پاورپوینت کامل راه و رسم زندگی (۱۵); حق گرایی ۱۱۲ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل راه و رسم زندگی (۱۵); حق گرایی ۱۱۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۱۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل راه و رسم زندگی (۱۵); حق گرایی ۱۱۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل راه و رسم زندگی (۱۵); حق گرایی ۱۱۲ اسلاید در PowerPoint :
حق گرایی
یکی از مسائلی که همواره در زندگی انسان مطرح بوده، حق و حقیقت است. همه گروه ها و افراد به منظور دفاع از ادعاها و عملکردهایشان به مفهوم حق و عدل متوسل می شوند. این مقوله ارزش مند بر همه ابعاد زندگی فردی و اجتماعی انسان، سایه افکنده است. هر کس خود را بر حق می داند و برای موجّه جلوه دادن خود، موضع خویش را حق و موضع طرف مقابل را باطل معرفی می کند. حتی شرورترین افراد نیز، در ناشایست ترین اعمال، خود را صاحب حق می دانند، زیرا بر این باورند که انسان به حکم فطرت، حق گرا و باطل ستیز است. پس ناگزیر لازم است در حد توان، از حیث نظری، تصویری روشن و شفاف از حق و باطل در ذهن داشته باشیم تا در ارزیابی کار خود و دیگران، دچار اشتباه نشویم. ضرورت دارد حق و ویژگی های آن را باز شناسیم تا سره را از ناسره جدا کنیم.
فراموش نکنیم که با حق بودن و حقیقت را باور داشتن و با آن زندگی کردن، ما را در راه، نگاه می دارد و یک چرخش باطل در این مدار، ما را با نیروی گریز از حق، به فرسنگ ها دورتر از مسیر، پرتاب می کند. به سخن حقِ امام علی(ع) بیندیشیم که فرمود: در همراهی حق، خوش بختی به وجود می آید.(۱) به منظور آشنایی بیش تر شما عزیزان، این شماره از مجله را به بررسی این موضوع مهم، اختصاص داده ایم.
معنای حق
برای حق، معانی مختلفی ذکر شده است. راغب اصفهانی می گوید: اصل حق به معنای مطابقت و موافقت است.(۲) می گوید: حق یعنی ضد باطل، صدق، وجود ثابت.(۳)
صاحب قاموس قرآن می گوید: باطل آن است که در قضاوت عمومی، مضمحل می شود و بشر در عین ابتلا به باطل، به ضرر و ناحق بودن آن حکم می کند.(۴)
از مجموع سخنان فرهنگ نویسان برمی آید: هر چیزی که به گونه ای با واقعیت توأم باشد حق است.(۵) از کلام امیرمؤمنان حضرت علی(ع) که فرمود: دایره حق در توصیف و بیان از هر چیزی وسیع تر است ولی به هنگام عمل از روی انصاف، مجال آن از همه چیز تنگ تر و کم وسعت تر است؛(۶) استفاده می شود که اصل حق وقتی معنا می یابد که از روی انصاف و عمل به آن نگاه کنیم.
استاد مطهری برای حق دو معنا ذکر کرده است:
۱ – حق به معنای واقعیت داشتن و باطل به معنای واقعیت نداشتن؛
۲ – حق به معنای تصدیق ذهنی است؛ یعنی قضیه و جمله ای ذهنی یا تصویری ذهنی که مطابق با واقع و نفس الامر است.(۷)
جایگاه حق گرایی در اسلام
در اندیشه دینی، برپایی حق در میان مردمان، اهمیت خاصی دارد تا جایی که لفظ حق با مشتقاتش ۲۸۷ بار و لفظ باطل ۳۵ بار در قرآن آمده است. خداوند در آیه ای به پیامبر گرامی خود می فرماید: «انا انزلنا الیک الکتاب بالحق لتحکم بین الناس بما اراک الله؛(۸) قرآن را به حق بر تو فرستادیم تا میان مردم به آن چه خدا تو را بنمود، حکم کنی»؛ یعنی هدف از فرستادن کتاب آسمانی، اجرای حق و عدل در بین مردم است.
