پاورپوینت کامل اسرائیلیات در کتاب های تفسیری و تاریخی (قسمت اول) ۱۱۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل اسرائیلیات در کتاب های تفسیری و تاریخی (قسمت اول) ۱۱۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۱۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اسرائیلیات در کتاب های تفسیری و تاریخی (قسمت اول) ۱۱۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل اسرائیلیات در کتاب های تفسیری و تاریخی (قسمت اول) ۱۱۰ اسلاید در PowerPoint :
۴
با مسلمان شدن برخی اهل کتاب از یهود و نصاری در عصر پیامبر(ص)، و صحابه و تابعین،
روایت های عهد عتیق و جدید و کتاب های دیگر آنان به صورت های گوناگونی وارد عرصه
فرهنگی جامعه اسلامی گردید و تازه مسلمانان، آموزه های پیشین خود را در دو محور
به جامعه اسلامی انتقال دادند: یکی درباره اسرار کائنات و آفرینش انسان و جهان و
دیگری در داستان های پیامبران و امت های گذشته. البته این آموزه ها در بخش داستان
حجم بیشتری داشت. توجه کنیم که پیش از اسلام نیز در محیط مکه، مشرکان به شنیدن این
نوع داستان ها علاقه مند بودند و دانشمندان اهل کتاب را بزرگ می داشتند.[۱]
قرآن کریم بار ها مسلمانان را از اینکه مطالب را از یهود و نصاری اخذ کنند برحذر
داشته است و درباره سوء نیت و دروغگویی آنان و تحریف کلام خدا توسط علمای اهل کتاب
هشدار داده و خاطر نشان کرده که هدف آنان گمراه کردن مسلمانان است.[۲]
طبرسی ذیل آیه ۵۱ سوره عنکبوت نقل می کند که گروهی از مسلمانان چیزی از کتاب های
اهل کتاب را یادداشت کرده بودند که پیامبر آنان را نهی کرد و فرمود: «من برای شما
چیزی آورد ه ام که روشن و پاک است.»[۳]
همین سخن پیامبر(ص) به نقل از زید بن اسلم در کتاب های دیگر نیز نقل شده و در برخی
روایات آمده است که از پیامبر(ص) پرسیدند: آیا درباره بنی اسرائیل سخن نگوییم؟ حضرت
فرمود: «تحدثوا و لا حرج؛[۴] از آنها سخن بگویید و اشکالی ندارد» و در بعضی
از کتاب ها، این عبارت از پیامبر(ص) چنین نقل شده است: «تحدثوا عن بنی اسرائیل و لا
حرج[۵]؛ از بنی اسرائیل سخن بگویید و اشکالی ندارد.»
جمله: «تحدثوا ـ یا ـ حدثوا عن بنی اسرائیل و لا حرج» بیشتر به وسیله عبدالله بن
عمرو بن العاص و ابوهریره از پیامبر خدا(ص) نقل شده است[۶] و به طوری که خواهیم گفت
این دو نفر از کسانی هستند که حجم زیادی از اسرائیلیات توسط آنها وارد فرهنگ اسلامی
شده است. به نظر می رسد که آنان این جمله را برای توجیه کار خود به پیامبر(ص) نسبت
داده اند و یا اگر هم پیامبر خدا چنین سخنی فرموده باشد آنها از آن برداشت نادرستی
کرده اند. اگر این سخن از پیامبر باشد، منظور این است که راجع به تاریخ بنی اسرائیل
با همدیگر سخن بگویید و این همان چیزی است که قرآن از آن سخن گفته است. بدون شک
منظور پیامبر این نبوده که درباره داستان های پیامبران گذشته و یا راجع به آفرینش
کائنات از کتاب های آنها نقل کنید. کاری که افرادی مانند ابوهریره و ابن العاص آن
را انجام دادند.
