع آیا جهان
ارزش زیستن دارد یا نه؟ یافتن پاسخی صحیح در برابر این پرسش ها زندگی ساز است و
ناکامی در برابر آن زندگی سوز. دین با تبیین جاودانگی، حکمت و هدفمندی هستی و
جهت گیری رو به خیر و کمال و تعالی آن، در پرتو تدبیر خداوند حکیم و رحمان و رحیم،
خرد پذیرترین و دلپسندترین معنا از حیات انسان و جهان را به دست می دهد.

«کارل یوستاویونگ»[۱۱] در اهمیت این مسئله می نویسد: «در میان همه بیمارانی که در
نیمه دوم حیاتم با آنها مواجه بوده ام، یکی هم نبوده که مشکلش در آخرین وهله، چیزی
جز مشکل یافتن یک نگرش نسبت به حیات باشد. با اطمینان می توان گفت که همه آنان از
آن رو احساس بیماری می کرده اند که چیزی را که ادیان زنده هر عصر، به پیروان خود،
عرضه می دارند، از دست داده اند و هیچ یک از آنان قبل از یافتن بینش دینی خود، شفای
واقعی نیافته است.»[۱۲]

«ویکتور فرانکل»[۱۳] نیز قدرت دین را عقیده به «اَبَر معنی»[۱۴] می داند، یعنی دین
بهترین معنی برای زندگی کردن است.[۱۵]

برخی از جامعه شناسان نیز برآنند که گوهر دین واکنش در برابر تهدید به بی معنایی در
زندگی بشر و تلاش در جهت نگریستن به جهان به مثابه حقیقتی معنادار است.[۱۶]

پاره ای از بروندادهای روانشناختی تفسیر دینی حیات عبارت است از:

۱. احساس خوش بینی و رضایت

۲. مطبوع سازی زندگی در مجموعه هستی

۳. ایجاد امیدواری

۴. مسئولیت پذیری

۵. نشاط و حرکت

آموزه های دینی نگرش فرد به نظام هستی و قوانین آن را خوش بینانه می سازد.[۱۷]

از نظر استاد مطهری فرد با ایمان در کشف هستی همچون شهروند کشوری است که قوانین و
تشکیلات و نظامات آن را صحیح و عادلانه می داند و به حسن نیت کارگزاران آن ایمان
دارد. لاجرم: اولاً ، زندگی برای او مطبوع و دلپذیر می شود. ثانیاً زمینه های ترقی
و تعالی را برای خود و دیگران فراهم می بیند و روح «امیدواری» در او پدید می آید.
ثالثاً، اگر چیزی موجب عقب ماندگی او شود آن را جز از ناحیه کم کاری و بی تجربگی و
مسئولیت گریزی خود و امثال خود نمی داند. او همچنین پاره ای از رنج ها و دشواری ها
را زمینه ترقی و تکامل خود می داند. این اندیشه به طور طبیعی شخص را به غیرت
می آورد و با «خوش بینی» و «امیدواری» به حرکت و جنبش در جهت اصلاح خود وامی دارد و
از دشواری ها استقبال می کند.

در مقابل، فرد بی ایمان مانند شهروندی است که قوانین، تشکیلات و کارگزاران کشورش را
فاسد می داند و از قبول آنها هم چاره ای ندارد. درون چنین فردی انباشته از عقده ها
و کینه هاست. او هرگز به فکر اصلاح خود نمی افتد، از جهان لذت نمی برد و هستی برای
او زندانی هولناک است که یا باید از چنگ آن بگریزد و یا با رنج و سختی آن را تحمل
کند.

با توجه به آنچه گذشت می توان تأثیرات معنای دینی حیات بر روان و کنش فرد را به شرح
ذیل برشمرد:

خوش بینی، مطبوع سازی زندگی، امیدواری، مسئولیت پذیری و جنبش و حرکت اصلاحی.

۲ـ بهداشت، سلامت و آرامش روان

یکی از نیازهای مهم انسان، سلامت و آرامش روان است. در دنیای کنونی علیرغم
پیشرفت های خیره کننده علمی و تکنولوژیکی بشر روز به روز اضطراب، دلهره، افسردگی و
ناآرامی بیش از پیش بر انسان چیره شده و حاجت به آرامش روحی و روانی بیشتر احساس
می شود. نقش دین در سلامت و آرامش روان از جهات مختلفی حایز اهمیت است. در این باره
تحقیقات انجام شده توسط روان شناسان قابل توجه است:

الف. دینداری و تحمل فشارهای روانی

تحقیقات انجام شده نشان می دهد انگاره های دینی نقش مؤثری در تسکین دردهای روحی،
کاهش اضطراب و تحمل فشارهای روانی دارند و افراد مذهبی از ناراحتی روانی بسیار
کمتری رنج می برند.[۱۸]

ب. دینداری و افسردگی

بر اساس تحقیقات، بین دین و افسردگی، استرس و اضطراب نسبت معکوس وجود دارد.[۱۹] این
مسئله در عصر حاضر مورد توجه بسیاری از روانشناسان و اندیشمندان است.

«ویلر»[۲۰]بر آن است که فرد مذهبی از طریق اعتقادات دینی بر مشکلات چیره می شود و
از طریق اعمال مذهبی و شرکت در مراسم دینی به شبکه وسیع حمایت های اجتماعی متصل
می شود. «میدور»[۲۱] نیز اظهار می دارد که وابستگی دینی چون بدیل دیگر متغیرهای
مؤثر بر سلامت روان مانند وضعیت اقتصادی و حمایت اجتماعی عمل می کند و منجر به کاهش
شیوع افسردگی می شود.[۲۲]

ج. دینداری و بزهکاری

بررسی ها گواه بر آن است که بین دینداری و بزهکاری و جرم و جنایت رابطه منفی وجود
دارد و رفتارهای مذهبی می تواند بین آنها تمایز افکند.[۲۳]

د. دینداری و کاهش مصرف الکل و مواد مخدر

براساس تحقیقات انجام شده توسط «ادلف»[۲۴]، «اسمارت»[۲۵

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.