اگر حق و عدل از دین و دین داری گرفته شود روح و جان آن گرفته شده است. امیرمؤمنان علی(ع) هدف از تشکیل حکومت را در برپایی حق و عدل منحصر می داند که نتیجه اش اصلاح امور، فراهم شدن امنیت و آسایش برای ستم دیدگان و عملی شدن قوانین الهی است.(۹)
آن حضرت دلیل پذیرش خلاف را برپایی حق می داند. از این رو به ابن عباس می فرماید: به خدا سوگند، این کفش نزد من محبوب تر است از حکومت بر شما مگر آن که به وسیله آن حقی را برپا کنم یا باطلی را دفع نمایم.(۱۰)
در اهمیت حق جویی همین بس که سالار شهیدان، برای تحقق آن با شعار «الا ترون أنّ الحق لا یعمل به و انّ الباطل لا یتناهی عنه»(۱۱) پا به میدان کارزار نهاد و جانش را در این راه فدا نمود.
حقیقت جویی، یک میل فطری است که در درون همه انسان ها ریشه دارد. از این رو در قرآن کریم در موارد بسیاری بر حق و حقیقت تکیه می کند که نشان می دهد وجود این گرایش را در انسان پذیرفته است. نظیر آیه: «الحقّ من ربّک فلا تکوننّ من الممترین؛(۱۲) [تو که به دنبال حق می گردی ] حق از پروردگار توست، پس نباید از شک کنندگان باشی.»
از این آیه و نظایر آن برمی آید که وجود چنین گرایشی در انسان، مفروض گرفته شده که با تعیین مصداق حق، آن را جهت می دهد. البته این امر خطیر مانند امور دیگر نیازمند شکوفایی است. گرایش انسان به حق و حقیقت به معنای عمل او به حقیقت نیست.
ویژگی های حق
یکی از راه های شناخت حقایق، شناخت ویژگی ها و خواص آن هاست. پس بررسی ویژگی های حق و باطل ما را در شناخت واقعی حق و باطل یاری می کند. قرآن مجید در قالب مثالی زیبا نشانه ها و معیارهای حق و باطل را بیان نموده است: «انزل من السماء ماءً فسالت اودیه بقدرها فاحتمل السیل زبداً رابیاً و ممّا یوقدون علیه فی النار ابتغاء حلیه او متاع زبد مثله کذلک یضرب الله الحق و الباطل فاما الزبد فیذهب جفاء و اما ما ینفع الناس فیمکث فی الارض کذلک یضرب الله الامثال؛(۱۳) خداوند از آسمان آبی فرستاد و از هر دره و رودخانه ای به اندازه آن ها سیلابی جاری ساخت. سپس سیل بر روی خود کفی حمل کرد و از آن چه برای به دست آوردن زینت آلات یا وسایل زندگی آتش روی آن روشن می کنند نیز کف هایی مانند آن به وجود می آید. خداوند حق و باطل را چنین مثل می زند، اما کف ها به بیرون پرتاب می شوند ولی آن چه به مردم سود می رساند در زمین می ماند؛ خداوند این چنین مثل می زند.
ویژگی های حق و باطل که از آیه مذکور استفاده می شود عبارت اند از:
۱ – حق، پایدار و باطل در معرض نابودی است: خداوند در این آیه، حق را بسان آب و فلز مصفّایی می داند که در مسیر خود روی زمین باقی می ماند ولی باطل بسان کف های روی آب و یا روی فلزات ذوب شده است، که رفتنی و خاموش شدنی است.
هر چند ممکن است چهره حقیقت، گاهی با نقاب باطل پوشیده شود اما سرانجام نقاب باطل کنار رفته، سیمای حق با درخشندگی خاصی خودنمایی می کند: «قل جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقاً؛(۱۴) بگو حق آمد و باطل نابود گردید و تحقیقاً باطل از میان رفتنی است». همان طوری که کف های روی سیل یا فلزات ذوب شده مدتی چهره آب و فلز را می پوشانند اما دیری نمی پاید که سیمای شفاف آب، آشکار می گردد. به دلیل همین اصل است که گفته شده است: «للحق دوله و للباطل جوله؛ حق، ثابت و پایدار است و برای باطل جز خودنمایی چیزی نیست.»
چه بسا با مشاهده حق کشی ها در عالم و شیوع انحراف از حق و مظلومیت حامیان حق در این اصل که حق ثابت و باطل نابود شدنی است، با نظر تردید نگریسته شود و این توهم پیش آید که مفاهیم آرمانی بشری مانند حق و عدالت و نیکی، در برابر امیال باطل گرایی بشری فروغ خود را از دست داده است. این در حالی است که قرآن مجید با قاطعیت، از افول باطل و بقای فروغ حق سخن گفته و فرموده است: «بل نقذف بالحق علی الباطل فیدمغه فاذا هو زاهق؛(۱۵) ما حق را بر سر باطل می کوبیم تا آن را هلاک سازد و باطل محو و نابود گردد.»
