پاورپوینت کامل مهدویت از دیدگاه علامه طباطبایی ۱۰۲ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل مهدویت از دیدگاه علامه طباطبایی ۱۰۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۰۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل مهدویت از دیدگاه علامه طباطبایی ۱۰۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل مهدویت از دیدگاه علامه طباطبایی ۱۰۲ اسلاید در PowerPoint :

۶

اشاره:

آیت الله فقهی، از جمله شاگردان و بهره گیرندگان از محضر درس و منبع فیض علامه
طباطبایی(ره) است. ایشان پس از آنکه، تحصیلات خویش را در خارج فقه و اصول با قرار
گرفتن در شعاع علمی و عملی حضرت امام خمینی(ره) و پس از آن، استفاده از آیت الله
العظمی بهجت، دام ظله، پشت سر نهاد، به منظور بهره گیری از تفسیر و اخلاق و عرفان،
به حلقه درس علامه پیوست، و هم اینک از آن بازمانده سلسله جویندگان لقاء الهی بسیار
به نیکی یاد می کند. از جمله آثارش می توان به ملحقات و تصحیح کتاب سنن النبی(ص)،
تألیف علامه طباطبایی و شش جلد از سلسله سخنان کوتاه از پیشوایان دینی سنن ائمه
اطهار(ع) و امثال قرآن (در دست تألیف) اشاره نمود.

حضور ایشان در آن محضر گرانقدر سبب شد تا برای جویا شدن از دیدگاه علامه پیرامون
منجی و موعود آخرالزّمان و وجود حضرت مهدی(ع) به گفت وگویی صمیمانه بنشینم. این
گفت وگو را به مناسبت ۲۴ آبان، روز بزرگداشت علامه طباطبایی(ره) تقدیم می کنیم،
امید آنکه مورد استفاده شما قرار گیرد.

با عرض تشکر و سپاس از اینکه دعوت ما را پذیرفتید، خواهش می کنیم درباره نظر
مرحوم علامه طباطبایی(ره) حول موضوع مهدویت و مباحث مرتبط با آن، منجی گرایی و
موعود آخرالزمان و به ویژه وجود امام عصر(ع) مطالبی را برای ما و خوانندگان موعود،
بیان بفرمایید.

بسم الله الرحمن الرحیم. در میان روایات بین بحث هایی که مربوط به ائمه اطهار(ع)
انجام گرفته، دو نفر، و دو بزرگوار از ائمه(ع) بیش از بقیه، مورد توجه قرار
گرفته اند:

امیرالمؤمنین، علی(ع) و حضرت بقیهالله، امام زمان(ع)، و قرآن مجید نیز نسبت به
معرفی امیرالمؤمنین(ع) وصی و جانشین اول پیامبر خاتم(ص) و آخرین وصی آن حضرت، امام
زمان(ع) توجه خاصی مبذول داشته است. علماء و دانشمندان شیعه و سنّی نیز، نسبت به
این دو بزرگوار حساس بودند و در اظهارات و تألیفاتشان این دو بزرگوار را مورد توجه
قرار داده اند و بحث های مختلفی در این زمینه انجام داده اند. و مفسرین عالیقدر نیز
به مناسبت آیات مربوطه، در ارتباط با این دو شخصیت بزرگ، بحث هایی کرده اند. من
جمله علامه طباطبایی (ره) در تألیفات مختلف خویش، به ویژه در تفسیر المیزان راجع به
این دو بزرگوار، به مناسبت آیاتی از قرآن که به ایشان اشاره دارد، بحث کرده اند.

یکی از آیاتی که به احتمال قوی، به نظر علامه، در ارتباط با امام زمان(ع) می باشد،
آیه شریفه ۲۱۰ سوره مبارکه بقره است، که علامه آنرا به عنوان حادثه ای که وقوعش در
دنیا متوقع می باشد، ذکر کرده، و در بحث راوی به شرح آن مطلب پرداخته اند. به نظر
می رسد، کسی از مفسرین محترم راجع به این مطلب در این باره توجه نکرده اند و یا
اینکه بنده ندیده ام. علامه در بحث روایی در ارتباط با آیه شریفه مورد نظر بحث
جدیدی را بیان می کند که از نظر فلسفه غیبت امام غائب(ع) و از نظر روایات مربوطه،
مورد تأیید می باشد. آیه ای که در زمینه آن، ایشان مبحث و مسئله امام زمان(ع) را
مطرح کرده اند، عبارت است از:

هل ینظرون إلّا أن یأتیهم الله فی ظللٍ من الغمام و الملائکه و قضی الأمر و إلی
الله ترجع الْأمور.

