پاورپوینت کامل اشراف سیاه و سازمان های مخفی ۷۵ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۱۴۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل اشراف سیاه و سازمان های مخفی ۷۵ اسلاید در PowerPoint دارای ۷۵ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اشراف سیاه و سازمان های مخفی ۷۵ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل اشراف سیاه و سازمان های مخفی ۷۵ اسلاید در PowerPoint :

هیچ کس نمی تواند ادّعا کند قادر به تبیین و تشریح سلسله بلند مجامع مخفی، ارتباط سازمانی این مجامع و نحوه دقیق عملکرد آنهاست. با این همه، با تکیه به بسیاری از قراین و شواهد که عمدتاً حاصل تلاش های مصرّانه برخی از پژوهشگران از جان گذشته است، می توان میان این مجامع مخفی، اشراف سیاه اروپا و به ویژه «انگلیس» و یهود ارتباطی تنگاتنگ یافت.

هیچ کس نمی تواند ادّعا کند قادر به تبیین و تشریح سلسله بلند مجامع مخفی، ارتباط سازمانی این مجامع و نحوه دقیق عملکرد آنهاست. با این همه، با تکیه به بسیاری از قراین و شواهد که عمدتاً حاصل تلاش های مصرّانه برخی از پژوهشگران از جان گذشته است، می توان میان این مجامع مخفی، اشراف سیاه اروپا و به ویژه «انگلیس» و یهود ارتباطی تنگاتنگ یافت.

سابقه نظام و ساختار اشرافی اروپا که آن را با نام آریستوکراسی می شناسیم، بر شالوده نظام فئودالی اروپای غربی استوار است. فرآیندی که به تدریج و با گذار از میان سال ها و قرون تکوین یافت.

نظام فئودالی در اروپای غربی، از قرن پنجم میلادی تا قرن ۱۷ و ۱۸ میلادی و در «روسیه» و شرق اروپا، از قرن نهم میلادی تا نیمه دوم قرن ۱۹ میلادی به عنوان یکی از مهم ترین ویژگی های تمدّن قرون وسطا قابل شناسایی است. زنجیره ای از فرمانروایی جایگزین زنجیره امپراتوری و سنای روم.

«فئو» در لغت، یعنی قطعه زمین و فئودالیسم، نظامی مبتنی بر زمین داری بود.

از میانه قرن چهارم میلادی، امپراتوری روم دیگر قادر به انتظام بخشیدن به امور نبود. شورش بردگان و کشاورزان این امپراتوری را تضعیف کرد.

مالیات های گزاف دهقانان را وادار ساخت تا زمین های خود را به مالکان عمده بفروشند و دهقانان به صورت کوچ نشین در آیند یا وابسته به زمین شده و با زمین خرید و فروش شوند.

فئودالیسم محصول فروپاشی امپراتوری روم بود و جانشین اقتصاد سیاسی مبتنی بر برده داری، که نتیجه این جانشینی هم انحصار مالکیّت خصوصی زمین بود. ایجاد نظام سرف داری و تمرکز قدرت سیاسی، اقتصادی در جامعه روستایی، ایجاد نوعی نظم آریستوکراتیک دائمی، تقسیم اختیارات دولت و تشکیل یک سازمان سلسله مراتبی مشابه در کلیسا بود.۱

خصیصه آغاز نظام فئودالی، در شکل کلاسیک آن، فقدان یک حکومت مرکزی مقتدر و تجزیه و پراکندگی سیاسی است.

اشراف فئودال، هر یک سهم بزرگی از اراضی کشور را در تملّک داشتند. پادشاه یا زمین دار بزرگ (سینیور) این زمین ها را واگذار می کرد و در ازای آن، مالیات یا سرباز و سپاه از فئودال دریافت می کرد.

