پاورپوینت کامل برساحل سخن;ترجمان آفتاب ۸۴ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل برساحل سخن;ترجمان آفتاب ۸۴ اسلاید در PowerPoint دارای ۸۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل برساحل سخن;ترجمان آفتاب ۸۴ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل برساحل سخن;ترجمان آفتاب ۸۴ اسلاید در PowerPoint :
۸
بیانی از زندگی و زمانه امام خمینی(ره)
در گفت و شنودی با حجت الاسلام و المسلمین رحیمیان(قسمت دوم/پایانی)
اشاره:
در بخش اول گفتگوی معارف با حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد حسن رحیمیان، نماینده محترم ولی فقیه در بنیاد شهید و امور ایثارگران، و از همراهان همیشگی حضرت امام خمینی (س) در دوران تبعید، و از مسئولان دفتر بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی، با توجه به توفیق ایشان در درک سال ها از محضر استثنایی و محفل عرشی آن یگانه دوران، شنوای بازخوانی ایشان از قصه انقلاب و ترجمان آفتاب فروزان بنیانگذار آن بودیم.
حاج آقا رحیمیان در آن جلسه، به بررسی اهداف رژیم پهلوی از تبعید حضرت امام از ایران و توطئه برای انزوای ایشان در عراق، زاویه نگاه و دیدگاه حوزه علمیه نجف به ویژه مراجع عراق به شخصیت و قیام ضد سلطنتی حضرت امام، تحلیل سلسله حوادث مهم ۱۵ خرداد که مترتّب بر حادثه فیضیه و حادثه فیضیه نیز خود مترتب بر نهضت امام در تقابل با لوایح شش گانه شاه بود، و نیز اشاره ای به ابعاد معنوی و جنبه های وارستگی حضرت امام خمینی(س) داشتند.
اینک دومین و واپسین بخش از آن گفت و شنود، تقدیم شما فرهیختگان می شود.
معارف
به نکته مهمی اشاره فرمودید که علت اشتباه دشمن در تحلیل خود از انقلاب ما و اصرار به سنجش این انقلاب با پارامترهای انقلاب های دیگر، این است که هنوز ریشه ها و رمز و راز واقعی پیروزی و استمرار این نظام را، چنانکه باید نفهمیده است. چنانکه مستحضرید حضرت امام(ره) چند ماه پیش از ارتحال خود، از خوف قلم به دستانی که سر در آخور غرب و شرق دارند، به جناب حجت الاسلام والمسلمین سید حمید روحانی(زیارتی) پیام مکتوب دادند که تاریخ درست انقلاب اسلامی را چنان که هست ثبت نماید؛ و به ایشان نوشتند: «… امیدوارم بتوانید با دقّت ، تاریخ حماسه آفرین و پر حادثه انقلاب اسلامی بی نظیر مردم قهرمان ایران را بدان گونه که هست ثبت نمایید. شما به عنوان یک مورّخ باید توجّه داشته باشید که عهده دار چه کارِ عظیمی شده اید. … از شما می خواهم هر چه می توانید سعی و تلاش نمایید تا هدف قیام مردم را مشخص نمایید؛ چرا که همیشه مورّخین ، اهداف انقلاب ها را در مسلخ اغراض خود و یا اربابانشان ذبح می کنند. امروز همچون همیشه تاریخ انقلاب ها، عدّه ای به نوشتن تاریخ پر افتخار انقلاب اسلامی ایران مشغولند که سر در آخور غرب و شرق دارند.»
همه ما دیدیم که آقای روحانی نیز با همکاری نهادهای انقلابی از جمله بنیاد شهید، حرکتی را شروع کرد که از جمله ثمرات آن، انتشار مجلدات کتاب مهم «نهضت امام خمینی(س)» و بنیان بنیادهایی پژوهشی در این زمینه می باشد. اما سئوال ما از شما این است که آیا این روند، به حدّ کافی و اقناع کننده ای دغدغه مهم بنیانگذار جمهوری اسلامی را مرتفع کرده است؟ ارزیابی شما در این مورد چیست؟
یقیناً هنوز هم ما تنها نَمی از یَم بی کران انقلاب و تنها گوشه ای از زوایای این انقلاب شکوهمند و ریشه ها و عوامل و حتی دستاوردهای شگفت انگیز آن را بیشتر نمی دانیم؛ و بالتبع نیز تاکنون نتوانسته ایم اضلاع این انقلاب عظیم را چنان که باید، ترسیم کنیم. حتی ما دستاوردها و پیامدهای محسوس و ملموس انقلاب را ـ که دیگر همچون عوامل و ریشه های آن، مربوط به گذشته نیست ـ نیز نشناخته ایم! برای مثال، ما چقدر میزان تأثیرگذاری حضرت امام(س) بر جهان امروز و آثار شگفت انگیز آن را بررسی کرده و از آن اطلاع داریم؟!
