پاورپوینت کامل درآمدی بر استراژی انتظار(۴) ۶۱ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
1 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل درآمدی بر استراژی انتظار(۴) ۶۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل درآمدی بر استراژی انتظار(۴) ۶۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل درآمدی بر استراژی انتظار(۴) ۶۱ اسلاید در PowerPoint :

۱۴

مهدویت آرمانی فراگیر

اسماعیل شفیعی سروستانی «مهدویت » ذیل نام مقدس حضرت صاحب الزمان، علیه السلام، همه ویژگیهای آرمانی فراگیر و
طرحی نو برای خروج از ایستایی و حرکت در دوران اخیر را داشت. اما، از آنجا که، گرفتار در خود هستیم و دانسته و نادانسته
شیفته و شیدای تمدنی که آن را تنها راه خلاصی می پنداریم از یاد برده ایم.

سالها دل طلب جام جم از ما می کرد

وانچه خودداشت زبیگانه تمنا می کرد

رهروی در همه احوال خدا با او بود

او نمی دیدش و از دور خدایا می کرد

غفلت و خودخواهی موجب بوده تا او (آنچنان که باید باشد) فراموشمان شود و تاوان این غفلت را با کوبیده شدن به در و دیوار
صخره های پریشانی و یاس پس بدهیم.

امان از این عقل بوالفضول که همواره آدمی را در گرداب پریشانی گرفتار می آورد. از آن زمان که گمان کردیم با سرپنجه عقل و خرد
بریده از آسمان و به مدد مدرسه رفته ها و درس خوانده های دوران جدید مراتب کمال را در زمین و آسمان طی خواهیم کرد; نه
دنیا را حاصل کردیم و نه آخرت را. دنیایمان در اضطراب و قلق گذشت و آخرتمان در گرو امروز و فردا از دست رفت.

حال باید دید کدام آرمان، کدام اعتقاد و بالاخره کدام استراتژی از همه مشخصات هشتگانه ای که ذکر آن رفت برخوردار است؟

تا آنجا که به خاطر دارم در طول سالهای ۶۸ تا ۷۹ هیچ استراتژی روشن، مدون، مستقل و فراگیری که ریشه در این سرزمین
اسلامی و فرهنگ ویژه آن داشته باشد پیشنهاد نشده و عموم دولتمردان سعی در تلفیق استراتژیهای مختلف داشته اند. بی آنکه
عناصر آن در بافتی یکدست و در هم تنیده جلوه کند. از همین رو هر یک از مناسبات ره به سویی داشته اند و این یکی از عوامل
آشفتگی فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است.

شاید پرسیده شود چرا مقطع تاریخ ۶۸ تا ۷۹ را ملاحظه کرده ام. به اعتراف بسیاری از مدیران تا سال ۱۳۶۸ برنامه ریزی کلان و
مدون (به عنوان استراتژی تدوین شده) در دستگاه اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ملاحظه نمی شود و تنها از این سال است که پس
از فراغت از جنگ موضوع برنامه ریزی دراز مدت مطرح می شود.

در آراء، اقوال، تصمیمات و احکام امام خمینی، قدس سره، اصول کلی استراتژی برخاسته از تفکر دینی و فقه حکومتی کاملا آشکار
است و البته استخراج و دسته بندی همین امر هم موجب بود تا هیچگاه امام خارج از نظام نظری و ذهنی ویژه ای که داشتند
سخنی ابراز ندارند. و باز همین امر باعث بود تا طی همه سالهای ۵۷ تا ۶۸ هیچ تعارضی در نقطه نظرهای کلی و کلان و جزیی
ایشان ملاحظه نشود.

آنچه که به عنوان «استراتژی توسعه » بصورت ناقص و تنها در شکل آشفته و بی بنیاد (توسعه اقتصادی) در کشور مطرح شد ناظر
بر عدم شناخت موقعیت کشور، ماهیت انقلاب اسلامی و مردم ایران بود. (هفت غفلت گذشته را نباید از خاطر برد) از همین رو
این استراتژی ره به جایی نبرد و پس از آن «استراتژی توسعه سیاسی و فرهنگی » نیز به همان دلیل و از جمله عدم جامعیت (غفلت
از مناسبات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، تعلیم و تربیت و… جاری در کشور) سرانجامی جز از آنچه که توسعه اقتصادی حاصل کرد
نخواهد داشت.

