پاورپوینت کامل امام مهدی، غیبت و چایگاه ما ; گفت وگو با حجت الاسلام و المسلمین حبیب الله رهبر ۱۰۱ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل امام مهدی، غیبت و چایگاه ما ; گفت وگو با حجت الاسلام و المسلمین حبیب الله رهبر ۱۰۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۰۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل امام مهدی، غیبت و چایگاه ما ; گفت وگو با حجت الاسلام و المسلمین حبیب الله رهبر ۱۰۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل امام مهدی، غیبت و چایگاه ما ; گفت وگو با حجت الاسلام و المسلمین حبیب الله رهبر ۱۰۱ اسلاید در PowerPoint :
۱۵
حضرت حجت الاسلام و المسلمین شیخ حبیب الله رهبر از جمله کسانی هستند که روح و عشق
و پیوند با حضرت مهدی(ع) را در میان جوانان شهر اصفهان خاصه طلاب حوزه علمیه ترویج
می دهند. ایشان مدت ۱۵ سال در تحصیل سطح خارج فقه از محضر آیات عظام گلپایگانی، شیخ
هاشم آملی، مرتضی حائری یزدی و وحید خراسانی، و در آموختن فلسفه از درس خواجه
انصاری شیرازی و حاج آقا رضا صدر بهره گرفته اند. این مدرس اخلاق در حال حاضر به
تدریس فلسفه و معارف و تفسیرقرآن در حوزه علمیه اصفهان مشغول و عهده دار مسئولیت
سازمان تبلیغات اسلامی ذوب آهن می باشند. و حتی در آنجا هم کرسی درس را تشکیل
داده اند و خارج فقه تدریس می نمایند. جلسات ایشان با نام و یاد حضرت امام زمان(ع)
شروع و خاتمه می یابد و اشک روان مشتاقان در پای منبر و درس ایشان زینت بخش جلسات
می باشد. این همه موجب بود تا به گفت وگویی صمیمانه با ایشان بنشینیم که حاصل
آن را به حضور خوانندگان محترم موعود تقدیم می کنیم.
لطفاً در ابتدا برای ما درباره وجود حضرت مهدی(ع) و باور به ایشان بفرمایید که چرا
این موضوع در زمره ضروریات دین اسلام است؟
مسئله وجود مقدس امام زمان(ع) از ضروریات اسلام است، اینکه می گوییم از ضروریات
اسلام، نه از ضروریات شیعه، یعنی همه فرق اسلامی، متفقند که در آخرالزمان مهدی
موعود(ع) خواهد آمد.
حتی از آیات قرآن استفاده می شود که مهدی، مخصوص اسلام نیست و وجود مقدس امام
زمان(ع) مهدیّ امم است. امت های دیگر هم وعده آمدن مهدی(ع) را در آخرالزمان خبر
داده اند از جمله آیه ای که در ابتدا آمد.
بنابراین تمام پیغمبران صاحب شریعت و غیر صاحب شریعت، آنهایی که مروج شریعت قبلی
بوده اند، در آخر به امت هایشان وعده می دادند که اگر آن آرمانی که ما در نظر
داشتیم تحقق پیدا نکرد در آخرالزمان تحقق پیدا خواهد کرد. اما اعتقاد به این مسئله
در اسلام مانند اعتقاد به پیامبر و امامان(ع) است. ما از کجا به وجود پیغمبر و
ائمه(ع) علم پیدا کرده ایم؛ جز از راه تاریخ و روایات؟ ما که زمان پیغمبر را درک
نکرده ایم، چطور وجود و بعثت پیامبر(ص) برای ما امری قطعی است. در مورد ائمه(ع) هم
همان طور است که وجود ائمه دیگر(ع) را اثبات می کنیم که از راه تاریخ و روایات است.