وقتی بنده دو سال پیش، در سالگرد رحلت حضرت امام خمینی(س) به ترکیه رفتم، در جلسه پرسش و پاسخ ده ها نفر از متفکرین ترک راجع به امام، دیدم که یکی از حضار، بیشتر از دیگران از من سئوال می کند؛ و چون از امام خمینی(س) برایش می گفتم، اشک امانش نمی داد. بعد به من گفتند که این شخص، در گذشته دبیرکل یکی از احزاب کمونیست ترکیه بود که تحت تأثیر حضرت امام به اسلام گرایش پیدا کرد و دگرگون شد! او تازه از همان زاویه کوچک شناخت خود از امام، اشک می ریخت.
همچنین سه سال پیش که در سالگرد ارتحال حضرت امام، به بحرین رفته بودم، بدون اغراق، بحرین را از شهر قم انقلابی تر، و حضور حضرت امام و مقام معظم رهبری را در آنجا پررنگ تر یافتم! در و دیوار خانه ها، مساجد، حسینیه ها، خیابان ها، و حتی زیر آینه داخل هر ماشینی که نگاه کردم، عکس هایی آویزان از امام و رهبری می دیدم. این یعنی تأثیر انقلاب امام منحصر به لبنان و چند جای محدود دیگر نیست.
همه می دانیم، خبرهایی که از علاقه و احترام شدید مردم آفریقا به امام و ایران و مقامات ایرانی نقل می کنند، همه به خاطر عظمت و نفوذ فوق العاده حضرت امام در میان آنهاست. یکی از روحانیان الجزایری که امام جماعت یکی از شهرهای آلمان است و چند سال پیش به مناسبتی به ایران آمده بود، برایم گفت: در همان سال های ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی ایران، بیش از ۲۰۰ هزار نفر در الجزایر، و قریب به همین تعداد نفر از الجزایری های ساکن آلمان و فرانسه، شیعه شدند؛ که الآن تنها شیعیان مستبصر الجزایری مقیم فرانسه و آلمان، حدود ۱۰۰۰ مسجد و حسینیه مخصوص به خود در آن کشورها دارند!
حقیقتاً ما خود نمی دانیم حضرت امام با دنیا چه کرد! به یقین نقش انقلاب اسلامی و تفکر امام خمینی(س) در تسریع اضمحلال نظام جهانی کمونیسم و فروپاشی نماد بزرگ آن یعنی شوروی، غیرقابل انکار است؛ که البته پیام امام به گورباچف، بحث جداگانه ای را می طلبد.
بعد از فروپاشی شوروی، تصور می شد که دیگر دنیا یک قطبی شده است ـ البته نباید اشتباه کرد که الآن کشور چین، رقابت ایدئولوژیک و مکتبی با آمریکا ندارد، بلکه رقابت او با غرب تنها اقتصادی است؛ و از این رو، چین هم خود دراین رقابت صحبتی از مارکسیسم و کمونیسم و… نمی کند ـ اما هم اکنون دنیا شاهد است که آن رقابت اصلی و تقابل اساسی که دنیا را به شکل دو قطبی درآورده، از یک سو جهان استکبار به رهبری آمریکا و از سوی دیگر اردوگاه رو به رشد ضد استکباری و ضد آمریکایی به رهبری انقلاب و جمهوری اسلامی ایران است.
