پاورپوینت کامل امام و انبیاء ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل امام و انبیاء ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل امام و انبیاء ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل امام و انبیاء ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :
اگر بشنوی مردی که کمال یا کمالاتی دارد، به ناراحتی یا ناراحتی هایی دچار شده، عقل تو را وامی دارد که به یاری اش برخیزی و برای خلاصی او اقدام کنی و اگر نتوانی این کار را انجام دهی، مبادرت به دعا نمایی که برای او فرج و خلاص حاصل شود و شفقّت و اخلاص هم در وجود تو نسبت به او پیدا می شود. اکنون که این مطلب را توجّه کردی، می گوییم: مولای ما حضرت صاحب الزمان(عج)، تمام مرزهای کمال را احاطه کرده و به برترین مراتب جمال و جلال دست یافته است،…
اگر بشنوی مردی که کمال یا کمالاتی دارد، به ناراحتی یا ناراحتی هایی دچار شده، عقل تو را وامی دارد که به یاری اش برخیزی و برای خلاصی او اقدام کنی و اگر نتوانی این کار را انجام دهی، مبادرت به دعا نمایی که برای او فرج و خلاص حاصل شود و شفقّت و اخلاص هم در وجود تو نسبت به او پیدا می شود. اکنون که این مطلب را توجّه کردی، می گوییم: مولای ما حضرت صاحب الزمان(عج)، تمام مرزهای کمال را احاطه کرده و به برترین مراتب جمال و جلال دست یافته است، با این همه او مبتلا به اهل ضلالت و گمراهی است و دورمانده از اهل و عیال و خانه و وطن، و این معنی برای اهل بینش کاملاً روشن است؛ امّا عظمت مصیبت آن حضرت، به مقدار عظمت خود او است و زبان از بیان کمالاتش الکن و اندیشه ها از پرواز به قلّه های رفیع آن ناتوان می باشد. چه خوش گفته اند: آنچه خوبان همه دارند، تو تنها داری.
در روایتی که شیخ حرّ عاملی در کتاب «إثبات الهداه بالنّصوص و المعجزات» از کتاب «إثبات الرجعه» فضل بن شاذان به سند صحیح آورده، چنین می خوانیم:
از امام صادق(ع) است که فرمود:
«هیچ معجزه ای از معجزات انبیاء و اوصیاء نیست؛ مگر اینکه خداوند تبارک و تعالی مثل آن را به دست قائم(ع) ظاهر می گرداند تا بر دشمنان، اتمام حجّت کند».۱
حال که سخن به اینجا رسید، خوب است این مطلب را به نحو تفصیلی تر بیان نمائیم.
۱. شباهت به حضرت آدم(ع)
۱ـ۱. خداوند، آدم را خلیفه خود در تمام زمین قرار داد و او را وارث آن ساخت و در «قرآن» چنین فرمود:
«إنّی جاعلٌ فی اْلاَرْض خَلیفَهً؛۲
من در زمین خلیفه ای قرار می دهم.»
و خداوند حضرت حجّت(ع) را نیز وارث زمین خواهد ساخت و خلیفه خود در زمین خواهد فرمود، چنان که از حضرت ابی عبدالله، صادق(ع) مروی است که در تفسیر آیه:
«وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْض؛ ۳
خدا به کسانی از شما که ایمان آورده اند و کارهای شایسته کرده اند وعده داد که در روی زمین جانشین دیگرانشان کند.»
چنین فرمود:
او، قائم و اصحابش می باشند و هنگام ظهورش در مکّه، در حالی که دست به صورت می کشد، می گوید: «اَلْحَمْد لله الَّذی صَدَقَنا وَعْدَه وَ اَوْرَثَنا اْلاَرْضَ…۴؛
سپاس خدای را که به وعده خود وفا کرد و زمین را به ارث ما درآورد.»۵
و در حدیث مفضّل آمده که: خروج می کند؛ در حالی که ابری بالای سرش سایه افکنده و در آن منادی ندا می کند: این، مهدی، خلیفه خدا است، از او پیروی کنید.
