پاورپوینت کامل دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند!(گفتگو پیرامون;مهدویت ازمنظروهابیت) ۹۵ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند!(گفتگو پیرامون;مهدویت ازمنظروهابیت) ۹۵ اسلاید در PowerPoint دارای ۹۵ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند!(گفتگو پیرامون;مهدویت ازمنظروهابیت) ۹۵ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند!(گفتگو پیرامون;مهدویت ازمنظروهابیت) ۹۵ اسلاید در PowerPoint :

در مصاحبه با دکتر عصام العماد

اشاره:

پیش از این، در گفتگوهایی چند، مهدویت از دیدگاه ادیان آسمانی و دیگر فرق اسلامی را ـ با عناوین ذیل ـ بررسیدیم که مورد استقبال خوانندگان نشریه قرار گرفت: ماشیح منجی موعود یهود (گفتگو با دکتر یونس حمامی لاله زار، دبیر انجمن کلیمیان کشور، شماره ۵۰)، بازگشت مسیح (گفتگو با اسقف رمزی گرمو، اسقف اعظم کلیساهای ایران، شماره ۵۱)، موعود از نسل فاطمه است (گفتگو با دکتر شیخ الاسلام کردستانی، مفتی شافعی کشور، شماره ۵۲). و اما در این شماره برآن شدیم تا «مهدویت از منظر وهابیت» را واکاوی کنیم؛ از همین رو قرار گفتگویی با مستبصر دکتر عصام العماد گذاشتیم که روزگاری از تئوریسین های وهابیت به شمار می رفت. وی چند سالی است که پس از تشرف به مذهب حقه جعفری و در پی صدور فتوای تکفیر ایشان توسط بزرگان وهابی، مجبور به جلای وطن و توطن در ایران شده است.

دکتر عصام العماد یمنی الاصل و ۴۰ ساله (متولد ۱۹۶۸م) است. پدرش علامه «علی یحیی العماد» و عمویش شیخ «عبدالرحمن العماد» بزرگ ترین عالم سلفی کشور یمن است. بستگان او از پیشقراولان تبلیغ وهابیت در یمن و منطقه می باشند، به طوری که علاوه بر پدر، عمو و عموزاده ها، دو خواهر او به نام های دکتر «بشری» و دکتر «هدی» العماد از اساتید معروف دانشگاه های وهابی یمن به شمار می روند.

عصام، از شش سالگی وارد مدارس وهابی یمن شد و در طول تحصیل نزد شیخ «محمد اسماعیل العمرانی» ـ که فتوای اخیرش در وجوب کشتار شیعیان با جوابیه مستدل و محترمانه دکتر عصام مواجه شد ـ، قاضی «احمد سلامه»، شیخ «عبدالرزاق الشاحذی» و شیخ «مقبل الوادعی» از سرسخت ترین دشمنان شیعه و نویسنده کتاب «الحاد الخمینی فی ارض الحرمین»، تلمذ کرد. وی سپس برای اکمال تحصیل عازم عربستان شد و در مقطع دکتری از دانشکده اصول الدین دانشگاه «امام محمد بن سعود» در رشته علوم حدیث فارغ التحصیل شد.

عصام در دوران تحصیل در سعودی، به حلقه درس و محفل خصوصی مفتی اعظم وهابیت، شیخ «بن باز» راه یافت و از شاگردان نخبه و آینده دار او شد. وی پس از فراغت از تحصیل، به مدت چهار سال امامت جمعه و جماعات مساجد «باب القاع»، «الاسطی»، «هایل سعید» و «الدعوه» را برعهده گرفت و در این زمان کتب مهم وهابیت از جمله کتاب «التوحید» محمد ابن عبدالوهاب را در مسجد جامع تدریس کرد.

