پاورپوینت کامل بحثی در باب نور ۱۰۴ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
1 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل بحثی در باب نور ۱۰۴ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۰۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بحثی در باب نور ۱۰۴ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل بحثی در باب نور ۱۰۴ اسلاید در PowerPoint :

۳۹

همچنانکه راهمان را به طرف بقیع ادامه می دادیم دوست همراه من باز سؤالش را تکرار کرد که:

– چه شده که این همه ساکت و تو فکری، مثل اینکه در عالم دیگری سیر می کنی… آیا اتفاقی برایت افتاده است؟

– نه، اتفاقی برایم نیفتاده است.

– آیا فراموش کرده ای که ما در مدینه الرسول هستیم. جایی که محل اقامت حضرت صاحب الامر ارواحنافداء است؟

– فکر مرا این حدیث امام صادق (ع)، مشغول کرده که می فرماید:

«صاحب این امر را چاره جز غیبت نیست و در این غیبت ناچار به «کناره جویی » است و بهترین منزل برای او جمدینه ج
طیبه است و او با وجود آن سی نفر هیچ بیم و هراسی ندارد.» (۱)

مساله ای به این عظمت چگونه فکر و حواس مرا مشغول نکند؟! نور خدا در زمین و حجت او بر بندگانش، در شهری که
ما الان در آن هستیم زندگی می کند و ما هیچ صحبتی از او و نشانه های او نمی کنیم؟

آیا این کلام خدا را نخوانده ای که:

«خدا نور آسمانها و زمین است. مثل نور او چون چراغدانی است، که در آن چراغی باشد جوج آن چراغ در آبگینه ای جوج
آن آبگینه گویی ستاره ای است تابان، که جآن چراغ ج از روغن درخت پربرکت زیتونی که نه شرقی است و نه غربی بر
افروخته شود که روغنش جاز درخشندگی ج گر چه آتشی به آن نرسد نزدیک است روشنی دهد، روشنی بر روشنی است;
خدای هرکه را خواهد به نور خود راه نماید; و خدای به همه چیز داناست. جآن چراغ ج در خانه هایی است که خدای
رخصت داده است که بالا برده و بزرگ داشته شوند و نام وی در آنها یاد شود و او را در آنجا بامدادان و شبانگاهان به پاکی
ستایند.

مردانی که بازرگانی و خرید و فروش ایشان را از یاد خدا و برپاداشتن نماز و دادن زکات باز ندارد، و از روزی می ترسند که
دلها و دیدگان در آن روز دگرگون شود.» (۲)

یعنی اینکه برای نور خداوند عزوجل بر روی زمین مرکزی است که مانند «چراغدان » است. خداوند تعالی این مثال را
برای مردم ساکن بر روی این زمین زده است!! پس این نور الهی و آن چراغدان و چراغ فروزان نان مفسرین را پذیرفت که
آیه بعد از آیه نور که می فرماید: «در خانه هایی که خداوند رخصت داده که بالا برده و بزرگ داشته شوند.» (۳) هیچ ارتباطی
با آیه ماقبل خود ندارد؟ چگونه می توانیم چشمانمان را بر روی این حدیث نبوی، که آن را از طریق اهل بیت روایت
می کنیم و سیوطی و ثعلبی هم آن را به طریق خود روایت می کنند، ببندیم که می فرماید: «این نور الهی در این
خانه هاست و این خانه ها هم خانه های پیامبران و امامان است.»؟!

سیوطی در «درالمنثور» می گوید:

«ابن مردویه از انس بن مالک و بریده روایت کرده است که: رسول خدا (ص)، این ی که خداوند رخصت داده که بزرگ
داشته شوند» در این هنگام مردی برخاست و پرسید: منظور از این خانه ها چیست، ای رسول خدا؟ آن حضرت فرمود:
خانه های پیامبران. آنگاه ابوبکر برخاست و با اشاره به خانه علی و فاطمه پرسید: آیا این خانه هم از جمله آنهاست؟ رسول
خدا فرمود: بله، این خانه از برترین آن خانه هاست!» (۴)

چگونه خود را با تفسیر مفسرین این آیه قانع کنیم که گفته اند: «مراد از خانه ها «در این آیه مساجد است و مراد از
«چراغدان » نور خدا در زمین همان چلچراغ مساجد است که مردم آن را با شمع و نفت و برق روشن می کنند.»؟!