۲ـ۱. از پیامبر(ص) نقل شده که فرمود:
«آدم(ع) آن قدر بر فراق بهشت گریست تا اینکه (اشک) از دو گونه اش مانند آبراه هایی جاری شد.»۶
از امام صادق(ع) نیز همین معنی روایت شده است.۷
حضرت قائم(ع) نیز مانند آدم(ع)، گریه بسیار دارد؛ چنان که در «زیارت ناحیه» از آن حضرت است که خطاب به جدّش، حسین(ع) می گوید:
«شب و روز برایت ندبه می کنم و به جای اشک بر تو خون می گریم».
۳ـ۱. درباره آدم(ع)، آیه نازل شده که:
«و عَلَّمَ آدَمَ الاَسماءَ کُلَّها؛۸
خداوند تمام اسم ها را به آدم تعلیم فرمود.»
و امّا قائم، خداوند آنچه به آدم آموخت، به او نیز آموخته و اضافه بر آن هم مطالب دیگری آموخته است، چه اینکه آدم بیست و پنج حرف از اسم اعظم را آموخته بود ـ چنان که در حدیث آمده استـ و پیغمبر اکرم(ص) هفتاد و دو حرف از آن را آموخت، و تمام اموری که خداوند متعال به پیامبرش داده، به اوصیای آن حضرت نیز داده شده تا به مولای ما حضرت قائم(ع) رسید.
و در خبر صحیح ثقه الاسلام کلینی از حضرت ابی عبدالله، صادق(ع) آمده است که فرمود:
«آن علمی که به آدم(ع) نازل شد، دیگر برداشته نشد و هیچ عالمی نمرده است؛ مگر اینکه علمش را به ارث گذاشته و زمین، بدون عالم باقی نمی ماند.»۹
۴ـ۱. آدم، زمین را با عبادت خدا زنده کرد، پس از آنکه جنّیان با کفر و طغیانشان آن را میرانده بودند.
قائم(ع) نیز زمین را با دین خدا و عبادت و عدالت و برپایی حدودش زنده خواهد کرد، بعداز مردن آن به کفر و معصیت اهل زمین.
در «بحارالأنوار» از حضرت ابوجعفر(ع) درباره آیه:
«یحْیی اْلاَرْضَ بَعْدَ مَوْتها؛۱۰
[خدا] زمین را پس از مردنش زنده می کند.»
فرمودند:
«خداوند عزّوجلّ به وسیله قائم(ع) زمین را بعداز مرگش زنده می گرداند. منظور از مرگ آن، کفر اهل آن می باشد که کافر در حقیقت مرده است».۱۱
و در «وسائل الشّیعه» درباره همین آیه آمده است که حضرت موسی بن جعفر(ع) فرمود:
«به وسیله باران احیا نمی کند؛ بلکه خداوند مردانی برمی انگیزد که عدالت را زنده می کنند و زمین به خاطر احیای عدالت زنده می شود و به درستی که اگر یک حد در زمین برپا شود، سودمندتر است از چهل روز باران.»۱۲
و در همان کتاب از پیغمبراکرم(ص) منقول است که فرمودند:
«یک ساعت امام عادل بهتر است از عبادت هفتاد سال و یک حد که برای خدا در زمین برپا شود، سودمندتر است از چهل روز باران.»۱۳
با این همه، تاکی و تا چند آدم و قائم را با هم مقایسه کنم در حالی که آدم به خاطر قائم خلق شد.
«انَّ اَّلذی خَلَقَ الْمَکارمَ جازها فی صلْب آدَمَ للْامام الْقائم؛
آنکه مکارم اخلاق را آفرید همه را در صلب آدم قرار داد، برای امام قائم.»
۲. شباهت به هابیل(ع)
نزدیک ترین و خویشاوندترین افراد، هابیل را کشت؛ یعنی برادرش قابیل. خداوند متعال در کتاب عزیز خود می فرماید:
«وَاتْل عَلَیْهمْ نَبَاءَ ابْنَیْ آدَمَ بالْحَقّ اذْ قَرَّبا قرْباناً فَتقبّلَ منْ اَحَدهما وَلَمْ یتَقَبَّلْ منَ اْلآخَرَ قالَ لاَقْتلَنَّکَ قالَ انَّما یَتَقَبَّل الله منَ الْمتَّقینَ؛۱۴
و داستان راستین دو پسر آدم را برایشان بخوان، آنگاه که قربانی کردند، از یکیشان پذیرفته آمد و از دیگری پذیرفته نشد. گفت: تو را می کشم. گفت: خدا قربانی پرهیزگاران را می پذیرد.»