آیا انتظار دارند که خداوند و فرشتگان، سوار بر ابرها شده نزد آنها بیایند و
تکلیفشان یکسره شود، با اینکه سرنوشت معین شده و بازگشت امور همه با خداست.

علامه طباطبایی در تفسیر، سه احتمال راجع به این آیه داده اند. یکی از مفسرین
گفته اند تا حدودی این آیه پیچیده است، ولی به نظر می رسد علامه طباطبایی(ره) خوب
از عهده آن بر آمده است؛

احتمال اول، این است که کفار در انتظار چنین مسئله ای هستند. ولی علامه این را رد
می کنند چون آیاتی که قبل و بعد از این آیه است، در ارتباط با مؤمنین است. و قرآن
کلامی در اوج فصاحت است، بنابراین کلام آن در اینجا نیز به یکدیگر مرتبط است و
مسئله اینجا در ارتباط با مؤمنین است، نه کفار، و آن هم در مورد اختلاف مؤمنین که
اگر مؤمنین، اختلاف را کنار بگذارند و از حق تبعیت کنند، مسئله ای به وجود نخواهد
آمد. به نظر می رسد که اگر همین الان هم شما از مؤمنین سؤال کنید، منتظرند که آقا
بیاید و مسئله را خاتمه دهد. خداوند در پایان می فرماید:

… و إلی الله ترجع الأمور.

[و بازگشت امور همه با خداست.]

ایشان تا این حد در اینجا بیان می کنند، و بعد می فرمایند: در اینجا سه احتمال وجود
دارد:

یکی اینکه تحدیدی است برای عالم آخرت (یعنی اینکه در عالم آخرت خدا می فرماید:

هل ینظرون.

[آیا انتظار دارند…]

که به دلیل وجود عبارت:

فی ظلل من الغمام…

[در زیر سایبانی از ابرها…]

که مربوط به این دنیاست و به عالم آخرت مربوط نمی شود، در نتیجه این احتمال درست
نیست.

دوم، اینکه تهدیدی در انتظار آنان است؛ چه در دنیا و چه در آخرت.

و سوم اینکه تحدیدی است در ارتباط با واقعه ای که توقعش در دنیا متوقع است. البته
علامه، در آنجا وارد بحث شده و موارد مربوط به آخرت و وجود عبارت «فی ظللٍ من
الغمام» در آیه را رد می کند. چنان که در آیات دیگری نیز عبارت:

یأتیهم الله؛

[خداوند نزد آنها بیاید.]

آمده است و می توان آن را به آخرت مربوط کرد، اما تنها جایی که عبارت «فی ظللٍ من
الغمام» آمده اینجاست.

مرحوم علامه(ره) در بخش روایی تفسیر، درباره این آیه، چه می فرمایند؟

در این مورد، علامه موقعی که وارد بحث روایی می شوند ابتدا سه حدیث در تفسیر آیه
نقل می کنند و می فرمایند، در تفسیر آیه فوق سه معنا آمده است: معنای اول روز
«قیامت» و معنای دوم در مورد «روز رجعت» و سومین معنا «ظهور» مهدی(ع) است.

این روایات، در ظاهر به چیزهای مختلفی اشاره می کنند و متفاوت هستند، اما به نظر
علامه چنین است که: گاهی ائمه(ع) مراتب یک واقعیت را به گونه های مختلف آورده اند.
و این به خاطر وحدت و سنخیتی است که در این سه معنا وجود دارد.

