پاورپوینت کامل آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست. ۶۹ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست. ۶۹ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۹ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست. ۶۹ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست. ۶۹ اسلاید در PowerPoint :

۳۳

ارتحال جانسوز حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی«اعلی الله مقامه الشریف» به راستی
از مصادیق بارز ثلمه و شکاف در اسلام است؛ و انقلاب اسلامی عزیزمان در ماتم فقدان
یکی از استوانه ها و مدافعینش به سوگ نشست.

گرچه شخصیت بزرگ علمی و حضور بی وقفه و رهنمودهای روشنگرانه معظم له در صحنه انقلاب
اسلامی بر کسی بالاخص استادان معارف اسلامی پوشیده نیست در عین حال بر آن شدیم ضمن
مصاحبه ای اختصاصی با فرزند محترم معظم له حضرت حجت الاسلام والمسلمین آقای حاج شیخ
جواد فاضل لنکرانی، خانواده معارف و استادان محترم را با نقطه نظرات آن سفر کرده در
مورد حساسیت های دانشگاه و رسالت استاد معارفی بیشتر آشنا نمائیم.

در ابتدا لازم می دانم با توجه به تألم روحی جنابعالی در این ایام از اینکه این
فرصت را در اختیار نشریه معارف قرار دادید تشکر کنم. بعنوان اولین سئوال از اهتمام
و عنایت ایشان به دانشگاه و دانشجو بفرمائید.

بسم الله الرحمن الرحیم. بنده هم از جنابعالی(سردبیر) و حاج آقا امراللهی تشکر
می کنم. اساساً بزرگان و مراجع نسبت به عالمان و کسانی که در طریق علم هستند یک
علاقه و نشاط وافری دارند و در برخورد با آنها همان ملاکی را دارند که در برخورد با
عالمان دینی دارند. ایشان هم نسبت به حساسیت دانشگاه بسیار واقف بودند و هم به
تأثیرگذاری دانشگاه و جامعه امروز؛ به این جهت اهمیتی خاص برای آن قائل بودند با
توجه به دغدغه ها و کسالت هایی که داشتند همواره برای ملاقات با دانشجویان عزیز با
آغوش باز استقبال می کردند و معتقد بودند که دانشگاه در انقلاب باید رشد علمی و رشد
معنوی بسیار مشهود و مخصوصی داشته باشد. در مسائل علمی همواره تأکیداتی را به
مسئولین گوشزد می کردند. ایشان همیشه توصیه می کردند که از موقعیت ها و امکاناتی که
نظام ما برای دانشجویان اختصاص داده استفاده کنند. حتی از کمبود امکانات برای تعالی
علمی دانشگاه ها و دانشجوها مخصوصاً بخش پژوهشی دانشگاه ناراحت بودند و معتقد
بودند که باید به این بخش بهای بیشتری داده شود، اما مجموعاً جایگاه دانشجو و
دانشگاه را به همان میزانی می دانستند که حوزه را در جامعه بسیار مؤثر می دانستند.
ایشان معتقد بودند که دانشجویان باید به تحقیقاتی که در جامعه جهانی می گذارد واقف
باشند و توصیه می کردند که دانشجو باید از آخرین تحقیقات روز دنیا اطلاع داشته
باشد؛ حتی گاهی اوقات از عدم ارتباط بین پژوهشگران دانشگاهی و مسئولین اجرایی دولت
انتقاد می کردند. مخصوصاً با توجه به اینکه آینده اجرایی، علمی و تحقیقاتی کشور
عمدتاً در اختیار دانشجویان است از این جهت یک توجه خاصی برای دانشجویان قائل
بودند.

لطف بفرمایید اشاره ای داشته باشید نسبت به نقطه نظر ایشان پیرامون همکاری حوزه و
دانشگاه.