همچنین نزدیک ترین و خویشاوندترین افراد، قصد کشتن امام قائم ـ روحی و ارواح العالمین فداه ـ را نمود؛ او عموی آن حضرت، جعفر کذّاب بود.
از امام زین العابدین(ع) نقل شده است که فرمود:
«گویا جعفر کذّاب را می بینم که سرکش زمانش را بر تفتیش امر ولیّ خدا و آنکه در غیب الهی محفوظ و بر حرم پدرش موکّل است، وادار کند، به سبب جهل او به ولادتش و حرص بر کشتنش از روی طمع در میراث پدرش تا آن را به ناحق بگیرد.»۱۵
۳. شباهت به شیث(ع)
هبّه الله شیث اجازه نیافت که علم خودش را آشکار کند، چنان که در «روضه کافی» روایت شده که حضرت ابوجعفر، امام باقر(ع) در خبری طولانی چنین فرمود:
«وقتی هبه الله پدرش آدم را دفن کرد، قابیل به نزدش آمد و گفت: ای هبه الله! من دیدم که پدرم، آدم تو را از علم، آن قدر عطا کرد که به من عطا نکرد و آن همان علمی است که برادرت هابیل به آن دعا کرد و قربانی اش قبول شد و بدین جهت او را کشتم که فرزندانی نداشته باشد تا بر فرزندان من افتخار کنند و بگویند ما فرزندان کسی هستیم که قربانی اش قبول شد و شما فرزندان کسی هستید که قربانی او قبول نشد و تو اگر علمی را که پدرم به تو اختصاص داده، آشکار کنی تو را هم می کشم؛ همان طور که بردارم هابیل را کشتم. پس هبه الله و فرزندان او مخفی می کردند آنچه از علم و ایمان نزد آنها بود…»۱۶
حضرت قائم نیز تا روز وقت معیّن اجازه نیافته؛ چنان که درباره حضرتش روایت شده است:
«هنگام ولادت بر زانو قرار گرفت و دو انگشت سبّابه اش را به سوی آسمان بلند کرد؛ عطسه ای زد و گفت: «سپاس خدای را که پروردگار جهانیان است. درود خداوند بر محمّد و خاندانش باد. ستمگران پنداشته اند که حجّت الهی، باطل و نابود است و حال آنکه اگر در سخن گفتن به ما اجازه داده شود شک از بین می رود.»۱۷
این خبر را رئیس المحدّثین، شیخ صدوق در «کمال الدین» آورده است.
۴. شباهت به نوح(ع)
۱ ـ ۴. نوح(ع) شیخ الانبیاء است. از امام صادق و امام هادی(ع) روایت است که حضرت نوح(ع) دو هزار و پانصد سال عمر کرد.
و حضرت قائم(ع)، شیخ الاوصیاء است. (بنا به روایت کافی) آن حضرت در نیمه شعبان سال ۲۵۵ ه. ق متولّد شد.۱۸ که براین اساس عمر آن حضرت تاکنون ۱۱۷۱ سال می شود.
و از امام زین العابدین(ع) روایت است که فرمود:
«در قائم، روشی از آدم و از نوح هست و آن طول عمر می باشد…. »۱۹
۲ ـ ۴. نوح(ع)، زمین را با سخن خود از کافران پاک کرد و گفت:
«لاتَذَر عَلَی الأَرض من الکافرینَ دَیّاراً؛۲۰
ای پروردگار من! بر روی زمین هیچ یک از کافران را مگذار.»
قائم نیز زمین را با شمشیر از لوث وجود کافران پاک می گرداند تا جائی که هیچ اثری از آنها باقی نماند.
۳ ـ ۴. نوح(ع)، نهصد و پنجاه سال صبر کرد؛ چنان که خداوند می فرماید:
«فَلَبثَ فیهمْ اَلْفَ سَنَه الاّ خَمْسینَ عاماً فَاَخَذَهم الطّوفان وَهمْ ظالمونَ؛۲۱
او هزار سال و پنجاه سال کم در میان آنان بزیست و چون مردمی ستم پیشه بودند، طوفانشان فراگرفت.»
