پاورپوینت کامل معرفت به نورانیت ۹۱ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل معرفت به نورانیت ۹۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۹۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل معرفت به نورانیت ۹۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل معرفت به نورانیت ۹۱ اسلاید در PowerPoint :

اشاره

در نشستی صمیمانه در خدمت حضرت حجّت الاسلام و المسلمین سیّد محمّدمهدی میرباقری بوده و درباره معرفت امام، به ویژه معرفت به نورانیّت گفت‌وگویی داشته‌ایم که به محضر موعودیان عزیز تقدیم می‌گردد.

در روایات فراوانی وارد شده است که هر کس بدون معرفت امام زمان خود از دنیا برود به مرگ جاهلی مرده است. مراد از این روایات چیست؟

درباره ضرورت معرفت امام که در روایات و آثار ما مطالب بسیار فراوانی موجود است. این روایت نبوی معروف را که فریقین (شیعه و اهل‌سنّت) شاید به حدّ تواتر نقل کرده‌اند، همه مکرّر شنیده‌اید که آن حضرت(ص) فرمودند:

«من مات و لم یعرف إمام زمانه مات میتً جاهلیً؛۱ اگر کسی از دنیا برود و امام خودش را نشناخته باشد، به مرگ جاهلی مرده است.»

یعنی دو نحوه مردن متصوّر است: یکی مردن زمان جاهلی و دیگری مردن دوره نبوّت نبیّ‌اکرم(ص) که دوره حیات معنوی بشر است. انسانی که بمیرد و امام زمانش را نشناسد، مردن او مردن جاهلیّت است. البتّه حیات و مردنش هر دو جاهلی است. امّا اینکه چرا فقط بر مسئله مرگ تکیه شده و نسبت به جنبه حیات اشاره نشده است، نکات متعدّدی وجود دارد؛ شاید یک نکته‌اش این باشد که این انسان گویا در عصر قبل از بعثت مرده و اصلاً بعثت را درک نکرده است؛ یعنی دوره حیاتش را در دوره قبل از بعثت گذرانده و از بعثت و نبوّت حضرت بهره‌مند نشده است. این یک معنای ظاهری است که از این روایت به خوبی استفاده می‌شود.

امّا معانی دقیق‌تری نیز دارد که طبق این معنای از روایت، اساساً ما دو نوع موت و دو نوع حیات داریم: ‍«موت جاهلی» و «موت معنوی» و نیز «حیات جاهلی» و «حیات معنوی»؛ یعنی انتقال انسان از این دنیا می‌تواند بر اساس یک حیات معنوی یا انتقال جاهلانه باشد؛ کسی که تحت ولایت نبیّ اکرم(ص) رشد می‌کند، به یک حیات و موت دیگری می‌رسد. بنابراین انسان اگر به معرفت امام نرسد، به آن موت و حیات نمی‌رسد. البتّه ظاهر روایت همان است که بیان شد که گویا شخص بهر‌ه‌ای از اسلام و دین نبرده است. امّا وقتی در مضمون آن دقّت می‌کنیم از آن استفاده می‌شود که انسان مؤمن که تحت ولایت نبیّ اکرم(ص) زندگی می‌کند، به یک مرتبه و درجه‌ای می‌رسد که مرگ او هم مثل حیاتش متحوّل می‌شود و او نوع دیگری از مرگ را دارد. مرگ برای او انتقال به مراحل کامل‌تر و جامع‌تر است؛ بنابراین انسانی که به ولایت انبیا روی می‌آورد، تلقّی او از مرگ با انسانی که رو به ولایت نمی‌آورد، متفاوت است. مرگ انسان دومی بر اساس نگاه خودش به منزله نیستی اوست؛ به تعبیر دیگر مرگ برای او خطّ تقاطع همه اهداف و آرزوهایش است؛ در حالی که مرگ مؤمنی که با دعوت انبیا آشنا و همراه شده، طریق او به مقاصد عالی و رفیع است؛ به گونه‌ای زندگی می‌کند که با مرگش به درجات بالا می‌رسد. بنابراین مشتاق مرگ هم می‌باشد. به هر حال معرفت امام، کلید بهره‌مندی از دعوت و نبوّت نبیّ اکرم(ص) است.

