پاورپوینت کامل آزادی و بردگی در اسلام ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل آزادی و بردگی در اسلام ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل آزادی و بردگی در اسلام ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل آزادی و بردگی در اسلام ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :

۳۹

در شماره قبل یکی از اشکالات عمده برخی از نویسندگان را درباره اسلام بیان کرده و
پاسخ دادیم، در این شماره نیز بنا داریم به اشکال دیگر آنان پرداخته و آن را پاسخ
دهیم.

یکی از تهمت هایی که مسیحیان و سایر مخالفان بر آیین محمدی (ص) وارد ساخته اند،
موضوع نظام بردگی است. اینان می گویند: چرا اسلام در همان ابتدای امر موضوع بردگی
را برنداشت و برای مدتی آن را پذیرفت؟ از این رو بسیاری از جوانان مسلمان که تحت
تأثیر این شبهه قرار گرفته اند، با کنجکاوی فراوان می پرسند: نظر اسلام درباره برده
داری و بردگی چیست و چرا حضرت محمد (ص) مهر صحت بر این عمل غیر انسانی و لو به شکل
موقّت زده است؟

در پاسخ به این اشکال، نخست باید آغاز پیدایش بردگی در دنیا و علل آن را بررسی کرده
و سپس به حل نهایی اشکال بپردازیم.

پیشینه بردگی

آغاز دوران بردگی در تاریخ بشری، چندان روشن نیست. بنا به نوشته دایره المعارف
بریتانیا: «بردگی را تا تاریخ هشتم پیش از میلاد سراغ داریم.»(۱)

نظام بردگی از گذشته های بسیار دور تا نیمه اول قرن نوزدهم به قوّت خود باقی بوده
است، ولی از آن تاریخ به بعد، نهضت دامنه داری برای الغای آن در سراسر جهان آغاز
گردید. در فرانسه تا انقلاب سال ۱۸۴۸، در هلند تا سال ۱۸۶۳ و در آمریکا تا سال ۱۸۶۰
بردگی رواج داشته است؛ لیکن پس از جنگ های خونینی که بر سر این موضوع میان آمریکای
شمالی و جنوبی رخ داد، به تدریج نظام برده داری رو به زوال گذاشت. آمریکای جنوبی به
دلیل احتیاج شدید به بردگان برای اداره زراعت و کشاورزی خود، از طرف داران تثبیت
وضع موجود بودند و بدین منظور با شمالی ها درگیر شدند که پس از چهار سال، این
جنگ ها به سود شمالی ها پایان پذیرفت و بردگی از میان آمریکا رخت بر بست. این
درگیری ها به نام «جنگ های انفصال» در تاریخ معروف است. یکی از مورّخان مشهور
می نویسد: «مردم یونان، بردگان فراوانی داشتند که از زندانیان جنگ، اسیران یورش های
برده گیری، کودکان سر راهی، کودکان ول گرد و مجرمین فراهم آمده بودند.»(۲)

بردگی در میان ملت ها

فرید وجدی در دائره المعارف خود از قسّیس مشهور (بوسویت) بازگو ساخته است که
«جنگ جوی فاتح، حق دارد که اسیر خود را بکشد و اگر زنده بگذارد و به بندگی بپذیرد،
در واقع منّتی بر وی نهاده و او را مورد بخشش قرار داده است.»(۳)

برده داری در رم قدیم همانند یونان رواج داشت. به گفته ویل دورانت: «بلخ در حدود سی
سال قبل از میلاد، تعداد غلامان را در شهر رم به چهارصدهزار نفر و یا نصف جمعیت در
ایتالیا به ۰۰۰/۵۰۰/۱ نفر تخمین زده است.»(۴)

کرستین سِن، خاورشناس دانمارکی، می نویسد: ایرانیان معمولاً دست اسرای جنگی را بر
پشت آنها بسته و به عنوان غلام می فروختند.(۵)

