پاورپوینت کامل اندیش? مهدویّت و فلسف? تاریخ شیعی ۱۰۴ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل اندیش? مهدویّت و فلسف? تاریخ شیعی ۱۰۴ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۰۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اندیش? مهدویّت و فلسف? تاریخ شیعی ۱۰۴ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل اندیش? مهدویّت و فلسف? تاریخ شیعی ۱۰۴ اسلاید در PowerPoint :
تحلیل استاد سیّد محمّدمهدی میرباقری
از الزامات و موانع اندیش مهدویّت (قسمت اوّل)
مطلب حاضر گفتاریست از حجّت الاسلام و المسلمین سیّد محمّدمهدی میرباقری که در جمع اعضای «جامع اسلامی مهندسان تهران» حول «اندیش مهدویّت و الزامات و موانع آن» ایراد شده است. ایشان با طرح دامن بحث اندیش مهدویّت از انبیای عظام تا برپایی دولت حضرت مهدی(ع) در پایان تاریخ، لوازم آن در دور جمهوری اسلامی ایران را موضوع کلام خود قرار داده و پس از جریان شناسی گرایش های مهدوی در جامع کنونی، به تعدادی از شبهات مطرح شده، پاسخ گفته اند.
مقدّمه
اندیش مهدویّت، محلّ طرح مباحث بسیار گسترده ایست و موضوعات متعدّدی از معارف اسلامی را به خود اختصاص داده است؛ به گونه ای که راویان عظیم الشّان جهان تشیّع، کتاب های ارزشمند متعدّدی را در این زمینه تألیف نموده و جامع شیع عصر غیبت را با این معارف ناب مأنوس ساخته اند.
در روایات آمده است که روزی زراره، یکی از اصحاب خاصّ حضرت امام صادق(ع) به آن حضرت عرض کرد: ما چهل سال است که دربار حج از شما سؤال می کنیم؛ ولی هنوز احکام حج تمام نشده است! حضرت در پاسخ شگفت زدگی زراره فرمودند: «خانه ای که قبل از خلقت آدم، محلّ تجمّع ملائکه بوده است، پیداست که احکامش به این زودی تمام شدنی نیست!»
حقیقت عصر ظهور، تجلّی کلم تامّ الهی در پهن عالم است. وجود مقدّس نبیّ اکرم(ص) از مسیر و مجرای خلیف تامّ ایشان تجلّی می کند و به عمر دولت باطل خاتمه می بخشد. این نگاه، مهیمن بر تحلیل های دیگر است؛ افق کلانی است که نگاه های خرد را نیز در بر می گیرد.
با این اوصاف، اگر احکام حج تا این اندازه گستردگی موضوعی برای بیان مطالب و احکام داشته باشد؛ مسلّماً بحث دربار وجود مقدّس حضرت ولیّ عصر(ع) از وسعت بیشتری برخوردار خواهد بود.
حضرت، کلم تامّ خداوند متعال است؛ ایشان کلم روح، نور و اسم اعظم الهی هستند. نگاهی گذرا به دامن روایات نورانی اهل بیت عصمت و طهارت(ع) گواهی می دهد که مسئل حضرت ولیّ عصر(ع) حتّی موضوع بحث جمیع انبیا و رسل الهی بوده است و تا برپایی حکومت حضرت در پایان تاریخ نیز ادامه خواهد داشت.
جریان مهدویّت، جریان تحقّق ولایت و حکومت حقّه به نحو تامّ و تمام است و تقرّب کائنات عالم به سوی خداوند متعال از بستر آن اتّفاق می افتد. با جریان مهدویّت، کلم باطل محو می شود و بساط ظلمت اولیای طاغوت و حجابی که در برابر ولایت حقّه ایجاد کرده بودند، از عالم جمع می گردد. تاریخ نیز بستر زمانی بروز و ظهور مراتب تهذیب نفوس و اراده های انسانی جهت آمادگی تدریجی برای حضور در عصر ظهور بوده است. یکی از نقطه عطف های تاریخی این مسیر دشوار و پر پیچ و خم، عاشوراست؛ به واسط عاشورا، وجدان جامع بشری از ماهیّت خیر و شرّ ارتقا یافته و روح جدیدی در کلّ حیات بشری دمیده شده است.