قائم نیز از اوّل امامتش تاکنون صبر کرده و نمی دانم تا کی صبر خواهد کرد. هرکه از نوح تخلّف جست، هلاک شد و هرکه از قائم تخلّف جوید نیز هلاک می شود؛ چنان که در حدیث آمده است.
۴ ـ ۴. آن قدر خداوند فرج نوح و اصحابش را به تأخیر انداخت تا اینکه بیشتر معتقدان به آن حضرت، از او برگشتند. فرج قائم را نیز خداوند آن قدر به تأخیر می اندازد که بیشتر معتقدان به آن حضرت از او برمی گردند. چنان که در حدیثی از امام عسکری(ع) آمده است.۲۲
۵ ـ ۴. ادریس به ظهور نوح بشارت داد و به ظهور قائم، خداوند تعالی فرشتگان را بشارت داد. و پیغمبر و امامان (ع) و بلکه پیغمبران گذشته ظهورش را بشارت دادند.
۶ ـ ۴. نداهای نوح(ع) به شرق و غرب عالم می رسید و این یکی از معجزات آن حضرت بود، چنان که در کتاب «زبدهالتصانیف» آمده است. قائم(ع) نیز هنگام ظهور، بین رکن و مقام می ایستد و فریاد برمی آورد و می گوید:
«ای نقبا و سرداران من و ای خواصَ من و ای کسانی که خداوند پیش از ظهور، آنان را بر روی زمین برای یاری من ذخیره کرده! با خواست و رغبت به سوی من آیید.»
پس صدای آن حضرت(ع) به آنها می رسد؛ در حالی که در محراب ها و بر فرش ها و رختخواب هایشان باشند و با یک فریاد، همه صدای او را می شنوند ـ هریک از آنها به گوشش می رسد ـ و به سوی آن صدا اجابت می کنند و یک چشم برهم زدن نمی گذرد که همگی آنها بین رکن و مقام قرار می گیرند.
این معنی در حدیث مفضّل از امام صادق(ع) آمده است.۲۳
۵. شباهت به حضرت ادریس(ع)
ادریس(ع) جدّ پدر نوح(ع) است که نامش اخنوخ بوده، خداوند او را به جایگاه بلندی بالا برد؛ گفته می شود به آسمان چهارم بالا رفت و گفته می شود که به آسمان ششم برده شد.
۱ ـ ۵. در «مجمع البیان» از مجاهد نقل شده است که گفت: ادریس به آسمان بالا برده شد؛ همان گونه که عیسی به آسمان برده شد و او زنده است و نمرده و دیگران گفته اند: بین آسمان چهارم و پنجم قبض روح شده است. این معنی از امام باقر(ع) نیز روایت شده است:۲۴
«قائم(ع) را نیز خداوند به جایگاه والایی به آسمان برد.»
ادریس(ع) را خداوند بر بال فرشته ای نشانید که در فضای آسمان او را به پرواز درآورد. در این زمینه از امام صادق(ع) چنین روایت شده است:
«خداوند تبارک و تعالی برفرشته ای از فرشتگان غضب کرد و بال هایش را بُرید، و او را در یکی از جزیره های دریا افکند؛ پس زمانی طولانی که خدا می داند در آن دریا ماند، و چون خداوند ادریس را به رسالت برانگیخت، آن فرشته نزد وی آمد و گفت: «ای پیغمبر خدا! دعا کن خداوند از من راضی شود و بال هایم را برگرداند. ادریس فرمود: «آری». [چنین خواهم کرد]. آنگاه از پروردگار درخواست نمود و خداوند بال های آن فرشته را بازگرداند و از او راضی شد، سپس آن فرشته به ادریس گفت: «آیا حاجتی داری؟» فرمود: «آری. دوست دارم مرا به آسمان بالا ببری تا به ملک الموت نگاه کنم چون با یاد او زندگی ندارم.» پس فرشته او را برگرفت و بر بال های خود به آسمان ها برد تا به آسمان چهارم رسید که ناگهان دید ملک الموت سر خود را از روی تعجّب حرکت می دهد. ادریس بر ملک الموت سلام کرد و به او گفت: «چرا سرت را تکان می دهی؟» گفت: «چون خداوند به من امر فرمود که تو را بین آسمان چهارم و پنجم قبض روح کنم. گفتم: پروردگارا! چگونه این کار را انجام دهم و حال آنکه غلظت آسمان چهارم به مقدار پانصد سال راه است و از آسمان چهارم تا آسمان سوم مقدار پانصد سال راه است و غلظت آسمان سوم نیز پانصد سال است و هر آسمان و مابین آن به همین ترتیب است، این چگونه شدنی است!؟» سپس او را بین آسمان چهارم و آسمان پنجم قبض روح نمود و همین است که خداوند می فرماید: «و رفعناه مکاناً علیّاً؛ و ما او را به جایگاه بلندی رساندیم.»