اشراف فئودال، در رأس سازمانی قرار داشتند که در آن، جامعه عبارت بود از آزادمردان، سرف ها و بردگان. طبقه آزادمردان شامل نجبا، روحانیون، سربازان حرفه ای، صاحبان مشاغل، اکثر بازرگانان و افزارمندان و کشاورزانی می شد که تقریباً با اندک تعهّد یا بی هیچ تعهّدی در مقابل خاندان فئودال، مالک زمین های خویش بودند یا در برابر مال الاجاره نقدی، زمین را از خاوند اجاره می کردند.۲

رعایا، سرف نامیده می شدند و در قرون وسطا به این نظام فئودالی اروپا سرواژ نیز می گفتند.

در رأس سلسله مراتب فئودالی، پادشاه قرار داشت. هر فئودال، ارباب و سالار بود و خادمان (واسال) در خدمت او بودند. هر واسال منطقه ای یا قلعه ای را در تیول خویش داشت و در عوض به ارباب خدمت می کرد. این تیول ها بعداً میراثی قابل انتقال شدند.

فئودال ها برای حفظ سرمایه های خود، (زمین و کشاورزان) قلعه هایی را بنا می کردند که بورگ نامیده می شد، در آن دوران، اساس حیات اجتماعی، در روستا بود و نه شهر، سرزمین به اقطاع های بزرگ تقسیم می شد که هر کدام را یک Fief می خواندند که به یک خاندان نجیب زاده تعلّق داشت. در اینجا، مراد از تعلّق داشتن چیزی بیش از مالکیت صرف بود. در اروپای آن دوره، زمین کالا محسوب نمی شد و خرید و فروش آن نادر بود. رئیس خاندان اشرافی در هر اقطاع که همان ارباب فئودال یا لرد بود و در واقع حاکم، مالک یا مالک الرّقاب زمین بود، بر جان و مال مردم ساکن در آن اقطاع و تمام زمین ها و آب ها و همه ذخایر و منابع تحت الارض و سطح الارض آنجا تسلّط داشت.۳

قصر یا دژ فئودال که دنباله تکامل قلعه حصاردار لژیون های رومی (کاستروم، کاستلوم) کاخ استوار اشراف رومی و قلعه یا بورگ امرای آلمانی بود، بیشتر برای ایمنی و کمتر برای آسایش ساخته می شد.. .. در مرکز قلعه، مستحکم ترین بنا، یعنی خانه ارباب قرار داشت. در اکثر موارد، این خانه به شکل برج مربّع شکل عظیمی بود که از چوب ساخته می شد. تا قرن دوازدهم در ساختمان این قبیل خانه های اربابی، چوب جای خود را به سنگ داده بود و شکل برج نیز مدوّر شده بود تا برای دفاع آسان تر باشد. .. از ساختمان این قبیل برج ها بود که در خلال قرون یازدهم و دوازدهم دژها و قصرهای استوار «انگلستان»، «آلمان» و «فرانسه» پدید آمد و سنگ های غیرقابل تسخیر این دژها بود که شالوده قدرت نظامی خاوند را علیه مستأجران و پادشاه تشکیل می داد.۴

تا اواخر قرن چهارم میلادی، مسیحیان در محرومیت، تنگنا و فشار سیاسی، اجتماعی حاصل از تسلّط امپراتوری روم بودند تا آنکه در سال ۳۹۳ م. مسیحیّت رسمیّت یافت و به تدریج و با طیّ مراتب، مبدّل به بزرگ ترین و اصلی ترین سازمان مذهبی، سیاسی و اجتماعی اروپا در قرون وسطا شد.