به هر حال، تکلیفی که از ناحی تحقّق عصر ظهور و اندیش مهدویّت به روی امم تاریخی نبیّ اکرم(ص) نهاده شده است، همواره قابل بررسی است؛ عصر ما نیز نه تنها مستثنا از این مسئله نیست؛ بلکه از حسّاسیت بیشتری نسبت به گذشته برخوردار است. برای روشن شدن مصادیق تکلیفی که از این بحث به دوش ماست، ابتدا باید نگاه جامعی به اصل اندیش مهدوی داشته باشیم و سپس ببینیم «مهدویّت، چه حوزه هایی از زندگی ما را شامل می شود؟» و «لوازم و الزامات مهدوی زیستن و ساختن یک جامع مهدوی چیست؟» در پایان نیز باید به این نکته برسیم که «چه آسیب هایی این اندیشه را تهدید می کنند؟» و «شاخصه های گرایش های انحرافی که ممکن است جامع ما را تحت تأثیر افراط ها و تفریط های خود قرار بدهند، چیست؟»
۱. نگاه فرانگرانه به اندیش مهدویّت
لازم تحقیق و تفحّص در حوز مهدویّت، نگاه فرانگرانه و فلسف تاریخی است. از منظر والای چنین دانشی است که می توان وسعت عمل و دامن تأثیرگذاری امام(ع) را درک کرد و به مراتبی از حقایق آن راه برد؛ امّا با هم این وسعت، این دانش به تنهایی نارساست.
حضرت، کلم تامّ خداوند متعال است؛ ایشان کلم روح، نور و اسم اعظم الهی هستند. نگاهی گذرا به دامن روایات نورانی اهل بیت عصمت و طهارت(ع) گواهی می دهد که مسئل حضرت ولیّ عصر(ع) حتّی موضوع بحث جمیع انبیا و رسل الهی بوده است و تا برپایی حکومت حضرت در پایان تاریخ نیز ادامه خواهد داشت.
۱ـ۱. مرجعیّت قرآن و عترت، لازم تحقیق و پژوهش در حوز مهدویّت
اگر چه موضوع «فلسف تاریخ شیعه» تبیین گر جریان تکامل تاریخی و اجتماعی شیعه است؛ امّا موضوع مهدویّت فراتر از این تبیین هاست. رسیدن به چنین منظر واسعی، در ظرف ما نیست و نمی توانیم بدون تمسّک به وحی و خاندان عترت، نگاه فرانگرانه ای به جریان مهدویّت و مأموریّت خاصّ حضرت در هدایت عوالم داشته باشیم. حضور ما همانند سلول های پیکر جهانیست که حضرت، کلم روح آن جهان هستند:
«فَنَحْنُ رُوحُ اللهِ وَ کَلِمَاتُه؛ پس ما روح خدا و کلمات او هستیم».۱
آیات فراوانی از کتاب الهی، معطوف به وجود مقدّس امام عصر(ع) است. در روایات نیز به این مهم اشاره شده است که ولایت اهل بیت(ع)، قطب قرآن است و مفاهیم قرآنی حول وجود امام معصوم(ع) معنا پیدا می کنند. حضرت صادق(ع) در یک بیان نورانی فرموده اند:
«خدا ولایت (حقّ حاکمیّت الهی) ما اهل بیت را قطب قرآن و قطب هم کتاب های آسمانی قرار داد؛ محکمات قرآن بر گرد این موضوع می گردد و کتاب ها به آن اشاره کرده اند و ایمان از آن آشکار می شود. ».۲
همچنین آن حضرت در یک بیان شریف دیگر، مفاهیم و محتویات مندرج در قرآن را به سه دسته تقسیم کرده و به خثیمه، یکی از اصحابشان می فرمایند:
«ثلث قرآن دربار ما و دوستان ما است و ثلث آن دربار دشمنان پیشینیان ما است. »۳
برای این مطلب، شاهد مثال های گوناگونی را می توان عرضه داشت، به عنوان نمونه؛ مراد از سوگندهایی که خداوند متعال در آیات سور مبارک «الشّمس» و «اللّیل» به آنها قسم یاد می کند، معصومان(ع) هستند:
«وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها وَ النَّهارِ إِذا جَلاَّها؛۴ سوگند به آفتاب و روشنی اش به هنگام چاشت و سوگند به ماه چون از پی آن برآید و سوگند به روز چون گیتی را روشن کند».