و بدین جهت او را ادریس نامیدند که کتاب های بسیار درس می گفت.۲۵ و گفته می شود که او در بهشت زنده است و این قول مروی از ابن عبّاس است.
قائم(ع) را هم روح القدس بر بال خود گرفت و به آسمان ها برد. در حدیثی از حکیمه خاتون، در باب میلاد آن حضرت آمده است:
پس امام حسن عسکری(ع) فرزندش را گرفت؛ در حالی که کبوترها بالای سرش پرواز می کردند، آن گاه امام به یکی از کبوترها بانگ زد که: «او را بردار و حفظ کن و هر چهل روز به ما برگردان.» آنگاه شنیدم که حضرت ابومحمّد (امام عسکری(ع)) می فرمود: «تو را به کسی می سپارم که مادر موسی، فرزندش را به او سپرد.» نرجس گریه کرد. آن حضرت به او فرمود: «آرام باش که رضاع جز از پستان های تو بر او حرام است و به زودی به تو باز خواهد گشت! چنان که موسی به مادرش بازگردانده شد. خدای عزّ و جل می فرماید: «فرددناه الی امّه کی تقرّ عینها و لا تحزن؛۲۶ سرانجام ما او را به مادرش بازگرداندیم تا دیده اش روشنی یابد و غمگین نشود.»
حکیمه خاتون می گوید: عرض کردم: این پرنده چیست؟ فرمود: «این روح القدس است که موکّل به امامان است. آنها را تسدید و توفیق می دهد و به علم تربیت می کند…. »۲۷
۲ ـ ۵. حضرت ادریس(ع) از قومش غایب شد، هنگامی که می خواستند او را بکشند، چنان که در حدیثی از حضرت باقر(ع) آمده است.
قائم(ع) نیز همین طور، هنگامی که دشمنان می خواستند آن حضرت را بکشند، غایب شد.
۳ ـ ۵. غیبت ادریس به طول انجامید، به حدّی که شیعیان و پیروان او در سختی و شدّت و فشار واقع شدند.
قائم(ع) نیز غیبتش طولانی است تا جایی که شیعیانش به منتهای سختی و فشار و مشقّت واقع شوند. از پیغمبراکرم(ص) روایت شده که فرمودند:
«پیوسته وضع شما چنین خواهد بود تا اینکه در میان فتنه و جور کسی متولّد شود که مردم او را نشاسند. سپس زمین پر شود از ظلم و جور به حدّی که هیچ کس نتواند بگوید: «الله». سپس خداوند عزّ و جلّّ مردی از من و از عترت من برانگیزد که او زمین را پر از عدل سازد، همچنان که قبل از او آن را پر از جور و ستم کرده باشند…. »۲۸
و از امیرالمؤمنین(ع) مروی است که فرمودند:
«البتّه زمین پر از ظلم و جور می شود. تا جایی که کسی ـ جز مخفیانه ـ «الله» نگوید. سپس خداوند قومی صالح را می آورد که آن را پر از قسط و عدل نمایند، چنان که پر شده است از ظلم و جور.»
۴ ـ ۵. وقتی غیبت ادریس به طول انجامید، مردم بر توبه اتّفاق کردند و به سوی خدا برگشتند؛ خداوند متعال هم او را ظاهر ساخت و شدّت و بدی را از آنان دور کرد. قائم نیز همین طور است که اگر مردم بر توبه اتّفاق کنند و تصمیم قطعی بر یاری اش داشته باشند، خدای تعالی او را ظاهر خواهد ساخت.
۵ ـ ۵. هنگامی که ادریس ظهور کرد، پادشاه ستمگر و مردم برای او تسلیم شدند.