برده گرفتن در مذهب کلیمی ها نیز مشروع بود؛ چنان که در تورات موجود می خوانیم: «از
امت هایی که بر اطراف قومی باشند، از ایشان غلامان و کنیزان بخرید و هم از پسران
مهمانانی که نزد شما مأوا گزینند و از قبیله های ایشان که نزد شما باشند که ایشان
را در زمین شما تولید کرده اند، و مملوک شما خواهند بود و ایشان را بعد از خود برای
پسران خود واگذارید تا ملک موروثی باشند و ایشان را تا به ابد مملوک سازید».(۶) این
کتاب درباره دزد می نویسد: «او را بزنید تا بمیرد و اگر چیزی ندارد به عوض دزدی، او
را بفروشید.»(۷)

یهودیان، فقر را یکی از عوامل ایجاد کننده بردگی می دانند. بر اساس کتاب تورات،
فقرا می توانند خود را به ثروت مندان بفروشند. در این کتاب آمده است: «اگر برادرت
نزد تو فقیر شده [و] خود را به تو بفروشد؛ او مثل غلام خدمت گزار تو نیست، بلکه مثل
مزدور و مهمان نزد تو باشد و تا سال بوبیل نزد تو خدمت نماید.»(۸)

در آیین مسیحیت نیز بردگی پذیرفته شده بود. پولس مقدس می نویسد: ای غلامان! آقایان
برده خود را چون حیوان باید بدانند که با ساده دلی، اطاعت آقا و ارباب خود را
می کند. افلاطون، نیز بردگی را کیفر خدایی برای بردگان می پنداشت.(۹)

جیمز هاکس، کشیش معروف، می نویسد: «انجیل پاک حضرت مسیح نیز ابداً در خصوص اطلاق و
آزادی غلامان سخن نرانده، بلکه به عکس، غلامان را به اطاعت آقایان و خوانین ایشان
امر می فرماید.»(۱۰)

عوامل بردگی و اسارت

عوامل اسارت و آزادی را باید هم در وجود سلب کنندگان آزادی، هم در میان کسانی که
خود را بی دلیل از این حق محروم کرده اند و هم در نوع نظامات حاکم بر بشر یافت.(۱۱)
ریشه پیدایش بردگی و به اصطلاح، «عوامل به وجود آورنده آن» را می توان در موضوعات
ذیل پیدا کرد:

۱) روحیه استخدام در انسان: «انسان طبیعتاً موجودی خادم گزین و استثمارچی است».
انسان ها در نتیجه استخدام متقابل در میدان عمل، یک دیگر را خنثی می کنند و یا هر
کدام دیگری را به نوعی استخدام می کند. نیازمندی های گسترده انسان ها چنین تعاملی
را اقتضا می کند، منتها تفاوت قوای عقلانی و جسمانی و هم چنین قدرت اجتماعی و
اقتصادی برخی از اقطاب قدرت و ثروت باعث شده که قدرت مندان و هوش مندان جامعه از
طریق خدعه و نیرنگ و یا به وسیله قهر و اجبار، نیازمندان و ضعیفان را به مرحله
بردگی بکشانند و یا با آنان معامله بردگی نمایند.

۲) ضعف و زبونی: همواره افراد قدرت مند در برخی از جوامع، الگو و مخدوم مطاع ضعیفان
بوده و می باشند. عده ای به دلیل ترس از حوادث و آفات اجتماعی و طبیعی و یا عجز از
تأمین نیازمندی های زندگی در جست و جوی پناه گاه و حامیانی از نوع بشری می باشند و
خود را موجودی انگلی و طُفیلی می دانند. این نگرش موجب شده تا آنان استقلال خود را
از کف داده و در خدمت قدرت مندان زر و زور و تزویر قرار گیرند.

۳) جنگ های قبیله ای: برخی بر این باورند که منشأ اصلی پیدایش بردگی را باید در
جنگ های قبیله ای جست و جو نمود. در این نبردهای بیهوده، معمولاً تلفات فراوانی
برای دو طرف غالب و مغلوب به وجود می آمد و به گمان خود بهترین راه جبران خسارت را
در این می دانسته اند که بعضی از عناصر، طایفه شکست خورده را به کارهایی بگمارند که
بر عهده مقتولین آنها بوده، و این راه و رسم، به تدریج به تملّک و بردگی انسان ها
منجر گردیده است.