آیا ندیده ای که مطلع آیه یعنی «الله نورالسموات والارض » زمینه را برای مطالب بعدی آماده می سازد و به عبارتی
مطالب بعدی را خلاصه می کند… پس خداوند عزوجل نور آفرینش آسمانها و زمین، نور استمرار وجود و حیات آنها، و نور
جمله آنچه در میان آنها واقع شده، می باشد. و او را در هر دوره ای نوری است در زمین، بسیار شبیه به چراغی که در
چراغدان قرار دارد و خداوند هرکس را که بخواهد بدان هدایت می کند.

و این مضمون حدیث متواتری است که می فرماید: «خداوند تعالی هرگز زمینش را از حجت خالی نمی گذارد، خواه این
محبت آشکار و شناخته شده باشد، و خواه ترسان و گمنام.» (۵)

بعد از زیارت بقیع، دوستم پیشنهاد کرد که در کنار دیوار بقیع بنشینیم و صحبتی را که درباره حضرت مهدی (ع)،
داشتیم ادامه دهیم، پیشنهادش را پذیرفتم و او گفت:

– یعنی امام مهدی (ع)، همان مرکز نور الهی در آیه نور است؟

– بله، مقتضای این کلام الهی که «مثل نور او چون چراغدانی است » این است که این «چراغدان » هموار در زمین موجود
است. زیرا این کلام از نظر زمان مطلق است و مقید به وقت خاصی نیست، و حدیث نبوی که سیوطی روایت کرده صریح
در این مطلب است.

– یعنی شما می گویید، افعال الهی در زمین و بین مردم به واسطه وجود امام مهدی (ع)، تمام می شود؟

– بله، من می گویم که برای خدا بر روی زمین «چراغی » است که آن مرکز نور اوست، و هیچ تردیدی نیست که این چراغ
در وجود مقدس نبی اکرم (ص)، تجلی می یابد و نقش آن حضرت در تاباندن نور الهی و جاری ساختن عطایای الهی
بسیار فراتر از آن است که در تصور ما می گنجد.

همچنین هیچ تردیدی در این نیست که این «چراغ » بعد از پیامبر در وجود علی (ع) و پیشوایانی که از نسل او هستند، با
همان حدودی که پیامبر از آن خبر داده است، تجلی می یابد.

آیا سؤال ابوبکر از پیامبر این نکته را به ذهن نمی آورد که او می خواسته است بداند که آیا خانه علی و فاطمه، که دائما
پیامبر تاکید می ورزید آن خانه اوست و اهل آن خانه اهل بیت او هستند، از خانه های پیامبران و مرکز نور الهی است یا
خیر؟ و پیامبر هم جواب او را چنین داد که این خانه نه فقط یکی از خانه های پیامبران بلکه خانه ای برگزیده از میان آن
خانه هاست!!

آیا سوره قدر را نخوانده ای که می فرماید فرشتگان در هر سال بر همه امور نازل می شوند؟ آیا در این عموم و شمول دقت
کرده ای؟

دوست من! مقام پیامبر و پیشوایان ما بسیار بزرگتر از آن است که ما گمان می کنیم. همانطور که انواع افعال الهی بسیار
زیادتر از آن است که در تصور ما می آید. خداوند بعضی از کارها را خود مستقیما و بعضی دیگر را بواسطه فرشتگان و
پیامبرانش و یا بواسطه هرکس از مخلوقاتش که اراده کند، انجام می دهد.

شاید ما بتوانیم با استفاده از قرآن به پرتویی از انواع افعال الهی و قوانین حاکم بر آن دست یابیم. از آنجا که گاهی در قرآن
فعل به صیغه مفرد متکلم به خدا نسبت داده می شود و گاه به صیغه جمع و گاه به صیغه غایب… بررسی و تحلیل افعال که
در قرآن به خدا نسبت داده شده و تقسیم بندی آنها به ما نگرشی کلی نسبت به انواع افعال الهی به ما می بخشد… و تو
درمی یابی که در این تفاوت صیغه ها و نحوه نسبت فعل الهی در قرآن هدفی ورای این تفاوت قاعده ای وجود دارد.