با توجه به دوره کارشناسی لیسانس در ارتباط با دروس معارف اسلامی که در زمان
انقلاب فرهنگی شاید یکی از اهداف ارتباط و حضور روحانیت در دانشگاه و اشراب این
مباحث که حالا شامل معارف اسلامی می شود یعنی مباحث اندیشه نظری، اخلاق، تاریخ
اسلام، تفسیر قرآن و نهج البلاغه و مباحث سیاسی انقلاب اسلامی، ایشان مسئله وحدت
حوزه و دانشگاه را یکی از برجستگی های بزرگ انقلاب می دانستند و در ذهنم می آید در
بعضی سخنرانی هایشان نسبت به این مسائل بسیار تأکید می کردند اولاً خود ایشان به
این سیاست کاملاً معتقد بود که برای حفظ انقلاب به عنوان یک آرمان سیاسی و برای
تکامل جامعه و کشور به عنوان یک آرمان اجتماعی وحدت حوزه و دانشگاه را یک امر
کاملاً ضروری می دانست. اما در اینکه مقصود از وحدت حوزه و دانشگاه چیست ایشان
معتقد بود که منظور از وحدت حوزه و دانشگاه این نیست که حوزه بیاید آن مزایا و
ویژگی های منحصر بفردی که در نظام آموزشی خودش دارد رها کند و از نظام آموزشی در
دانشگاه استفاده کند کما اینکه معتقد به این بود که وحدت حوزه و دانشگاه معنایش این
نیست که متون حوزوی و دروس حوزوی را ما به متن دانشگاه بیاوریم و بخواهیم در دایره
مسائل داخلی آموزشگاه از متون حوزوی استفاده کنیم؛ بلکه مقصود از وحدت حوزه و
دانشگاه وحدت در هدف است، یعنی آن هدفی که حوزه علمیه دارد دنبال می کند و آن عبارت
است از استقلال کشور، دینی شدن جامعه و رشد و تکامل علمی جامعه؛ یعنی دانشگاه هدفی
جدای از هدف حوزه علمیه ندارد. اگر بخواهیم یکی از دستاوردهای بزرگ انقلاب را تا
زمان معاصر برشمریم این است که نگاه حوزه به دانشگاه عوض شده، یعنی آن نگاهی که در
برخی از طبقات حوزه در قدیم بود که دانشگاه اصلاً یک محیطی برای بی دینی و ترویج
فرهنگ غرب است که بحمدالله امروز آن نگاه وجود ندارد. نگاه مرحوم والد به دانشگاه
این است که اساتید بسیار فهیم که به دنبال پژوهش های روز هستند و چه بسا در مسائل
علمی از برخی مراکز اولیه دنیا گوی سبقت را برده باشند؛ این نگاه به حمدالله امروز
عوض شده یعنی ما برای وحدت بین حوزه و دانشگاه چاره ای نبود که اول این نگاه ها و
دیدها و تفکرات طرفین نسبت به یکدیگر عوض شود. نکته دوم اینکه هر دو دشمن مشترک خود
را بعد از انقلاب شناختند، یعنی آن کسی که با حوزه دشمنی دارد با دانشگاه هم دشمنی
دارد آن کسی که با دانشگاه به معنای واقعی دشمنی دارد. دشمن مشترک به دنبال این است
که حوزویان فقه را در جامعه پیاده نکنند و آن را به عنوان نظام سیاسی اسلام تحویل
جامعه ندهند همین دشمن معتقد هست که دانشگاهیان باید مشغول به اموری باشند که
کاربرد در جامعه ندارد و آن امور مفید برای جامعه و نسل کنونی نباشد این هم خودش
نکته مهمی است که پی بردیم به اینکه دشمن مشترک وجود دارد.

علی ای ّ حال آنچه که عالم بزرگوار ما رضوان الله علیه بر آن تکیه داشتند این بود
که حوزه و دانشگاه یک هدف واحد دارند؛ مخصوصاً بعد از انقلاب این هدفشان روشن تر
شده که دشمن مشترک و واحد هم دارند و با توجه و آگاهی نسبت به هدف واقعی و دشمن
واحد باید سیاست گذاری بکنند. مسئولین حوزه باید سیاست گذاری کنند که هر چه بیشتر
به دانشجویان و دانشگاهیان نزدیک بشوند دانشجویان هم باید هر چه بیشتر ارتباط داشته
باشند.

نظر ایشان را در مورد بهبود و ارتقای سطح فرهنگی دانشگاه ها تبیین بفرمائید؛
مثلاً پیرامون حاکمیت فضای مذهبی، نحوه ارتباط دانشجویان دختر و پسر

روزی برخی از مسئولین آموزش عالی خدمت ایشان رسیده بودند ایشان ضمن اینکه تشکر
کردند از جهات آنها اما فرمودند آیا هیچ نسبت به آسیب هایی که در کنار این کار مهم
[دانشگاه] واقع شده فکر کردید یا نه؟ و به ایشان تذکر دادند که شما برای مشکلات یک
دانشجویی زاهدانی که مثلاً در کرمانشاه تحصیل می کند فکری کرده اید و یا مثلاً دختر
خانم بیست ساله ای که در کنکور قبول می شود و باید برود کرمان نه خانه دارد و نه
جایی دارد و مشکلات فراوانی که برای او بوجود می آید چرا برای اینها فکر نکردید؟
حتی این تأیید را کرده بودند که آیا فکر نکردید همانطوری که آن اثرات معنوی اش برای
شما هست وزر و وبال این مشکلات بر ذمه شماست؟ به عبارت امروزی برای مرهون کردن
دانشگاه بسیار تأکید داشتند و در همان جلسه بود که آقای دکتر جاسبی بعد از مدتی خبر
داد که ما جلسه هیئت اُمنا را برگزار کردیم و طوری برنامه ریزی می کنیم که در سال
آینده ۷۰% دراین مسئله موفق بشویم و موفق هم شدند. ایشان هم از مراجعی بودند که
نسبت به زن اعتقادشان همان بود که امام خمینی(ره) داشت. قائل بودند به اینکه زن هم
باید امکانات تحصیلی داشته باشد و محیط آموزشی برای او باشد؛ اما از این وضع آموزشی
که امروز وجود دارد یعنی همان اختلاطی که شما از آن تعبیر کردید به شدت نگران
بودند.

