پاورپوینت کامل اخلاق و رویکردهای گوناگون به آن(قسمت اول) ۸۳ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل اخلاق و رویکردهای گوناگون به آن(قسمت اول) ۸۳ اسلاید در PowerPoint دارای ۸۳ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اخلاق و رویکردهای گوناگون به آن(قسمت اول) ۸۳ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل اخلاق و رویکردهای گوناگون به آن(قسمت اول) ۸۳ اسلاید در PowerPoint :
تهیه و تنظیم: گروه اخلاق پژوهشگاه علوم وحیانی اسراء
درآمد
اصول و مبانی اخلاق در سنّت و سیره همه انبیای الهی(ع) وجود داشته و آنان در مقام قول و فعل به آن پای بند بوده اند. شاید به همین دلیل این موضوع مورد عنایت ویژه اندیشمندان قرار گرفته و ایشان تمام اهتمام خویش را بر این امر معطوف داشته اند تا برای ارائه نماد اخلاقی و الگوی انسانی به جوامع بشری تحقیقات فراوانی در این زمینه به انجام رسانند.
در میان متفکران مسلمان تلاش های زیادی صورت گرفته تا سیره اخلاقی پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت(ع) را به نوعی دقیق ترسیم نمایند. اهمیت موضوع، موجب شده است، در علوم مختلف مقوله اخلاق مورد بحث قرار گیرد و متخصّصان علوم مختلف با رویکردهای خاص خود به آن بپردازند. برخی از دیدگاه ها عبارتند از:
الف) دیدگاه فلسفی
حکمای الهی در آثار خود، حکمت را به دو بخش نظری و عملی تقسیم نموده و در حکمت عملی در باب اخلاق به تفصیل سخن گفته اند. اخلاق با نگاه فلسفی یا اخلاق فیلسوفانه لزوماً به معنای فلسفه اخلاق نمی باشد ولی صبغه استدلالی و فلسفی دارد؛ زیرا ایشان تلاش کرده اند که مبانی اخلاق را همانند سایر مقوله های دیگر با دلایل عقلی استحکام بخشند. اندیشه اخلاقی و فضایل انسانی نزد آنان مبتنی بر اصل اعتدال در قوای نفسانی است؛ به این معنا که انسان زمانی قادر به تربیت اخلاقی است که بتواند قوای درونی خود را تعدیل بخشیده و آن را تحت اشراف عقل و قوّه عاقله قرار دهد. زیرا مادامی که قوای نفس تحت سیطره عقل قرار نگیرد و هرکدام از آن قوا در محل خویش رها شده باشد هیچ تضمینی در تعدیل شخصیت انسانی وجود ندارد. اقامه قسط و اجرای عدل در کشور وجود انسان بدون حاکمیت عقل و برهان و پشتوانه ایمان میسور نخواهد بود؛ چنانکه برپایی عدالت در میان یک امّت یا ملّت بدون حاکمیت شخص عاقل و با بصیرت و حکمت مقدور نمی باشد. لذا توصیه و تأکید فلاسفه این است که انسان برای تربیت اخلاقی و وصول به کمالات انسانی، نفس خویش را به اوصاف پسندیده و متعالی متّصف ساخته و به صورت ملکات راسخه درآورد؛ زیرا رفتارهای مقطعی و موقّت نمی تواند بر مبنای عقلانیت و معدلت صورت گیرد و جزء خُلق و خوی انسانی و کمال انسانیت به شمار آمده و در عین حال بقاء و مداومت داشته باشد.
حکما قائلند به اینکه تقوا تعدیل در قواست و عدالت از لوازم لاینفک تقواست و این دو از دولت عقل و خرد پابرجاست.
افلاطون اساس و بنیان اخلاق را عدالت و عدالت را هماهنگ با زیبایی و جمال روح و حقیقت می داند. وی سعی کرده است تا اخلاق را وارد عرصه اجتماع نموده و از اخلاق اجتماعی بیش از اخلاق فردی سخن بگوید. لذا طبقات اجتماعی را به سه طبقه تقسیم نموده و با تشبیه آن به ساختار وجود انسان معتقد است که انسان دارای سه قوه (شهویه، غضبیه و عاقله) می باشد. برای نیل به کمال اخلاقی و ارتقاء اجتماعی لازم است که فرد و جامعه با هم همآهنگ باشند زیرا در جامعه نامطلوب و محیط آلوده بسیار دشوار است که فرد بتواند به پرورش قوّه عاقله و تربیت اخلاق فاضله بپردازد.