بعضی از افعال را خداوند عزوجل هم به صیغه مفرد متکلم، هم به صیغه جمع متکلم و هم به صیغه مفرد غائب به خودش
نسبت داده است مانند: «او حیت » (وحی کردم)، «اوحینا» (وحی کردیم)، «نوحی » (وحی می کنیم) و «اوحی » (وحی کرد).

و بعضی دیگر از افعال را فقط به صیغه جمع متکلم و غائب به خودش نسبت داده و به صیغه مفرد نسبت نداده است مانند:
«بشرنا» (مژده دادیم)، «ارسلنا» (فرستادیم)، «صورنا» (شکل دادیم)، «رزقنا» (روزی دادیم)، «بینا» (بیان کردیم) و… اما
نفرموده است: «بشرت » (مژده دادم) و یا «رزقت » (روزی دادم) و … همین امر به ما می فهماند که در این موضوع قاعده ای
وجود دارد. زیرا کلمات و حروف قرآن به موجب حساب و قواعد دقیق در جای خود قرار گرفته اند، همچنانکه ستارگان در
جایگاهها و مدارهای خود قرار گرفته اند.

«سوگند به جایگاه ستارگان و همانا این سوگندی است بزرگ، اگر بدانید، که هر آینه این قرآنی است گرامی و ارجمند» (۶)

اما آنچه ما از این قاعده به موجب استعمال فعل درمی یابیم، ظنی و تخمینی است، زیرا ما از وجود آن کس که علم کتاب
در نزد اوست، محرومیم.

در «احتجاج » روایت شده است که شخصی به حضور امیرالمؤمنین (ع)، رسید و به ایشان عرض کرد:

«اگر در قرآن اختلاف و تناقض وجود نداشت به دین شما داخل می شدم! و آن حضرت فرمود: این اختلاف و تناقض
چیست؟ آن مرد عرض کرد: … خداوند در آیه ای می گوید: «به آنها بگو فرشته مرگ که بر شما گمارده شده جان شما را
خواهد گرفت » (۷) و در جایی دیگر می گوید: «خداست آن که وقت مرگ ارواح خلائق را می گیرد» (۸) ، «آنانکه فرشتگان جان
آنها را می گیرند در حالی که پاکیزه هستند…» (۹) و موارد دیگر مشابه این که خداوند یک بار فعل را به خودش،، یک بار به
فرشته مرگ و بار دیگر به فرشتگان نسبت می دهد…

– امیرالمؤمنین (ع)، فرمود: منزه و پیراسته است پروردگار فرشتگان و روح، پاک و منزه است خداوند والامقام، اوست
زنده همیشگی، اوست که بر همه خلائق و آنچه عمل می کنند ناظر است. اگر در چیز دیگر هم شک داری عرضه کن.

– آن مرد عرض کرد: آنچه گفتم بس است…

– آنگاه امام (ع)، فرمود: اما درباره این موضوع که خداوند در یک جایی می فرماید: «خداست آنکه وقت مرگ ارواح خلائق
را می گیرد» (۱۰) ، و در یک جا می فرماید: «فرشته مرگ جان شما را خواهد گرفت » (۱۱) و در جایی دیگر می فرماید: «جان او را
فرستادگان ما گرفتند» (۱۲) و در جایی می فرماید: «آنانکه فرشتگان جان آنها را می گیرند در حالی که پاکیزه هستند.» (۱۳) و
در جایی دیگر: «آنانکه فرشتگان جان آنها را می گیرند در حالی که بر خود ستم کرده اند.» (۱۴) باید گفت که: خداوند تبارک و
تعالی بزرگتر و والاتر از این است که امور را خود انجام دهد، بلکه در واقع آنچه که فرستادگان و فرشتگانش انجام
می دهند همان فعل اوست، زیرا آنها به امر او عمل می کنند، پس خداوند، جل ذکره، از میان فرشتگانش فرستادگان و
سفرایی را بین خود و بندگانش برگزیده است که آنها همان کسانی هستند که در حقشان گفته شده است: «خداوند از
میان فرشتگان و مردم فرستادگانی برمی گزیند» (۱۵) … پس هر کس که اهل گناه باشد قبض روحش را فرشتگان عذاب به
عهده می گیرند، و برای فرشته مرگ، یاورانی است از فرشتگان رحمت و عذاب که امر او را انجام می دهند، و در واقع فعل
آنها فعل اوست و همه آنچه آنها انجام می دهند به او نسبت داده می شود، و بنابراین فعل آنها فعل فرشته مرگ است و فعل
فرشته مرگ فعل خداوند، زیرا خداوند جانها را به دست هر کس که بخواهد می گیرد و به دست هر کس که بخواهد،
می بخشد، محروم می کند، پاداش می دهد و مجازات می کند. و همانا فعل امنای او فعل اوست.» (۱۶)

