پاورپوینت کامل تبلیغ یعنی تجسم هیأت توحید در فعل ۹۹ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل تبلیغ یعنی تجسم هیأت توحید در فعل ۹۹ اسلاید در PowerPoint دارای ۹۹ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل تبلیغ یعنی تجسم هیأت توحید در فعل ۹۹ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل تبلیغ یعنی تجسم هیأت توحید در فعل ۹۹ اسلاید در PowerPoint :
اشاره حجت الاسلام والمسلمین محمدرضا عابدینی از مبلغان موفق نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه هاست. وی در سال ۱۳۶۰ پس از طی مراحل مقدمات علوم حوزوی در تهران، وارد حوزه علمیه قم شد و از آن پس، تا سال ها از محضر بزرگانی که صاحب مائده های آسمانی بوده و هستند، استفاده نمود. وی در سال ۱۳۶۶ به امر علامه آیت الله حسن حسن زاده آملی دام ظله العالی به درس ایشان راه یافت و دروس مختلفی را در محضر ایشان آموخت. همچنین از سال ۱۳۶۸ تا سال ۱۳۸۶ محضر عرشی عَبدِ الهی حضرت آیت الله العظمی بهجت فومنی(ره) در دروس خارج فقه و اصول را درک نمود. نیز در حدود بیست و سه سال از درس و بحث آیت الله ممدوحی کرمانشاهی دام ظله العالی بهره مند شد. استاد عابدینی سال هاست که در حوزه علمیه قم به تدریس علوم عقلی و نقلی به ویژه مباحثی که در تبیین افکار بلند موحّد کبیر و مفسر شهیر آیت الله العظمی علامه سید محمدحسین طباطبایی(ره) است، اشتغال دارد و تا کنون توفیق بر تدریس مؤلفات قویم آن نادر دوران از جمله تفسیرالمیزان، رسائل توحیدیه و الانسان و. .. یافته است. حسن خلق، تواضع و فروتنی مَثَل زد استاد عابدینی و آراستگی ایشان به دو بال علم و عمل، جلوه زیبایی از توفیق در نشر معارف ناب اسلامی و تبلیغ آموزه های حیات بخش الهی را، در وجود ایشان به نمایش می نهد. اینک با سپاس از برادر ارجمند آقای جعفر دیرباز در فراهم آوری این دیدار، مشروح گفتگوی خود با استاد حجت الاسلام و المسلمین عابدینی را تقدیم مخاطبان فرهیخته معارف می کنیم. معارف در ابتدا لطفاً بفرمایید مهم ترین ویژگی های تبلیغ در دانشگاه را چه می دانید؟ از نظر شما تبلیغ در دانشگاه (برای دانشجویان و استادان) و تبلیغ در مساجد (برای عامه مردم) چه تفاوت هایی با هم دارند؟ به طور قطع، اصل تبلیغ چنان که معلوم است، شغل انبیاست؛ انسان جا پای انبیا می گذارد. مخاطب تبلیغ هم همه مردم هستند و قطعی است و شک و شبهه ای درآن نیست. اما تبلیغ گاهی تخصصی تر می شود و به این لحاظ ممکن است کودک، نوجوان، جوان، بزرگسال و استاد دانشگاه و حتی هنرمند را نیز شامل شود و هر کدام از اینها قطعاً زبان، رفتار و علوم خاصی را می طلبند. البته بهتر است ما تبلیغ را تخصصی کنیم و در کنار آن ـ برای جلوگیری از دچار شدن به حالت انتزاعی و دور نشدن از حالت واقع گرایی ـ دوره عمومی تبلیغ را نیز برگزار نماییم؛ این باعث می شود تا مبلّغ کلی نگری اش قوی شود و ارتباط و نیازهای عمومی و تخصصی را بهتر بشناسد. لذا روحانی در عین حال که باید با اقشار مختلف ارتباط داشته باشد، اما باید سعی کند اکثر وقت و ارتباطش را با یک قشر خاص و به