پاورپوینت کامل تاریخ فراموش شده! ۵۸ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل تاریخ فراموش شده! ۵۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل تاریخ فراموش شده! ۵۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل تاریخ فراموش شده! ۵۸ اسلاید در PowerPoint :

عهد و عصر حضرت ابراهیم(ع)، نقطه عطف مهمّی در سیر و سفر انسان بر زمین و حضور مستضعفان است. در این عهد، در کنار مجاهدت های بزرگ حضرت علیه مستکبران و ملائین و مترفین، دو شاخه مهم از درخت وجودی حضرت سر برآورد، بنی اسرائیل و بنی اسماعیل، مستکبران در حیثیتی جدید، سازمان یافته، مجرّب، مسلّح، به تمامی خود را مهیا کردند تا در برابر بنی اسماعیل، یعنی مستضعفینی قد کشیده با حذف کامل این گروه، آقایی و استیلای خود را در قالب نظام سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تثبیت کنند.

تذکر درباره تاریخ مغفول و فراموش شده، تذکر درباره شجره مبارکه ابراهیم و آل ابراهیم، یعنی محمّد و آل محمّد(ص) است. سرآغاز تولّد و تأسیس اسلام در «حجاز» و در صحن «مسجد الحرام» و ظهور امامت سلسله صالحان از این شجره که گستره اش همه تاریخ، همه زمان و همه مکان را درمی نوردد. در این فراز از دعای ندبه می خوانیم:

«وَ بَعْضٌ اتَّخَذْتَهُ لِنَفْسِک خَلِیلا؛

و بعضی را برای خود دوست و صمیمی گرفتی.»

حضرت ابراهیم خلیل الرحمان(ع)، در نقطه عطف دیگری از تاریخ سیر و سفرشان در زمین، از قبیله مستضعفان سر برآورد تا با درهم شکستن بساط ملایین و مترفین، رسم استکبارورزی و بت پرستی طواغیت مستضعفان را رهایی ببخشد.

این بار نیز، مستکبران گرد هم آمده و با فراهم کردن آتشی بزرگ سعی در امام مستضعفان کردند. خلیل الله عنوان و امتیاز ویژه این نبی و رسول مکرّم(ص) بود. در توصیف ایشان، خداوند فرمود:

«وَ مَنْ أَحْسَنُ دیناً مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ وَ اتَّبَعَ مِلَّهَ إِبْراهیمَ…؛۱

دین و آیین چه کسی بهتر است از آن کس که خود را تسلیم خدا کند و نیکوکار باشد و پیرو آیین خالص و پاک ابراهیم گردد و خداوند، ابراهیم را به دوستی خود انتخاب کرد.»

حضرت علی بن موسی الرضا(ع) در روایتی درباره عنوان خلیل برای آن پیامبر گرامی می فرمایند:

«إِنَّمَا اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْراهِیمَ خَلِیلاً لِأَنَّهُ لَمْ یرُدَّ أُحَداً وَ لَمْ یسْألْ أحداً قطُّ غیر اللّه تعالی؛۲

خداوند، ابراهیم را به عنوان خلیل خود انتخاب کرد؛ زیرا هرگز تقاضا کننده ای را محروم نساخت و هیچ گاه از کسی غیر خدا تقاضایی نکرد.»

عهد و عصر حضرت ابراهیم(ع)، نقطه عطف مهمّی در سیر و سفر انسان بر زمین و حضور مستضعفان است. در این عهد، در کنار مجاهدت های بزرگ حضرت علیه مستکبران و ملائین و مترفین، دو شاخه مهم از درخت وجودی حضرت سر برآورد، بنی اسرائیل و بنی اسماعیل، مستکبران در حیثیتی جدید، سازمان یافته، مجرّب، مسلّح، به تمامی خود را مهیا کردند تا در برابر بنی اسماعیل، یعنی مستضعفینی قد کشیده با حذف کامل این گروه، آقایی و استیلای خود را در قالب نظام سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تثبیت کنند.