اتفاقاً در روایتی از امام صادق(ع) به این موضوع تأکید شده است؛ عبد الاعلی
می گوید: از امام صادق(ع) درباره روایتی پرسیدم که از پیامبر نقل شده که آن حضرت
فرموده است: «حدثوا عن بنی اسرائیل و لاحرج». امام چنین پاسخ داد که از آنچه در
قرآن درباره بنی اسرائیل آمده است، سخن بگویید.[۷]
با این وجود، پس از رحلت پیامبر اسلام(ص) به خاطر منع از نقل و تدوین حدیث که توسط
خلفا صورت گرفت و محروم شدن مسلمانان از نقل حدیث پیامبر و اهل بیت آن حضرت، تازه
مسلمانان این خلأ را با نقل داستان ها و مطالب کتاب های دینی خود پر کردند و روایات
اسرائیلی را میان مسلمانان نشر دادند و چون مسلمان شده بودند و یا ادعای اسلام
داشتند از هر گونه تعرض و انتقادی مصونیت یافته بودند و حتی به خاطر جذابیت و
شیرینی قصه های نقل شده، در میان مسلمانان مقبولیت هم داشتند. این قصه ها از
منابع یهود و به نقل از تورات و تلمود در مقایسه با نصاری، حجم بیشتری داشت و لذا
به مجموع این گونه روایات که از طریق نصاری یا یهود باشد «اسرائیلیات» گفته می شود.
خطر اسرائیلیات برای فرهنگ اسلامی
ورود اسرائیلیات به منابع اسلامی و آمیخته شدن آن با روایات اصیل، آسیب فراوانی به
فرهنگ اسلامی وارد کرده است و شاید هم هدف اصلی تازه مسلمانانی که این مطالب را به
طور گسترده وارد منابع اسلامی کرده اند، مخدوش کردن چهره اسلام بوده است.
بسیاری از علما و محققان بر این مطلب تأکید دارند که ورود اسرائیلیات به منابع
اسلامی از سوی افرادی چون کعب الاحبار با هدف تخریب اسلام صورت گرفته است.
آلوسی در تفسیر خود، پس از نقل روایاتی درباره عوج بن عنق می گوید: کار کسی که جرأت
کرده که این حدیث را جعل کند و بر خدا دروغ بندد، تعجب آور نیست، بلکه تعجب از کسی
است که این حدیث را وارد کتاب های علمی و تفسیری کرده و درباره آن چیزی نگفته است.
سپس می گوید: شک نیست که این حدیث و مانند آن از ساخته های زنادقه اهل کتاب است.
نظر آنها این بوده که پیامبران بزرگوار را مسخره کنند.[۸] و نیز پس از نقل روایتی
از تفسیر طبری و تفسیر ابن ابی حاتم، می گوید: این روایت و امثال آن قصه هایی است
که مفسران ذکر کرده اند، ولی صاحبان خرد نمی توانند آن را بپذیرند… ای کاش
کتاب های اسلامی این خرافات را که هیچ عاقلی آن را تصدیق نمی کند، نداشت.[۹]
رشید رضا صاحب «المنار» می گوید: کعب الاحبار مسلمانان را فریب می داد تا دین آنها
را تباه کند و مردم به سبب اینکه او اظهار تقوا می کرد فریب او را خوردند.[۱۰]
احمد عبد الموجود و علی محمد معوض در مقدمه خود بر کتاب «سبل الهدی» گفته اند: بدان
که این اسرائیلیات چنین اراده نشده که یک متولوژی اسلامی ساخته شود تا عقول مردم
تباه گردد و روشنفکران مسلمان به تردید افتند و در نفوس آنها شکی درباره اسلام و
پیامبر آن به وجود آید. هدف نهایی آوردن این افسانه از ادیان دیگر همین بوده
است.[۱۱]
محمود ابوریه می گوید: وقتی یهودی ها مغلوب شدند و از خانه هایشان رانده شدند،
چار ه ای ندیدند جز اینکه از راه حیله و زیرکی وارد شوند تا به آنچه می خواستند
برسند، مکر یهودی گری آنها را وادار کرد که تظاهر به اسلام کنند تا حیله آنها مخفی
بماند، قوی ترین آنها از نظر تیزهوشی و سخت ترین آنها از نظر حیله گری عبارت بودند
از: کعب الاحبار، وهب بن منبه، عبدالله بن سلام و… آنها کوشیدند که اصول اسلام را
آمیخته با اساطیر و خرافات و اوهام و ترهات کنند تا این اصول تضعیف شود.[۱۲]
در برابر این نظریه ها که نقل شد، افرادی مانند محمدحسین ذهبی صاحب کتاب «التفسیر و
المفسرون» از نقل اسرائیلیات در کتاب های حدیثی و تفسیری و تاریخی دفاع کرده اند.