بیشتر از این مقدار در مورد امام زمان(ع) روایت داریم. حتی ما کتاب هایی داریم که
قبل از ولادت امام زمان(ع) نوشته شده از قبیل غیبت نعمانی. اینها روایاتی را که
پیغمبر درباره مهدی موعود(ع) خبر داده اند جمع آوری کرده اند و به صورت کتاب در
آورده اند و در مورد اصل وجود امام زمان(ع) یک بحث است که امام چه نقشی در عالم
هستی دارد. یک نکته این است که امام واسطه فیض است؛ یعنی فیض از مبدأ فیاض بدون
واسطه لایق به ماسوی نمی رسد. و بر این مطالب دلیل عقلی و برهان فلسفی داریم. برای
اینکه « أبی الله ان یجری الامور الا باسبابها؛ خدا هر کاری را در این عالم با
اسبابش انجام می دهد.» فیض هم از مبدأ فیاض باید یک واسطه و سببی باشد که شایستگی
دریافت فیض را داشته باشد و بعد از گرفتن فیض به ماسوی برساند. از این ارتباط به
ربط بین حادث و قدیم تعبیر می کنند. یک رابطی می خواهد که ماسوی را به قدیم (یعنی
خداوند تبارک و تعالی) ارتباط دهد و این واسطه باید دو جنبه داشته باشد: یک جنبه
«یلی الربی؛ از جانب پروردگار» که فیض را دریافت کند و یک جنبه «یلی الخلقی؛ به سوی
مخلوقات» که فیض را توزیع کند. بنابراین اگر در دعاها و روایات ما آمده است:
بیمنه رزق الوری و ببقائه بقیت الدنیا و بوجوده ثبتت الأرض و السماء.
[به میمنت او خلایق روزی داده می شوند و به واسطه وجود او زمین و آسمان برجا
ایستاده است.]
همواره ما برای این مضامین برهان داریم که بالاخره باید یک رابطی باشد. بدون رابط
نمی شود عالم طبیعت را با ربّ متعال ارتباط داد و وجود امام عمده ترین نقشش واسطه
فیض است؛
أین السبب المتّصل بین الأرض و السّماء.
[کجاست آن عامل اتصال میان زمین و آسمان.]
و اما اینکه گاهی به عنوان یک شبهه در اذهان القا می کنند که: چه کسی از ولادت امام
زمان(ع) خبر داده جز یک زن به نام حکیمه خاتون؛ اینها مغلطه ای است که دشمنان اسلام
و شیعه داشته اند. اصل ولادت را یک زن نقل نکرده. معمولاً، مخصوصاً در قضیه ولادت
حضرت مهدی(ع) دشمنان در پی آن بودند تا نگذراند آن مهدی که پیغمبر خبر داده بود به
وجود بیاید، و مترصد بودند. و زمان های سابق معمولاً تنها زن قابله و کمک کاران او
از کیفیت ولادت خبر داشته اند و پس از تولد اگر شخصیت مهمی بوده باشد همه شهر
می فهمیدند. پس درباره اصل وجود مقدس امام زمان(ع) روایات بی حد و حصری داریم که
عرض کردم خیلی از آنها از طریق عامه و اهل سنت است و این مربوط به کیفیت ولادت است
که در آن شب چه حادثه ای واقع شد، و آن را حکیمه خاتون نقل کرده است.
و چند جهت درباره امام زمان(ع) هست؛ یکی امکان طول عمر، چون از طرفی روایاتی داریم
که فرموده اند: انکار کنید کسی را که مدعی رؤیت است، و از طرفی ما بسیاری از بزرگان
خبر از تشرف به حضور آن حضرت(ع) داده اند. و اینکه جمع بین اینها چگونه است.
گاهی جوانان ما از طول عمر حضرت مهدی(ع) می پرسند، چه پاسخی در این باره می شود
ارائه کرد؟
مسئله طول عمر را اول باید ببینیم ممکن است یا ممتنع(غیر ممکن). قطعاً ممتنع
نیست. وقتی ممکن شد، خدای متعال هم که قادر مطلق است، قدرت هم که به امر ممکن تعلق
می گیرد بنابراین امکان طول عمر از نظر عقلی هیچ مشکلی ندارد. از نظر طبیعی و علوم
روز هم که ثابت شده که اگر کسی آگاهی کامل به حفظ صحت، بهداشت، اسرار خوراک، و
اسرار زیست شناسی داشته باشد، زنده می ماند. پیری یک امر عارضی است، یک علل طبیعی
دارد. اگر کسی این علل طبیعی را پیشگیری کند، یعنی آشنایی کامل به حفظ صحت داشته
باشد، دنیای علم می گوید چنین کسی ممکن است سالیان سال عمر طولانی بکند. و حتی
دانشمندی می گوید که آن ملکه ای که در کندوی عسل است، زنبورانی که مأمور تهیه غذا
هستند، شیره ای به نام «ژله رویال» برای ملکه درست می کنند. اگر غذاشناسی انسان به
پای زنبور عسل برسد، ده ها هزار سال ممکن است عمر کند که بیشترش را جوان باشد، این
را علم می گوید و خلاصه پیری چیزی جز فرسودگی سلول های بدن نیست و اگر کسی آشنایی
کامل داشته باشد ممکن است از راه طبیعی نه از راه اعجاز عمرش طولانی بشود.
