پاورپوینت کامل ارمغان شیعبان ۱۸ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل ارمغان شیعبان ۱۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل ارمغان شیعبان ۱۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل ارمغان شیعبان ۱۸ اسلاید در PowerPoint :

۶۸

و اذا سئلک عبادی عنّی فانّی قریب أجیب دعوه الدّاع.۱

و هرگاه که بندگان من از تو درباره من می پرسند، پس «بدانند» که من به آنان نزدیک
هستم، و دعای آنکه مرا می خواند مستجاب می کنم.

هرکجا بوی خدا می آید

خَلق بین، بی سر و پا می آید

زانکه جان ها همه تشنه ست به وی

تشنه را بانگ سَقا می آید

شیرخوار کَرَمند و نگران

تا که مادر ز کجا می آید

در فِراقند و همه منتظرند

کز کجا وصل و لقا می آید

از مسلمان و جهود و ترسا

هر سحر بانگ و دعا می آید(مولانا)

در این صحرای سوزانِ غفلت ها و لغز ش ها، در میانِ این همه نگرانی ها و دغدغه ها، و
در این سوزِ عطشناک برخاسته از حرمان آب حیات، نیایش و نجوا با موجودی لطیف و دل
آرام و دلربا، چه آرام بخش و روح افزا خواهد بود.

می توان با نیایشی کوتاه، به وادیِ ایمن حضور او نقبی زد و دریچه ای از نسیم
نوازشگر او را به سوی خود گشود و مرهمی شفابخش برای دردها و نگرانی های خود فراهم
ساخت و آب راهی به سوی قلب خود باز نمود، تا مجرای آب حیاتی باشد که از آن سرچشمه
بی نهایت و همیشه جوشان، تراوش کند.

به راستی که با «مِفتاح دعا» و نیایش، چه گره ها گشوده خواهد شد:

به صفای دلِ رِندانِ صبوحی زدگان

چه گره ها که به مفتاح دعا بگشایند (حافظ)

«حضرت دوست» در ما چه دیده است که همواره ما را به خود فرامی خواند؟!، ما که باشیم
«که بر آن خاطر عاطِر گذریم»:

من که باشم که برآن خاطر عاطِر گذرم

لطف ها می کنی ای خاک درت تاج سرم(حافظ)

معبود، ما را مشتاقانه، به خود فرامی خواند و مشاهده «صدها خطا از ما نیز» «گرهی بر
ابروی او» ایجاد نمی کند. چه شرم ساریم از «سلامِ گرم» او در برابر آن همه لغزش ها
از ما:

در دو جهان لطیف و خوش همچو امیر ما کجا

ابرویِ او گره نشد، گرچه که دید صد خطا

من ز سلامِ گرمِ او آب شدم ز شرم او

وز سخنانِ نرم او آب شوند سنگ ها

چشم گشا، و رو نگر، جُرم بیار و خو نگر

خویِ چو آب جو نگر، جمله طراوت و صفا(مولانا)

به راستی که اگر او با آن همه شکوه و عظمت و بزرگی، ما را به خود فرانمی خواند، چه
کسی جرئت داشت که نامش را ببرد:

اُذکرونی اگر نفرمودی

زهره نام او که را بودی(عطار)

و نیز به تعبیر مولوی:

گر نه حدیثِ او بُدی، جانِ تو آه، کی زدی

آه بزن که آه تو، راه کند سوی خدا

و چه بیچاره است بنده ای که چنین معشوقی «شراب طهور» و خوانِ آسمانی خود را
«رایگان» در اختیار او قرار می دهد، ولی او روزگار خود را به غفلت سپری می کند‍:

آمد شرابی رایگان، زان رحمت ای همسایگان

وان ساقیان چون دایگان، شیرین و مُشفِق بر وَلَد(مولانا)

و حال آنکه آدمی در برابر چنین معشوق و نازنینی، باید به هر قیمتی، به بارگاه امن و
بی نهایت زیبایِ او بار یابد، تا آنجا که اگر «در راهم ببندد»

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.