البتّه مطالب زیادی ذیل این روایت نورانی بیان شده که شاید یکی از آن نکات این باشد: از آنجایی که دیگران مانند فراعنه و سردمداران حیات مادّی نسبت به حیات دنیایی انسان ادّعا دارند بنابراین به بشر وعده می‌دادند و سعی می‌کردند آن وعده‌ها را محقّق کنند؛ جامعه‌های آرمانی را به تصویر می‌کشیدند؛ ولی نسبت به موت انسان‌ها هیچ ادّعایی نداشته‌اند. انبیا نه تنها موت انسان‌ها را هم متحوّل می‌کردند؛ بلکه مهم‌ترین دعوت آنها تحوّل در موت و بعد از موت بوده است. کسی که به معرفت امامش راه پیدا می‌کند، موتش متحوّل می‌شود؛ در حالی که مکاتب غیر اسلامی هیچ ادّعایی نسبت به این امر ندارند؛ یعنی واقعاً مرگ کسانی که در دوره مدرن زندگی می‌کنند با کسانی که در دوره جاهلیّت زندگی می‌کردند، یکی است حتّی حیاتشان چندان تفاوت ندارد؛ یعنی فرق نمی‌کند که جاهلیّت، جاهلیّت مدرن یا کهنه باشد، فرق نمی‌کند که در کاخ‌ها زندگی کند یا در کپرها؛ فرق نمی‌کند با هواپیما سفر کند یا با قاطر؛ زیرا اینها انسان را به حیات و علم و معرفت نمی‌رساند. ولی بر فرض بگوییم آنها عقب افتاده بودند و اینها پیشرفت کرده‌اند یا آنها جاهل بودند و اینها عالم هستند، این به نوع زندگی آنها بر می‌گردد؛ امّا نحوه مرگشان یکسان می‌باشد؛ یعنی تفاوتی در موت این دو گروه وجود ندارد، چنانچه از اوّل تاریخ تاکنون همه به یک نحو مرده‌اند. حال انسان اگر امام خود را نشناسد، آن‌گونه می‌میرد. گویا مرگ انسان باید مرگ خاصّی باشد که مبدأ حیات، رشد و شکوفایی او بشود و این در شعاع معرفت امام اتّفاق می‌افتد؛ یعنی در مرگ انسان نیز تحوّل پیدا می‌شود و انسان در شعاع معرفت امام با موت خودش به حیات می‌رسد. بنابراین به نظر می‌رسد تأکید روایت بر همین مطلب است.

معرفت به نورانیّت چه معرفتی است و چگونه حاصل می‌شود؟

بنا بر آنچه از روایات استفاده می‌شود، باطن و حقیقت ائمه(ع) حقیقت نورانی است که خدای متعال در آغاز خلقت آفریده و خلقت با آنها آغاز شده است و آنگاه این حقیقت نورانی را به تناسب در عوالم مختلف تنزّل داده و بنابراین در عوالم مختلف حضور داشته‌اند؛ از جمله این حقیقت نورانی در عالم دنیا نیز تنزّل پیدا کرده است:

«فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللهُ أَن تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ؛۲ [آن نور هدایتگر الهی] در خانه‌هایی است که خداوند اجازه داده است تا رفعت یابند و نام او در آنها یاد شود.»

معرفت مقام نورانیّت ائمه(ع): حال معرفت به نورانیّت؛ یعنی درک این حقیقت‌های نورانی که خداوند در باطن ائمه(ع) قرار داده و این حقیقت را نازل کرده است که درک این معرفت هم درجاتی دارد؛ یعنی درجات نورانیّت آنها درجات متفاوتی است. این یک نور تنزّل پیدا کرده در عوالم مختلف است و طبیعتاً متناسب با تنزّلش درجاتی دارد.

ائمه(ع) نور الهی در همه عوالمند: ابو خالد کابلی از امام باقر(ع) روایتی را نقل می‌کند که در آن از امام(ع) درباره این آیه شریف سؤال شده که خدای متعال در آن دستور فرموده است:

«فَآمِنُوا بِاللهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِی أَنزَلْنَا؛۳

پس به خدا و پیامبر او و آن نوری که ما فرو فرستادیم ایمان آورید.»