به نظر علامه، مردم حاضر نشده اند به خود زحمت دهند و در رابطه با قیامت تحقیق
بیشتری کنند و در نتیجه نفهمیده اند که قرآن راجع به این روز عظیم چه فرموده است و
بدین جهت درباره این روایات که شاید از ۵۰۰ روایت، که در ابواب مختلف نقل شده تجاوز
کند، دچار اختلاف شده اند.

اوصاف این سه روز، یعنی قیامت، رجعت و ظهور که در تأویل آیه ذکر شده و معنای آن
به نظر علامه طباطبایی چیست؟

بعداً ایشان به معنای این سه روز هم می پردازد. آنچه که از کلام خدای تعالی
درباره قیامت و اوصاف آن به دست می آید، این است که قیامت روزی است که هیچ سببی از
اسباب و هیچ کار و شوری از خدای سبحان پوشیده نیست. روزی است که تمام اوهام از بین
می رود و آیات خدا در کمال ظهور، ظاهر می شود. در سراسر آیات قرآن و روایات هیچ
دلیلی به چشم نمی خورد که دلالت کند بر اینکه در آن روز، عالم جسمانی به کلی از بین
می رود. بلکه بر عکس، ادله ای که به چشم می خورد بر خلاف این معنا دلالت دارد.
می فرماید، قیامت در همان عالم انجام خواهد گرفت. چیزی که هست این معنا استفاده
می شود که در آن روز بشر، یعنی این نسلی که خدای تبارک و تعالی از یک مرد و زن به
نام آدم و همسرش پدید آورد، قبل از قیامت از روی زمین منقرض می شود. بین عوام چنین
جا افتاده که همه چیز از بین می رود، اما در قرآن دلیلی بر این امر نداریم. روایاتی
هم داریم که بهشت و جهنم الان هست و در گستره همین عالم هم هست. عالم از نظر ترقی و
درک واقعیات عوض می شود، و می شود عالم آخرت. مثلاً افرادی که از زمان حضرت آدم تا
به الان مرده اند، الان در عالم برزخ هستند، عالم برزخ کجاست؟ عالم برزخ به گفته
آیه در همین دنیاست. عالم آخرت هم در همین دنیاست. منتهی به شکل خاص دیگری، و خلاصه
می فرماید، بین نشئه دنیا و نشئه قیامت مزاحمت و زیادتی نیست ـ بر خلاف آن چیزی که
عوام فکر می کنند، که این عالم یک چیزی است و عالم آخرت یک چیز دیگر ـ و وقتی قیامت
بیاید بعضی جزئیات دنیا از بین می رود. ولی کلیت آن از بین نمی رود. همچنان که میان
بزرخ که هم اکنون اموات در آن عالمند با عالم دنیا مزاحمتی نیست، عالم آخرت هم با
دنیا مزاحمتی ندارد. معمولاً فکر می کنند کسی که مرده به آن عالم رفته، یعنی به
عالم دیگری غیر از این عالم، نخیر، توی همین دنیاست، ولی در عالم برزخ است. چون
مستور از چشم هاست این چنین فکر می شود که به عالم دیگر رفته است و گرنه همین الان
هم برای کسانی که چشم برزخی آنها باز است، همان زمان که در حیات دنیوی هستند
پرده ها از جلوی چشمان برداشته شده است؛ چنانکه خود پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع)
و اولیاء خدا همه اینطور بودند.

حارث بن نعمان، یک روز بعد از نماز صبح خدمت رسول الله(ص) آمد. حضرت متوجه شدند که
صورت او حالت خاصی دارد. فرمودند:

کیف حالک.

[حالت چطور است؟]

فرمود: علی یقینٍ.

[بر حال یقین ام.]

فرمودند: و ما علامه یقینک؟

[نشانه یقینت چیست؟]

عرض کرد: یا رسول الله، گویا اهل جهنم را می بینیم که در آتش هستند.

این حقیقت روز قیامت است. روزی است که مردم برای رب العالمین به پا می خیزند، و همه
اسرارشان آشکار می شود و چیزی از ایشان برخدا پوشیده نمی ماند. به همین جهت است که
گاهی از روز مرگ به روز قیامت تعبیر می شود، چون روز مرگ هم روزی است که پرده ها از
روی اسباب برای میت کنار می رود. آنچه در مورد قیامت آمده، همین بود که گذشت. هر
چیز دیگری هم ذکر شده است طبق همین چیزی است که گذشت.