در میان نظام فئودالی، کلیسای کاتولیک نیز به تدریج در کنار سایر فئودال ها، مبدّل به فئودالی صاحب قدرت و شوکت شد. گاهی خاوند روستای خاوندی۵ یک اسقف یا رئیس دیر بود. هر چند بسیاری از رهبانان، خودشان تن به کاری می دادند و بسیاری از دیرها و کلیساهای جامع در مکان قلمرو اسقف یا رئیس شریک بودند، با این همه مؤسّسات روحانی بزرگ به کمکی اضافی احتیاج داشتند و این کمک اغلب از کیسه فتوّت پادشاهان و اشراف، به صورت هدایای ارضی یا سهمی از عواید فئودال تأمین می شد. هنگامی که این هدایا متراکم شد، کلیسا بزرگ ترین ملاک اروپا و ارجمندترین سرور سروران فئودال شد. دیر مشهور «فولدا» پانزده هزار دستگاه ویلا و دیر «سن گال» دوهزار سرف داشت. «آلکوین» در «تورخاوند» دارای بیست هزار سرف بود. اسقف های اعظم، اسقف ها و رؤسای دیرها، مناصب خود را از دست پادشاه می گرفتند. آنها مانند دیگر واسل ها با وی بیعت می کردند و صاحب عناوینی مانند دوک و کنت می شدند. آنها سکّه به نام خود می زدند، بر محاکم کلیسایی و اسقفی ریاست می کردند و تمشیّت امور کشاورزی و تدارک نظامی را که از وظایف فئودال بود، متعهّد می شدند.۶

اصل اساسی فئودالیسم عبارت بود از تعهّدهای متقابل؛ سرف یا واسال از لحاظ اقتصادی و نظامی در مقابل خاوند متعهّد بود و به همین نحو خاوند در برابر سرور متبوع یا خاوند عالی رتبه خویش و او هم به نوبت در برابر پادشاه.۷ شاه، خود یک فئودال بود و مقامی تشریفاتی داشت و داور میان دعواهای فئودال ها.

دارایی های دنیوی و حقوق و تعهّدات فئودال کلیسا، در ایجاد تضییق برای مؤمنان مسیحی سبب بدنامی روحانیت، بهانه ای برای بدعت گزاران و منشأیی جهت اختلاف شدید میان امپراتوران و پاپ ها شدند. فئودالیسم، کلیسا را ملوک الطّوایفی کرد؛ درست به همان نحو که در قرن دوازدهم میلادی، کلیسا سازمانی بود فئودال و دارای سلسله مراتبی از تعهّدات خدمت و حمایت متقابل که مورد تصویب اسقفان و زیر نظر سرور سرورانی چون شخص پاپ اداره می شد.۸

اشراف اروپایی برای آنکه شهسوار جوشن پوشیده و کلاهخود بر سر را از دیگری تشخیص دهند، از شیوه رایج میان مسلمانان تقلید کردند. به این معنی که جامه های شخص، لباس های خادمان و همراهان، پرچم ها، زره ها و اسباب و لوازم خویش را با نشانه های مخصوص خانوادگی یا آرم های ویژه اعیانی منقوش می نمودند. از این پس، میان خانواده های نجبا، زبان محرمانه خاصّی پدید آمد که فقط شهسواران و کسانی که کارشان نظارت در بخشیدن نشان ها و آرم های خانوادگی نجبا و شجره آنها بود، آن را می فهمیدند.۹

بعد از این خواهیم دید که این آرم ها و نشانه ها چگونه به عنوان نماد در میان مجامع مخفی، پرچم های دول اروپایی و. .. نمودار شدند.

ابتناء اشرافیّت اروپا بر تبار و نژاد، آن را از سایر موارد مشابه در میان سایر اقوام متمایز می سازد.

مفهوم اشرافیّت (Aristecracy) چنان که از آرای افلاطون و ارسطو در باب حکومت اشرافی برمی آید، اصلاً بر تبار و نژاد والا اطلاق می شود.