کلمه «نقذف» به معنای پرتاب کردن از راه دور است که با شتاب و سرعت همراه می باشد و این تعبیر، نشان دهنده قدرت پیروزی حق بر باطل است. کلمه «علی» نیز که در موارد «علوّ» به کار می رود مؤید معنای مذکور است.
آمدن نقذف و یدمغ به صورت فعل مضارع، دلیل بر استمرار پیروزی حق و باطل است. آری، باطل گرچه جولانی دارد ولی دوام و بقایی ندارد و سرانجام این حق است که پیروز می شود. به حسب ظاهر امام حسین(ع) و لشکر باوفایش در مصاف با اهل باطل در روز عاشورا شکست خوردند اما در واقع پیروز میدان، حسین(ع) است که نامش جاودانه شد و بر تارک تاریخ درخشید. از این رو پس از حادثه کربلا وقتی به امام سجاد(ع) گفتند: چه کسی پیروز شد؟ حضرت فرمود: اگر می خواهی بدانی چه کسی پیروز شد، هنگام نماز، اذان و اقامه بگو؛(۱۶) یعنی هدف از قیام حق طلبانه امام حسین(ع) حفظ اسلام بود که محقق شد و همه جا صدای توحید به گوش می رسد.
۲ – باطل، خاصیت و فایده ای ندارد ولی حق، سرچشمه برکات است. از کف های روی آب، گلی نمی روید و درختی سرسبز نمی گردد ولی آب منشأ حیات و رشد و نمو جان داران و گیاهان است.
۳ – باطل، ظاهری فریبنده و توخالی دارد و در عین حال مانند کف های روی آب، خودخواه و بلند پرواز است ولی حق از هر نوع فریبندگی به دور است. قرآن مجید با به کار بردن لفظ «زبد» که به معنای کف و لفظ «رابیاً» که به معنای بالا رونده است، به این حقیقت پرداخته است.
۴ – باطل در خودنمایی و پایداری موقّت، مدیون حق است. همواره باطل با لباس حق و ماسک حقیقت پا به میدان می نهد و از این طریق خود را به جای حق، معرفی می کند. کف های باطل از موقعیت آب استفاده می کنند و اگر آبی در کار نبود، کف را یارای خودنمایی نبود. به قول استاد مطهری(ره): نیرو اصالتاً مالِ حق است و باطل با نیروی حق حرکت می کند.(۱۷)
امام علی(ع) می فرماید: اگر باطل با حق آمیخته نبود، حق بر حق خواهان پوشیده نمی گردید و اگر حق در میان باطل پنهان نمی بود، دشمنان هرگز نمی توانستند از آن بدگویی کنند ولی بخشی از حق و بخشی از باطل گرفته و به هم آمیخته شده و در این لحظه شیطان بر دوستانش مسلط گردیده است.(۱۸) پس می توان گفت: حق همیشه متکی به خود است، اما باطل از آبروی حق بهره می جوید. لذا هر دروغی از راست، فروغ می گیرد و اگر سخنی راستی نبود، هرگز کسی دروغی را باور نمی کرد.
۵ – باطل به شکل های گوناگون و چهره های مختلف، خودنمایی می کند. همان طور که کف، هم بر روی آب ها و هم بر روی فلزهای ذوب شده، آشکار می گردد. قرآن مجید فرمود: «و ممّا یوقدون علیه فی النار»؛ کف نه تنها بر روی آب ها، بلکه بر روی فلزات ذوب شده نیز ظاهر می گردد.
۶ – باطل همواره از محیطهای آشفته و پر هرج و مرج استفاده کرده و خود را نشان می دهد؛ هم چنان که کف، زمانی خود را نشان می دهد که سیلاب از سراشیبی تند کوه ها با هیجان و شور به پایین بریزد اما وقتی آب به جلگه و نقاط صاف و هموار رسید به خاموشی می گراید.
معیارهای حق و باطل
یکی از مشکلات بشر، تشخیص حق و باطل است هر چند خداوند راه حق را به خوبی شناسانده است.امام علی(ع) می فرماید: خداوند راه حق را برای شما آشکار ساخته و جاده های آن را روشن نگاه داشته است.(۱۹) اما گاهی حق و باطل به گونه ای به هم آمیخته می شوند که راه شناخت روا از ناروا حتی برای افراد پاک دل، دشوار می گردد. تا جایی که در انتخاب خط مشی خود دچار حیرت می شوند و از تصمیم درست باز می مانند. دلیلش آن است که معیارهای حق و باطل بازشناسی نشده است و به جای این که معیار حقیقت را خود حقیقت قرار دهند و حق شناس و باطل شناس باشند، به اشخاص می نگرند. در حقیقت شخصیت زدگی آنان را از گرایش به حق بازداشته است.