البته امروزه هم بردگی ناشی از جنگ به صورت اردوگاه های کار اجباری، رایج و متداول
می باشد؛ هر چند به شکل قدیم و با آن شدت نیست و قوانین بین المللی تا حدودی از آن
جلوگیری کرده، ولی روحیه استثمارگری در نهاد انسان موجب آن نشده تا نظام برده داری
منسوخ شود.

۴) مکافات مجرمان: توسعه اجتماعات بشری و روابط بین افراد در مقاطعی از تاریخ باعث
اصطکاک منافع گردید و دست آویزی برای وضع قوانین مجازات علیه مجرمان شد. صاحبان مال
مسروقه، سارقان را به بردگی خود کشانیدند و گفتند: کیفر دزد آن است که بردگی صاحب
مال را قبول کند.(۱۲) هم چنین طلب کار، فرد بده کاری را که نمی توانست ادای دین کند
بنده خود می ساخت. در مورد جرح و قتل نیز قاتل و ضارب در استخدام مجروح و یا ورثه
مقتول قرار می گرفت تا کار مقتول و مجروح را انجام دهد.

۵) منشأ فلسفی بردگی: در گذشته برخی از متفکران، بردگی را یک امر ذاتی برای بندگان
می پنداشتند. «بعضی از فلاسفه یونان معتقد بودند که اصولاً آدمیان بر دو دسته اند:
آزادگان و بردگان که گروه دوم تنها برای خدمت به گروه آزادگان آفریده شده اند.»(۱۳)

ارسطو، نظام بردگی را یکی از ضروریات اجتماع بشری می دانست و تأکید می ورزید که
دولت باید فقط از بردگان استفاده کند. از این رو نظام طبقاتی یونان قدیم مقرّر کرده
بود که مشاغل اداری و مناصب دولتی و پارلمانی در انحصار یونانیان اصیل و آزاد باشد،
ولی کارهای پست همچون: کشاورزی، دام داری، استخراج معادن، پل سازی، بارکشی و… بر
عهده بردگان گذاشته شود که غالباً اسیران جنگی و یا از نسل آنها بودند.

ارسطو معتقد بوده که اساساً نژاد سفید یا نژاد یونان، یک نژاد برتر و سازنده فرهنگ
و تمدن است و نژادهای دیگر استعداد ندارند و مانند حیوانات باید به گاری بسته شوند
یا در طویله باشند.(۱۴)

هندیان معتقد بودند: چون بردگان از قسمت پای خدایان آفریده شده اند، موجوداتی پست و
سزاوار تحقیرند و باید به انواع خواری و شکنجه و اعمال شاقّه تن در دهند تا مگر
مطابق «قانون تناسخ»، روح پست آنها در سایه آلام و رنج ها ترفیع مقام پیدا کند و به
کالبد اشراف و ثروت مندان حلول نماید. در میان ملل کلده، آشور، مصریان قدیم،
پارسیان و یهودیان نیز وضع بدین منوال بود. عرب ها هم اسیران جنگی را، حتی اگر از
نژاد خودشان بودند، به بردگی می کشانیدند.(۱۵)

فرید وجدی می نویسد: مردم در نظر افلاطون بر سه گروهند: فلاسفه، لشکریان و
صنعت گران، که در میان آنها، فقط گروه اول لیاقت ریاست و حکومت دارند. تعبیر
افلاطون از آنها به صنف ذهبی (طلایی) بدین دلیل است؛ اما لشکریان را که پاسدار
مملکت و ملت اند، صنف فضه ای (نقره ای) و صنعت گران را که برای خدمت به مردم آفریده
شده اند، صنف حدیدی (آهنی) لقب داده است. این در حالی است که بندگان را اصلاً در
شمار بشر نیاورده و آنها را در ردیف حیوانات دانسته است.(۱۶) به نقل منتسکیو،
بردگان از نظر افلاطون، نه حق دارند از خود دفاع کنند و نه حق دارند از کسی شکایت
نمایند.(۱۷)

۶) نگاه ظالمانه به بردگان: خطرناک تر از خرید و فروش بردگان، رفتار ظالمانه ای بود
که جوامع بشری در حق آنان روا می داشتند؛ آنها را از حیوانات پایین تر می دانستند و
نژادشان را پست می شمردند و معتقد بودند اینان فقط برای خدمت به نژاد برتر آفریده
شده اند. جنگ سیاه پوستان و سفیدپوستان در دنیا از همین نگاه سرچشمه گرفته است.

