پاورپوینت کامل رازها و هنرهای استادی ۶۷ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل رازها و هنرهای استادی ۶۷ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل رازها و هنرهای استادی ۶۷ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل رازها و هنرهای استادی ۶۷ اسلاید در PowerPoint :
هنوز چند صباحی از پیروزی انقلاب اسلامی نگذشته بود که منافقان بی رحم و دور از انسانیت، درخت تناوری که سالیانی دراز، امت اسلامی را از میوه و سایه خویش بهره مند ساخته بود؛ یعنی عالم بزرگوار، آیت الله شیخ مرتضی مطهری را ناجوانمردانه ترور کردند و جهان اسلام و شیعه را به سوگ نشاندند. شهادت این مرد بزرگ آنچنان دلخراش و دلسوز بود که همه را در غم و اندوه فرو برد و دو استاد او؛ حضرت امام (قدس سره) و آیت الله علامه طباطبایی (قدس سره) بر او اشک ماتم ریختند.
هدف از این مقاله، شرح زندگی خصوصی او نیست، بلکه می خواهیم برجستگی ها و ویژگی های شخصیتی و توانمندی های فکری او را ترسیم کنیم و این مطلب در ضمن بیان ویژگی های ده گانه او روشن می شود:
۱. اهتمام به تفکر و ژرف اندیشی؛
فصل ممیز انسان از دیگر جانداران، جنبه تفکر و اندیشیدن اوست و اگر می گویند انسان، حیوان ناطق است، مقصود، حیوان متفکر است. شهید مطهری در هر مسأله ای که بنای نوشتن و یا سخن گفتن درباره آن را داشت، به اندازه کافی می اندیشید و پس از جداکردن سره از ناسره، از مجموع، محتوایی فراهم می آورد که بیانگر حکم عقل و آموزه قرآن و حدیث بود. لذا به خاطر همین ژرف نگری است که در نوع آثار او، نوآوری در کنار استواری در محتوا به چشم می خورد.
به خاطر دارم که ایشان پاورقی های اصول فلسفه را به پایان رسانده بود؛ ولی مباحث مربوط به حرکت آن هم حرکت جوهری را به تأخیر انداخت. آنگاه که از او پرسیدند: چرا این بخش را به تأخیر انداختید و خود را به شرح بخشهای دیگر مشغول کرده اید؟ در پاسخ گفت: تا مطلبی برای من هضم نشود و به خوبی آن را درک نکنم قلم روی کاغذ نمی گذارم. مسایل مربوط به حرکت جوهری از مسایل پیچیده ای است که باید درباره آن بیش از این بیندیشم تا بتوانم عرضه کنم.
در دوران حضور خود در درس حضرت امام (قدس سره) مشاهده می کردم که او کمتر سخن می گفت و کمتر اشکال می کرد؛ قدرت فکری او به حدّی بود که وقتی لب به اشکال و انتقاد از کلام استاد می گشود، قدرت فکری او به حدّی بود که استاد را بر آن می داشت که درباره مطلب او بیندیشد و درصدد حل مشکل شاگرد برآید.
۲. درست اندیشی در تحلیل مسایل؛
اندیشیدن، یکی از موهبت های الهی است؛ ولی بالاتر از آن درست اندیشیدن است. مکتب های فلسفی انحرافی نیز از اندیشه بشری برخاسته اند؛ ولی یکی پس از دیگری عقب نشینی نموده و بی پایگی خود را ثابت می کنند. مهم تر این است که انسان، واقع بینانه فکر کند و در گذاردن نخستین خشت، نقطه بالا را در نظر بگیرد. شهید مطهری در تحلیل مسایل فلسفی و اسلامی و استقامت در تفکر و درست چیدن مقدمات، توانمندی خاصی داشت. در مجموع نوشته های او کوچک ترین انحرافی از اصول و مسلّمات اسلام به چشم نمی خورد، البته نمی گویم او معصوم بود و اشتباه نمی کرد، ولی شیوه تفکر او کاملاً عقلانی و اسلامی بود. از احکام فطری و قضایای روشن عقل و مسایل مسلّم اسلامی کوچک ترین دوری نداشت و مقدمات را آنچنان با فکری بلند و اندیشه دینی خاصی می چید که قهرا او را به نتیجه مطلوب که حکم خرد و فطرت و آموزه قرآن و حدیث است، می رساند.