ارسطو نیز با پذیرش همین عقیده، «اعتدال زرّین یا طلایی» را مطرح می کند که فضایل اخلاقی مرهون حفظ اعتدال و رعایت حدّ وسط میان تفریط و افراط در قوای نفسانی است و این امر اکتسابی، لازم است با رغبت انجام گیرد نه با دشواری و صعوبت.۱
حکمای اسلامی غالباً فضایل و مکارم اخلاقی را مرهون اعتدال در قوا دانسته اند. به عنوان مثال؛ اندیشه فارابی این است که مکرمت اخلاقی در پرتو اعتدال قوای انسانی است و هدف از اعتدال، انقیاد قوا از قوّه عاقله است. هیچ یک از قوای انسانی بالذّات خیر یا شر نمی باشند بلکه معیار و ملاک خوبی و بدی آنها این است که در خدمت عقل قرار گیرند یا نه. وی جایگاه معرفت عقلانی را بسیار رفیع دانسته و اعتقاد دارد که عمل اخلاقی دون معرفت عقلانی است زیرا عقل موهبت الهی بوده و قادر به تشخیص خیر و شر می باشد. عقل که هدیه ای از عالم بالا و سرآمد همه فضایل است، باید قواعد اخلاقی را فهم نماید، سپس به آن عمل کند.
حکیم ابوالحسن عامری – رئیس فیلسوفان مسلمان در فاصله میان وفات فارابی تا ظهور بوعلی- بر همین نکته تأکید می ورزید و استعلای عقل را منشأ کمال اخلاقی می دانست.
بوعلی، ابن مسکویه، غزالی، خواجه نصیر و بسیاری از حکیمان مسلمان بر همین مسلک، منسلک شده اند که ماهیت اخلاق در جهت رشد علمی و معرفتی فرد، خانواده و جامعه برای وصول به سعادت دنیایی و آخرتی شکل می گیرد و شالوده اصلی اخلاق و آداب انسانی، در اعتدال قوای نفسانی منطوی است و این از ناحیه قوه عاقله انجام می گیرد نه شریعت، این نیز باید از کودکی صورت پذیرد.
ابن مسکویه ضمن پذیرش این نکته معتقد است که چون تمایل اوّلی انسان به شرّ است، فرزند را نخست باید با شریعت آشنا کرد و فضایل اخلاقی را به او آموخت، زیرا این عمل در جوانی بسیار دشوار است. او می افزاید که خودش پس از رسوخ عادت زشت با مجاهده بر نفس به این کار موفق شد.
تصریح و تأکید بر تعلیم فضایل اخلاقی در کودکی به استناد متون روایی است. برخی حکماء فرموده اند: «مَن اَدَّبَ وَلََدَهُ صَغیراً سُرَّ بَهَ کبیراً؛۲ آن که فرزندش را در کودکی ادب کند، مایه سرور او در بزرگی خواهد شد.» حکیم سعدی شیرازی هم در حکایت آن معلّم در تنبیه ملک زاده وقتی مورد اعتراض پادشاه قرار گرفت چنین نقل می کند:
هر کـه در خُردیش ادب نکننـد
در بـزرگی فـلاح ازو برخاسـت
چـوب تَر را چنانکه خواهی پیچ
نشود خشک جز به آتش راست۳
غزالی نیز معتقد است که انسان با فطرتی پاک و سالم و معتدل به دنیا می آید؛ امّا تربیت والدین و مربیان آن فطرت را جهت می دهد. دل چون ظرفی است که اگر آب زلال آن را پر نکند، شاید هوای آلوده آن را پر سازد. اخلاق و تربیت اخلاقی، پس از مقام نبوّت، برترین رسالت است و تعالی اخلاق در مسیر به سوی حق به دست می آید.
وی که هدف از تألیف اثر ارزشمند احیاء العلوم را فراموشی مردم زمان خود از علم طریق آخرت یاد می کند.۴ در ربع منجیات، علم اخلاق را به دو قسم معاملت و مکاشفت بخش می کند و معتقد است که شیوه گذشتگان از حکیمان الهی باید برای تحصیل و کسب فضایل اخلاقی الگوی عملی فرد قرار گیرد.