از جدیت و تلاش خستگی ناپذیر ایشان در تحصیل علم و نیز مقدار زمانی که برای
آمادگی تدریس صرف می کردند بفرمائید.

عرض می کنم که ایشان در مقام تدریس همانطور که خودتان فرمودید چند نکته را به
اساتید حوزه و دانشگاه تأکید می کردند. مهم ترین نکته این بود که می فرمودند استاد
وقتی می خواهد در کلاس درس حاضر شود حتماً باید با مطالعه عمیق وارد شود. ایشان
می فرمود من کفایه را ۶ دور گفتم و بسیار برای من روشن بود مطالب مربوط به آخوند
خراسانی است اما مقید بودم حتی در هر دوره برای هر درسی مدتی مطالعه کنم. در اوایل
انقلاب واقعاً از چیزهایی که ایشان رنج می بردند این بود که می گفت در یک زمانی در
دانشگاه مثل شهید مطهری را داشتیم و دانشجویان ما شهید مطهری را به عنوان یک روحانی
جامع و کامل پذیرفته بودند و نسبت به او خضوع علمی داشتند نه تنها دانشجویان بلکه
حتی اساتید دانشگاه؛ اما امروز این روحانیونی که در دانشگاه حضور پیدا می کنند آن
جامعیت را ندارد یا در همان بحثی هم که باید کار کنند عمیق کار نکردند و توصیه
می کردند که اگر یک روحانی می خواهد در دانشگاه حضور پیدا کند باید پیرامون بحث ها
مطالعه جدی بکند. در اینجا من این نکته را عرض کنم که بعضی از اساتید هستند که یا
در حوزه یا در هر دو مرکز علمی حضور دارند گاهی اوقات یک مطالبی را حفظ می کنند و
تنها همان را در درس بیان می کنند؛ بحمدالله البته تعدادشان کم هست. می فرمودند تا
مطالب حوزه را نفهمیدید نروید سرکلاس درس و در مقام تدریس در مقام القا بر نیایید.
ایشان می فرمود که مسئله تدریس یک مسئله بسیار مهمی است؛ وقت دانشجو و طلبه را
تضییع نکنید، مطالعه کنید و با مطالعه در مجلس درس حاضر شوید. البته مسائل نظم در
درس هم که واقعاً از مزایا و ویژگی های ایشان بود اول وقت رفتن، دیر نرفتن، زود
نرفتن، به وقت تمام کردن و نکته دیگر این بود که ایشان کاملاً مجال می داد به طلبه
و شاگرد خودش که سئوال کند نه تنها مجال می داد بلکه تشویق می کرد. معتقد بود که
استاد فقط انتقال دهنده یک مطلب به مخاطب نیست، بلکه هنر استاد در این است که ذهن
مخاطب را قوی بکند برای اینکه مخاطب شروع کند به فکر کردن روی آن مطلب. اگر یک
استادی ذهن مخاطبش را فعال کرد تا به اندیشه هایی برسد این استاد واقعی است و الا
کسی که فقط مطلبی را بیاید بگوید و دیگری هم بشنود این استاد واقعی اطلاق نمی شود.

لطفاً از کوشششان در راه تهذیب نفس و تقوا و نیز توسلشان به اهل بیت با ذکر
خاطره ای بفرمائید و همچنین این امر چقدر در مسیر حساس تحصیل و تدریس گره گشا بود.

طبیعی است که در رسیدن به علم بالاخره طبق آن روایتی که علم یک حقیقتی است که
جوهر او ربوبیت است، ایشان سفارش می کردند به اینکه جز با تهذیب نفس و با استمداد
از خداوند و با تمسک نمی توان به علم واقعی رسید. باز روشن است که علم جمع مصطلحات
در ذهن نیست؛ علم حفظ افعال و عقاید دیگران نیست. ممکن است یک کسی عقیده صد فیلسو

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.