اصلاحات را هم باید در میانه همین بحث دید و جایگاه آن را معلوم ساخت. بی شک طرح اصلاحات ناظر بر یکی از سه موضوع
زیر است:

۱. اصلاحات به عنوان مقدمه ای و پیش درآمدی که بستر طرح و اجرای یک استراتژی را مهیا می سازد که در این صورت باید
پرسید آن استراتژی اصلی چیست و از کجاست؟

۲. اصلاحات به عنوان یک استراتژی فرعی و کوچک که امکان اصلاح انحرافهای عارض شده بر استراتژی اصلی را فراهم سازد تا
دیگر بار امکان حرکت در راستای آن استراتژی فراهم آید. در این صورت باید پرسید ما در میانه کدام استراتژی سیر می کردیم که
با پروژه اصلاحات قصد اصلاح کژیها را داریم؟ استراتژی توسعه اقتصادی؟ و یا…

۳. اصلاحات به عنوان حرکتی ساده و سیاستی که بغلط جانشین استراتژی مورد نیاز شده. آنچه که باعث می شود تا همه فرصتها از
دست برود.

از همین روست که ضمن اقرار و اذعان به ضرورت اصلاحات بغلط، ضرورت ترسیم جایگاه و نقش آن مهم به نظر می رسد.

«باور مهدوی » به دلیل پتانسیل قوی خود امکان ترسیم و طراحی یک استراتژی را فراهم می سازد; زیرا این باور بیش از آنکه
رویکرد به عقب داشته باشد، متوجه «جهان آینده و آینده جهان » است. موضوع مهمی که همه فلاسفه تاریخ و نظریه پردازان غربی
بدان توجه ویژه دارند و همه هم خود را مصروف طراحی برنامه ها و سازماندهی قوا برای این موضوع اساسی کرده اند.

برنامه های «کمیسیون سه جانبه » مرکب از سران کشورهای (آمریکایی، اروپایی و ژاپن) که تحت حمایت بنیادهای کلان اقتصادی
راکفلر و دیگران ایجاد و سازماندهی شد حول گفتگو و تصمیم درباره آینده جهان و هدایت و رهبری جهان آینده می چرخد.

شایان ذکر است که مهمترین اعضاء «شورای روابط خارجی آمریکا» از جمله کیسینجر و نیکسون عضو این کمیسیون بودند.

بزرگترین نظریه پردازان جهان غرب (امثال هانتینگتون، فوکویاما، پوپر و دیگران) طی دو سه دهه اخیر وجهه نظر خود را «جهان
آینده و آینده جهان » ساخته و سعی در نظریه پردازی در این باره داشته اند. و این نظریه ها را در قالب یک فلسفه ویژه تاریخی بیان و
تشریح نموده اند و متاسفانه! مسلمین در هیچیک از محافل علمی و فرهنگی خود باب گفتگو در این باره را نگشوده اند.

«باور مهدوی » از «جهان آینده و آینده جهان » سخن می گوید. آن هم مبتنی بر فلسفه تاریخ ویژه تفکر دینی. همان که متکی به
سنتهای لایتغیر است. با پشتوانه ای وحیانی و کلام ائمه معصومین، علیهم السلام، و نه ظن و گمان و البته این گفتگو تنها در
ساحتی کلان نمی ماند، در ساحت پایینی از همه آنچه که مردم می بایست بدان دست یا زند و امور خود را سامان دهند نیز سخن
می گوید و در خود طرحهای اجرایی و عملی دارد. اگر بدان متذکر شویم. «نگاه به جلو» خود امکان هدایت عمومی جوانان را فراهم
می آورد; زیرا به آنها آرمانی را پیشنهاد می دهد که از هر حیث در مافی الضمیر آنها ریشه دارد.

هیچیک از اصول و فروع باور دینی مسلمین و از جمله شیعیان تا این حد ناظر به «حرکت در آینده » نیست. به همان نسبت که
هیچیک از مناسک و مراسم ویژه آنان خالی از ذکر این امر مهم نیست.