ملا صدرا مؤسس حکمت متعالیه، ضمن برشمردن اصول فضایل اخلاقی (حکمت، عفت، شجاعت، عدالت) کمال انسان در مقام علم و عمل (عقاید و اخلاق) را معرفت به حق و متصف شدن به صفات الهی می داند که قوای نفس با آن اعتدال یافته و اخلاق نیکو می شود. کمال آدمی به معرفت و اخلاق است و اخلاق میوه معرفت و سنگین ترین عملی است که در ترازوی افعال انسان قرار داده می شود، چنان که پیامبر(ص) فرمود: «أَثْقَلُ مَا یوضَعُ فِی الْمِیزَانِ الْخُلُقُ الْحَسَن »۵، از این رو پیامبر اسلام(ص) تمام دین را در اخلاق خلاصه و در پاسخ سؤال از حقیقت دین فرمود: «حُسْنُ الْخُلُقِ؛ ۶. حسن خلق همان خُلْقُ الله است.»۷
اخلاق به معنای حالات نفس در توجّه به خداوند و مواظبت بر افعال است تا شبیه کارهای الهی گردد. مانند: شفقت و عطوفت و رحمت بر خلق خدا، دعای خیر بر همه مردم، اطاعت از خدا و رسول خدا و ائمّه معصومین(ع) و در همه امور به اخلاق الهی تشبّه پیدا کردن، چنان که در کتب روایی آمده است؛ عن النبی(ص): «تَخَلَّقُوا بِأَخْلَاقِ اللَّهِ »۸
سیدنا الاستاد امام خمینی(ره) که در حکمت و فلسفه، یدِ طولایی داشت و در مباحث اخلاقی دو اثر ارزشمند «شرح چهل حدیث» و «شرح حدیث جنود عقل و جهل» از ایشان به یادگار مانده است، در باره فضایل اخلاقی، نکات بسیار دقیق و ظریفی دارند: ایشان معتقدند هرچند انسان مفطور بر توحید و جمیع عقاید حقّ است، نباید فراموش کرد که او دارای تمایلات نفسانیه و شهوات حیوانی هم هست. این نکته در محل خود ثابت است که انسان در ابتدای پیدایش خود، حیوان ضعیفی است و جز به قوا و استعدادِ انسانیت هیچ امتیازی بر سایر حیوانات ندارد. پس نخست حیوانی بالفعل است و اگر مربّی و معلّمی بر او اثر نگذارد، بعد از رسیدن به حد رشد و بلوغ، حیوانی عجیب و غریب می شود به گونه ای که گوی سبقت را از حیوانات و شیاطین ربوده، از همه قوی تر و کامل تر در مقام حیوانیت و شیطنت می شود. و در این اعجوبه دهر، انوار فطری خاموش و اخلاق فاضله و اعمال صالحه بروز نمی کند. بنابراین انسان باید برای تحقّق و فعلیت یافتن قوای خویش بکوشد تا از تربیت اخلاقی اثرپذیرد و به تدریج تسلیم قوه کامل انسانی شود و حیوانیت او تسلیم انسانیتش گردد. پس از تسلیم شدن شهوت و غضب به مقام عدل و شرع، عدالت در مملکت وجود او بروز می کند و حکومت عادل حق تشکیل می شود، بنابراین انسانیت و فضایل اخلاقی او در گرو پیروی از شرع و عقل است.۹
اعتدال در قوا بسیار مورد تأکید این حکیم الهی است و تمام فضایل اخلاقی در همین نکته نهفته است؛ وقتی عدل حاکم شود، بهشت برای انسان فراهم می گردد، چنان که معصومان(ع) فرمودند: فقط دو چیز انسان را وارد بهشت می کند: خوف از خدا و رفتار نیکو و والا. حسن خلق به کمال ایمان و ثقل میزان و دخول در جنان خواهد انجامید.۱۰
اعتدال نیز در دو وجه باید ظاهر گردد: عقاید ایمانی و اخلاق نفسانی.