۳. پاسخ گویی به نیازهای فرهنگی روز؛
شکی نیست که نیازهای بشر، چه مادی و چه معنوی در هر عصری، متغیر و متفاوت است و بشر در مسیر زندگی خود با جریان های مختلف فکری و پرسش های گوناگونی رو به رو می شود. چه بسا مشکلات قرن پیش، از مسایل روشن قرن بعد باشد. عالم وارسته، انسانی است که نیازهای روز را در نظر بگیرد و در آن مسیر قدم بردارد و چیزی بنویسد. مرحوم شهید مطهری از جمله دانشمندانی بود که کتاب را به خاطر رفع نیاز فکری جامعه می نوشت و هریک از کتاب های او نشانه زمینه پرسش و شبهه ای است که در آن روز در جامعه خودنمایی می کرد. آنچه برای او مطرح بود، این بود که کتاب، گره ای از گره های جامعه را بگشاید. خواه این کتاب در سطح بالا باشد، که متفکران بزرگ از آن بهره بگیرند یا در سطح عموم و توده مردم لذا او در کنار نگارش اصول فلسفه به نگارش داستان راستان نیز دست زد.
وقتی کتاب داستان راستان منتشر شد، برخی دوستان به او اعتراض کردند که وی با نگارش این کتاب، مقام علمی خود را پایین آورده و خود را در ردیف قصه سرایان و داستان نویسان درآورده است. او در پاسخ گفت: از روزی که دست به قلم برده ام هدفی جز رفع نیازهای جامعه نداشته ام. من احساس کردم که جوانان، خواهان الگو در زندگی هستند و غربیان و غرب زده ها با ساختن الگوهای مصنوعی در فکر و اندیشه جوانان ما تصرف می کنند و برای این کار از روش های جذابی مانند داستان نویسی استفاده می کنند؛ من نیز خواستم از این راه وارد شوم، با این تفاوت که داستان های آنها خیالی و غیر واقعی است و هرگز از مسیر تجربه و آزمون عبور نکرده؛ ولی داستان هایی که من نوشته ام همگی واقعی است و در مسیر تاریخ از کوره تجربه عبور نموده است و اگر جوانان، خواهان الگوهایی در زندگی هستند، من مقدار زیادی الگو در این کتاب نشان داده ام.
در نظام گذشته، سیاست جهان بر تقویت ناسیونالیسم و ملی گرایی بود و این اندیشه در همه کشورهای اسلامی به شیوه های متناسب با آن کشور پیاده می شد. ایرانی را به عنصر ایرانیت و عرب را به عنصر عربیت دعوت می کردند و هدف این بود که از فرهنگ موجود در دست مسلمانان، عناصر اسلامی را که برای غرب خطرناک است، جدا سازند و دیگر محتویات را که برای غرب خطرناک نیست، حفظ کنند و لذا در تمام این دعوتهایی که به ملی گرایی می شد، نوعی اسلام زدایی به چشم می خورد؛ اسلامی که چهارده قرن، نیاکان ما در پرورش و بالابردن آن رنج و زحمت را به جان خریدند؛ ولی این نوع ناسیونالیسم چهارده قرنی، در نظر آنان فاقد ارزش است چون مفاهیمی مانند جهاد، امر به معروف، نهی از منکر، تولّی و تبرّی، در آن نهفته است که برای مسلمانان، عزّت آفرین و برای دیگران، زیان آور است!.
از این جهت ملّت ها را از این چهارده قرن عبور داده و به پیش از اسلام باز می گرداندند. از این جهت در ایران، آیین زرتشت و نظام شاهنشاهی ۲۵۰۰ ساله را مطرح می کردند در حالی که در عراق، تمدن آشوری و در سوریه تمدن فینیقی و در مصر تمدن قبطیان را به رخ می کشیدند و ملت را به آن توجه می دادند و هدف از این کارها بیگانه کردن ملت ها از هویت اسلامی و حتی ملّی آنها بود.
در نظام پیشین که این نوع تبلیغات، دانشگاه ها و مدارس را بمب باران می کرد، شهید مطهری به نوشتن کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران پرداخت و در این کتاب، نکات مثبت ناسیونالیسم را از جنبه های منفی آن جدا کرد و یادآور شد که مدعیان ناسیونالیسم به ترویج جنبه های منفی آن بیشتر توجه دارند و از جنبه های مثبت آن چشم می پوشند.