که این دستور هم بعد از آن نکته‌ای است که خدای متعال بیان می‌فرماید:

«زَعَمَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَن لَّن یُبْعَثُوا قُلْ بَلَی وَ رَبِّی لَتُبْعَثُنَّ ثُمَّ لَتُنَبَّؤُنَّ بِمَا عَمِلْتُمْ وَ ذَلِکَ عَلَی اللهِ یَسِیرٌ؛۴

کفّار گمان باطلی دارند و آن این است که برانگیختنی در کار نیست و زندگی آنها به همین دنیا ختم می‌شود. به آنها بگو: هم برانگیختن است و هم شما با کرده‌های خودتان مواجه خواهید شد؛ بنابراین شما ادامه وجودی خودتان را انکار نکنید، بلکه خودتان را اصلاح کنید و راه خودتان را بیابید. به جای انکار خود و ادامه وجودیتان که بگویید خبری نیست و این قول منتهی به انکار ربوبیّت خدای متعال می‌شود به خدا و رسول و این نوری که نازل کردیم، ایمان بیاورید.

به نظر می‌رسد این آیه مراتب سیر انسان را توضیح می‌دهد و می‌گوید شما به جای انکار خودتان، رو به سوی این نور بیاورید تا مراتب راه را ببینید و بتوانید سالک در مراتب این راه بشوید. آن نور حقیقی که ما از عوالم بالا تنزّل دادیم، مسیر شما را روشن کرده است. شما به جای اینکه خودتان و راهتان را انکار کنید، رو به سوی این نور بیاورید تا راه خودتان را ببینید و در شعاع این نور بتوانید سیر کنید. راوی از حضرت پرسید: یابن رسول الله(ص) مقصود از «نور» در این آیه شریف چیست؟ آنگاه حضرت با چند قسم مؤکّد بیان فرمودند:

«ای اباخالد، این نور، به خدا سوگند، ائمه آل محمّد(ع) می‌باشند؛ تا روز قیامت.»۵

تا روز قیامت، همین یک نور بیشتر نیست. گمان نکنید که این نورها مقطعی هستند و انوار دیگری هم هستند که تنزّل پیدا می‌کنند. تا روز قیامت و تا اینکه خلقت این عالم به پاست، آن نوری که خداوند متعال در این عالم نازل کرده، جز این نیست.

روشن است که این ناظر به مرتبه نورانیّت ائمه(ع) است. این حقیقت‌های نورانی در عالم بالا بوده و خدای متعال این نور را تنزّل داده است.

سپس تعبیر دوم امام(ع) این است:

«وایشان، به خدا سوگند، [همان] نور الله هستندکه در آسمان‌ها و زمین است.»۶

کلمه نور در این آیه شریف معرفه به «الف و لام» است؛ امام(ع) الف و لام را برداشته و به جای آن مضاف‌الیه گذاشته‌اند.

«النّور» تبدیل به «نورالله» شده است. ائمه(ع) نورالله هستند؛ نور الهی که خدای متعال آن را نازل نموده است. این ائمه(ع) نور الله در همه عوالم وجود هستند؛ یعنی اگر عالم نورانی و روشن به نور حضرت حق است، این نور الهی که تنزّل یافته و همه عوالم منوّر به این نور است، نور ائمه معصومان(ع) است. پس اوّلاً، نور تا روز قیامت آنها هستند. ثانیاً، نورالله هستند. ثالثاً، نورالله در همه عوالم هستند. اگر انبیای الهی نیز انواری بودند که به جوامع خودشان نورانیّت ‌دادند و قلوب جوامع و امم خودشان را نورانی کردند، آنها مرتبه‌ای از نورانیّت ائمه معصومان(ع) بودند.

سپس آن حضرت(ع) نکته دقیقی را بیان فرمودند که این نکته بیشتر مورد نظر ماست.