سرآغاز امامت صالحان

امام صادق(ع)، در «دعای ندبه»، پس از ذکر عهد نوح(ع) و سرانجام قوم طغیانگر و ناسپاس، متذکر سوّمین نقطه عطف از تاریخ طایفه و قبیله صبغه الله، یعنی عهد ابراهیم خلیل الرّحمان(ع) می شوند. از منظر اهل معرفت و دیدگاه عرفانی، هستی و جمله آفریده های خداوند، محلّ ظهور اسماء و صفات حضرت حق تعالی است. در جهان هستی با مراتب تفکیکی، هر مظهری تقدّم و تأخّر خود را از تقدّم و تأخّر اسمی که مظهر آنست، اخذ می کند. از این رو، هیچ یک از مراتب، به تنهایی واجد تمامی صفات حق تعالی نیست؛ بلکه هر مرتبه ای از مراتب متعدد هستی، نشانه و آیتی الهی یا اسمی از اسماء حضرت حق تعالی است.

اسم جامع تمامی اسماء و صفات، اسم شریف «الله» جلّ و علا است. این اسم اعظم نیز مانند سایر اسماء احتیاج به مظهر دارد و آن مظهر، از حیث وسعت وجودی می بایست محیط بر همه مظاهر باشد. حقیقت مقدّس محمّدی(ص) مظهر جامع اسم «الله» است؛ به همان گونه که اسم شریف «الله» در حقیقت و مرتبه بر همه اسماء مقدّم و بر جمیع اسماء، تجلّی نموده است، مظهر این اسم جامع که انسان کامل محمّدی(ص) است، بر همه مظاهر دیگر الهی مقدّم بوده و می تواند به طول کامل مرآت حق نما باشد.

هیچ یک از انبیاء از این منصب برخوردار نیستند؛ زیرا آنان اگرچه مظهر تجلّیات اسماء و صفاتی هستند؛ امّا مقام نبی ختمی مرتبت، مقام ولایت مطلقه است که بر همه اشیاء احاطه دارد.

انسان کامل محمّدی(ص) آینه تمام نمای همه اسماء و حسنا و صفات عالی است.

در میان کتب آسمانی پیش از قرآن، دو کتاب از برتری بیشتری برخوردارند و آن دو، «تورات» و «انجیل» است. بدیهی است که این دو کتاب آسمانی همانند هم نبوده، بلکه تمایزات و تفاوت هایی با یکدیگر دارند. زیرا در غیر این صورت، هر کدام از دیگری کفایت می نمود. بر حسب مقامات حضرت موسی(ع)، تورات، مظهر ظاهر بوده و به جهان های ظاهری و جسمانی بیشتر توجّه نموده و در مقابل، به مقتضای مقام عیسی(ع)، انجیل مظهر باطن بوده و به جهان های باطن و روحانی بیشتر نظر داشته است؛ ولی به تناسب، جامعیت مقام رسول خاتم(ص)، قرآن جامع کمالات ظاهر و باطن بوده و به هر دو روی جهان، ظاهر و باطن، آن چنان که شایسته و بایسته است توجّه دارد و امور دنیا و آخرت را توأم برعهده می گیرد.۳

بر این اساس، قرآن کامل ترین کتاب ها و شریعت آن، شریف ترین شریعت هاست، تمامی کلمات وجودی را در بر دارد و از این رو، به «جوامع الکلم» تعبیر شده است.۴ به دلیل آنکه قرآن دارای جمیع مراتب کمالی است و به دیگر سخن، خلاصه کتب الهی که بر انبیاء(ع) نازل شده، بر قلب خاتم الانبیاء(ع) نازل شده است.۵

بر هیچ کس پوشیده نیست که خداوند متعال، یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر برای هدایت بندگان خود برگزیده و ارسال کرده است، امّا از میان این همه، تنها از وقت و عهد پیامبرانی خاص به عنوان نقطه عطف مهم از تاریخ بشر یاد کرده شده و ادعیه و زیارات به نحو خاص، در هنگام تعلیم پیروان دین خاتم و عرضه شناخت فرهنگی به ایشان بر این نقاط عطف، تأکید و درباره اش سخن می گویند.