دوستم گفت: یعنی ما معتقدیم به اینکه پیامبران و پیشوایان علاوه بر نقشی که در تبلیغ و هدایت دارند نقشی هم در
کارهایی که خداوند در جهان طبیعت، و نسبت به اشخاص و جوامع انجام می دهد، دارند.

– بله، ما ناگزیر به این اعتقادیم، زیرا آیات قرآن بر این موضوع دلالت دارد و احادیث و سیره نیز در این موضوع صراحت
دارند… اما ما نسبت به حدود این نقش و تفصیل آن اطلاعی نداریم، و ظاهرا این از اسرار خداوند تعالی است، چرا که
خداوند سبحان بیشتر افعالش را بر مخفی بودن بنا گذاشته است. تا آنجا که به پیامبرش موسی درباره آخرت فرمود:

«همانا رستاخیز آمدنی است، می خواهم جهنگام ج آن را پنهان دارم. تا هر کس به آنچه می کند پاداش داده شود.» (۱۷)

– بنابراین وهابیون حق خواهند داشت که ما را متهم کنند که شما پیامبران و پیشوایان را شرکای خداوند قرار می دهید.

– خداوند از این نسبتها منزه است. چگونه آنها می توانند ما را به این موضوع متهم کنند تنها به سبب اینکه ما معتقدیم
خداوند تعالی، در روی زمین چراغ و چراغدانی دارد که مثلی برای نور اوست، و در شب قدر هر سال فرشتگانش را بر آن
نازل می کند.

دوست من! این موضوع که کسانی دانسته و یا ندانسته مؤمنین را به شرک متهم می کنند نباید تو را ناراحت کند، بلکه از
ایشان باید سؤال کرد که آیا اگر با آیه و یا حدیث صحیحی ثابت شد که خداوند تعالی بخشی از کارهایش را به واسطه
فرشتگان، فرستادگان و اولیائش انجام می دهد، و ما این موضوع را پذیرفتیم و بدان ایمان آوردیم، ما مشرکیم؟

آیا این سخن خداوند را نخوانده ای که: «بگو اگر خدای رحمان را فرزندی می بود، پس من نخستین پرستنده جوی ج
بودم، پاک است پروردگار آسمانها و زمین، پروردگار عرش، از آنچه جاو را به ناشایست ج وصف می کنند.» (۱۸) یعنی اینکه، ای
پیامبر بگو من هر آنچه را که از جانب پروردگارم به من رسد پیروی می کنم، پس اگر او به من خبر دهد که فرزندی دارد و
مرا به عبادتش امر کند، من اولین کسی هستم که او را عبادت می کنم، اما خداوند منزه از این نسبتهاست و ما هم
می گوییم که اگر دلیلی از کتاب خدا و یا سنت پیامبرش بر ما اقامه شد که خداوند تعالی برخی از افعالش را به واسطه
فرشتگان و فرستادگانش انجام می دهد، ما آن را می پذیریم و اطاعت می کنیم. و این همان توحید است و به آنها هم که ما
را متهم می کنند می گوییم: قبل از آنکه مردم را متهم کنید توحید را بفهمید و بشناسید.