رفتار ستم گرانه با بردگان، در عربستان رواج داشت و رسم آنها چنین بود که «اگر کسی
برده ای را خریداری می کرد، ریسمانی به گردنش می افکند و چون حیوانی او را به
خانه اش می کشید.»(۱۸)

البته راه های برده گیری همانند سایر اقوام بشری در میان اعراب جاهلی نیز مختلف
بود؛ قبایل عرب، گذشته از اسیرانی که در یورش ها و غارت ها به دست می آوردند،
وام دارانی را که نمی توانستند وام خود را بپردازند، به بردگی می فروختند.(۱۹) گاهی
نیز بر سر سفره قمار، هستی خود را می باختند و به دام بردگی می افتادند.

در تاریخ نوشته اند: «ابولهب با عاص بن هشام به قمار پرداختند بدین شرط که هر کس در
قمار، بازنده شد برده دیگری شود. ابولهب در آن کار غالب آمد و عاص بن هشام را به
بردگی گرفت و او را به شتربانی خود گماشت.»(۲۰)

«در روزگار جاهلیت، برده داران کنیزان خود را به روسپی گری وا می داشتند و مزدش را
برای خود می گرفتند».(۲۱) قرآن آنان را از این عمل زشت نهی کرد: «لا تکرهوا فتیاتکم
علی البغاء ان اردن تحصّنا؛(۲۲) کنیزانتان را به زناکاری وامدارید، در صورتی که
آنها خواستار عفت باشند.»

نگاه اسلام به بردگان

مکتب حیات بخش اسلام در محیطی ظهور کرد که فساد و تباهی در همه جا حکومت می کرد و
نظام برده داری یکی از رایج ترین رسوم در میان ملت ها بود و برای گروهی از تاجران
مهم ترین کالای اقتصادی و تجاری محسوب می شد. اسلام در اولین گام، برای رهایی
بردگان، نوع نگاه مردم را به آنان با یک برنامه ریزی منظم تغییر داد. در این جا راه
کارهای نظری و عملی اسلام را بیان می کنیم:

یکم – اسلام، بردگان را از نظر شخصیت اجتماعی و انسانی در ردیف آزادگان قرار داد و
ملاک فضیلت انسان را تقوا ذکر نمود. قرآن می فرماید: «یا ایها الناس انا خلقناکم من
ذکرٍ و انثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عندالله اتقیکم؛(۲۳) ای
مردم! همه شما را از یک پدر و مادر آفریدیم و شما را ملت ها و قبایل پراکنده قرار
دادیم تا یک دیگر را بشناسید. تحقیقاً گرامی ترین شما در پیش گاه خدا با تقواترین
شماست.»

بر اساس این آیه، طایفه، نسب، زمان و مکان تولد، نژاد، عناوین برده و آزاد، هیچ
گونه تأثیری در کرامت انسان ندارد و فقط تقوا ملاک برتری است. سیاه حبشی در صورتی
که با تقوا باشد، بر سفید قریشی ترجیح دارد. پیامبر (ص) فرمود: «لا فضل لعربی علی
العجمی و لا للاحمر علی الاسود الا بالتقوی؛(۲۴) نژاد عرب بر غیر عرب و نژاد سفید
بر سرخ هیچ گونه برتری ندارد، جز بر اساس تقوا.»