بی دلیل نیست که در تاریخ می خوانیم: بعضی از اصحاب امام علی(ع) مانند حارث بن حوط لیثی و حارث همدانی در جنگ جمل دچار تردید می شوند و این سؤال را مطرح می کنند: آیا ممکن است طلحه و زبیر بر باطل باشند؟ حضرت علی(ع) در پاسخ آنان جمله ای می فرماید که به قول دکتر طه حسین، دانشمند و نویسنده مصری، سخنی محکم تر و بالاتر از این نمی شود. بعد از آن که وحی خاموش گشت و ندای آسمانی منقطع شد، سخنی به این بزرگی شنیده نشده است؛(۲۰) آن جمله چنین است: «انّک لملبوس علیک ان الحق و الباطل لا یعرفان باقدار الرجال، اعرف الحق تعرف اهله و اعرف الباطل تعرف اهله؛(۲۱) حقیقت بر تو اشتباه شده است، حق و باطل را با میزان قدر و شخصیت افراد نمی توان شناخت، باید حق را بشناسی تا اهل حق شناخته شوند و باطل را بشناسی تا اهل باطل را بشناسی». استاد مطهری می گوید: «یعنی این صحیح نیست که اول شخصیت هایی را مقیاس قرار دهی و بعد حق و باطل را با این مقیاس ها بسنجی، فلان چیز حق است چون فلان و فلان با آن مخالف… شیعه مولود یک بینش مخصوص و اهمیت دادن به اصول اسلامی است نه به افراد.(۲۲)
بر این مبنا، باید حق و باطل را شناخت تا بتوان اهل آن را نیز شناخت. قرآن و روایات، اموری را حق دانسته اند:
خدا: خداوند حق مطلق است: «ذلک بان الله هو الحق؛(۲۳) او خدای حق است و هر کس غیر او را که می پرستند باطل است.»
قرآن: قرآن در آیات متعددی خود را به حق توصیف کرده است. سخن خدا مانند خود خدا حق مطلق است و باطل در آن راه ندارد. «و انه للکتاب عزیز لا یأتیه الباطل؛(۲۴) این کتاب، صاحب عزتاست که باطل به آن راه ندارد.»
امام علی(ع) می فرماید: کتاب خداوند در میان شما سخنگویی است که هیچ گاه زبانش از حق گویی خسته نمی شود.(۲۵)
پیامبر اکرم(ص): وجود آن حضرت و سیره ایشان، بیان گر حق و حقیقت است. امام علی(ع) می فرماید: محمد، حق را آشکار ساخت و مردم را نصیحت نمود.(۲۶)
اسلام: بینش ها و دستورالعمل هایی که در قالب مکتب اسلام به بشر عرضه شده، معیار حق و راستی است. امام علی(ع) می فرماید: اسلام ستون هایی دارد که خداوند آن ها را در اعماق حق استوار ساخته و بنیان آن را ثابت و محکم گردانیده است.(۲۷)
راه مستقیم: راه مستقیم که همان راه خداست، راه حق و جز آن، باطل است. امام علی(ع) می فرماید: انحراف به راست و چپ، گمراهی و ضلالت و راه مستقیم و میانه، جاده وسیع حق است.(۲۸)
اهل بیت پیامبر(ص): در کنار قرآن، اهل بیت پیامبر(ص) به عنوان «ثقل اصغر» پرچم هدایت امت را بر دوش دارند و محور حق به شمار می روند. افراد باید خود را با آن بسنجند تا در مسیر حق قرار گیرند. نه عقب تر از آنان بیفتند و نه بر آن ها پیشی گیرند. امام علی(ع) می فرماید: خداوند در میان ما (اهل بیت) پرچم و نشانه حق را برافراشت. هر که از آن پیش افتاد از دین خارج شده و هر که با آن مخالفت کرد، نابود گردید و فقط هر که با آنان همراه شد، به حق پیوست.(۲۹)
بزرگ ترین نماد حق، امیرالمؤمنین(ع) است. هر که در فکر و عمل، با آن حضرت، هم آهنگ و هم گام باشد، به حق نزدیک است و هر چه از ایشان فاصله بگیرد از حق دور شده است.