وی در همین زمان تحت تاثیر اندیشه های سلفی ابن تیمیه در کتاب «منهاج السنه النبویه»، کتاب ضد شیعی«الصله بین الاثنی عشریه و فرق الغلاه» (همبستگی شیعه و فرق غالی) را به نگارش درآورد! هر چند خوشبختانه قبل از انتشار آن، در اثر مطالعه عمیق آثار شیعی به ویژه کتب شیخ مفید، به بطلان عقاید وهابیت پی برد و به تشیع دوازده امامی گروید و از این رو هرگز کتاب مذکور منتشر نگردید؛ اما در ابتدای این گفتگو با تأسف بسیار از نگارش آن کتاب، اذعان نمود: «از راه دشمنی با امام علی (ع) به دوستی با حضرت رسیدم!».

دکتر عصام متخصص در علوم حدیث، رجال، تاریخ اسلام و فرق مذهبی و کارشناس برجسته جنبش های اسلامی معاصر است. وی پس از استبصار، با برگزاری مناظرات متعدد (حضوری، ماهواره ای و مکتوب) با سران مکتب خلفاء و نقد بنیادهای اندیشه وهابیت، و دعوت از علمای وهابی برای تعویض نگاه تکفیری خود به نگاه تقریبی، موفق به هدایتگری شمار زیادی از جوانان جویای حقیقت، به مکتب رهایی بخش تشیع گردید. یکی از مشهورترین مناظرات ماهواره ای ایشان با «شیخ عثمان الخمیس»رهبر وهابیت کویت و از اعلام علمای وهابی معاصر بود که یک سال به طول انجامید و مجموعه آن مذاکرات در یک جلد کتاب ۸۶۹ صفحه ای به نام «الزلزال» چاپ و منتشر شد. علت نامگذاری این کتاب به «الزلزال» این است که پیرو استقبال جوانان سنی، به ویژه وهابی، از این مناظرات، بخش هایی از جغرافیای جهان عرب شاهد جنبشی اعتقادی در خود گردید؛ چنانکه در جلسه دهم این سلسله مناظرات، خانم دکتر امینه از کشور مراکش رسماً تشیع خود را اعلام کرد. برخی از جرائد کشورهای عربی نتیجه این گفتگوها را چنین اعلام کردند: «هزیمه فاضحه لشیخ الوهابیه فی الکویت؛ شکست مفتضحانه شیخ وهابیت کویت» (جریده صوت آل البیت فی مصر، العدد السابع و العشرون).

از دیگر آثار دکتر عصام می توان به کتاب «نقد الشیخ محمد بن عبدالوهاب من الداخل»، «المنهج الجدید و الصحیح فی عرض غیبه المهدی علی الوهابیه» ـ در دست ترجمه ـ، «آینده در قلمرو تشیع»، «المنهج الجدید و الصحیح فی الحوار مع الوهابیین» که به نام «روشی نو و صحیح در گفتگو با وهابیت» ترجمه شد و نیز کتابی که با عنوان «گفتگوی بی ستیز؛ گامی به سوی تفاهم» به فارسی ترجمه و منتشر شد، اشاره کرد.

یادآور می شود که پایگاه دکتر عصام العماد به آدرس: www.esamalemad.com منبع ارزشمندی در تبیین و تبلیغ مکتب اهل بیت در فضای مجازی است.

در پایان، ضمن تشکر از همکاری صمیمانه حجت الاسلام و المسلمین علیرضا جوادی، مشروح گفتگو با دکتر عصام العماد تقدیم شما فرهیختگان می شود.

معارف

با تشکر از جناب آقای دکتر عصام العماد، به عنوان اولین سئوال از ایشان استدعا داریم که مبانی مشترک اندیشه و مفهوم منجی موعود در فرق اسلامی را تبیین و موضع متفق علیه مسلمین (فریقین) در بحث مهدویت را بیان فرمایند و با استناد به منابع معتبر مشخص کنند که آیا اعتقاد به آمدن موعود، از ضروریات مذاهب اسلامی به شمار می رود یا خیر؟

بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین. من هم از حضور شما بسیار سپاسگزارم و این گفتگو را برای بیان برخی حقایق مغتنم می شمارم. بر اساس منابع اسلامی، از دیدگاه سه فرقه ای که در عصر حاضر وجود دارند یعنی فرق شیعه، اهل تسنن و وهابیت، اعتقاد به مهدویت جزء ضروریات دین به شمار می رود. این سه فرقه، کتاب های متعددی در موضوع مهدویت نوشته اند و فتاوی بزرگان اهل تسنن و علمای وهابی در اینکه مسئله مهدویت یک ضرورت دینی است و به صورت متواتر در همه کتاب های اسلامی آمده، ثبت و موجود است.