حج، خمس، روزه، ولایت و امامت، جملگی این باور را در خود جای داده اند. تجدید عهد با انسان کامل، تلاش برای ورود به حرم و
خیل محرمان، عرفات، برائت و همه آنچه که جزئی از مراسم بزرگ حج به حساب می آید آینه ای است که در همه جای آن امام عصر،
علیه السلام، خود را می نمایاند. مگر جز این است که همه رمضان به شبهای قدر می انجامد و شبهای قدر به عرض احوال در حضور
امام عصر علیه السلام؟ ترسیم مقدرات، تصویب اعمال، تایید کنشها و…

صدر تا ذیل اصل مهم ولایت و امامت ناظر بر همین موضوع است; حجت حی و حاضر و وجوب شناسایی ایشان که اگر نشناسیمش
مرگ در جاهلیت را نصیب خویش ساخته ایم.

شناخت امام زمان، شناخت حق زمان خود است، شناخت نسبتی که باید در زمان حیات با واسطه فیض حضرت خداوندی داشت.
نظامنامه ای برای بودن در زمان حال، استراتژی زیستی در عصر حضور و غیبت حجت خداوند.

شناخت امام زمان، شناخت معیاری است که به واسطه آن می توان فهمید که در سه ساحت مهم اعتقادی، اخلاقی و عملی چگونه
باید بود. مگر جز این است که هر عمل جزیی و کلی، هر اخلاق و فرهنگ کلی و جزئی و هر باور و اعتقاد کلی و جزئی که مورد تائید
ایشان قرار نگیرد باطل است؟ مگر نخوانده ایم که:

طلب المعارف من غیر طریقتنا اهل البیت مساوق لانکارنا؟

«غدیر» تجدید عهد با ولایت است و خطبه بلند غدیر ناظر بر آینده و همه آنچه که شیعیان برای نگاه در آینده و بودن در آینده
بدان نیازمندند.

«محرم »، ذکر داستان بلند بودن در کنار ولی و حجت زمان است و تذکاری برای بودن در آینده، بودن در کنار مردی که خونخواه
کشته کربلاست.

مگر می توان در کسوت مسلمانی ماند و رد و نشان او را ندید؟

دومین مشخصه ویژه این باور «ریشه داشتن در مافی الضمیر آدمی » است.

این رساله مجال شرح مبسوط موضوعات فرعی را نمی دهد. از طرق مختلف و حتی تاویلهای صوفیانه نیز می توان بدان رسید تا
چه رسد به هزاران روایت و حدیث متواترکه میراث دار آنیم.

انتظار ریشه در مافی الضمیر ما دارد، ذاتی وجود آدمی است، کمال طلبی ذاتی وجود آدمی است، تمنای کمال و میل دیدار انسان
کامل گمشده آدمی است از بدو خلقت تا ابدالاباد.

در داستان آفرینش انسان، آدم ابوالبشر همه اسماء را آموخت، اسماء حسنی را دید و دریافت که بر آستان عرش نام محمد،
صلی الله علیه وآله، و ائمه معصومین، علیهم السلام، حک شده است: نام محمد چو زد بر سر ایوان عرش کرد ملک سجده بر آدم
خاکی تبار مگر نشنیده ایم که ائمه هدی، علیهم السلام، فرمودند: «نحن اسماء الحسنی؟»غفلت از کدامین عهد آدم، علیه السلام، را
مستحق دوری و هجران و هبوط ساخت؟ بزرگترین نظریه پردازان جهان غرب (امثال هانتینگتون، فوکویاما، پوپر و دیگران) طی
دو سه دهه اخیر وجهه نظر خود را «جهان آینده و آینده جهان » ساخته و سعی در نظریه پردازی در این باره داشته اند.

از هر سوی که موضوع مورد بررسی قرار گیرد در می یابیم که این باور و اعتقاد، ریشه در مافی الضمیر آدمی دارد و تنها ذکر آن نام
بلند است که می تواند گردهای غفلت را به کنار زده و عموم جوانان را متوجه خود سازد. شاید همین تاریخ بلند حضور است که
موجب گشته تا از هر منظر که به گذشته بنگریم رد آن را بیابیم. تنها کافی است تا یک جوا

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.