پاورپوینت کامل انقلاب علمی ۴۷ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل انقلاب علمی ۴۷ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل انقلاب علمی ۴۷ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل انقلاب علمی ۴۷ اسلاید در PowerPoint :
زیر عنوان:
گزیده خوانی اندیشه های مقام معظم رهبری پیرامون ضرورت تحول در علوم انسانی
تبیین اهمیت علوم انسانی
“ما باید هم در حوزه فرهنگ عمومی و برداشت و اعتقاد و باور عمومی مردم و هم در مورد خاص باور مسئولان، اهمیت علوم انسانی را روشن کنیم. هم مردم باید بفهمند علوم انسانی مهم است، تاریخ مهم است، ادبیات مهم است، فلسفه مهم است، روان شناسی مهم است – با این وضع حاکم بر ذهنیت جامعه دانشگاهی ما و فرهنگ عمومی مردم طبیعی است که جوان و دانشجو بروند سراغ همان چیزهایی که کاربرد روزانه دارد؛ پزشکی و مهندسی و رشته های علمی و فنی که جدیداً به وجود آمده و غالباً قادر به تبدیل به پول و گذراندن زندگی هم هست. این چیز روشنی است. باید اهمیت علوم انسانی را بفهمند و باید امتیازاتی در فراگیری علوم انسانی و تخصص در علوم انسانی در نظر گرفته بشود، که برای عموم و برای جوان های ما جذاب باشد- هم مسئولان ما باید به اهمیت علوم انسانی توجه کنند.. ..علوم انسانی برای جامعه جهت دهنده و فکر ساز است و حرکت و مسیر و مقصد یک جامعه را مشخص می کند.”۱
بنده به این افراد اعتقادی ندارم
“اساتیدی هستند که فرآورده های اندیشه های غربی در علوم انسانی، بت آنهاست! در مقابل خدا می گویند سجده نکنید؛ اما در مقابل بت ها به راحتی سجده می کنند! دانشجوی جوان را دست او بدهی، بافت و ساخت فکری او را همان طوری که متناسب با بت خود او است، می سازد. بنده به این طور افراد، هیچ اعتقادی ندارم. این استاد هر چه هم دانشمند باشد، وجودش نافع نیست بلکه مضرّ است.. .. مطلبی را چهل، پنجاه سال پیش، یک فیلسوف اجتماعی یا سیاسی در غرب گفته و بعد آمدند ده تا نقد بر آن نوشته اند؛ این آقا تازه به حرف آن پنجاه سال قبل دست یافته و به عنوان حرف نو، به داخل کشور می آورد و با بَه بَه و چَه چَه آن را به خوردِ دانشجو و شاگرد و محیط خودش می دهد! از این قبیل هم داریم. چقدر براساس همین نظرات اقتصادی غربی، بانک جهانی و مجامع پولی و مالی جهانی به ملت ها و دولت ها برنامه ها دادند و چقدر از طرف خود غربی ها علیه آنها موارد نقض نوشته شده!”۲
این نگران کننده است!
“در بین این مجموعه عظیم دانشجویی کشور که حدود سه میلیون و نیم مثلاً دانشجوی دولتی و آزاد و پیام نور و بقیه دانشگاه های کشور داریم، حدود دو میلیون اینها دانشجویان علوم انسانی اند! این به یک صورت، انسان را نگران می کند. ما در زمینه علوم انسانی، کار بومی، تحقیقات اسلامی چقدر داریم؟ کتاب آماده در زمینه های علوم انسانی مگر چقدر داریم؟ استاد مبرزی که معتقد به جهان بینی اسلامی باشد و بخواهد جامعه شناسی یا روانشناسی یا مدیریت یا غیره درس بدهد، مگر چقدر داریم، که این همه دانشجو برای این رشته ها می گیریم؟ این نگران کننده است. بسیاری از مباحث علوم انسانی، مبتنی بر فلسفه هایی هستند که مبنایش مادیگری است، مبنایش حیوان انگاشتن انسان است، عدم مسئولیت انسان در قبال خداوند متعال است، نداشتن نگاه معنوی به انسان و جهان است. [اگر] این علوم انسانی را ترجمه کنیم، آنچه را که غربی ها گفتند و نوشتند، عیناً ما همان را بیاوریم به جوان خودمان تعلیم بدهیم، در واقع شکاکیت و تردید و بی اعتقادی به مبانی الهی و اسلامی و ارزشهای خودمان را در قالبهای درسی به جوان ها منتقل کنیم؛ این چیز خیلی مطلوبی نیست.”۳
“ما به خصوص در زمینه علوم انسانی، برخلاف آنچه که انتظار می رفت و توقع بود، حرکت متناسب و خوبی نکرده ایم، بلکه مفاهیم گوناگون مربوط به این علم حالا چه در زمینه اقتصاد و چه در زمینه جامعه شناسی، روانشناسی و سیاست را به شکل وحی مُنزل از مراکز و خاستگاه های غربی گرفته ایم و به صورت فرمول های تغییر نکردنی در ذهنمان جا داده ایم و بر اساس آن می خواهیم عمل و برنامه خودمان را تنظیم کنیم!. .. در حالی که این روش، روش غلطی است. ما در زمینه علوم انسانی احتیاج به تحقیق و نوآوری داریم که به معنای حقیقی کلمه مواد و مفاهیم اساسی ای که بر اساس آن می توان حقوق، اقتصاد، سیاست و سایر بخش های اساسی علوم انسانی را شکل داد و تولید و فراوری کرد، در فرهنگ عریق و عمیق اسلامی ما وجود دارد که باید از آن استفاده کنیم. البته در این قسمت حوزه و استادان مؤمن و معتقد به اسلام می توانند با جستجو و تفحص نقش ایفاء کنند؛ اینجا از جاهایی است که ما باید به تولید علم برسیم”.۴
منطقه ممنوعه!
