پاورپوینت کامل اندیشه در بندِ صورت! (درآمدی بر آسیب شناسی نشریه های علمی) ۴۲ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل اندیشه در بندِ صورت! (درآمدی بر آسیب شناسی نشریه های علمی) ۴۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اندیشه در بندِ صورت! (درآمدی بر آسیب شناسی نشریه های علمی) ۴۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل اندیشه در بندِ صورت! (درآمدی بر آسیب شناسی نشریه های علمی) ۴۲ اسلاید در PowerPoint :

زیر عنوان:

به بهانه ۲۵ آذر روز پژوهش

نقد، مقدمه توسعه

کاروان پژوهشی ما، چنانکه مشهود است، مسیر پویایی را نمی پیماید. نرخ تولید علم و به ویژه نتایج ایده جنبش نرم افزاری(کرسی های نظریه پردازی، تریبون های آزاد اندیشی، میزگردهای نقد و مناظره علمی،…) به گواهی گله مندی مکرر مدافع پیگیر آن۱ تاکنون رضایت بخش نبوده است؛ و البته دردمندانه باید اقرار کرد که در مجموع، محصول تلاش و تکاپوی اندیشگی جامعه نخبگانی ما نیز در طول بیش از سه دهه از عمر نظام، در خور نام و نشان بلند این انقلاب نبوده و نیست.

باید اندیشید که به راستی چرا با وجود تأکید بزرگان و اهتمام متولیان و سیاست گذاری های کلان، هنوز تا جایگاه مطلوب خود در عرصه دانش و پژوهش، فرسنگ ها فاصله داریم؟! بی گمان تقویت و توسعه علوم انسانی و اسلامی در گرو آسیب شناسی و نقد و بررسی جدّی حوزه پژوهش است؛ و البته ناگزیر باید بستر و بسته نشر نتایج پژوهشی ـ به ویژه نشریه های علمی ـ در این نقادی، مطمح نظر قرار گیرند.

نشریه علمی(پژوهشی/ترویجی)

یکی از گونه های رسانه های نوشتاری، نشریه علمی، و به عبارت دقیق تر، نشریه دارای رتبه علمی(پژوهشی/ترویجی) است. این گونه نشریه ها که به صورت ادواری(زمان مند مانند فصلنامه، دو فصلنامه، یا دو ماهنامه) منتشر می شوند، بسته برون داد یک مجموعه پژوهشی و بستر عرضه دستاوردهای تازه فکری و ویترین نمایش تازه ترین محصولات نظری ـ در ساحت و رشته ای خاص ـ در بازار اندیشه اند.

ما اکثر الضجیج و اقلّ الحجیج!

اگر به صورت گذرا، نگاه نقادانه خود را بر روند حیات نشریه های علمی کشور معطوف داریم، علی رغم مشاهده نقاط مثبت، بی تردید به نکات ضعف عدیده ای نیز بر می خوریم. حقیقت آن است که در این عرصه، صرفِ نمود این گونه نشریه ها، بیش از بودِ مؤثر آنهاست؛ “ما اکثر الضجیج و اقل الحجیج”!

به عبارت دیگر اگر چه این گونه نشریه ها هنوز از نظر کمیت (شکل و ساختار، عناوین متعدد، حوزه های متفاوت، شمارگان،. ..) با شاخص و الگوی مطلوب، فاصله دارند، اما به هر روی در مسیر رشد و پویایی خود گام برمی دارند؛ اما کیفیت (متن و محتوای) نازل این نشریه ها، به هیچ وجه حتی قابل مقایسه با کمیت نه چندان بالای آنها نیست؛ چنان که نه تنها انتظارات از خود را برآورده نمی کنند، بلکه هم وزن هزینه کردهای هنگفتی که برای تولید و توزیع هر یک از آنها می شود، نیز مثمر ثمر نمی باشند!

سیطره ملاک های پوزیتویستی

اگر چه تولید و تداوم هر علم، بسته به رعایت شاخص ها و مؤلفه های پژوهشی آن حوزه است، اما متأسفانه در کشور ما، معیار سنجش علمی و میزان اعتبار پژوهشی و سنجه ارزیابی نشریه های تخصصی، بیش و پیش از هر چیز، تابع الگوهای کمّی و ملاک های پوزیتویستی حاکم بر آن فضاست؛ در حالی که طبیعت جامعه نخبگانی ما در تقابل با تفکر پوزیتویستی معنا می یابد.