«شمس» حقیقی عالم، وجود مقدّس نبیّ اکرم(ص) است و هم روشنایی، فروغ و هدایت هستی با این چراغ عالم افروز تأمین می شود. «ضحی» دین حضرت است؛ دین حضرت، پرتوی از وجود مقدّس ایشان و شعاعی از کلم تامّ الهی است. مقصود از «قمر» نیز، امیرالمؤمنین(ع) است که نور نبیّ اکرم(ص) را منعکس می کنند؛ تالی تلوی که برای معصوم(ع) می توان تعریف کرد، خودش باید معصوم باشد و غیر معصوم را به این مجال راه نیست. تجلّی «نهار» هم، وجود نورانی امام عصر(عج) است که با ظهورشان، دین نبیّ اکرم(ص) را ظاهر می گردانند و امّت ایشان را به کمال حقیقی می رسانند.
آنچه خداوند متعال در این آیات به شکل مجمل بیان می دارد، جریان کلّی هدایت و سیر عوالم از هبوط تا عصر ظهور است. عالم شمسی دارد و قمری نور آن خورشید عالم تاب را منعکس می کند، سیر نورانیّت عالم و جدال با تاریکی تا آنجا ادامه خواهد داشت که با تجلّی نهار، اثری از ظلمت در پهن کائنات باقی نماند و مخلوقات با ظهور نور دین نبیّ اکرم(ص) به کمال حقیقی و عبودیّت حضرت حق برسند. نقط بروز این کمال و تجلّی نهار، ظهور وجود مقدّس حضرت صاحب الزّمان(عج) است.
شب عالم و چیستی و چگونگی ظلمت، در آیات نورانی سور مبارک «اللیل» بیان شده و درگیری نبیّ اکرم(ص) در آن مطرح گردیده است:
«وَ الَّیْلِ إِذَا یَغْشیَ وَ النهََّارِ إِذَا تجََلیَ؛ ۵ سوگند به شب آنگاه که جهان را در خود فرو پوشد و سوگند به روز آنگاه که آشکار شود».
روایات اهل بیت عترت و طهارت(ع) این آیات را معنا کرده و فرموده اند: مراد از «اللیل» دولت بنی تیم و بنی عدی یا خود دومی است؛ آنها حجاب دولت امیرالمؤمنین(ع) شدند و از ظهور حقیقت نور و کلم ولایت ایشان ممانعت به عمل آوردند. «النّهار» هم وجود مقدّس امام زمان(ع) است که با تجلّی خود، بساط دولت ظلمت و شب تاریک و جور تاریخ را جمع می کند و پرتو شمس نبیّ اکرم(ص) و دین آن حضرت را ظاهر می گرداند.
۲ ـ ۱. «نورانی شدن ارض عالم به کلم نور» مقیاس حوادث عصر ظهور
بنا به آیات و روایات، حقیقت عصر ظهور، تجلّی کلم تامّ الهی در پهن عالم است. وجود مقدّس نبیّ اکرم(ص) از مسیر و مجرای خلیف تامّ ایشان تجلّی می کند و به عمر دولت باطل خاتمه می بخشد. این نگاه، مهیمن بر تحلیل های دیگر است؛ افق کلانی است که نگاه های خرد را نیز در بر می گیرد و عصر ظهور و اتّفاقات آن، همچون: «جاری شدن عدالت در عالم» را تبیین می کند. اگر عالم، عالم دیگری می شود و روابط به شکل عادلانه تنظیم می شوند، این تحوّل از آثار تجلی «کلم نور» الهی است. بخشی از آثار این تجلّی در صلوات بعد از «زیارت آل یاسین» آمده است:
«خدایا از تو خواهم که درود فرستی بر محمّد، پیامبر رحمتت و کلم نورت و دیگر آنکه پر کنی دل مرا با نور یقین و سینه ام را با نور ایمان و اندیشه ام را با نور تصمیم ها و اراده ام را با نور علم و نیرویم را با نور عمل و زبانم را با نور راستگویی و دین و مذهبم را با نور بینایی هایی از نزد خودت و چشمم را با نور روشنایی و گوشم را با نور فرزانگی و حکمت و دوستیم را با نور موالات محمّد و آلش(ع) تا تو را دیدار کنم و من به عهد و پیمان تو وفا کردم پس رحمت خود را بر من بپوشان ای سرپرست و ای ستوده.»