“امروز غربی ها در زمینه علوم انسانی یک منطقه ممنوعه ای به وجود آورده اند؛ در بخش های مختلف؛ از اقتصاد و سیاست و جامعه شناسی و روانشناسی بگیرید تا تاریخ و ادبیات و هنر و فلسفه و حتی فلسفه دین. یک عده آدم ضعیف النفس هم دلباخته اینها شده اند و نگاه می کنند به دهن اینها که ببینند چه می گویند؛ هر چه آنها گفته اند، برایشان می شود وحی مُنزل؛ این است که بد و غلط است. مثلاً چند تا فکر دارای اقتدار علمی، در یک نقطه دنیا به یک نتیجه ای رسیده اند، این معنایش این نیست که هر آنچه که آنها فهمیده اند، درست است! شما به مبانی خودتان نگاه کنید؛ ما تاریخ، فلسفه، فلسفه دین، هنر و ادبیات، و بسیاری از علوم انسانی دیگری که دیگران حتی آنها را ساخته اند و به صورت یک علم در آورده اند – یعنی یک بنای علمی به آن داده اند – مواد آن در فرهنگ و میراث علمی، فرهنگی و دینی خود ما وجود دارد. باید یک بنای این چنینی و مستقل بسازیم.”۵
با حاشیه زنی علوم انسانی درست نمی شود!
“حالا شما به تألیف، تولید کتاب و تولید مبانی و فکر رو آورده اید. این، خیلی چیز با ارزشی است، باید هم همین طور بشود؛ یعنی با حاشیه زنی (حاشیه بزنیم که اینجایش غلط است، اینجایش درست است) نمی شود علوم انسانی را درست کرد؛ چون مبنای علوم انسانی غرب، مبنای جهان بینی غرب است؛ فکر غربی و فکر مادی است. لذا طبیعتاً همین روبناهای سکولار از آب در می آید. نتیجه آن مبنا همین است. غیر از این نیست. مبانی باید مبانی فکری اسلامی و فرهنگ اسلامی باشد تا آن وقت آنچه که از او می روید و در اختیار پژوهنده قرار می گیرد یک چیز اسلامی باشد؛ این روشن است.”۶
علم، آزاد نبود
“ما در زمینه کارهای تحقیقاتی و درج مقالات علمی خود در مجلات I.S.I گاهی دچار مشکلات می شویم. البته همان طور که ذکر کردند، حجم مقالاتی که از ما چاپ شده، خوب است؛ اما من اطلاع دارم ـ به خصوص در زمینه علوم انسانی ـ که بعضی از مجلات I.S.I اصلاً مقاله محقق ما را چاپ نمی کنند؛ چرا؟ به خاطر این که با مبانی آنها سازگار نیست.. .. این هم پاسخ ساده لوحی بعضی ها که خیال می کنند دنیای لیبرال ـ دموکراسی به معنای واقعی کلمه، باز است و هر کس هر چه می خواهد، میتواند بگوید؛ نه، آنها حتی پژوهش علمی را هم با میزان کار می کنند!. .. ما شنیده بودیم که زمان استالین می گفتند حکومت استالین به پژوهشگاه های علمی خود می گوید من این نتیجه را می خواهم، در بیاورید! علم، آزاد نبود.. .. می گفتند ـ راست یا دروغ ـ اگر یک کاوش علمی، نتیجه اش بر خلاف اصول دیالکتیک در می آمد، استالین این را قبول نمی کرد؛ می گفت باید طوری تحقیق کنید که به این نتیجه برسید! الآن ما در دنیای لیبرال ـ دموکراسی داریم این را به چشم خودمان می بینیم؛ منتها به شکل مدرن و منظم و با نزاکت و اتو کشیده و کراوات
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 