هم اکنون غرب به خوبی می داند که هیچ یک از مسائل منطقه ای ـ و حتی بسیاری از مسائل بین المللی ـ را بدون ایفای نقش ایران، نمی تواند حل و فصل کند! او برای رفع معضل افغانستان، ناگزیر دست به دامن ایران شد! اما متأسفانه ما هنوز خود باور نکرده ایم که ایران اسلامی یک ابرقدرت است! چگونه ما ابرقدرت نیستیم، در حالی که آمریکا و غرب با شیوه های استکباری خود بیش از هزارها میلیارد دلار در عراق هزینه می کنند، ده ها هزار کشته و زخمی می دهند، تمام حیثیت خود را به پای اشغال عراق قربانی می کنند، اما در آخر خودشان با کمال شرمندگی اعتراف می کنند که برنده اصلی این جنگ، ایران بوده است! اگر ایران ابرقدرت نیست، چرا رئیس جمهور آمریکا علی رغم همراهی کامل انگلستان و اروپای غربی و همه دنیای استکباری، کشورهای مرتجع منطقه، را تحریک می کنند و دست به دامن «شیخک»های عربی در خلیج فارس می شود برای اینکه بیایید دست در دست هم، در برابر خطر ایران بایستیم! مفهوم این تحرکات و توطئه های مکرر آمریکا و غرب، در برابر ایران، چیزی جز اثبات ابرقدرتی جمهوری اسلامی است؟!
در فلسطین و قلب منطقه خاورمیانه، جنگ واقعی، جنگ میان تفکر انقلابی حضرت امام خمینی(س) و تفکر استکباری آمریکاست! تفکر امام پیوسته در حال پیروزی است و نظام سلطه در حال اضمحلال و شکست است؛ که نمود عینی آن را در جنگ ۳۳ روزه حزب الله و ۲۲ روزه حماس آشکارا دیدیم. منظور این است که واقعاً ما هنوز خود چنان که باید، ابعاد مختلف نهضت امام خمینی(س) و برکات غیر قابل باور آن را نشناخته ایم. در واقع راه امام و مکتب امام در قالب نظام جمهوری اسلامی، بخشی از تجلی مکتب رهایی بخش اسلام ناب است.
به هر صورت، یقیناً ما در این زمینه هنوز راه طولانی برای ترسیم نقش حضرت امام خمینی(س) و ثبت اهداف ایشان در دل تاریخ، در پیش داریم.
حاج آقای رحیمیان! از آنجا که حضرتعالی نیز دستی بر آتش دارید، و دو مجموعه خاطرات و یادها و یادداشت های خود را با عنوان «در سایه آفتاب» و «حدیث رویش» منتشر کرده اید ـ که با استقبال خوبی مواجه شد و اتفاقاً مورد توجه و عنایت مقام معظم رهبری(مدظله العالی) نیز قرار گرفت که گویا حضرت ایشان پس از چاپ اول «در سایه آفتاب» به شما فرمودند: «من تمام کتاب شما را خواندم. نوشته شما علاوه بر روایت، درایت هم هست.» ـ لطفاً ارزیابی خود را از انتشار اینگونه مجموعه خاطرات و بلکه فراتر از آن، ثبت تاریخ شفاهی مبارزان انقلابی بفرمایید. یعنی با توجه به این که هر یک از این بزرگواران، انقلاب را از زاویه نگاه خود روایت و تحلیل می کند، آیا این مجموعه های جذّاب و تأثیرگذار می تواند در راستای همان فرمایش حضرت امام به آقای سید حمید روحانی، در ثبت زوایای مختلف و ابعاد جامع نهضت امام خمینی(س) مورد ارزیابی قرار گیرد؟ آیا بر این فرصت، آسیب هایی هم محتمل است؟
بنده در این مجموعه ها نخواسته ام که مانند حجت الاسلام والمسلمین سید حمید روحانی، تاریخ بنویسم که موظف باشم همه حوادث و مستندات ریز و درشت انقلاب را بیاورم؛ بلکه تنها آنچه را که خود شاهد آن بوده ام یا شخصاً دریافت کرده ام نوشته ام.
فایده مهم انتشار این خاطره ها و ثبت تاریخ شفاهی، آن است که در نهایت می شود از این مجموعه ها به عنوان مواد اولیه برای تدوین نهایی تاریخ جامع انقلاب و دایره المعارف کامل نهضت امام خمینی(س) استفاده کرد.
البته کسی نمی تواند ادعا کند که همه آنچه را که در خاطرات خود گفته و یا نوشته، صد در صد منطبق بر واقعیت است؛ به ویژه اگر چند ده سال هم از آن وقایع گذشته باشد. و ممکن است گاهی بر اثر فراموشی، دقت کاملی صورت نگیرد؛ که البته امکان نقد در این مقوله وجود دارد.