این یکی، وانگهی می گویند «اقوی دلیل علی شیء وقوعه؛ یعنی قوی ترین دلیل بر وجود
چیزی این است که واقع شده.» و در طول تاریخ گذشته ما معمرین( کسانی که عمر طولانی
کرده اند) داشته ایم.
افرادی که دو هزار و سه هزار سال عمر کرده اند. از نظر قرآنی اگر کسی به ما ایراد
بگیرد ما می بینیم که خداوند راجع به حضرت نوح می فرماید، ۹۵۰ سال در قومش درنگ کرد
و دعوت کرد، حالا در چند سالگی به نبوت رسیده؟ راجع به حضرت یونس می گوید: «فلو لا
أنّه کان من المسبّحین للبث فی بطنه إلی یوم یبعثون؛ یعنی اگر جزء تسبح کنندگان
نبود و بر ذکر یونسیه (لا إله إلّا أنت سبحانک إنّی کنت من الظالمین) مداومت نداشت،
در دل ماهی تا روز قیامت درنگ می کرد.» پس امکان طول عمر حتی تا قیامت در قرآن
تصریح شده است.
بنابراین نه از نظر عقلی، نه ازنظر وقوعی مشکلی نداریم. در جلد ۱۳ بحارالانوار
قسمتی اختصاص دارد به معمرین تاریخ. وانگهی طبق تصریح آیه قرآن ما اعتقاد داریم
حضرت عیسی زنده است. خضر (عبد صالح) زنده است، و الیاس نیز زنده است. ما افرادی
داریم که اینها چندین برابر عمر امام زمان(ع) عمر کرده اند. پس طول عمر مسئله ای
غیر طبیعی نیست ولی مسئله ای است غیرعادی. اگر از نظر اعجاز بخواهیم؛
خدایی کاین جهان پاینده دارد
تواند حجتی را زنده دارد
آیا در گذشته و در میان انبیا و اوصیای الهی(ع) سابقه غیبت از مردم را می توان
سراغ گرفت؟
از نظر غایب بودن، به گونه ای که کسی در بین مردم باشد و زندگی کند و مردم او را
نبینند یا نشناسند، باز در بین انبیا عده ای بوده اند که مدتی از چشم امتشان غائب
بودند. حضرت موسی(ع) از وقتی که رفتند پیش حضرت شعیب(ع) از بنی اسرائیل خبر
نداشتند. حضرت موسی بود، ولی از او خبر نداشتند. حضرت یوسف(ع) زنده بود، پدرش هم
خبر داشت ولی نمی دانستند کجا است؟ این غیبت بود یعنی از انظار عده ای غایب باشند،
ولو عده ای او را ببینند. حضرت صالح پیغمبر(ع) مدتی غایب شد که وقتی برگشت امت او،
او را نمی شناختند. در میان اوصیای پیامبران نیز، حضرت موسی دوازده وصی داشتند که
زن موسی با وصی اول او مخالف بود، مانند عایشه با حضرت علی(ع). و وصی دوازدهم نیز
۴۰۰ سال از انظار غایب بود. پس مسئله غیبت مشکلی نیست. وانگهی مگر مردم امام
زمان(ع) را یکبار دیده اند که ببینند و بشناسند. حضرت(ع) قدرت ولایت دارد و تصرف در
دید افراد می کنند. معروف است که می گویند شیخ بهایی انگشتری داشتند که وقتی آن را
برمی گرداند کسی او را نمی دید و وقتی دوباره برمی گرداند همه او را می دیدند. خوب
امام که حجت خداست نمی تواند در دید افراد تصرف کند؟ مثلاً من و شما امام زمان(ع)
را ببینیم ولی نشناسیم. به صورت دیگری امام در جامعه هستند ولی برای شناختن اولاً
افراد باید یکبار امام را دیده باشند تا بشناسند. ثانیاً امام(ع) تصرف در دید
دیگران می کنند. پس غیبت هم مسئله قابل ردّی نیست که بگوییم چطور فردی ۱۲۰۰ سال
زندگی کند و مردم او را نبینند؟ چرا عده ای دیده اند ولی همه ندیده اند، دیدن همه
شایستگی و لیاقت می خواهد.