قائم نیز چنین است که هرگاه ظاهر شود، پادشاهان و امرای جبّار و مردم عالم به آن حضرت می گروند و سر فرود می آورند.
۶. شباهت به حضرت هود(ع)
نام هود(ع)، عابر است و نوح(ع) ظهورش را بشارت داد.
از امام صادق(ع) نقل شده که فرمودند:
«هنگامی که وفات نوح نزدیک شد، شیعیان و پیروان خود را فراخواند و گفت: «بدانید که پس از من غیبتی خواهد بود که طاغوت ها ظاهر می شوند و البتّه خداوند عزّوجل به وسیله قیام کننده ای از فرزندانم که هود نامیده می شود، بر شما فرجی می رساند. او هیبت و سکینه و وقار دارد و در خلقت و اخلاق شبیه من است و خداوند هنگام ظهور او دشمنان شما را به وسیله باد، هلاک می کند.» پس پیوسته منتظر و مراقب ظهور و قیام هود بودند تا اینکه مدّت بر آنها طول کشید و دل بیشترشان را قساوت گرفت. سپس خداوند متعال پیغمبرش هود را فرستاد، بعد از آنکه نومید شده بودند و بلا و گرفتاری وجودشان را پر کرده بود و دشمنان، با باد بدون نفع، هلاک شدند؛ بادی که خداوند متعال آن را در قرآن چنین توصیف کرده است: «ما تذر من شیءٍ أتت علیه الاّ جعلته کالرّمیم؛۲۹ بر هیچ چیز نوزید؛ مگر آنکه چون استخوانی پوسیده اش بر جای نهاد.»
سپس غیبت بر او واقع شد تا اینکه صالح(ع) ظاهر گشت.»۳۰
قائم(ع) را نیز با تمام خصوصیّات، پدران بزرگوارش خبر داده اند و غیبت و ظهورش را بیان فرموده اند که پاره ای از آنها گذشت.
قائم(ع) نیز چنان است که خداوند متعال به وجود او، جمعی از کافران را با باد سیاهی نابود می کند ـ چنان که در روایت مفضّل گذشت.
۷. شباهت به حضرت صالح(ع)
صالح(ع) از قومش غایب شد. پس از آنکه به سوی آنها بازگشت، عدّه کثیری او را انکار کردند؛ چنان که امام صادق(ع) فرمودند:
«صالح(ع)، مدّتی از قومش غایب شد، روزی که از آنها غایب شد، میان سال و خوش هیکل و خوش اندام بود؛ ریش انبوه و شکم خفته ای داشت؛ گونه هایش سبک و در میان مردان میان بالا بود. هنگامی که به قومش برگشت او را به صورتش نشناختند، و آنها را بر سه طایفه دید: یک طایفه منکر و کافر، طایفه دیگر اهل شک و تردید بودند و طایفه سوم یقین و ایمان داشتند. اوّل، آن طایفه را که اهل شکّ و تردید بودند، دعوت کرد و به آنها گفت: «من صالح هستم.» آنها او را تکذیب کردند و دشنام دادند و راندند و گفتند: خداوند از تو بیزار است؛ صالح به صورت تو نبود. سپس به نزد منکران و کافران آمد و آنها را دعوت فرمود؛ ولی از او نپذیرفتند و به بدترین وجهی از او رمیدند. سپس به نزد طایفه سوم آمد و گفت: «من صالح هستم.» گفتند: نشانه ای بگو که بدانیم تو صالح هستی. چون که ما تردید نداریم که خداوند تعالی آفریدگار است و هرکس را به هر شکل که بخواهد در می آورد.
ما نیز در میان خودمان نشانه های قائم را به یکدیگر اطلّاع داده و بررسی کرده ایم تا اینکه هرگاه بیاید برای ما معلوم باشد و صحت آن به وسیله یک خبر آسمانی برما محقّق گردد.»
صالح(ع) فرمود: «من همان صالح هستم که شتر را برای شما برآوردم.»
گفتند: راست گویی؛ همین مطلب را ما با هم بررسی می کردیم؛ نشانه های آن چیست؟
فرمود: «یک روز او آب می آشامید و روز دیگر شما. گفتند: ما به خداوند و آنچه تو از جانب او آورده ای، ایمان داریم.» اینجا است که خداوند تبارک و تعالی می فرماید:
«إنّ صالحا
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 