پرسش اساسی این است که آیا صرف رعایت استانداردهای چاپ مقاله در مجله های ISI می تواند ملاک واقعی توسعه یافتگی علمی ما باشد؟! به راستی چه لزومی دارد که پژوهشگران ما با ابزار، بینش و ارزش هایی غیر هماهنگ با فضای فرهنگ بومی خود، به پژوهش در عرصه علوم انسانی و الهی مبادرت ورزند؟! آیا نتیجه این دست پژوهش ها می تواند تولید علم دینی و یا انسانی و یا بومی سازی آن قلمداد شود؟! و آیا اساساً می توان با ساختار و لوازم تولید علم غیر متعالی، به تولید علم متعالی مبادرت ورزید؟!

ذات نایافته از هستی بخش

کی تواند که شود هستی بخش

بی گمان فاقد شیء نمی تواند معطی شیء باشد؛ و هرگز رواج سنجش های صرف آماری و تحلیل های کمی و سلطه بلامنازع ساختار گرایی در ساحت پژوهش، مسیر حقیقی کاروان اندیشه ما را نمایان نمی کند. زمانی به این واقعیت تلخ بیشتر واقف می شویم که می بینیم جنس تولیدات پژوهشی ما ـ در نشریه های علمی، سوای از حجم آنها ـ نه تنها بر طرف کننده نیازها و خلاءهای فکری جامعه ما نیستند بلکه خود گویای آنند که چندان متناسب با فضای فکری و فرهنگ بومی ما تولید نشده اند. با این شرح، اگر نظام هنوز جرأت نکند که خود را مستظهر به آن عقبه نظری ناچیز و ناهمخوان بداند، تا حدودی حق دارد!

باید پذیرفت که متدولوژی پژوهش و پیشرفت، الزاماً به معنای تبعیت از الگوهای متعین و غیر منعطف و قالب های تنگ و تاریک حاکم بر فضای اغلب نشریه های علمی(پژوهشی/ترویجی) نیست. علم را نباید در بندِ صورت و محصور در ساختارهای شبه علمی کرد. واقعیت آن است که از این قالب های تنگ نگارش مقاله های پژوهشی، که هیچ نوآوری در اسلوب رایج را برنمی تابند بلکه قوه خلاقه هر نویسنده فکوری را نیز کور می کنند و دل و دماغ سالمی برای اندیشیدن او باقی نمی گذارند، معجزی برنمی خیزد. ذوب در شیوه نامه ها و معیارهای خشک و خط کشی شده و فرمول های بی روح نگارش مقاله های علمی و التزام بر لحاظ بی کم و کاست پارامترهای کمّی و پوزیتویستی، نه تنها به تولیدگری و بومی سازی علوم کمک نمی کند بلکه ما را به جایی می کشاند که خود ناخواسته مؤید وضع فرهنگ مطلوبِ واضعان اولیه آن پارامترها باشیم!

غلبه “فنون” بر “علوم”!

غلبه “فنون” بر “علوم” از تبعات منفی اصالت ساختارگرایی و قالب مداری در عرصه پژوهش است. در فضای موجود پژوهشی ما، به “فن” و “سلیقه” جهت فصل و وصل نوشته های دیگران و تنظیم آنها به نام یک پژوهش جدید، بیش از داشتن “علم” و “اندیشه” نیاز است! نقل قول ها و ارجاعات پی در پی، بی جا و خسته کننده، و ردیف کردن انبوه منابع دست اول تا چندم، و تدوین گزیده نوشته های دیگران ـ با معجزه past، copy ـ به نام خود، به مُد روز نویسندگی تبدیل شده است! هرچه مقاله بی بهره از نظرات نویسنده و مملو از رطب و یابس نوشته های دیگران باشد، علمی تر محسوب می شود؛ و در مقابل اگر مقاله ای حاصل تأملات شخص نویسنده باشد و از منابع کمتری در آن یاد شود، به اتهام “غیر مستند” بودن، از حیز انتفاع ساقط می گردد! سردبیر محترم فصلنامه “کتاب نقد” در نخستین سرمقاله آن، به درستی این معضل معمول را مورد اشاره قرار می دهد و می نویسد: “یک رفرنس معنعن (با سلسله سندی هر چه غربی تر)، کار هزار اندیشه اجتهادی را می کند. هم اعتباری، بیش دارد و هم خلل برنمی دارد زیرا “استاد فرموده” را نمی توان به زیر مهمیز سؤ ال کشید!!”۲

نشریه های “جریان ساز”

این در حالی است که اهل نظر اذعان دارند، گاه ارزش یک یادداشت کوتاه نظری اما بی بهره از هرگونه منبع و ارجاعی، و یا اعتبار یک نوشته متقن اما فارغ از رعایت چارچوبه متداول پژوهشی و یا تأثیر یک نشریه وزین علمی اما

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.