اما درباره مسئله امکان رؤیت ما روایتی از خود امام زمان(ع) داریم به آن نماینده
آخرشان «علی بن محمد سیمری» که فرمودند: بعد از این مرا نخواهی دید و کسی اگر ادعای
مشاهده بکند «کذّبوه؛ او را تکذیب کنید» او کذاب است. از طرفی ما می بینیم عده ای
از بزرگان مثل سید بن طاووس، شیخ انصاری و مقدس اردبیلی که در ایمان و صداقت آنها
کسی تردید ندارد، ادعا کرده اند که ما امام زمان(ع) را دیده و شناخته ایم. و جمع
بین این دو این است که آنجا که حضرت(ع) به علی بن محمد می گویند؛ یعنی این گونه که
تو مرا می بینی دیگر کسی مرا نمی بیند. یعنی به عنوان نائب خاص که از مردم پیغام
می آوری و من پیغام می دادم رؤیت دیگر این گونه ممکن نیست ولی از آن طرف روایاتی هم
داریم که خواصّ از موالی (شیعه و دوستان ما) در زمان غیبت می توانند خدمت حضرت
برسند، بنابراین ادعای این بزرگان دلیل بر وقوع است. خود روایات تعبیر دیگری دارد،
می گوید «من ادّعی المشاهده» یعنی اینکه کسی بخواهد دکانی باز کند و عده ای را دور
خودش جمع نماید. نوعاً کسانی بوده اند که حضرت را دیده اند یا شناخته اند اما
اگرشخص دیگری متوجه شده، سپرده اند تا زنده ایم به کسی نگویید.
چرا امام زمان(ع) به غیبت رفتند و اکنون باید غایب باشند؟
جناب خواجه نصیر طوسی در عبارت لطیفی در کتاب تجرید الاعتقاد می فرماید: «وجوده
لطف و تصرفه لطف آخر و عدمه منّا» یعنی وجود امام از جانب خدا لطفی است که امام در
عالم تکوین واسطه فیض است. حالا نقش امام در عالم تشریع که چه اضافاتی از پشت پرده
می کند و دل های مستعد را رهبری می کند خود بحثی است که نمی خواهیم وارد شویم. نقش
عمده امام ولایت است و ولایت یعنی امام دل های مستعد را غیر مستقیم به سوی خدا سوق
می دهد و تصرفش در دین و دنیای مردم لطف دیگر است. در این مورد دیده ایم یکی از
مدارک احکام ما اجماع علما است و اجماع را هم ما وقتی حجت می دانیم که کاشف از قول
معصوم(ع) باشد، یعنی به یک نحوی امام در بین آن اجماع کنندگان دخالت کند و اگر بر
خلاف اتفاق کردند به عنوان یک مخالف نمی گذارند آن اجماع منعقد شود.
ولی غیبتش از جانب ما است. ما شایستگی نداریم. ائمه دیگر(ع) که آمدند، افراد
استعداد نداشتند یا عده ای اهل ظلم و جور و معصیت بودند بنابراین وقتی امام
می خواست عدالت و احکام اسلام را پیاده کند مخالفت می کردند و ممکن بود در معرض خطر
واقع شوند و به قتل برسند. کما اینکه ائمه دیگر(ع) ما یا مسموم شدند یا مقتول که
فرمودند: «ما منّا إلّا مسموم او مقتول.»
