پاورپوینت کامل ای خوشترین بهانه ماندن! ۲۲ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل ای خوشترین بهانه ماندن! ۲۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۲۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل ای خوشترین بهانه ماندن! ۲۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل ای خوشترین بهانه ماندن! ۲۲ اسلاید در PowerPoint :

۲۶

در آن آخرین لحظه های رفتن، گه خرامیدن و دل بردنت، بگو که اکنون سوی میدان می روی یا جان رقیه را به لب
می رسانی؟ می روی یا دل فاطمه را با خود می بری؟ می روی یا جان زینب را به وداع مهر می ستانی؟ می روی یا ضربان
قلب اهل حرم را به آخرین شماره ها وا می داری؟…

آه، اما زینب را بنگر که به سوی تو می دود … او تو را می خواند … گویا هنوز رضا به آن وداع نداده است. زینب، پیغامی دارد
از عزیزی که آن را سالهاست در درون سینه خویش، نهان داشته. چه کسی می داند، شاید آن را به بهانه یک بار دیگر
همکلامی با تو نگاهداشته.

به سوی اسب که می روی، ناگاه صدایی آشنا و حرمت خطابی جان ستان، بر جای می ایستاندت. عجیب خطابی:

– مهلا مهلا … «یابن الزهراء» … یابن الزهراء … یابن الزهراء …

باز می گردی، … در دل می گویی:

زینب! زینب! زینب!

عزیزتر از جان. خواهرم! زینبم! تو انسانی یا الهه عشق، وفا و محبت. عجبا از ذکاوت تو ای دختر علی! که می دانی «اسم
رمز» ما را، حرمت کلام را، عظمت عظمی را. نام مادرمان می بری و بر جایمان می داری!

… عشق «حسین » در برابر عظمت این نام، سر تعظیم فرود می آورد.

نگاهش می کنی، مثل همیشه اما جانسوز تر از هر لحظه ای! پیش می آید، تا به تو برسد، تا به هم برسید، هزار بار جانش
را به نگاه مهر می ستانی.

و تو، به تحسینی غرور آمیز، آخرین نگاههای پر نوازشت را تقدیم او می کنی.

باز در دل می گویی:

زهی زینب! عجبا از خلقت تو ای زن! قهرمان استدلال و منطقی، اسطوره شعور و شهامتی، عقیله عالم عقلی، الهه عشق
و محبتی، کوه شکیبی، نجابتی، حیائی! جوانمرد تر از هر مردی، همه عشقی، عطوفتی، مهری … تو چیستی زینب؟ …
همه هستی، تو … دختر علی و زهرایی.

– اما زینب!…

به تو که می رسد، می گویی:

– زینبم! به حق آن نام که اکنون خواندی، بگذار بروم. بگذار به وصال «مادر» برسم که خداوند، وصل تو را بر من و او،
نزدیک گرداند.

و او که اگر تمام قوایش را در این لحظه در برابر تو جمع کند، شاید بتواند که بگوید:

– حسین جان، می خواهم به وصیت «مادر» عمل کنم.

و این قهرمان عشق، اینجاست که سر تو را به تعظیم نام «مادر»، به تمامت وقار به زیر می اندازد.

اما زینب که دیگر تاب تکلم ندارد، گویا می خواهد آخرین حرفها، وداعها، گفته ها و نگفته ها را در قالب بوسه ای مادرانه
بریزد … گلویت را که می بوسد، بر مصیبت آسمانها و زمین غوغا می افکند; ملائک را به فغان وا می دارد; طوفانی بر
می انگیزد; آسمانها را تیره می سازد; زمین را به لرزه می افکند; سپاه دشمن را به حیرت وا می دارد و سوزناکترین ضجه ها
را از اعماق جان زنان و کودکان اهل بیت، بر آسمان بر می خیزاند.

آنگاه برادر را رها و روانه می کند و خود، مستاصلتر از هر کسی، به هر لحظه دور شدن حسین به سوی اسب، هزار بار
جان را فدایش می سازد.

اما به اسب هم که می نشینی، همچنان آهنگ غمبار صدایش را به گوش داری که:

– یابن الزهراء… یابن الزهراء… یابن الزهراء… مهلامهلا…

– «لا حول و لا قوه الا با الله العلی العظیم »

و ابوالفضل … آه از این برادر، می بینی اش و زیر لب زمزمه می کنی:

– حیدر کرار! علی دوباره! تو پدری یا برادر؟!

می بینی اش که چه جسورانه بر قلب سپاه دشمن حمله می برد و چه زبونانه از مقابل تیرش یا می گریزند، یا بر زمین
می ریزند…

عباس! عباس! عباس! چه می کنی تو با من؟ ای آیینه دلم، تکیه گاه وجودم، آرام جانم عباس، چه پر شک

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.