علامه، خصوصاً راجع به رجعت چه می فرمایند، و آن واقعه چگونه تحقق خواهد یافت؟

اما روز رجعت مسیر نظام دینوی متوجه به سوی روزی است که در آن روز آیات خدا به
تمام معنا ظهور و بروز پیدا می کند. روزی که دیگر خدای سبحان نافرمانی نمی شود:

لا یعصی الله فیه.

بلکه با خلوص، عبادت می شود. روزی است که بعضی از اموات که به خوبی و یا بدی برجسته
بودند، دوباره به دنیا بر می گردند تا میان حق و باطل حکم شود و این معنا به ما
می فهماند که روز رجعت، خود، یکی از مراتب روز قیامت است. هر چند که از نظر ظهور،
به روز قیامت نمی رسد. چون در روز رجعت تا اندازه ای شر و فساد امکان دارد ولی در
قیامت هیچ شر و فسادی راه ندارد. اما روز ظهور حضرت مهدی(ع)، این روز، روزی است که
حق ظاهر می شود هر چند در آن روز نیز شر و فساد تا اندازه ای وجود دارد. بنابراین
می توانیم چنین بگوییم که روز ظهور مهدی(ع) هم متعلق به روز رجعت شده است. البته،
اول ظهور حضرت مهدی(ع) است و بعد رجعت. و در هر دو، حق ظاهر می شود و تا اندازه ای
نیز در آن زمان وجود دارد.

ولی حق در رجعت بیشتر از روز ظهور متجلی می شود و فساد نیز در آن کمتر است. در
قیامت هم که شر و فساد اصلاً راه ندارد و حق به تمام معنا ظاهر می شود. ظهور حضرت
بقیهالله(ع) مرحله آخر دنیا و چسبیده به عالم آخرت است. عالم دنیا یعنی عالم فساد،
و عالم آخرت یعنی بر چیده شدن فساد. رجعت بین ظهور و قیامت است و بنابراین ظهور حق
در آن بیشتر و فساد در آن کمتر است.

علامه(ره) در ادامه تفسیر آیه مذکور می فرماید: به نظر حضرات معصومین(ع) ایام خدا
(روزی که خواسته های خدا بیشتر عمل می شود) سه روز است: روز ظهور مهدی(ع) و روز
رجعت، روز قیامت. و در روایت دیگری آمده: ایام خدا سه روز است، روز مرگ، روز رجعت،
روز قیامت.

چنان که ملاحظه می شود اتحاد این سه روز بر حسب حقیقت و اختلاف آنها از نظر مراتب
ظهور باعث شده که در تفسیر ائمه(ع) که بعضی از آیات گاهی به روز قیامت، و گاهی به
روز رجعت و گاهی به روز ظهور مهدی(ع) تفسیر شود. و چنین روزی فی نفسه ممکن است و
منکر آن هیچ دلیلی بر نفی آن ندارد.

پس از بررسی های فوق و با مراجعه به آیات و روایات، احتمال سوم در نظر قوت می گیرد
چون از این موارد استفاده می شود که آخرت آینده، همین دنیا و ظهور امام حقیقی است
که در همین دنیا اتفاق خواهد افتاد.

آری، روز ظهور امام غائب و مهدی موعود(عج) وعده خدای سبحان است و باید شباهتی به
روز رجعت و روز قیامت داشته باشد. و وجود مقدس امام زمان(ع) آخرین تیری است که در
جهت هدایت مردم جهان از سوی خداوند به سوی آنان پرتاب شده و لازمه اش این است که
حقیقت روشن شود و جهالت از بین برود.

علامه طباطبایی در کتاب ظهور شیعه در جواب این سؤال که: «آیا می شود به حقایقی که
در احادیث وجود دارد، دست یافت؟» بعد از یک بحث فلسفی و استشهاد از آیات و روایات
می فرمایند: «نیل به چنین چیزی راهی جز تبعیت از حق ندارند.»