خدا می خواهد این آخرین حجت را نگهدارد تا افراد مستعد در آخرالزمان بیایند و
قابلیت پیدا کنند و ضمناً عده ای مورد آزمایش و امتحان قرارگیرند. خود مسئله غیبت
آزمایش است. یک وقت مثلی در مورد لیاقت افراد می زدند: اینکه لامپی سر کوچه بزنند،
مردم بشکنند. لامپ دومی بزنند و باز بشکنند. لامپ سوم همین طور. اگر لامپ دوازدهم
را هم بزنند مردم می شکنند. پس می گویند، حالا که شما لیاقت و شایستگی ندارید از
نور استفاده کنید، ما آن را نگه می داریم تا وقتی رشد کنید و بتوانید از این نور
استفاده کنید. اما چراغ هدایت است. وقتی مردم لیاقت ندارند، او را نگه می دارند تا
وقتی لیاقت پیدا کردند و آشنایی و استعداد، آن وقت آن چراغ هدایت را می آورند بین
مردم.
آیا به عنوان مثال نمی شد که خداوند برای امام حفاظی قرار دهد تا به او آسیبی
نرسد ولی در بین مردم آشکار و شناخته شده باشد؟
بالاخره لیاقت و شایستگی می خواهد. وقتی امام باشند، نور باشد ولی مردم نخواهند
استفاده کنند، مانند شب پره است که از نور خورشید پنهان می شود. امام به قدرت الهی
محفوظ هم باشند ولی چون عالم، عالم اسباب است و باید روی حساب اقتضا، عرضه و تقاضا
باشد. آب را از نظر حکمت باید به آدم تشنه داد که قدر آن را می داند. وقتی کسی قدر
آب را نمی داند، آب را به او دادن خلاف حکمت است. حکمت الهی ایجاب می کند که مردم
باید آمادگی و لیاقت داشته باشند تا این آب حیات معنوی در اختیارشان قرار گیرد.
یکی از القاب امام زمان(ع) در روایات لفظ حجت است. لطفاً در مورد معنا و مفهوم
لغوی حجت توضیح دهید.
حجت یعنی آنچه که دلیل است، اصلاً حجت به معنای دلیل است. «ما یحتجّ به؛ یعنی
انچه به وسیله آن احتیاج می شود و دلیل آورده می شود.» امام حجت در بین مردم است.
در قرآن داریم: «و لله الحجه البالغه». حجت یعنی یک انسان نمونه که به افراد دلیل
تمام شود که می شود به طور انسانی زندگی کرد. می شود انسان ارتباط با خدا داشته
باشد، می شود امانت را، راستگویی را، عدالت را رعایت کند و در تمام امور روی خط
فرمان الهی حرکت کند. خب اگر دیگران بگویند نمی شود و ما نمی توانستیم امام حجت
است، دلیل است و دلیل آنها را از کار می اندازد.
مثلاً درباره غیر امام، ما می بینیم که آسیه زنی است، و زن فرعون است. اگر زنان
دیگر در قیامت به خدا بگویند محیط اجازه نمی داد، ما می خواستیم پاکدامنی، تقوا،
عدالت، عفت و عصمت را رعایت کنیم ولی محیط غالب بوده بر ما، خداوند، آسیه را به
عنوان حجت به رخ آنها می کشد. یا مثلاً مؤمن آل فرعون را که اینها در زمان فرعون
بودند و از اطرافیان او ولی ایمان آوردند. این دلیل آنها را که می گویند محیط ما را
مجبور کرد از کار می اندازد، امام هم حجت است به این معنا که می تواند انسان زندگی
کرد، هرچند که محیط نامساعد باشد، به این معنا حجت گفته می شود.
با توجه به اینکه هر کس برای خود حجتی دارد، واقعی یا خیالی، بشر امروز در قرن
بیست ویکم چه حجتی دارد، و با چه دلیلی می تواند احتجاج و استدلال کند؟
منظور شما زندگی صحیح اسلامی است. کلاً در زندگی بشریت عقل یک حجت است. حجت
باطنی. منتها این حجت باطنی کافی نیست. زیرا اگر کافی بود ما دیگر نیازی به دین و
پیغمبر و وحی نداشتیم. در زمانی که حجت ظاهر که امام معصوم(ع) است از انظار غائب
است، نواب امام همان کار را انجام می دهند. یعنی ما می بینیم مراجع تقلید که تالی
تلو معصوم
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 