ذهبی در توجیه ورود اسرائیلیات در تفسیر اظهار می دارد که قرآن کریم در طرح برخی از
موضوعات با تورات و انجیل هماهنگ بود با این تفاوت که قرآن روش اختصار را در پیش
گرفته، ولی تورات و انجیل به صورت مشروح است.[۱۳]
همچنین وی در کتاب دیگرش درباره کتاب های تفسیری که مشتمل بر اسرائیلیات است به
تفصیل سخنی می گوید و آنها را توجیه می کند و در برابر کسانی که این روایات را
افسانه ها و خرافاتی می دانند که با سوء نیت وارد فرهنگ اسلامی گردید، موضع
می گیرد. او در جایی به رشیدرضا که به شدت مخالف اسرائیلیات بود، حمله می کند و پس
از نقل سخن او که یک حدیث اسرائیلی را رد می کند، می گوید: من نمی دانم که چگونه
رواست که شیخ رشید حدیث صحیحی را که در دو جای صحیح بخاری نقل شده است رد می کند؟
سپس اضافه می کند که شایسته این بود که او زبان خود را از طعنه زدن به رجالی که
منزلتی در دین دارند باز می داشت.[۱۴]
می بینیم که ذهبی برای کتابی مانند «صحیح بخاری» و افرادی از صحابه و تابعین، آن
چنان قداستی قائل است که کسی حق ندارد راجع به سخنانی که از آنها نقل شده اظهارنظر
کند. گویا برای او اعتبار این افراد از اعتبار اسلام و پیامبر اسلام که با این
روایات مخدوش می شود، مهم تر است.
واردکنندگان اسرائیلیات در فرهنگ اسلامی
منشأ اصلی ورود روایات اسرائیلی به فرهنگ اسلامی ، تازه مسلمانانی از یهود و نصاری
و پیروان ادیان دیگر بودند که در میان مسلمانان موقعیت ویژه ای یافته بودند و
مسلمانان به آنها به دیده احترام نگاه می کردند و این درحالی بود که برخی از آنان
در ادعای خود صداقت نداشتند و عملکرد آنها شاهد خوبی بر سوء نیت آنان بود، ولی
مسلمانان از سوء نیت آنان ناآگاه بودند و فقط افراد اندکی از آن خبر داشتند. یک
نمونه آن سخن امیرالمؤمنین علی(ع) در تکذیب گفته های کعب الاحبار بود که به زودی
نقل خواهیم کرد. در اینجا نام های برخی از این اشخاص را همراه با بررسی اجمالی
عملکرد آنان ذکر می کنیم. آنها به ترتیب اهمیّت عبارتند از:
۱. کعب الاحبار
او در سال ۱۸ هجری در خلافت عمر مسلمان شد و این در حالی بود که عمر به بیت المقدس
رفته بود. وقتی خلیفه در آنجا با کعب الاحبار روبرو شد، از مسلمان شدن او خوشحال
گردید و به او گفت: آیا میل داری که با من به مدینه بیایی تا قبر پیامبر را زیارت
کنی و از زیارت او لذت ببری؟ او گفت: آری یا امیرالمؤمنین چنین خواهم کرد.[۱۵]
کعب الاحبار به مدینه سفر کرد و به زودی موقعیت ویژه ای یافت. او از کتاب های قدیمی
که در اختیار داشت مطالبی را نقل می کرد و عمر به سخنان او گوش می داد و مردم را در
شنیدن سخنان او آزاد گذاشته بود و مردم نیز سخنان او را برای یکدیگر نقل
می کردند.[۱۶]
کعب مدعی بود که همه چیز در تورات مکتوب است. یک وجب از زمین نیست که در تورات از
آن ذکری نشده باشد و هر چیزی که تا قیامت اتفاق می افتد در تورات آمده است.[۱۷]
روزی کعب الاحبار در مجلس عمر راجع به عرش سخنی گفت و اظهار داشت که خداوند پیش از
خلقت در صخره ای از بیت المقدس قرار داشت! علی(ع) که درآن مجلس حاضر بود، به عنوان
اعتراض مجلس را ترک کرد، خلیفه قسم داد که برگردد امام برگشت و سخن او را رد
کرد.[۱۸]
ابن ابی الحدید نقل می کند که علی(ع) همواره می گفت: کعب الاحبار کذاب است.[۱۹]
یکی از معترضان سر سخت بر کعب الاحبار ابوذر غفاری بود. روزی در مجلس عثمان وقتی
کعب سخنی مطابق رأی خلیفه گفت، ابوذر با عصای خود او را زد و گفت: ای یهودی زاده تو
در اینجا چه می کنی؟[۲۰]
با این وجود جای تعجب است که ابن طاووس کعب را از خواص اصحاب حضرت علی(ع) می داند و
آن را مستند به روایتی می کند که در کتابی در مجموعه قدیمی دیده است.[۲۱]
حقیقت این است که کعب الاحبار در واقع مسلمان نشده بود، بلکه با پوشش اسلام، اصالت
و موجودیت فرهنگ اسلام را نشانه رفته بود و حرف هایی که از او نقل شده و کتاب های
حدیثی و تفسیری اهل سنت پر از آنهاست، بیشتر این هدف را دنبال می کند که تورات بر
قرآن و بیت المقدس بر کعبه برتری دارد و چون میان مردم به علم معروف شده بود و مورد
تشویق خلفا هم قرار گرفته بود در موارد بسیاری برخی از اصحاب مشکلات علمی خود را
از وی می پرسیدند و او چیز های عجیب و غریبی می گفت و مدعی بود که آنها را از تورات
و کتاب های دیگری که در اختیار اوست نقل می کند. یکی از کسانی که همواره از او
می پرسید و نقل روایت می کرد ابوهریره بود که در این باره به زودی سخن خواهیم گفت.