اصلاً حق با علی معنا پیدا می کند و علی با حق تجلی یافته و یکی گشته است. پیامبر اسلام(ص) همواره به این موضوع اشاره می کرد که «علی مع الحق و الحق مع علی؛(۳۰) حق با علی و علی با حق است». این حدیث را شیعه و سنّی نقل کرده اند.
البته نباید فراموش کرد که منظور از علی(ع) تنها یک نفر نیست بلکه حضرت علی(ع) سرسلسله امامت و ولایت و تداوم دهنده رسالت در میان مردم است.
ابزار شناخت حق و باطل
با توجه به معیارهای یاد شده، در صورت آلوده نبودن با گرد و غبارهای غرض ورزی و خودخواهی و رعایت انصاف، با کمک گرفتن از عواملی می توان راه های حق و باطل را در عرصه های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی از یک دیگر جدا کرد:
۱ – حواس طبیعی و وسایل آزمایش: امور مزبور گرچه به طور نسبی هم بوده باشد، می توانند ما را به آن دو آشنا سازند.
۲ – اندیشه و تعقل: امام علی(ع) می فرماید: عقل تو را کفایت می کند که راه گمراهی (باطل) را از هدایت (حق) نشانت دهد.(۳۱) کسی که به کمک عقل و خرد خود، ضرر یک ماده زهراگین را دریافت، در حقیقت راهی برای تشخیص نادرستی خوردن آن پیدا کرده است. و هنگامی که خواص و لوازم مفید یک واقعیت را به وسیله حس و اندیشه شناخت، راه صحیحی برای رسیدن به حق را به دست آورده است.
۳ – وجدان: یکی از ابزارهای شناخت و تشخیص آدمی، وجدان اوست. قرآن مجید به وجدان و نفس لوّامه در کنار روز قیامت پرداخته(۳۲) تا نشان دهد خداوند در نفس انسان نیز همان میزانی را که در قیامت دارد، خلق کرده است. استاد مطهری می گوید: [قرآن ] می خواهد بگوید ما یک چنین هادی ملامت گری به بشر داده ایم که دقیقاً حقیقت را رسیدگی می کند، حقیقت را می فهمد.»(۳۳)
۴ – بصیرت: یکی از ابزارهای مهم شناخت حق و باطل، بصیرت و روشن بینی است که در سایه تقوا و خداترسی به دست می آید. قرآن مجید می فرماید: اگر تقوای الهی داشته باشید خداوند برای شما فرقان (وسیله سنجش حق از باطل) قرار می دهد؛(۳۴) یعنی در پرتو تقوا به روشن بینی می رسید که به راحتی حق را از باطل تشخیص می دهید. در آیه ای دیگر می فرماید: «و اتقوا الله و یعلمکم الله؛(۳۵) با تقوا باشید تا خداوند علوم را بر شما افاضه کند.»
چه بسا افراد بی سوادی پیدا می شوند که باطل را در هر لباس و قیافه ای که باشد بسیار زود شناسایی می کنند و چه بسا دانشمندانی که از تشخیص صحیح، ناتوان اند. دلیلش آن است که یکی فرقان دارد و دیگری ندارد. از آیات و روایات استفاده می شود که اساس و عمده، بینایی چشم باطن و شنوایی گوش باطن است. و بعثت انبیا نیز در این راستا بوده است.
خوارج نهروان، افرادی پارسا و ظاهر الصلاح و مقدس بودند اما بصیرت و روشن بینی نداشتند، از این رو در تشخیص حق و باطل دچار اشتباه شدند و در برابر امام خود ایستادند.
بصیرت، فقط با فراگیری دروس رایج حوزوی یا دانشگاهی به دست نمی آید بلکه همراه با آن، ایمان و تقوا و خداترسی لازم است. بر این اساس امام علی(ع) می فرماید: «لا یحمل هذا العلم الا بالبصر و الصبر؛ این پرچم مبارزه را جز افراد با بصیرت و شکیبا و عالم به جایگاه حق، به دوش نمی کشند.(۳۶)
۵ – حضور در صحنه: یکی از راه های مهم شناخت حق و باطل، برخورد مستقیم با حوادث و رخدادها و حضور در متن وقایع و ورود به مسائل است. در حاشیه بودن و دور شدن از قضایا، ما را به شناخت کاملی از رویدادها نمی رساند، زیرا در این حال ممکن است انسان تحت تأثیر شایعات یا تبلیغات قرار گیرد و از واقعیت فاصله بگیرد. بر این اساس امام علی(ع) می فرماید: منشأ کم بودن آگاهی، غ
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 