برای رهایی از آسیب های این نوع کتاب ها، کافی است که این مجموعه ها در کنار هم قرار گرفته و آنگاه مورد ارزیابی واقع گردند. در این روش، اولاً شناخت سره از ناسره، و درست از نادرست، و یا اشتباهات، چندان سخت نخواهد بود. ثانیاً این روش، می تواند سنجه خوبی برای شناخت شخصیت ها نیز باشد؛ درست مانند تشخیص راویان موثق و دقیق ـ که هم بر اساس راستی و هم بر مبنای درستی نقل قول می کنند ـ از روات غیر موثق و یا بی دقت.
پس، احتمال چند آسیب و یا اشکال، نمی تواند دلیل کافی بر عدم ثبت تاریخ شفاهی انقلاب و نادیده انگاری دستاوردهای بسیار مهم آن باشد؛ علاوه بر آنکه بعضی از خاطرات هم منحصر به فرد هستند. مثلا در کتاب «در سایه آفتاب» عمدتاً تمرکز بنده بر مواردی بود که خود مباشرتاً در آنها حضور داشته ام و در بسیاری از مواقع، شخص دیگری در آن جریان نبوده است.
به هر حال انتشار خاطرات در بسیاری از موارد می تواند مانع تحریف ها و انحرافات شود، به عنوان مثال، اگر به یاد داشته باشید، سال پیش، یکی از سیاسیون در ارتباط با شخصیت انقلابی و تشکیلات آموزشی آیت الله مصباح یزدی، شبهاتی وارد کرد و نسبت هایی به امام(س) داد. تمام بودجه مؤسسه آموزشی آیت الله مصباح یزدی در قم را شخص حضرت امام پرداخت می کرد. پس از انتشار این خاطره، دیگر نه آن شخص و نه اشخاص دیگر، نتوانستند کوچک ترین شبهه ای بر آن مطلب وارد کنند؛ چون می دانستند که در صورت تکذیب، اسناد دستور پرداخت های حدود ۱۰۰ ماه متوالی بودجه مدرسه آقای مصباح توسط امام، موجود است! حضرت امام علاوه بر بودجه ای که به تمام طلبه های حوزه می داد، تنها جایی که از «الف» تا «یای» بودجه اش را شخصاً پرداخت می کرد، بودجه این موسسه بود. پس اینجا باید از آن آقای مدعی سئوال کرد که چطور ممکن است که شخص امام(س) تمام بودجه مرکزی را که رئیس آن ـ از نظر آنها ـ چنین و چنان است و با امام و انقلاب سر و سرّی نداشت، پرداخت کند؟! آن هم امامی که وقتی مرحوم آقای منتظری توسط بنده از امام تقاضای ۱۰ میلیون تومان برای ساخت سالنی برای حوزه در پشت دارالشفا کرده بود، و این پیشنهاد در آن روز هم خیلی مدرن و قشنگ می نمود، امام با لحن تندی در پاسخ به آن درخواست فرمودند: «من خوف این را دارم که حوزه علمیه در این سالن سازی ها و در این ساختمان سازی ها از بین برود»! جالب است که امام در همان زمان ـ در اواسط دهه ۶۰ ـ مشغول نوشتن پیام سالگرد پیروزی انقلاب بودند، که همین مسئله را در آن پیام تاریخی، اشاره کردند و چند بار عبارت «من خوف این را دارم» را تکرار کردند!
و همچنین به یاد دارم که چون یکی از علما ـ ی آن روز و مراجع بعدی ـ تقاضایی مبنی بر اجازه امام به او برای برداشت وجوه شرعیه جهت ساختن مدرسه ای علمیه، محضر امام ارسال کرد، حضرت امام(س) در جواب فرمودند: «من نمی دانم چرا همه آقایان دنبال ساختن دکان برای خودشان هستند؟!» بله، امام در حالی با این چهره ها برخورد می کرد، و حاضر نبود که اجازه صرف وجوهات برای تشکیلات آنها بدهد، که کل هزینه تشکیلات آموزشی و پژوهشی آیت الله مصباح یزدی را ماهیانه پرداخت می کرد!
به نظر می آید برخی مواضع و رفتارهای امام در اوایل پیروزی نهضت، نسبت به
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 