در واقع، مقیاس تحوّلاتی که در مباحث مهدویّت باید در نظر گرفته شده و حوادث در نسبت با آن تنظیم شوند، ظهور «کلم نور» در سرتاسر عالم است؛ هرگاه در تحلیل های خود از این مقیاس افول کنیم، دچار خُرد نگری در مسئل کلانی چون ظهور حضرت ولیّ عصر(ع) خواهیم شد و از ابعاد وسیع آن غافل خواهیم ماند.
عصر ظهور، عصر جوشش غیب عالم و ظهور حقیقت، از افق عالم غیب در عالم دنیاست. آنچه در این عصر برای انسان تدارک دیده شده و انسان مأمور به فلاحت در آن است؛ بیش از آن چیزی است که انسان در شب عالم با آن روبه روست. حقیقتی پنهانی در پس این عالم نهفته است که حجاب آن در عصر ظهور برگرفته می شود. حتّی مراتبی از هدایت قرآن، متوقّف بر ایمان به آن غیب است؛ بدون ایمان به آن غیب، بهره مندی از حقایق و هدایت های کامل قرآن مقدور نمی شود:
«ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ فیهِ هُدیً لِلْمُتَّقین الَّذینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ یُقیمُونَ الصَّلاَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُون؛۶
این است همان کتابی که در آن هیچ شکّی نیست، پرهیزکاران را راهنماست. آنان که به غیب ایمان می آورند و نماز می گزارند و از آنچه روزیشان داده ایم، انفاق می کنند.»
طبق معارف اهل بیت عصمت و طهارت(ع) یکی از مصادیق غیب، وجود مقدّس امام زمان(ع) است. ارتزاق از مراتب عالی هدایت قرآن، متّکی بر ایمان به ایشان می باشد و بنابراین اسرار والای قرآن جز با ایمان به آن حضرت برای انسان گشوده نمی شود.
نکته اینجاست که ظهور چنین غیبی در عالم طبیعت و اراده های انسانی و جوشش «کلم حیات» و «کلم نور» در عالم، متوقّف بر ظهور آن حضرت است. از این روست که آیاتی چون: «اعْلَمُوا أَنَّ اللهَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها»۷ یا «و أشرقت الأرض بنور ربّها»۸ به ظهور حضرت ولیّ عصر(ع) تفسیر شده اند. در واقع، جوشش حیات، منوط به تجلّی «کلم ماء و روح» است؛ شب عالم، دور دولت باطل و نفوذ دستگاه شیاطین انسی و جنّی است. فضای شب، عرص جریان یافتن ظلمت ابلیس لعین در عالم دنیا و تسرّی در اراده های انسانی است؛ امّا در عصر ظهور، حقیقت «کلم ماء» در عالم جاری می شود و کائنات به حیات طیّبه نائل می گردند. بقی اوصافی که حول عصر ظهور در کلام اولیای معصومان(ع) بیان شده، آثار و برکات این تجلّی است و در جریان یافتن «کلم ماء» و احیای ارض به این کلم طیّبه ریشه دارد.