چون شما فرمودید محور گفتگوی ما، مهدویت از دیدگاه فرقه وهابیت است، پس در ابتدا این مسئله را به صراحت اعلام کنم که بنیانگذار اصلی فرقه وهابیت معروف به شیخ الاسلام ابن تیمیه و پس از او شاگرد و ناشر افکارش شیخ ابن القیم الجوزیه و بعد هم شیخ بزرگ وهابیت، محمدبن عبدالوهاب، همگی فتوا داده اند که مسئله مهدویت از مسائل اساسی اسلامی است و کسی که به مهدی آخرالزمان معتقد نیست، گمراه می باشد. همچنین فتوای مفتی اعظم عربستان شیخ عبد العزیز بن باز، در رد عقیده روشنفکران و منکران مهدویت، موجود است؛ در رد کسانی چون احمد امین که دارای گرایش به نظریه تشکیک در متون قدیمه بودند و بر اساس این نظریه، عقیده داشتند که مهدویت جزء تفکرات شیعه است. بن باز، شیخ حسینی و دیگر بزرگان وهابی در ردّ تفکرات ضد مهدوی نویسندگانی چون احمد امین، کتاب های متعددی نوشتند.

ابن تیمیه بزرگ ترین تئوریسین وهابیت وقتی در صحاح سته با انبوهی از روایات مهدوی مواجه می شود، به صراحت می گوید: «ان الاحادیث التی یحتج بها علی خروج المهدی، احادیث صحیحه» (منهاج السنه النبویه، ج ۴، ص ۲۱۱). شاگرد او ابن القیم الجوزیه نیز اعلام می کند که احادیث مهدوی، از نوع «حسن» و «صحیح» هستند. بن باز مفتی اعظم سابق عربستان نیز می گوید: «امر المهدی معلوم، و الاحادیث فیه مستفیضه، بل متواتره… تواتراً معنویاً لکثره طرقها و اختلاف مخارجها و صحابتها و رواتها و الفاظها، فهی ـ بحق ـ تدل علی ان هذا الشخص الموعود به، امره ثابت و خروجه حق» (مجله الجامعه الاسلامیه، بالمدینه المنوره، العدد ۳، السنه الاولی ۱۳۸۸). مرکز فرهنگی وهابیت به نام «رابطه العالم الاسلامی» در سال ۱۹۷۶ میلادی رسماً اعلام کرد: «فان الاعتقاد بظهور المهدی، یعتبر واجباً علی کل مسلم و هو جزء من عقائد اهل السنه و الجماعه و لا ینکر ذلک الّا کلّ جاهل او مبتدع».

وهابی ها در دوره معاصر، حداقل ۱۰۰ کتاب در مورد تواتر روایات و اصل مهدویت نوشته اند. با توجه به اینکه وهابی ها به صحاح ستّه، کتاب های نه گانه و در مجموع کل کتاب های حدیثی مورد قبول اهل تسنن، اعتقاد دارند ـ به عنوان مثال به کتب المصنف عبدالرزاق صنعانی، الموطاء مالک و غیره نیز معتقدند ـ، لذا از نظر حدیثی، اگر مسئله مهدویت، در مذاهب اهل تسنن، یک ضرورت دانسته شود و جزء مسائل متواتره به حساب آید، به تبعیت از آن، در وهابیت نیز چنین خواهد بود، چرا که وهابیان در این موضوع، دیدگاه منحصر به خود ندارند.