لطفاً در مورد دیدگاه علامه درباره روز ظهور نیز برای ما صحبت بفرمایید. و اینکه
به نظر ایشان ظهور در چه زمانی واقع خواهد گردید؟

هنگامی که حضرت ظهور می کند، تبعیت از حق است که موجب می شود بعضی از آن حقایق
روشن شود و آمدن حضرت نیز برای همین است. علامه در همان کتاب می فرماید: «قرآن کریم
در چندین آیه مژده چنان روزی را به اهل حق و حقیت می دهد. و می گوید، چنانچه به
انبیاء سلف خبر دادیم، سرانجام دنیا به کام اهل تقوی خواهد بود. و روزی خواهد رسید
که معبود دیگری جز خدای یگانه در محیط بشریت خودنمایی نکند و جز دین و آیین حق در
عالم انسانی حکومت ننماید و نشانه ای از رذایل اجتماعی نماند. و سنت قطعیه (اخبار
نبی اکرم(ص) و اهل بیت(ع) نیز همین معنا را مشروحاً بیان کرده و این دوره انسانی و
آغشته به سعادت را روز ظهور و پس از ظهور مهدی(عج) معرفی می نماید».

مشابه این سخن علامه، حدیثی از امام باقر(ع) نقل می کنیم: حمران بن اعین در خدمت
امام باقر(ع) عرض کرد: یابن رسول الله، دولت حق شما چه زمانی ظاهر می شود؟ حضرت
فرمودند:

«ای حمران، شما از احوالات افراد روزگار خودت می توانی بفهمی که حضرت ظهور می کند
یا نه. حضرت ادامه می دهند: عالمی بود، به فرزندش می گفت: من به آخر عمر خود
رسیده ام، بیا تا این علم خود را به تو یاد دهم. او توجهی به علم پدر نکرد. بالاخره
موقعی که خواست از دنیا برود به پسرش گفت: پسرم، من هر چه خواستم به تو بیاموزم، تو
نخواستی از من بهره بگیری ولی همسایه آمد پیش من و من یک سری چیزهایی به او یاد
داده ام هر موقع گرفتار شدی برو و از او بپرس. آن عالم از دنیا رفت بعد از مدتی
حاکم وقت، خوابی دید. و برای تعبیر آن خواب کسی را خواست. گفتند: کسی نیست. فقط
شخصی بوده و از دنیا رفته، پسری دارد که جانشین اوست. حاکم پسر را احضار کرد. آن
پسر ترسیده رفت سراغ همسایه و ماجرا را برای او تعریف کرد. همسایه به او گفت، چیزی
نیست شاه خوابی دیده و تو وقتی نزد او می روی از تو یک کلمه می پرسد و تو در جواب
می گویی سال، سال گرگ است. بعد حاکم به تو پاداش و هدایای زیاد می دهد. پسر با
شنیدن این سخن خوشحال شد و قول داد که آن پاداش را خواهد آورد و با او شریک خواهد
شد. پسر به حضور حاکم رفت و در جواب حاکم گفت: سال، سال گرگ است. هدایا را دریافت
کرد. بعد با خود گفت چه لزومی دارد که اینها را با همسایه شریک شوم. خودم همه را
استفاده می کنم. از همانجا تصمیم گرفت که سراغ همسایه نرود. تا اینکه سلطان خواب
دوم را دید. و باز او را خواست. پسر با خود اندیشید که بدقولی کردم ولی از طرف دیگر
جان خود را در خطر می دید، بنابراین رفت به سراغ همسایه و گفت، نفس بر من غلبه کرد
و نشد که نزد شما بیایم و به قولم عمل کنم. ولی شما مرا نجات بدهید. همسایه گفت،
این بار به قولت وفا می کنی؟ گفت: بله، این دفعه همه اش را می دهم به شما. همسایه
گفت: همه اش را نمی خواهد بدهی. مقداری هم به من بدهی، کافی است. همسایه ادامه داد:
این بار می روی نزد شاه، خوابی دیده است. در تعبیر خواب می گویی، امسال سال میش
است. رفت، جوایز را گرفت، مردد بود که برود نزد همسایه یا نه، یک قدم برمی داشت بعد
برمی گشت

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.