کسانی که ما را متهم به شرک می کنند، در واقع خدا را به این شرط به یگانگی می پذیرند که او افعالش را مستقیما و
بدون هیچ واسطه ای انجام می دهد و یا لااقل به واسطه فرشتگان انجام می دهد نه به واسطه انسانها و سایر مخلوقات…
اما ما خدا را بی هیچ شرطی به یگانگی می پرستیم، و کارهای او را با هر واسطه ای که انجام دهد می پذیریم و مطابق
فرمایش امیرالمؤمنین (ع)، معتقدیم که فعل امنای خداوند در واقع همان فعل اوست. حال کدامیک از این دو گونه
توحید و یگانه پرستی برتر و ژرف تر است؟

– راستی، امام مهدی در مدینه چه می کند و با چه کسانی زندگی می کند؟

– او همانگونه زندگی و رفتار می کند که خضر، آیا قصه موسی و خضر (ع)، را در قرآن نخوانده ای؟

– چرا خوانده ام، ولی آیا همه علمای دین به این موضوع معتقدند که خضر پیوسته زنده است و روزی می خورد؟

– بله، از طریق شیعه روایات صحیحی وارد شده که خضر پیوسته زنده و مشغول به کار است، و این موضوع در نزد بیشتر
علمای اهل سنت هم پذیرفته شده است. و حتی «محی الدین بن شرف النوری »، در کتاب «المجموع فی شرح المهذب » به
هنگام بحث از موضوع استحباب و دلجویی کردن از خویشاوندان میت و تسلی بخشیدن آنها، نقل می کند که علما بر این
موضوع به دلجویی کردن خضر از اهل بیت پیامبر به هنگام وفات آن حضرت استدلال کرده اند. (۱۹)

قصه خضر و موسی را در قرآن بخوان تا بدانی که او از طرف خداوند به انجام عملیات خاصی – اگر این تعبیر درست باشد
– ماموریت دارد، و حتی پیامبر خدا حضرت موسی (ع)، که یک روز یا دو روز با او همراه بود از او چیزهایی مشاهده کرد
که نتوانست تحمل کند.

از پیامبر (ص)، روایت شده است که فرمود: «خداوند موسی را رحمت کند که نسبت به کارهای عالم جخضرج شتاب کرد.
اگر او قدری شکیبایی می کرد. عجایب زیادی را از جحضرت خضرج مشاهده می کرد.» (۲۰)

از این برمی آید که پیامبر ما (ص)، این عجایب را دیده است!

– این عجایب چیست؟

– دوست من نحوه اداره امور جهان توسط خداوند، و ربوبیت او نسبت به ما شباهت به گلوله یخ شناور در آب دارد که تنها
یک دهم آن برای ما قابل مشاهده است و نه دهم آن از چشم ما پنهان است.

هر مرحله از تدبیر پنهان خداوند عزوجل جنسبت به عالم ج از مرحله قبلی شگفت آورتر و فهم آن مشکلتر است. زیرا هر
مرحله ای با قوانینی به انجام می رسد و با وسایلی ظهور می یابد که از قوانین و وسایل مراحل قبلی ژرف تر است.

ما اگرچه نمی دانیم که جایگاه پیامبر ما و اهل بیتش (ص)، در این مراحل چگونه است، اما همین قدر می دانیم که ایشان
نور خدا در زمین هستند و خداوند هر کاری را بخواهد به دست ایشان به انجام می رساند.

– مثل روزی رساندن و مرگ و زندگی؟

– بله، چه مانعی دارد؟ آیا تو می خواهی که خدای تعالی را از اینکه کسی را مامور انجام فعلی از افعال خود کند باز داری؟
و یا اینکه می خواهی مانع عطای او به پیامبرانش شوی؟

چه مانعی وجود دارد که خداوند پیامبرانش را به انجام یکی از این امور فرمان دهد و به آنها قدرت انجامشان را عطا کند،
و آنها هم این امور را به امر خداوند و اذن او و نه به امر و قدرت خودشان انجام دهند. زیرا آنها اگرچه بندگان مخلوق
خداوند هستند و هیچ اراده ای از خود ندارند «اما ایشان بندگان گرامی خداوندند که در سخن از خدا پیشی نمی گیرند و
هر کاری را به امر او انجام می دهند.» (۲۱)

– آیا در حال حاضر غیر از خضر و امام مهدی کسی که مامور به چنین عمل

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.