شاید بتوان اعلام داشت هر یک از این نقطه عطف ها، بیانگر مرحله ویژه ای از سیر اکمالی دین و رشد ظرفیت وجودی بشر برای دریافت پیام آسمانی است. مراحلی که پی در پی تا تجربه دین جهانی، کتاب کامل و پیامبر جهانی، کاروان و طایفه نورانی صبغه الله را به پیش می رانند. از این رو، هر یک از انبیاء، میراث دار پیامبران پیشین و منتقل کننده همه مواریث به انبیاء و اولیاء بعد از خود هستند؛ در حالی که هر یک نیز محل و مظهر یکی از اسماء خاصّ خداوند بودند.

یهودیان، در ادّعای بقای دین موسی(ع) در شاخه بنی اسرائیل، در تحریفی آشکار، حضرت اسحاق(ع) را به عنوان ذبیح معرفی و بر آن پای فشردند در حالی که از شجره طیبه حضرت ابراهیم و آل ابراهیم(ع) و از نسل حضرت اسماعیل(ذبیح الله)، شاخه امامت و خلافت دائمی قد کشیده و به برگ و بار می نشست.

بنی اسرائیل، به رغم آگاهی درباره کوتاه بودن شاخه پیامبران بنی اسرائیلی و خاتمه یافتن آن، در عهد نبوّت و رسالت حضرت عیسی(ع)، از روی حسد درباره اسماعیل(ع) و آل محمّد(ص) از نسل اسماعیل(ع) کین ورزیدند: قرآن در «آیه کریمه ۵۴ از سوره نساء» می فرماید:

«أَمْ یحْسُدُونَ النَّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَینا آلَ إِبْراهیمَ الْکتابَ وَ الْحِکمَهَ وَ آتَیناهُمْ مُلْکاً عَظیما؛۶

یا اینکه آنها به مردم (به پیامبر و آلش) به خاطر آنچه خداوند از فضلش به آنها داده، حسد می ورزند؟ همانا ما به خاندان ابراهیم، کتاب و حکمت دادیم و آنها را حکومتی عظیم عطا کردیم.»

این حسد ورزیدن بنی اسرائیل، تکرار غبطه خوردن حضرت آدم(ع) درباره مقام محمّد و آل محمّد(ص) بود که به رغم نهی خداوند درباره نزدیک شدن به شجره ممنوعه، تحت القاء و فریب ابلیس بدان نزدیک شد و لاجرم استحقاق و استعداد دور شدن از بهشت حضور و هبوط به فرش زمین را یافت. در نقطه عطف دیگر، بنی اسرائیل، فریفته شده و درباره بنی اسماعیل (محمّد و آل محمّد(ص)) حسد ورزیدند. بی تردید، این عمل، آنان را مستعدّ و مستحقّ دور شدن از مقام و موقعیت اعطایی خداوند می ساخت.

همین شهوت خلافت و جانشینی، در اثر وسوسه شیطانی، بر جان قابیل نیز کارگر افتاده بود، آن زمان که از مقام وصایت و خلافت حضرت هابیل و جانشینی او (پس از آدم(ع)) مطّلع شد و کمر به قتل آن مظلوم بست.

به استناد آیات و بسیاری روایات، امامت و نبوّت محمّد و آل محمّد(ص)، بر تنه قد کشیده و استوار ابراهیم، خلیل الرّحمن استوار گشته است.

در قرآن کریم، هفت جا به شجره مبارکه اشاره شده است. خداوند در «آیه ۳۵ از سوره نور» می فرماید:

«اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کمِشْکاهٍ فیها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ فی زُجاجَهٍ الزُّجاجَهُ کأَنَّها کوْکبٌ دُرِّی یوقَدُ مِنْ شَجَرَهٍ مُبارَکهٍ زَیتُونَهٍ لا شَرْقِیهٍ وَ لا غَرْبِیه…؛

خدا نور آسمان ها و زمین است و مثل نور او، چون چراغدانی است که در آن چراغی است و آن چراغ در شیشه ای است. آن شیشه گویی اختری درخشان است که از درخت بابرکت زیتونی که نه شرقی است و نه غربی افروخته می شود. روغنش (از شفافیت) گرچه آتشی به آن نرسد، نزدیک است روشنی دهد، روشنی بر روشنی است. خدا هر که ر

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.