معمولاً از سه نوع اشرافیّت در تاریخ اروپا سخن رفته است: یکی اشرافیّت تبار، از نوع اشرافیّت سنّتی «فرانسه» قبل از انقلاب؛ دوم اشرافیّت نظامی، مثل اشرافیّت پروس و سوم اشرافیّت دیوانی که مقامشان مبتنی بر مناصبی بود که به طور موروثی از جانب حکّام به آنها واگذار می شد، مانند بخشی از اشرافیّت حاکم در فرانسه.۱۰ در کشورهایی که دارای اشرافیّت نیرومند بودند؛ حتّی حقّ تغییر شاه یا دودمان سلطنتی از امتیازات اشرافی به حساب می آمد. .. طبقه اشراف با قدمت چند صد ساله می توانستند به خوبی حافظ اقتدار و استحکام نظام باشند.۱۱

شوالیه گری

جریان اشرافیّت فئودالی با درگیر شدن اروپای مسیحی در جنگ های دراز مدّت صلیبی صورتی دیگر یافت. این واقعه باعث بروز پیچیدگی ویژه ای در این نظام گردید. اگرچه پیش از این، عموم فئودال ها برای حمایت از قلمرو خود از قوای نظامی مخصوص به خود و شهسواران و افراد مسلّح نگهداری می کردند و در هنگام درگیری ها وارد جنگ می شدند، امّا چنان که خواهیم دید جنگ های دویست ساله صلیبی، صورت جدیدی از شهسواران را وارد میدان مناسبات اجتماعی و سیاسی اروپا کرد.

اساساً سپاه فئودال را جماعت و صنف سواره نظام تشکیل می داد. .. سواره نظام به منزله بازوی جنگی شوالیه گری بود و اصلاً واژه های کاوالیه،۱۲ شوالیه۱۳ و بالأخره کابالرو،۱۴ همگی از لفظ شوال۱۵ به معنی اسب مشتق می شد.۱۶

از رسوم دیرینه ابتکار نظامی اقوام ژرمن، توأم با نفوذ سارسن ها به «ایران»، «سوریه» و «اسپانیا» و نیز پندارهای مسیحی درباره سرسپردگی و شعائر دینی بود که شوالیه گری ـ آن پدیده ناقص، امّا جوانمردانه ـ نضج گرفت و به درجه کمال رسید.

شهسوار، شخصی بود اصیل زاده، یعنی از خانواده ای صاحب عنوان و ملاک که رسماً در سلک شهسواران پذیرفته شده بود.۱۷

در عالم نظر، شهسوار می بایست یک قهرمان، یک نجیب زاده و آدمی پاکدامن باشد. کلیسا از نظر اشتیاقی که به رام کردن جانوران وحشی دو پا داشت، بنیاد شهسواری را با یک رشته سوگندها و آداب مذهبی در هم آمیخت. شهسوار متعهّد می شد که همواره جز به راستی سخن نگوید، از حقوق کلیسا دفاع کند، به حمایت ضعفا برخیزد، در منطقه خویش صلح برقرار کند و سر در عقب جماعت کفّار گذارد. ..

وفاداری شهسوار نسبت به خاوند متبوع خویش به مراتب الزام آورتر از محبّت پدر و پسر بود. شهسوار حافظ تمامی زنان و مدافع ناموس آنان بود و. ..۱۸

شوالیه گری که در قرن دهم آغاز شد و در قرن سیزدهم میلادی به اوج کمال رسید، از وحشی گری های جنگ های صد ساله۱۹ زیان دید، از نفرت بی رحمانه ای که مایه تشتّت اشراف انگلیسی در جنگ گل ها شد، لطمه ای جانکاه چشید و در لهیب خشم جنگ های مذهبی قرن شانزدهم میلادی، نابود شد.۲۰

هشت دوره طولانی جنگ های صلیبی (۱۰۹۵ ـ ۱۲۹۱ م.) جماعت بزرگی از شهسواران، سرف ها، واسال ها و. .. را در اوج حوادث قرون وسطا به میدان رویارویی با مسلمانان کشید.

آمرزش نامه مخصوص پاپ اوربانوس برای شرکت کنندگان در جنگ، بخشش مالیات ها توسط پادشاهان، بخشش گنهکاران، زندانیان آزاد شده باعث بود تا جمع کثیری از ولگردان نیز به این «قافله مقدّس»۲۱ بپیوندند.

افرادی که از فقری ناگزیر به امان آمده بودند، ماجراجویانی که حاضر ب

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.