او در این کتاب به روشنی ثابت نمود که اسلام و ایران، هریک مدیون دیگری است. اسلام، ایرانیان را از بند اسارت شاهنشاهی و آتش پرستی و نظام ستمگر طبقاتی و خرافات باستانی نجات داد و برای آنان تفکر توحیدی و عدالت و برابری را به ارمغان آورد و دانش که در حیطه گروهی از شاهزادگان بود، را عمومی ساخت و مفاهیمی را عرضه کرد که هرگز در هیچ دین و آیینی عرضه نشده بود. ایرانیان نیز در برابر این نعمت عظیم به ترویج اسلام و تبیین زبان عربی و تدوین علوم اسلامی پرداختند و تمدن اسلامی را به جهان عرضه کردند. از این جا می توان به آن اصل کلی پی برد که مرحوم مطهری، کتاب را برای رفع نیاز می نوشت نه برای معرفی خود.
۴. پناهگاه فکری دانشگاهیان؛
استاد مطهری در حوزه و دانشگاه با اساتید، دانشجویان و طلاب سر و کار داشت. از شبهاتی که در دانشگاه مطرح می شد به خصوص اساتید جامعه شناس و روان شناس به تقلید از غربیان مطرح می کردند کاملاً آگاه بود. از این رو اساتید متدین و دانشجویان غیور در حل این شبهات، مرحوم مطهری را پناهگاه می دانستند و مشکلات خود را با او در میان می گذاشتند؛ ایشان نیز چه بسا رساله ای در آن موضوع می نوشت و منتشر می کرد یا به گونه ای سخنرانی می کرد و سرانجام مرهم گذار قلوب جریحه دار جوانان و دینداران می شد.
۵. بردباری و تحمّل دیگران؛
سیره صالحان و مصلحان جهان این بوده است که در مقابل آرای مخالفان از خود بردباری نشان می دادند و سخنان آنان را به دقت گوش می کردند تا آنجا که طرف مقابل، آخرین نقطه نظرات خود را بیان کند؛ آنگاه با منطق درست به تحلیل گفتار او برخاسته و به هدایت او می پرداختند و هرگز با نخستین برخورد، اندیشه مخالف را به باد انتقاد نمی گرفتند و او را از خود دفع نمی کردند. قرآن درباره پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله) می فرماید: «به برکت رحمت الهی در برابر مردم نرم شدی و اگر خشن و سنگدل بودی از اطراف تو پراکنده می شدند۱».
مفضّل بن عمر می گوید: در کنار روضه پیامبر بودم که ناگهان دیدم ابن ابی العوجا، سخنان الحادی می گوید و در مرکز توحید دم از کفر می زند. من بر او پرخاش کردم. گفتم: ای دشمن خدا دین خدا را انکار کردی و وجود صانع را نادیده گرفتی، صانعی که تو را به بهترین صورت آفریده است…. ابن ابی العوجا به من گفت: اگر از اهل کلام و استدلال هستی با تو سخن بگویم و اگر استدلال تو قوی تر بود از تو پیروی کنیم و اگر از یاران جعفر بن محمد صادق(ع) هستی چرا بر ما پرخاش می کنی؟ او سخنان ما را به خوبی می شنود و هرگز در گفتار خود پرخاش نمی کند و از موازین خود تجاوز نمی نماید. او به سان یک حکیم استوار و عاقل خردمند با ما سخن می گوید و هرگز بر ما نمی خروشد و عصبانی نمی شود و کلام ما را تا آخر گوش می کند؛ چنانکه ما تصور می کنیم که او منطق ما را پذیرفته است. آنگاه برمی گردد و سخنان ما را یکی پس از دیگری تجزیه و تحلیل می کند…۲
سیره پیامبران و امامان در برخورد با آرای مخالف چنین بود. شهید راه هدایت، مرحوم مطهری نیز از همین روش پیروی می کرد. او منطق مخالف را به دقت گوش می کرد، به گونه ای که او از سخن گفتن خسته می شد و دیگر مطلبی نداشت و تصور می کرد که استاد را قانع کرده است؛ ولی آنگاه که نوبت سخن به استاد می رسید، به تحلیل گفتار شخص مخالف می پرداخت و تار و پود سخن او را به باد می داد. شگفت اینجاست که در دانشکده الهیات فردی بود که جامعه شناسی را تدریس می کرد، و از نظر فکری، مادی بود و ریشه دینداری را به مسایلی مرتبط می کرد که غالبا مارکسیست ها و مادی ها بر آن تکیه می کنند. استاد مطهری در برخورد با این استاد، ادب علمی و اج
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 