کعب الاحبار مطالبی را از تورات نقل می کرد و چون کسی نبود که آن مطالب را با تورات
تطبیق بدهد، آنها را می پذیرفتند؛ در حالی که برخی منقولات کعب از تورات که در کتب
حدیثی اهل سنت آمده اصلاً در تورات نیست. مثلاً در روایتی از وی نقل شده که گفت:
تورات چنین آغاز می شود: «الحمدلله الذی خلق السموات والارض و جعل الظلمات و النور
ثم الذین کفروا بربهم یعدلون» و چنین پایان یافته است: «الحمدلله الذی لم تتخذ
ولداً» تا «و کبّرهُ تکبیرا».[۲۲]
تورات زمان کعب الاحبار به همان صورت که بوده اکنون در اختیار ماست و هرگز چنین
جملاتی در هیچ یک از اسفار تورات وجود ندارد.
این سخن علاوه بر اینکه دروغ است، این هدف شیطانی را دنبال می کند که آیات قرآنی
برگرفته از تورات است.
یکی از کارهای کعب الاحبار خبردادن از اخبار آینده بود. گویا او از علم غیب آگاهی
داشت، مثلاً از وی نقل شده است که پس از ضربت خوردن عمر به او گفت: وصیت کن که تو
پس از سه روز خواهی مرد، عمر پرسید: از کجا می دانی؟ گفت: آن را در تورات
دیده ام[۲۳] و در نقلی دیگر آمده که کعب حتی سال ها پیش از ضربت خوردن عمر به او
گفته بود که تو را در تورات شهید یافته ام.[۲۴] و نیز از وی نقل شده که پس از قتل
عثمان گفت: خلافت پس از عثمان به معاویه می رسد.[۲۵]
همچنین او روایات بسیاری را با هدف های ویژه ای جعل کرده است و مثلاً در فضیلت شام
و استحباب اقامت در این شهر روایات بسیاری از وی نقل شده که جعلی بودن آنها به
روشنی معلوم است.[۲۶]
۲. تمیم داری
تمیم بن اوس بن خارجه فردی مسیحی بود که در سال نهم هجری و پس از جنگ تبوک مسلمان
شد.[۲۷] او از دانایان به تورات و انجیل بود. او ایرانی تبار بود و پدرش را کسری به
یمن فرستاده بود.[۲۸]
از این شخص نیز مانند کعب الاحبار روایات بسیاری نقل شده که بیشتر برگرفته از تورات
و انجیل است.