محل نزاع فریقین در مسئله مهدویت کجاست؟ فرقه وهابیت در این بحث چه اختلافاتی با دیگر مذاهب اربعه اهل سنّت دارد؟ آیا این اختلافات به اصل مسئله، خدشه وارد نمی سازند؟

بنده کتابی به نام «المنهج الجدید و الصحیح فی عرض غیبه المهدی علی الوهابیه» نگاشته ام که در آن روش عرضه مهدویت، به معنای کامل شیعه اثنی عشری، بر وهابیت بیان می شود و این کتاب در حال ترجمه به زبان فارسی است. در این اثر تمام این مسائل را شرح داده ام. چنان که گفتم دیدگاه وهابیت در مورد مهدویت، درست مثل اعتقاد چهار مذهب اهل تسنن است؛ اگر چه ممکن است وهابیت در مسائل دیگر، مثل توسل، یا استغاثه و شفاعت، با اهل تسنن مخالفت داشته باشند؛ اما در مسئله مهدویت، دیدگاه مخصوص به خود ندارد و دیدگاه آنها همین دیدگاه رایج اهل تسنن است.

اما اگر بخواهیم فرق اساسی دیدگاه شیعه و دیدگاه اهل تسنن ـ که وهابیت هم یکی از آنهاست ـ را در مسئله مهدویت بیان کنیم، باز من فکر می کنم، مشترکات فی ما بین زیاد است. هم اهل تسنن و قاعدتاً وهابیت، و هم شیعیان، معتقدند که حضرت مهدی(عج) از فرزندان فاطمه زهرا(س) است؛ منتها چون از روز اول، دولت های غاصب اموی و عباسی مانع شدند که روایات اهل بیت وارد منابع اهل تسنن شوند، لذا برخی از مسائل که در منابع شیعه بصورت روشن مطرح شده، در کتب اهل تسنن، کمرنگ و یا غیرشفاف آمده است. حال ممکن است در برخی جزئیات و ویژگی های مربوط به مهدویت ـ نه در مسائل اساسی آن مانند فاطمی بودن حضرت ـ اختلاف نظر باشد.

مسئله مهمی در اینجا باید مطرح شود که در واقع یکی از علل گرایش بنده به مهدویتِ شیعه دوازده امامی بوده است و آن را نیز در کتاب «الزلزال» ـ مجموعه مناظرات ماهواره ای بنده با شیخ عثمان الخمیس ـ آورده ام. شیخ عثمان در آن مناظره از من پرسید: چرا شما در مسئله مهدویت معتقدید که امام مهدی، امام دوازدهم، همین امام محمد بن حسن العسکری است؟ من به او گفتم که جرقه این اعتقاد، توسط فتاوی علمای بزرگ عربستان در من ایجاد شده است! چون۶۰ نفر از اعلام علمای سعودی، در اواخر قرن بیستم و قبل از ورود به قرن بیست و یکم، فتوا داده اند که امام مهدی(عج)، امام دوازدهم است! اگرچه نگفتند که حضرت، همین محمد بن حسن العسکری(ع) است، اما همین قدر اعتراف هم خود مقدمه و گام بزرگی است و نیمی از راه را رفته اند. سپس به شیخ عثمان الخمیس این نکته را یادآور شدم که دلیل این ۶۰ نفر عالم وهابی بر صدور این فتوا، بسیار محکم است؛ چون روایاتی است از رسول اکرم(ص) مستند به منابع وهابیت، که بیان می کند امام مهدی، امام دوازدهم خواهد بود.

این فتوا را چگونه و به چه شکلی صادر کردند؟ منظور این است که آن را در ضمن کتاب و یا جزوه ای اعلام کردند و یا در پاسخ به استفتا و پرسشی بیان نمودند؟

بله، به شکل استفتا و در جواب پرسشی بود. شخصی از آنها پرسید مهدی کیست؟ آنها هم جواب دادند که مهدی، امام دوازدهم و امام آخرالزمان خواهد بود و بعد هم از منابع خود دلیل آوردند. دلیل آنها روایات رسول اکرم(ص) بود. آنها در جواب استفتاء، تصریح کردند که این دیدگاه ما نیست بلکه دیدگاه امام بزرگ ابوداود سجستانی، معاصر بخاری است که قبل از تولد مهدی شیعیان می زیسته است! و نیز دیدگاه ابن کثیر دمشقی، رهبر بزرگ وهابی و شاگرد ابن تیمیه است و دیدگاه دیگر بزرگان مورد اعتقاد وهابیت!