جرجی زیدان، مورّخ مسیحی، می نویسد: «پیامبر اسلام (ص) سفارش کرد: به بندگان خود
کنیز و غلام نگویید، بلکه آنها را پسرم و دخترم خطاب کنید.»(۲۵)

دوم – پیامبر (ص) و امام علی (ع) به صورت مکرّر مردم را به مهرورزی و خوش رفتاری با
بردگان توصیه نمودند، که به چند نمونه بسنده می شود:

۱) پیامبر (ص) فرمود: «کسی که برادرش زیر دست او باشد، آن چه می خورد باید به او
بخوراند و از آن چه می پوشد باید او را بپوشاند و زیادتر از توانایی اش از او کار
نکشد.»(۲۶)

۲) امام علی (ع) به غلام خود، قنبر می فرمود: «من از خدا شرم دارم که لباسی بهتر از
تو بپوشم، زیرا رسول خدا (ص) فرمود: از آن چه خود می پوشید بر آنان بپوشانید و از
آن چه می خورید به وی بخورانید.»

۳) قرآن نیز درباره بردگان سفارش کرده و می فرماید: «خدا را بپرستید، برای او شریکی
مگیرید و با پدر و مادر و خویشان و یتیمان و بینوایان و همسایگان دور و نزدیک و
دوستان و آوارگان و بردگان خود نیکی کنید. هر آینه خداوند از خودپسندان بیزار
است.»(۲۷)

اسلام، دین آزادی و حریت است و بردگی انسان با روح اسلام در تضاد است. حضرت علی (ع)
فرمود: «لا تکن عبد غیرک و قد جعلک الله حرّاً؛(۲۸) هیچ گاه بنده دیگری مباش و حال
آن که خداوند تو را آزاد و آقا آفریده است». اسلام نه تنها با بردگی صوری با عنوان
غلام و کنیز زر خرید مخالف است، بلکه با بردگی روحی و اعتقادی و فرهنگی نیز سخت در
ستیز است، به گونه ای که در احادیث و ادبیات اسلامی به شکل های مختلف، این امر
محکوم شده است. در اشعاری منسوب به حضرت علی (ع) آمده است: لنقل الصّخر من قلل
الجبال * احب الیَّ من منن الرّجال؛(۲۹) سنگ های بزرگ را از قله های کوه ها به زمین
آوردن برای من بهتر است از زیر بار منّت دیگران رفتن.»

اصولاً فلسفه جنگ در اسلام، آزادی امت ها از زیر بار ذلت ادیان موجود، رسیدن به عدل
اسلام، رهایی از تنگنای زندگی اقتصادی به فراخی زندگی مادی و عبودیت خدای رحمان به
جای پرستش انسان ها بوده است.

به قول مولانا:

کیست مولا آن که آزادت کند

بند رقّیّت زپایت بر کند

چون به آزادی، نبوت هادی است

مؤمنان را زانبیا آزادی است

کسی که به طمع کسب قدرت و یا ثروت به کسی خاضعانه احترام نماید، یک سوم دینش را از
دست داده است،(۳۰) چرا که دین عبارت است از اعتقاد به جنان (قلب)، عمل به ارکان و
اقرار به زبان. بدون شک حرمت گزار غالباً عقیده قلبی به ثروت مند ندارد و به زبان
هم تملق و چاپلوسی نکرده، بلکه فقط به طمع ثروت به او سلام کرده و کمر تعظیم خم
نموده است؛ بنابر این یک سوم دینش را از دست داده، که عمل به ارکان باشد، چرا که
احترام او به انگیزه الهی و به پاس حرمت انسانیت نبوده است.

به همین دلیل آیین اسلام برای حفظ کرامت انسان ها پابوسی را حرام اعلام کرده است،
چون مایه ذلت، بردگی و اسارت می باشد.

الغای تدریجی بردگی، چرا؟

برگردیم به اشکال اصلی مخالفان آیین محمدی که می گویند: چرا اسلام بردگی را به یک
باره ملغا نساخت، بلکه در گام اول برای آن احکامی وضع و تشریع نمود؟