۳ ـ ۱. محوریّت امام معصوم(ع) در تحقّق عصر ظهور
جریان هدایت الهی از بستر جدال تاریخی جبه نور و ظلمت در جهان گذر می کند و به واسط اولیای الهی بر کائناتی که به عنوان سرباز در یکی از این دو جبهه مشغول نبردند، جاری می شود. این مطلب در آی معروف به نور بیان شده است:
«اللهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکاٍ فیها. ..؛ خدا نور آسمان ها و زمین است مثل نور او چون چراغدانی است که در آن چراغی و آن چراغ در شیشه ای است آن شیشه گویی اختری درخشان است که از درخت خجسته زیتونی که نه شرقی است و نه غربی افروخته می شود نزدیک است که روغنش هر چند بدان آتشی نرسیده باشد روشنی بخشد روشنی بر روی روشنی است خدا هر که را بخواهد با نور خویش هدایت می کند و این مثل ها را خدا برای مردم می زند و خدا به هر چیزی داناست. در خانه هایی که خدا رخصت داده که [قدر و منزلت] آنها رفعت یابد و نامش در آنها یاد شود در آن [خانه]ها هر بامداد و شامگاه او را نیایش می کنند. مردانی که نه تجارت و نه داد و ستدی آنان را از یاد خدا و برپا داشتن نماز و دادن زکات به خود مشغول نمی دارد و از روزی که دل ها و دیده ها در آن زیرورو می شود، می هراسند. تا خدا بهتر از آنچه انجام می دادند به ایشان جزا دهد و از فضل خود بر آنان بیفزاید و خدا[ست که] هر که را بخواهد بی حساب روزی می دهد. و کسانی که کفر ورزیدند کارهایشان چون سرابی در زمینی هموار است که تشنه آن را آبی می پندارد تا چون بدان رسد آن را چیزی نیابد و خدا را نزد خویش یابد و حسابش را تمام به او دهد و خدا زودشمار است. یا [کارهایشان] مانند تاریکیهایی است که در دریایی ژرف است که موجی آن را می پوشاند [و] روی آن موجی [دیگر] است [و] بالای آن ابری است تاریکیهایی است که بعضی بر روی بعضی قرار گرفته است هر گاه [غرقه] دستش را بیرون آورد به زحمت آن را می بیند و خدا به هر کس نوری نداده باشد او را هیچ نوری نخواهد بود.»۹ آیات فوق در مقام بیان این مسئله هستند که جریان هدایت، جریان ولایت تاریخی اولیای نور است. انوار هدایت خداوند متعال که هم عوالم را فرا گرفته است، از طریق نور الهی در عالم متجلّی می شود. طبق تأکید این آیه، مثل نور الهی، مثل مشکاتی است که هم انوار هدایت در آن متمثّل شده اند. بنا به روایات اهل بیت (ع) مراد از این مشکات، صدر نبیّ اکرم(ص) است و با تجلّی ایشان، انسان ها می توانند به معرفت خداوند متعال دست پیدا کنند. این مطلب که معرفت به اولیای معصومان(ع) طریق معرفت به حضرت حق است، به این دلیل می باشد که اراده و خواست و حکمت الهی چنین ایجاب کرده تا ایشان طریق معرفت الهی باشند؛ خداوند می خواهد خودش را با این رجال بشناساند و طرق دیگر به معرفت او ختم نمی شوند.
حضرت صادق(ع) در کلامی نورانی به مفضّل می فرمایند:
«انّ اللهُ تَبَارَکَ وتَعَالَی إِنَّمَا أَحَبَّ أَنْ یُعْرَفَ بِالرِّجَالِ وَ أَنْ یُطَاعَ بِطَاعَتِهِمْ فَجَعَلَهُمْ سَبِیلَهُ وَ وَجْهَهُ الَّذِی یُؤْتَی مِنْهُ لَا یَقْبَلُ اللهُ مِنَ الْعِبَادِ غَیْرَ ذَلِکَ؛ ۱۰
خداوند می خواهد به وسیل مردان شناخته شود و با پیروی از آنها اطاعت او را کرده باشند و راه آن مردان را راه خویش قرار داده، جز این از کسی نمی پذیرد».
طریق معرفت خداوند متعال، این رجال هستند؛ اگر در نمازهای روزانه از خداوند طلب هدایت به «صراط مستقیم» می کنیم، «صراط مستقیم» ولایت این بزرگواران است؛ عصر ظهور، عصر تجلّی حقیقت این رجال در عالم است. به بیان دیگر، عصر ظهور، عصر توحید و معرفت الهی است.
در عصر ظهور، از جانب عالم غیب، دستی بر عالم دنیا و اراده های انسان ها برده می شود و این عوالم را متحوّل می کند. محور این تحوّل هم وجود مبارک و مقدّس امام عصر(ع) است؛ این ید مبارک، مدیر و سرپرست تحوّلات و تغییرات عصر ظهور است. نقش اصلی ظهور را ایشان به عهده دارند؛ ایفای نقش های کلیدی در تحقّق عصر ظهور، در ظرف وجودی ما نمی گنجد؛ ما هم دخیلیم، هم هیچ کاره!
اگرچه در فلسف تاریخ شیعه، اراده های انسانی در مسیر تاریخ مؤثّرند؛ ولی محور تکامل تاریخ، اراد ولیّ معصوم(ع) است. ایشان تصرّف می کنند و عالم
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 