یکی از روایات معروفی که از وی نقل شده، حدیث مفصلی درباره جساسه، مسیح و دجال است
و جالب اینکه این حدیث که در منابع اهل سنت آمده از زبان پیامبر اسلام و به نقل از
تمیم داری نقل شده است؛[۲۹] گویا که او علم بیشتری از پیامبر داشته و پیامبر از او
یادگرفته است! و لذا برخی از علمای اهل سنت از آن به عنوان روایت فاضل از مفضول و
متبوع از تابع یاد کرده اند.[۳۰]
تمیم در زمان خلیفه دوم در مسجد پیامبر قصه می گفت و عمر به او اجازه داده بود که
هفته ای دو روز قصه گویی کند، وقتی عثمان به خلافت رسید یک روز هم به آن اضافه
کرد.[۳۱]
۳. عبدالله بن سلام
او که از دانشمندان معروف یهود بود، در زمان حیات پیامبر(ص) مسلمان شد و پس از
اظهار اسلام، همچنان عرق یهودی گری داشت و طبق نقل محدثان اهل سنت او از پیامبر
اجازه خواست یک شب قرآن بخواند و یک شب تورات و پیامبر هم به او اجازه
داد.[۳۲] آیا به راستی پیامبر اجازه می داد که تورات تحریف شده، همردیف قرآن شود و
مسلمانان آن را مانند قرآن تلاوت کنند؟
و نیز نقل می کنند که ابن سلام از پیامبر اجازه خواست که روز شنبه را که روز مقدس
یهودیان بود گرامی بدارد و در نماز به جای قرآن تورات بخواند، ولی پیامبر اجازه
نداد.[۳۳]
ابن سلام، برای خوشایند مسلمانان جملاتی را در وصف پیامبر اسلام به نقل از تورات
نقل می کرد. از جمله اینکه می گفت: در تورات در سطر اول نوشته شده: محمد پیامبر خدا
و بنده برگزیده اوست. زادگاه او مکه و محل هجرت او مدینه است و سلطنت او در شام
خواهد بود.[۳۴]
تورات زمان ابن سلام همان توراتی است که اکنون در دست ماست و هرگز چنین جمله ای در
آن وجود ندارد و جالب اینکه در این جملات گفته شده که سلطنت او در شام خواهد بود! و
این ماهیت ابن سلام را نشان می دهد و بی جهت نیست که او مانند کعب الاحبار و تمیم
داری و سایر طراحان روایات اسرائیلی پس از قتل عثمان همگی به شام رفتند و در کنار
سفره معاویه قرار گرفتند.
از ابن سلام روایاتی نقل شده که دلالت بر تجسیم دارد، مانند روایتی که درباره عبارت
«مقام محمود» که خداوند به پیامبر می دهد، از وی نقل شده است. به این صورت که گفت:
در قیامت پیامبر اسلام در کرسی خداوند و در کنار او می نشیند![۳۵] گرچه این سخن از
کسانی مانند عبدالله بن عمر هم نقل شده، ولی آنها کسانی هستند که از کعب الاحبار و
ابن سلام نقل حدیث می کنند.
۴. وهب بن منبه صنعانی
او مانند تمیم ایرانی تبار بود و جدش از ایران به یمن رفته بود و مذهب زرتشت داشت.
او در زمان عثمان متولد شد و از علوم اهل کتاب آگاهی های بسیاری کسب کرده بود.[۳۶]
او برخی از افسانه های کهن را به رشته تحریر در آورده بود از جمله کتابی داشت به
نام احادیث الأنبیاء و قصص الابرار که حاجی خلیفه به او نسبت داده[۳۷] و نیز کتاب
المبتدأ که سید بن طاوس از آن نقل مطلب می کند و می گوید: این مطلب را در کتاب
المبتدأ وهب بن منبه دیدم.[۳۸]
روایات او شامل عجائب و غرائب بسیار است. او مدعی بود که هفتاد و دو کتاب از
پیشینیان را خوانده است. متأسفانه بسیاری از نقلیات او در کتب حدیث و تفسیر به خصوص
درباره آفرینش و قصه های پیامبران راه پیدا کرده و آنها را مانند احادیث پیامبر
قداست داده اند و این در حالی است که برخی از آن نقلیات واقعاً مضحک است؛ مانند نقل
او به اینکه در قیامت کعبه را با زنجیرهای طلایی به وسط محشر می کشند و…[۳۹]
با این حال روایات او حتی در صحاح سته آمده است و اهل سنت او را توثیق کرده اند هر
چند که از سوی برخی از آنها تردیدهایی هم شده است؛ مانند سخن ذهبی که بسیاری از
روایات او را برگرفته از اسرائیلیات می داند و می گوید: روایات مسند او اندک
است.[۴۰] و نیز ذهبی در کتاب دیگرش ضمن اینکه روایات او را بیشتر برگرفته از
اسرائیلیات می داند، او را توثیق می کند، اما در آخر می گوید: قلانس (یکی از حدیث
شناسان) او را تضعیف کرده است.[۴۱]
ابن کثیر دمشقی درباره وهب بن منبه و کعب الاحبار و روایات عجیب و غریب آنها گفته
است: خدا از تقصیر این دو نفر بگذرد که این دو از اخبار بنی اسرائیل و عجائب و
غرائب از آنچه شده است و آنچه نشده است و مطالبی که ت
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 