در پاسخ می گوییم: اسلام در همان قدم اول می خواست فرهنگ بردگی را از میان بردارد و
بردگان را انسان های با کرامت تلقی نماید، چرا که اگر غیر از این بود برنامه وسیعی
برای آزاد کردن تدریجی آنان تنظیم نمی کرد. پذیرش موقّت بردگی نه تنها بر خلاف
مصلحت زمان نبوده است، بلکه الغای آن بدون فرهنگ سازی، لطمه بزرگی به بازار کسب و
تجارت و حتی خود بردگان وارد می آورد و باعث ایجاد نگرانی عمومی و بحران اجتماعی و
اقتصادی و بالمآل، موجب کندی و تعویق پیش رفت اسلام می شد؛ چنان که پیغمبر اکرم (ص)
شراب و قمار را به دلیل مصلحت اجتماعی و عدم آمادگی ذهنی، به صورت ناگهانی ملغا
نساخت، بلکه ابتدا زیر بناهای اعتقادی مردم را تقویت کرد و زشتی شراب و قمار را در
ذهن مخاطبان تزریق نمود و به اصطلاح، فرهنگ سازی نمود؛ مثلاً ابتدا آیه «لا تقربوا
الصلوه و انتم سکاری حتّی تعلموا ما تقولون»(۳۱) نازل شد.

در واقع پیامبر (ص) به طور غیر مستقیم فهماند که شراب به عقل و هوش ضربه می زند و
در این حال، نماز خواندن درست نیست. مضاف بر این که شراب، با کرامت، شرافت و عبادت
در تضاد می باشد. سپس آیه دیگری نازل شد و بُعد اقتصادی آن را تحلیل نمود: «یسئلونک
عن الخمر و المیسر قل فیهما اثم کبیر و منافع للناس و اثمهما اکبر من نفعهما؛(۳۲)
ای محمد! تو را از شراب و قمار می پرسند؟ بگو: در آن دو، گناهی بزرگ و سودهایی برای
مردم است و گناه آن دو از منافعشان بیشتر است». با تعبیر «اثم کبیر» می رساند که
قمار و شراب از گناهان بسیار بزرگ به شمار می رود و سود اقتصادی آن به مراتب کمتر
از زیان های مادی و معنوی اش است.

پس از بستر سازی لازم، سرانجام این آیه نازل شد که: «انما الخمر و المیسر و الانصاب
و الازلام رجس من عمل الشیطان فاجتنبوه لعلکم تفلحون* انما یرید الشیطان ان یوقع
بینکم العداوه و البغضاء فی الخمر و المیسر؛(۳۳) شراب و قمار و بت ها و گروبندی با
تیرها، پلیدی از اعمال شیطان است، از آن اجتناب کنید تا رستگار شوید. شیطان
می خواهد به وسیله قمار و شراب بذر عداوت و کینه توزی را در میان شما گسترش دهد».
بدین گونه در سال پنجم هجرت، حرمت آن دو به گونه رسمی ابلاغ شد و مردم با میل و
اراده خودشان شراب ها را روی زمین ریختند و خمره ها را شکستند. با این که بدون
تردید اعلام حرمت شراب در اوان ظهور اسلام باعث بیکار شدن هزاران نفر برده و کنیز
نمی شد و تجارت جهانی نیز به هم نمی خورد و صرفاً تعداد انگشت شماری از شراب سازها
متضرر می شدند، با وجود آن، در آغاز بعثت پیامبر اکرم (ص) حرمت شراب و قمار اعلام
نشد و به سال پنجم موکول گردید.

در ملغا ساختن ناگهانی نظام برده داری هم، یکی از مهم ترین سرمایه های تاجران و
کاسبان از میان می رفت. به همین دلیل هیچ کس حاضر نبود اسلام را به قیمت نابودی
سرمایه مالی اش بپذیرد و نظام برده داری هم به زودی از بین نمی رفت. وانگهی، اسلام
و هر نظام مکتبی، در گام اول باید بسترسازی کند و مردم را از نظر فکری و فرهنگی
برای انقلاب و تغییر فکری آماده نماید و در این صورت است که می تواند فرهنگ برده
داری را دگرگون سازد.

«منتسکیو» در کتاب روح القوانین گفته است: آزاد کردن عده بی شماری از غلامان به
وسیله وضع یک قانون خاص، به مصلحت نبود، زیرا موجب اختلال نظم اقتصادی جامعه
می گردید و حتی معایب سیاسی و اجتماعی زیادی در پی داشت؛ مثلاً در «ولسینی» هنگامی
که غلامان آزاد شدند، حق رأی دادن در انتخابات پیدا

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.