صورت تخصصی بگذارند تا آثار بیشتری داشته باشد. جوان حساسیت های خاصی دارد. این حساسیت های ویژه، حساسیت های خود جوان و دورانی است که او به پرسش ها و شک هایی رسیده است. نگاه دقیق جوان به رفتار و گفتار ما، حساسیت مسئله را خیلی زیاد می کند. رابطه با جوان، در حالی که جاذبه های زیادی دارد، حساسیت های خیلی زیادی هم دارد؛ یعنی تک تک رفتارهای ریز و درشت ما، زیر ذره بین نگاه جستجوگر اوست. البته انسان حرف و کارش زمانی که با قشر جوان است، هدر نمی رود؛ چون لوح پاک و آماده جوان و قابلیت دریافت او برای پذیرش حرف حق، بسیار زیاد است. از این سو نیز اگر کسی فعالیت خوبی داشته باشد، چیزی از دست نمی دهد؛ اما این را هم باید بداند که مرحوم علامه طباطبایی(ره) در تفسیر شریف المیزان، جلد ششم ذیل عنوان “ادب انبیاء”، بیان زیبایی دارند که می فرمایند: تبلیغ یعنی این که هیأت توحید در فعل مجسم شود. با این توضیح که هیأت توحید در فعل انبیاء(ع) متجلی می شود؛ یعنی تمام وجود، رفتار و آدابشان بیان توحید بود، و اگر خدای تبارک و تعالی می خواست در فعل مجسم شود، در ظهور فعلی، فعل انبیاء می شد. به عبارت دیگر اگر اراده، فعل و حقیقت خدا می خواست تجسم پیدا کند، به صورتی که به چشم بیاید و دیده شود، فعل انبیاء می شد؛ لذا فعل انبیاء هیأت التوحید است و اگر حواشی و حد و حدود عالم ماده از افعال انبیاء انتزاع شود، اراده خدا می شود؛ و این نگاه در انبیاء، تبلیغ است. علامه پس از اینکه فرمود تبلیغ یعنی هیأت توحید در فعل مجسم شود، می فرماید: وقتی قرار است توحید در فعل تجسم پیدا کند و آداب از آن حقایق حکایت کند، کسی که می خواهد تبلیغ کند باید به تبلیغ و چیزی که می خواهد بیان کند، ایمان داشته باشد. یعنی اگر به آن شک داشته باشد و معتقد تام نباشد، ناخود آگاه آن شک و تردید را به مخاطبش منتقل می کند. پس القائات ما فقط القائات کلامی نیست. ما گاهی فکر می کنیم القائاتمان تنها کلامی است، لذا ممکن است کلامی را هم که باور نداریم، در منبر یا تدریس و یا…، بگوییم و بگذریم! هم علم امروز و هم علم الهی بر این دلالت می کند که یک وجود، یک واحد است؛ یعنی کلام، رفتار و حقایق وجودی اش یک واحد است. این واحد تنها با کلام ارتباط برقرار نمی کند، بلکه با تمام وجودش رابطه برقرار می کند و تشعشعات وجودی او در القاء انرژی های مثبت و منفی از وجودش به حقیقت مخاطب فقط در ناحیه کلام نیست بلکه همه اینها به معتقداتش منتقل می شود. پس اگر این گونه است، باید به تبلیغی که انجام می دهیم، ایمان داشته باشیم و همچنین به چیزی که بیان می کنیم عمل کنیم. ما باید با این نگاه به تبلیغ وارد شویم؛ یعنی نخواهیم علم خود را به رخ مخاطب بکشیم و دائماً چیزی را به عنوان باور به دیگری القا کنیم که در وجود خود آن را تکذیب می کنیم. خیلی از درس های ما این گونه است که رشد و اثری از آنها محقق نمی شود! چرا این همه کلاس درس و بحث ما اثر نمی گذارد و یا کم اثر است؟! برای این است که گاهی این اعتقاد در خود گوینده محقق نشده است. مثالی بزنم: شب قدری بود که قصد نمودیم به جلسه یکی از اولیای الهی برویم و فارغ از قیل و قال در خدمت ایشان باشیم. برای من جالب بود که بدانم ایشان شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان، چه می فرماید و در کنار آن دعاها، چه صحبتی می کند؟ ایشان برخلاف انتظار، ساده ترین بحثی که به نظر من و شما می آید و در ظاهر هیچ نکته علمی دقیقی هم نداشت، بیان کرد؛ اما آن قدر این حرف، با این که چیز جدیدی نبود، با باور همراه بود که به وضوح تأثیر خودش را در نفوسی که آنجا بودند، می گذاشت. حرف، ساده بود اما از روی باور محقق می شد؛ این می شود تبلیغ. امام خمینی(ره) نیز با مردم، به بیان ساده سخن می گفت و به ظاهر ساده ترین مسائل را بیان می کرد، اما در اعماق جانشان نفوذ می نمود، چون باورمند به گفته هایش بود. قرآن کریم نیز نگاهش این گونه است؛ قرآن دقیق ترین معانی را در ساده ترین بیان ها ارائه می کند، به طوری که هر کسی آن را در مرتبه خودش می فهمد و استفاده می کند. پیامبر اعظم(ص) فرمودند: “إِنَّا مَعَاشِرَ الْأَنْبِیاءِ أُمِرْنَا أَنْ نُکلِّمَ النَّاسَ عَلَی قَدْرِ عُقُولِهِم”۱ نه “علی قدر عقولنا”؛ یعنی ما انبیاء با مردم به قدر عقلشان ـ نه به قدر عقل خودمان ـ صحبت می کنیم. لذا در روایت هم داریم که انبیاء هیچ گاه به اندازه خود با مردم صحبت نکردند، چون کشش مردم در آن حدّ نبوده است. البته چنانکه اشاره شد، مطالب هم وقتی ساده بیان می شود باید از یک عمقی نشأت بگیرد؛ لذا علامه طباطبایی(ره) می گوید وقتی که انبیاء می فرمودند “نُکلِّمَ النَّاس”، “کلّم” در حقیقت جرح، جراحت و اثر گذاشتن است و “نُکلِّمَ النَّاسَ عَلَی قَدْرِ عُقُولِهِم” یعنی تأثیر خود را بر مردم می گذاریم. به فرمایش علامه آیت الله حسن زاده آملی حفظه الله اگر ملاصدرا، شیخ طوسی، ابن سینا و بزرگترین های هر علم هم کنار یکدیگر جمع شوند، باز این آیه صادق است که “هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الأمِّیینَ رَسُولا مِنْهُمْ”۲ چون همه این علماء نسبت به حقایقی که حضرت ختمی(ص) دارد، امی حساب می شوند. پس ما باید وقتی به مخاطبمان نگاه می کنیم، صرفاً به این فکر نکنیم که او از چه چیزی خوشش می آید، یا چه چیزی باعث می شود که نگاه او نسبت به من خوب شود؛ بلکه باید ببینیم که چه چیزی برای او لازم است، و به آن نیاز دارد و من خود به چه چیزی متأدب هستم که وقتی بیان می کنم به درد او می خورد و وجود من بیان مرا تکذیب نکند. اگر چه در گفتار باید از جایی شروع کرد که نیاز مردم است و آنها خود را محتاج به آن می بینند؛ مثلاً خدای تعالی برای جذب موسی(ع) در وقتی که به همراه خانواده و سرمایه اش که گله و گوسفندانش بود، از نزد شعیب پس از سال ها به سمت مصر از بیراهه برمی گشت ـ چون هنوز تحت تعقیب بود ـ و راه را گم کرده بود در حالی که شب و سرما و باران و رعد و برق به او رسیده بود و همسرش نیز وقت زایمانش بود و احتیاج شدیدی به آتش داشت تا هم خود را از سرما حفظ کند و هم علامتی باشد که راه را بیابد و. ..، خدای تعالی با آتش بر او جلوه کرد و وقتی موسی به سمت آتش حرکت نمود، خداوند او را به پیامبری مبعوث کرد؛ که نقطه جذب، نیاز موسوی(ع) یعنی آتش بود. شما تأثیر ارتباط با جامعه هدف را در تبلیغ، در چه حدّ می دانید؟ در تبلیغ به این نکته باید توجه کرد که قرآن بعضی فرمایشاتش را مکرر تکرار می کند، چون تکرار، اثرگذار است. این مسئله در جریان ارتباطات و در وعظ و خطابه، مؤثر است. بحث این نیست که ما بخواهیم صرفاً القای معارفی کنیم و بگذریم؛ اگر معارف بخواهد تنها القا شود، خودش حجاب می شود. پس این مسئله به خصوص برای مبلغان و اساتید معارف اسلامی، مورد توجه است. اصل غایت و غرض از تبلیغ، ایجاد رابطه است؛ و در نظام باطنی رابطه شدیدتری ایجاد می شود تا نظام ظاهری و الفاظ. بنا براین مبلغ باید نسبت به کسی که برای او تبلیغ می کند، دلسوزی هم داشته باشد؛ یعنی خود را در رابطه ای ببیند که جامعه هدف را از خود و مثل فرزندان خود بداند؛ همان طور که خدا به پیغمبر(ص) خطاب می کند که “لَعَلَّک بَاخِعٌ نَفْسَک أَلا یکونُوا مُؤْمِنِینَ”۳ یعنی با تمام وجودش نسبت به اینها دلسوز باشد. در این صورت تبلیغش هم اثر بخش می شود. پذیرش قشر جوان که هنوز معارضات در وجودش نقش نبسته، یا اگر معارضی هم هست خیلی سطحی است نه ریشه دار، بیشتر و بهتر است. خیلی راحت اگر حرفی از دل برآید بردل جوان می نشیند. من همیشه می گویم اگر تأثیرگذاری ما کم است، مقصر ما هستیم، نه جوانان ما. من بسیاری از دانشجویان دانشگاه های علوم انسانی، پزشکی، فنی و. .. را دیده ام و با آنها محشور بوده ام؛ واقعاً الواح وجودشان خیلی پاک و آماده است. البته اگر ما آن نگاه پیغمبرانه “لَعَلَّک بَاخِعٌ نَفْسَک أَلا یکونُوا مُؤْمِنِینَ”۴ و نگاه پرستارانه را داشته باشیم؛ یعنی اگر هم موقعی دردی می بینیم، به عنوان تکلیف به درمانش برسیم. مبلغان عزیز باید اگر حتی برای جوان کاری از دستشان بر نمی آید، حداقل سعی کنند گوش شنوایی برای آنها باشند. با همین گوش کردن دلسوزانه، جوان را همراه می کنند؛ و اگر گوش می کنند، سنگ نباشند بلکه در حقیقت سنگ صبوری باشند که “یتَفَجَّرُ مِنْهُ الأنْهَارُ”۵. یعنی مبلّغ باید با مخاطب خود هم نوایی داشته باشد؛ که همین خود اثر می شود. خیلی از جوانان می گویند همین که ما توانستیم با روحانی ای درد دل کنیم، آزاد و راحت شده ایم. بی گمان موانع شان که برداشته شد، علاقه آنها به روحانیت نیز مضاعف می شود؛ لذا در این صورت اگر شما حرف دیگری نیز به مخاطب جوان خود بزنید، می پذیرد. یعنی گوش کردن شما مقدمه ای می شود برای پذیرش بعدی مخاطب. بنابراین تبلیغ حوصله می خواهد و این گونه نیست که برویم و برگردیم و یک سخنرانی نیز بکنیم. من خودم موافق این تبلیغات یک جلسه ای نیستم که بروم و صرفاً یک ساعت سخنرانی کنم و برگردم؛ البته نمی گویم که کاملاً بی اثر است. اگر جایی برای یک سخنرانی دعوت شوم، معمولاً می گویم نمی آیم، بلکه اگر شرایطی فراهم شود که بتوانم دو/ سه روز با جوان ها بنشینم و حشر و نشر داشته باشم، می روم؛ چون که باید آن سخنرانی بهانه ای شود برای ایجاد رابطه مؤثر تبلیغی. با توجه به فرصت زمان محدود تبلیغی مبلغان در دانشگاه، شیوه مؤثر ارتباط گیری ایشان با دانشجویان و استادان چگونه باید باشد؟ در مجموع شیوه های بایسته تبلیغ در دانشگاه و محیط های ویژه جوانان را توضیح فرمایید. با این نگاهی که از علامه خدمتتان عرض کردم، که رابطه فقط کلامی نیست بلکه القائات وجودی هم همراهش هست، ما را به این سمت سوق می دهد که هر چه تبلیغ و ارتباط نزدیک تر باشد، تأثیر بیشتری دارد. علامه آیت الله حسن زاده آملی دام ظله العالی می فرمودند: تأثیرگذاری درسی که القا می شود برای کسی که روبروی استاد نشسته با کسی که مقابل او نیست، متفاوت است. یعنی کسی که روبروی استاد نشسته جوری مطلب را می گیرد که کسی که کنار او نشسته آن گونه مطلب را دریافت نمی کند. اینها همه در القائات خیلی مؤثر است؛ اینکه برای مثال حضرت نبی ختمی(ص) نگاهشان را تقسیم می کردند به گونه ای که به کسی نظر نمی دوختند بلکه نگاه خود را می چرخاندند، برای تأثیرگذاری نگاه بوده است. صدرالدین قونوی از عرفای بزرگ و شاگرد بلافصل محی الدین عربی است و خیلی حرف هایش هم متقن است. ایشان در کتاب شرح اربعین حدیث اش بیان جالبی دارد؛ او می گوید اعمال انسان در هم، تأثیر و تأثرشان خیلی شدید است، به طوری که ما اعمال صالح زیادی داریم اما اعمال ناصالح مان مثل غل و زنجیر اینها را نگه می دارند به طوری که این ها از وجود ما تجاوز نمی کنند و نمی توانند ما را عروج دهند. بعد می گوید من در مکاشفه و مشاهده دیدم کسی را که اعمال صالح زیادی داشت اما اعمال ناصالح وجودی اش اینها را در غل و زنجیر کرده و هیچ توفیقی برایش محقق نمی شد و گشایشی انجام نمی شد؛ اما دیدم در مجالستی که او با بزرگی برقرار کرد و در کنارش نشست، بدون اینکه حرف و کلامی رد و بدل شود یک دفعه آن اعمال ناصالح که غل و زنجیر بر اعمال صالح او بودند، باز شدند و این اعمال صالح او بعد از مدت ها که در وجودش متراکم شده ولی قدرت ابراز نداشتند، شکفته گشتند و یک دفعه باب مشاهدات و مکاشفات به روی او باز شد، به طوری که او خود هم نمی دانست علتش چیست! اما در حقیقت این مجالست اسباب انتقال آن حقیقت را فراهم کرده بود. از این روی است که به ما گفته اند بروید و در نزد علما بنشینید و با ایشان مجالست و ارتباط داشته باشید؛ چون اصل ارتباط حتی بدون اتکای کلامی نیز محقق می شود. لذا ما اگر در تبلیغ به این مطلب باور داشته باشیم، موفق خواهیم بود. باب مشافهه و ارتباط چهره به چهره، چه در منبر و چه در گفتار تک به تک، و رفتن به اتاق های بچه های دانشجو، بسیار مؤثر است. مگر نمی گوییم که پیامبر “طَبِیبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّه”۶ بودند و ایشان و دیگر انبیاء در دل مشکل می رفتند. ما مبلغان نباید منتظر باشیم که دیگران سراغ ما بیایند، بلکه ما باید دنبال بهانه باشیم که پیش آنها برویم. روایتی از حسین بن علی(ع) داریم که می فرماید: “اعْلَمُوا أَنَّ حَوَائِجَ النَّاسِ إِلَیکمْ مِنْ نِعَمِ اللَّهِ عَلَیکمْ فَلَا تَمَلُّوا النِّعَمََ فَتَتَحَوَّلُ إِلَی غَیرِکمْ؛۷ بدانید هر نیازی که از مؤمنی به شما می آید باب نعمت رحمتی از خدای تبارک و تع
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 