در عقاید، عدالت به معنای ادراک حقایق وجودی و در اخلاق به معنای اعتدال در قوای ثلاثه (واهمه، غضبیه و شهویه) است.۱۱
تردیدی نیست که سخن این حکیمان بزرگ الهی در مقامِ خود بسیار سنجیده است؛ امّا هرگز نباید غافل بود که تهذیب اخلاق و تحصیل فضایل اخلاقی به دو عنصر اساسی وابسته است:
الف. خودشناسی؛ ب. شناخت سود و زیان حقیقی. این دو اصل با توجّه به مطالب یاد شده محور اساسی تربیت و تعالی اخلاقی به شمار می آیند.۱۲
ب) دیدگاه وحیانی
نگاه حکما و عرفا به اخلاق بیشتر متأثر از قرآن و سنت یعنی برگرفته از آیات و روایات است؛ امّا به دور از ذهنیت قبلی، آیات الهی، مفهومی خاص، از ادب و خُلق انسانی به دست می دهند و این در حالی است که واژه ادب در قرآن نیامده است. بر این نکته از آن جهت تأکید می شود که قرآن بزرگ ترین منبع و مهم ترین مکتب ادب آموزی و آموزه های آن با فطرت آدمی مفطور و با باطن و روح انسانی مخمور است و توحید را خاستگاه اصلی و حقیقی آداب و حالات انسان دانسته است. هر آنچه از درون انسان ظهور و تجلّی می یابد، اگر از چشمه توحید نجوشد، جزء آداب انسانی به شمار نمی آید.
نجم الدین رازی می گوید: همه شرایعِ ادیان و تنزیل کتاب برای کمال اخلاق و تخلّق به صفات ربوبیت آمده اند و هر دسته ای باید از فواید کتاب آسمانی بهره گیرند؛ پادشاهان، وزراء، اصحاب قلم، نوّاب، علماء، قضات، اربابان نِعَم، اصحاب اموال، دهاقین و زارعان و اهل تجارت و صنایع از جمله این گروه هایند.۱۳
شاید از همین رو قرآن کریم در مباحث اخلاقی بیش از آن که اصول اخلاقی را تبیین کند، به بیان ارشادات و هدایت های اخلاقی پرداخته، تا با معرفی الگوهای اخلاقی، افراد را در مسیر تکامل انسانی قرار دهد، لذا در رابطه با بهترین الگو فرمود: «لَقَد کانَ لَکم فی رَسولِ الله اُسوَهٌ حَسَنَهٌ».۱۴ از سویی دیگر سخن از سنت و سیره انبیا(ع) را همیشه با روح توحیدی پیوند می زند. برای نمونه در داستان حضرت ابراهیم(ع) می فرماید: «الَّذِی خَلَقَنِی فَهُوَ یهْدِینِا وَالَّذِی هُوَ یطْعِمُنِی وَیسْقِینِو وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ یشْفِینِو وَالَّذِی یمِیتُنِی ثُمَّ یحْیینِ؛۱۵ آن کس که مرا آفرید، همان مرا راهنمایی کرد. و آن که مرا غذا می دهد و سیراب می کند و چون بیمار شوم، همو مرا درمان می بخشد و کسی که مرا می میراند، در قیامت زنده ام می گرداند.»
در رابطه با ادبِ رفتار با دیگران نیز شیوه مؤدبانه و مکرّمانه ای که ویژه مسلمانان است، پیش می نهد و آن تحیت و دعای سِلم و صحت است: «و اِذَا حُییتُم بِتَحِیهٍ فَحَیوا بِاَحسَنَ مِنها؛۱۶ چون به شما درود و سلام گفته شد، شما بهتر از آن پاسخ دهید.» یا سفارش می کند که هنگام ورود به خانه ها به یکدیگر سلام کنید؛ سلامی که نزد خداوند مبارک است: « فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُیوتًا فَسَلِّمُوا عَلَی أَنْفُسِکمْ تَحِیهً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَکهً طَیبَهً »۱۷ یا در آداب اجتماعی تأکید دارد، تا می شود در محافل و مجالس عمومی برای دیگران حرمت و ادب به جا آورده و سعی کنند که کمترین بی حرمتی به شخصیت آنان نشود:«یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا قِیلَ لَکمْ تَفَسَّحُوا فِی الْمَجَالِسِ فَافْسَحُوا یفْسَحِ اللَّهُ لَکمْ وَإِذَا قِیلَ انْشُزُوا فَانْشُزُوا یرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکمْ وَالَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ».۱۸
این آیه اشاره دارد که ادب و احترام به دیگران حتی به نامسلمانان، نه تنها از مقام شما نمی کاهد بلکه مایه ترفیع درجه و مرتبه شما می شود.
ا
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 