و امّا دلیل ابو داود سجستانی و ابن کثیر دمشقی و دیگر بزرگان اقدم اهل تسنن، ترکیبی است از دو روایت منقول از رسول اکرم(ص). اولاً در طول هزار و دویست سال شارحان کتاب ابوداود سجستانی تعجب می کردند که چرا در کتب اهل تسنن، حدیث «دوازده امام بعد از رسول اکرم» اولین بار، در کتاب مهدویت مطرح شده است! اولین شخصی که حدیث دوازده امام بعد از رسول اکرم را در کتاب امام مهدی(عج) آورد، ابوداود سجستانی بود، و اگرچه بخاری و مسلم این بحث را متذکر شده بودند، اما نه در باب مهدویت! ثانیاً باید دانست که دلیل ابوداود سجستانی، یک دلیل تحلیلی یا عقلی یا مسئله ای استنباطی نیست؛ بلکه دلیل او نقلی و روایاتی از رسول اکرم(ص) است. و امّا آن دلایل روایی عبارتند از: رسول اکرم(ص) در حدیث جابر بن عبدالله انصاری، فرمود بعد از من دوازده امام خواهد آمد. از حضرت پرسیدند که بعد از آنها چه خواهد شد؟ فرمود: هرج و مرج. باز پرسیدند: هرج و مرج چیست؟ پیامبر فرمود: «القتل والقتال؛ کشتن و کشتار». همچنین رسول اکرم(ص) در روایتی دیگر می فرماید: یکی از فرزندان فاطمه(س) خواهد آمد که عدالت را در زمین می گستراند؛ «یملأ الأرض قسطاً و عدلا کما ملئت ظلماً و جوراً» از حضرت پرسیدند بعد از او چه خواهد شد؟ ایشان دقیقا همان عبارت پیشین را فرمود: «الهرج و المرج»! باز از حضرت پرسیدند: یعنی چه؟ فرمود: «القتل والقتال»! امام ابوداود سجستانی، ابن کثیر دمشقی و دیگر بزرگان جماعت گفتند این دلیل بزرگی است که امام مهدی، به هر حال امام دوازدهم خواهد بود.

ناگفته نماند که این ۶۰ مفتی عربستانی در فتوای خود قید کرده اند که: «البته امام دوازدهم، همان امام شیعیان نخواهد بود!» ولی به هر حال این فتوا، خود گام بزرگی است در اثبات حقانیت دیدگاه شیعه در باب مهدویت.

آیا این همان فتوای مشهوری نیست که برخی از صادرکنندگان آن بعد از مشاهده تأثیر این فتوا در جامعه اهل تسنن، به ویژه در جغرافیای وهابیت، و در پی شیعه شدن تعداد زیادی از جوانان، آن را پس گرفتند؟!

اگرچه توسط این فتوا تعداد زیادی شیعه شدند، اما اصولاً صادرکنندگان آن نمی توانند از این فتوا برگردند و در واقع هم برنگشته اند. تنها یک نفر از آن جمع، پشیمان شد که من نوشته او را خوانده ام. او هیچ دلیلی بر مخالفت خود اقامه نکرد؛ بلکه تنها دلیلش این بود که فتوای مذکور باعث گسترش تشیع خواهد شد! و آن جماعت علما هم جواب دادند که ما چکار به نتیجه آن داریم؟! این فتوا بر اساس فرمایش رسول اکرم(ص) است و ما نمی توانیم سخن حضرت را نادیده بگیریم! حدیثی که آن را، ابوداود سجستانی قبل از تولد مهدی موعود شیعیان، نقل کرده است!

بنده معتقدم، بر اساس نظریه «تفسیر حدیث به حدیث

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.