پاورپوینت کامل مهارتهای زندگی و بهداشت روانی (۳) ۵۹ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل مهارتهای زندگی و بهداشت روانی (۳) ۵۹ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۹ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل مهارتهای زندگی و بهداشت روانی (۳) ۵۹ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل مهارتهای زندگی و بهداشت روانی (۳) ۵۹ اسلاید در PowerPoint :

۳۲

اشاره:

در قسمت دوم گذشت که از نگاه انجمن روان شناسان کانادا، عوامل ۱۲گانه وابستگی، احساس ناتوانی، نوسان های رفتاری، خیالبافی، ضعف در کنترل هیجان، اضطراب، بی خوابی، بی اعتمادی شدید، خودمداری، خودبیمارپنداری، پرخاشگری و در خود فرورفتگی عوامل هشدار دهنده ای هستند که در صورت بروز، سلامت روان انسان را به مخاطره می اندازند. در این قسمت مباحث دیگری از سلامت روان پی گرفته می شود.

معارف

خوب ویژگی افراد سالم چیست؟

۱. احساس مسؤلیت؛

۲. ایمان به خود یا خودباوری؛

۳. احساس جهت گیری در زندگی؛

۴. اعتقاد به مجموعه ای از ارزش های شخصی(داشتن فلسفه ای برای زندگی)؛

۵. احساس تفرّد؛ منظور از تفرّد این است که هر کسی به لحاظ روانی و زیستی، یک موجودیت متمایز از دیگران دارد. فردی که بتواند مرزهای حقیقی خودش را از نظر روانشناختی با دیگران تنظیم کند، فردی که بتواند به موقع از مادرش احساس جداشدگی پیدا بکند، چون می دانید، بچه ها تا یک مدتی فکر می کنند بین خودشان و مادرشان تمایزی وجود ندارد، آن ابتدا که اصلاً چیزی به نام مادر ادراک نمی کنند، کم کم تصویر مادرانه شکل می گیرد، بعداً اینها و مادر احساس وابستگی متقابل و احساس همسانی دارند، یعنی فکر می کنند موجودیتشان با مادرشان عجین است، بعد به تدریج جدا می شوند. منظور از احساس تفرد این است که در جریان رشد به گونه ای تربیت و تحول پیدا بکنند که یک احساس استقلال شخصیتی با مرزهای تعریف شده روانشناختی برایش فراهم شود.

۶. سلامت خوب بدنی؛

۷. لذت بردن از روابط اجتماعی؛

۸. مورد اعتماد واقع شدن؛ یعنی بتواند کاری کند که دیگران به او اعتماد کنند.

۹. بصیرت؛ یعنی نسبت به خودش آگاهی داشته باشد، هوشیار باشد، معرفت داشته باشد.

۱۰. ادراک واقع بینانه از واقعیت؛

۱۱. توحید یافتگی؛ منظور این است که از نظر روانشناختی، از نظر زیست شناختی، یک احساس یکپارچگی در تمام وجودش حس کند و کاملاً یک حالت انسجام و توحید یافتگی داشته باشد. اما ببینیم که چه عواملی اختلال و نارسایی ایجاد می کنند.

عوامل ایجاد کننده اختلال و یا نارسایی

۱. ژنتیک یا فیزیولوژیک:

به طور طبیعی بخشی از سلامت ما، چه در بعد جسمی و چه در بعد روانشناختی، وابسته به عوامل ژنتیک و یا ابعاد فیزیولوژیک ماست. برای مثال اگر شما سرما بخورید و تب کنید، حال و حوصله نخواهید داشت؛ چون به هر حال بدن شما روی احساساتِ روانی شما هم تأثیر خواهد داشت، حالِ شما را دگرگون خواهد کرد، فقط این جسم نیست که تب دارد؛ جسم تب دار نمی تواند شادی و سرخوشی و سرحالی تولید کند. اگر این مثال کوچک را بسط دهیم، خواهید دید که یک تعدادی از بیماری های روانی منشأ ژنتیک دارند و یا به شدت به علائم فیزیولوژیک وابسته اند. بعضی از بیماریها هست که به دلیل ضایعات ایجاد شده در مغز، چه به دلیل تومور یا حمله های ویروسی ایجاد می شود. مثلاً ما سبک هایی برای خلق و خو داریم که اینها ناشی از آسیب دیدگی در مناطق پیشانی مغز است. اگر توموری و یا آسیب دیدگی در ناحیه پیشانی مغز اتفاق بیفتد، فرد خلق و خویش عوض می شود؛ و این نشان می دهد که چه قدرت سلامت زیست ما می تواند به سلامت روان ما کمک کند. بعضی از اختلالات هست که از طریق ژنتیک منتقل می شود؛ مثلاً اسکیزوفرنی ها یا شیزوفرنی نوعی از همین است. تحقیقات نشان میدهد که ژن اسکیزوفرنی ها از طریق والدین منتقل می شود و اگر پدر و مادر، هر دو دارای ژن اسکیزوفرنی باشند، احتمال اینکه بچه ها اسکیزوفرنی شوند، بالای ۵۵ درصد است؛ بین ۵۵ تا ۸۵ درصد خواهد بود.

اضطراب یا پرخاشگری به نوعی رگه های ژنتیک دارند؛ حساسیت های بین فردی از طریق ژنتیک هم منتقل می شوند. پس یک بستر بیماری و سلامت، بستر فیزیولوژیک یا ژنتیک است.

حال به مصادیق و انواع تأثیرگذاری همین ابعاد ژنتیک و فیزیولوژیک بر سلامت روان می پردازیم:

الف) انواع نارسایی های زیستی و عقب ماندگی:

نارسایی های زیستی: بچه هایی که به نوعی با نارسایی های مغزی، نخاعی حتی جسمی و بدنی متولد می شوند، از نظر آسیب شناسی استعداد بیشتری برای آسیب دیدگی دارند. عقب ماندگی: بچه هایی که به نوعی توانایی محدود ذهنی دارند، از نظر آسیب دیدگی روانی مخاطرات بیشتری دارند.

ب) انواع بیماریهای مزمن:

کسی که برای یک دوره بیست ساله مجبور است روی تخت بیمارستان قرار بگیرد و درگیر یک بیماری مزمن است، علی القاعده امکان بیشتری برای ابتلا به انواع بیماری های روانی دارد.

ج) وجود ژن های آسیب زا:

من مثالش را در اسکیزوفرن توضیح دادم. برخی از اختلالات روانی هست که اساساً انتقالشان -نه به صورت مطلق، تأکید می کنم این فقط یک فاکتور، یک عامل است و این طوری نیست که تنها یک علت داشته باشد- می تواند زمینه ساز بروز اختلال باشد.

۲. تربیت:

اینجا آن بخشی است که مداخله ما بسیار حیاتی است. نه تنها ابعاد زیست شناختی و فیزیولوژیکی، که تربیت هم در ایجاد و بروز و ظهور اختلالات مؤثر است. اگر ژنی هم وجود داشته باشد، نهایتاً بروز و ظهور این ژن باید در یک فضای ارتباطی و تربیتی شکوفا شود. به همین دلیل است که من گفتم اگر پدر و مادر خودشان ژن اسکیزوفرنی داشته باشند، به این معنا نیست که بچه شان صد در صد بیمار شود؛ آنجا هم بالاخره یک درصدی به عوامل دیگر وابسته است.

مهمترین جلوه های تأثیر تربیت عبارتند از:

الف) عدم مهارت والدینی

پدر و مادری که نتوانند به نحو شایسته و مطلوب نقش های والدینی خودشان را برای اداره فرزندانشان ایفا کنند، به طور قطع فرزندی مستعد ابتلاء به انواع بیماری ها، تربیت خواهند کرد. و من این هشدار را بدهم که اغلب خانواده های ما مهارت تربیت والدینی را ندارند. پدر فکر می کند نان آور خوبی است و همیشه شب ها با کیسه پر به خانه می آید و مادر هم فکر می کند مراقب خوبی است و مدام لباس بچه ها را می شوید؛ ولی کسی نمی داند که این بچه ها چه نیازهایی دارند و چگونه باید پرورش پیدا کنند؟ واقعیت این است که غالباً ما به عنوان پدر و مادر، یک نقش های کپی شده از پدران و مادران خودمان که البته بازنویسی غلطی هم از آنها هست به عنوان مبنای تربیت برای فرزندانمان انتخاب می کنیم. این در حالی است که اتفاقی که می افتد این است که ما چیزی را عرضه می کنیم که فرزندان ما آن را مطالبه نمی کنند. به عنوان مثال اغلب خانواده های ما سؤال می کنند که آقا بچه های ما دارند از دست می روند! می گوییم چه طور؟ می گویند بچه های ما مثلاً به یک بازیکن خارجی، به یک هنرپیشه خارجی، به یک قهرمان داستانی خارجی بیش از ما علاقه نشان می دهند! من به شما عرض می کنم، شما زمانی می توانید با افتخار به عنوان یک پدر یا مادر موفق سرتان را بالا بگیرید که قهرمان فرزندان خودتان باشید، فرزندی که قهرمانش را از خارج خانه خودش انتخاب می کند، در حالی که نان آور و تغذیه کننده اصلی اش پدر و مادرش هستند این معنایش این است که آن بچه سیر شده، اما جسمش سیر شده و همچنان نیازمند تغذیه، منتها از خارج خانه است. پدر و مادرها باید قهرمانان و نمادهای قهرمانی فرزندانشان باشند. اگر بچه عکسی روی سینه اش حک می کند، باید در درجه اول مال مادرش یا پدرش باشد؛ نه مال فلان بازیکن، بوکسور یا قهرمان وزنه برداری یا هنرپیشه هالیوودی. اگر چنین انتخابی باشد، معنایش این است که ای قهرمان! تو در قلب من جا داری! من تو را اولویت می بخشم، من از تو الگو می گیرم، من از تو تبعیت می کنم. مهارت های والدینی یکی از نکات بسیار با اهمیت است که باید راجع به آن فکر و تأمل کنید و إن شاء الله با ایفای نقش به صورت جدی تر موفق باشید.

البته منظور من فرزندسالاری هم نیست. توجه بیش از حد به فرزندان هم می تواند مشکل ساز باشد. والدینی که به فرزندانشان اجازه نمی دهند تنفس کنند، احساس مسؤولیت کنند، شکست بخورند، حرکت کنند و روی پای خودشان بایستند، آنها هم خطا می کنند و مهارت والدینی ندارند. یعنی مادران پروتکتیو یا حفاظت کننده، آنها هم دچار مشکل هستند.

ب) وجود چالش های خانوادگی

دومین مورد که زمینه ساز مشکلات جدی روانشناختی است، وجود چالش های خانوادگی است. وجود چالش های خانوادگی به این معناست که اغلب کسانی که خودشان الآن مشکل دارند اینها در خانواده هایی تربیت شده اند که خانواده های آرام و بدون چالشی نیست. وقتی بین خانم و آقا به عنوان ارکان اصلی یک خانواده اختلاف نظرهست، خود این منبع مشکلات بسیار جدی برای بچه ها می شود. اولاً اینکه یک الگوی منسجمی از نظر تربیتی ارائه نمی شود؛ چون وقتی خانم و آقا با هم اختلاف دارند، هر کسی ساز خودش را می زند و بچه ای که قرار است از آنها تبعیت کند یا از آنها الگو بگیرد، دچار گرفتاری می شود که بالآخره چه کسی درست می گوید؟ مادر را دوست دارد، پدر را دوست دارد و وقتی آنها با هم اختلاف پیدا می کنند بیش از هرکسی بچه دچار آشفتگی می شود. نکته دوم این است که نه تنها سبک تربیتی منسجمی ارائه نمی شود، بلکه درگیری های مداوم بین اعضای خانواده باعث می شود تا بچه ها اعتمادشان هم از والدین سلب شود. زمانی که مادر و پدر به عنوان ملکه های

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.