حصول معرفت، رفع حجب و هدایت یافتن در شعاع نور امام

امام(ع) آنگاه فرمودند:

«به خدا سوگند ای اباخالد، حقّاً نور امام در قلب‌های مؤمنان از خورشید تابان در روز تابناک‌تر است.»۷

اگر کسی به مقام ایمان رسید، نور امام در قلب او(مؤمن) از خورشید در روز روشن‌تر است و ابهام و حیرت از او برداشته می‌شود. بنابراین تلقّی من این است، کسی که به مشاهده ملکوت عالم هم می‌رسد و می‌تواند عوالم را ببیند، حیرت‌هایش برداشته می‌شود و به یقین می‌رسد و این به واسطه همین نورانیّت است. این نور است که تجلّی می‌کند و بعد حجاب‌ها با همین نور برداشته می‌شود. حتّی حجب نورانی هم با این نور برداشته می‌شود. این نورانیّت است که باید در قلب تجلّی کند که به میزان تجلّی آن، حجب نورانی برداشته می‌شود.

اینکه در آیه دیگری از قرآن، خدای متعال در ماجرای حضرت ابراهیم خلیل(ع) بیان می‌کند که:

«وَ کَذَلِکَ نُرِی إِبْرَاهِیمَ مَلَکُوتَ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضِ وَ لِیَکُونَ مِنَ الْمُوقِنِینَ فَلَمَّا جَنَّ عَلَیْهِ اللَّیْلُ رَأَی کَوْکَبًا قَالَ هَذَا رَبِّی؛۸

و این‌گونه ملکوت آسمان‌ها و زمین را به ابراهیم نمایاندیم تا از جمله یقین‌آورندگان باشد. پس چون شب بر او پرده افکند، ستاره‏ای دید، گفت: این پروردگار من است.»

دیدن قمر و شمس را در چند سطح می‌توان معنا نمود؛ یک سطح از معنایش همین است که به باطن آیات اشاره دارد که بر اساس آن، هم ستاره، هم شمس و هم قمر به ائمه‌معصومان(ع) تفسیر شده است و آیات دیگر:

«وَ عَلامَاتٍ وَ بِالنَّجْمِ هُمْ یَهْتَدُونَ ؛۹

و نشانه‏هایی [دیگر نیز قرار داد] و آنان به وسیله ستاره [قطبی] راه‏یابی می‏کنند.»

«وَ الشَّمْسِ وَ ضُحَاهَا وَ الْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا؛۱۰

سوگند به خورشید و تابندگی‏اش. سوگند به ماه چون پی [خورشید] رود.»

به ائمه معصومان(ع) تفسیر شده، که هدایت با نورانیّت آنها حاصل می‌شود. در تفسیر آیه:

«اللهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ؛۱۱

خداوند نور آسمان‌ها و زمین است»

گفته شده است:

«یعنی برای اهل آسمان و اهل زمین هدایت کننده است.»

زیرا هدایت به نور الهی است، همچنین؛

«مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکَاٍ.»۱۲

[یعنی] نور الهی که همه عوالم را هدایت می‌کند و در قالب یک مشکاتی تمثّل پیدا کرده، به انوار پاک چهارده معصوم(ع) تفسیر شده است.

بنابراین آن ستاره‌ها آن شعاع‌های نورانی‌اند که همه هدایت‌ها در عوالم به وسیله آنها صورت می‌گیرد؛ هر کسی بخواهد راه بیابد در ضلال است، فقط با نور ستاره و ماه و خورشید راه پیدا می‌کند. البتّه معنای ظاهری آیه این است که حضرت با کفّار محاجّه می‌کرد؛ ولی معنای باطنی آیه شاید این است که حضرت ابراهیم(ع) به دنبال انوار می‌گشت و می‌خواست با این انوار هدایت بشود. البتّه اینها ناظر به مراتب نورانیّت و مراتب سیر ایشان است شاید این اختلافی هم که در روایات است، ناظر به اختلاف سیر ارباب معرفت باشد که گاهی در قالب ستاره و گاهی در قالب ماه و گاه خورشید است. بنابراین برخی به عنوان یک معرفت محتمل این چنین گفته‌اند که این ناظر به مراتب سیر باطنی است که فرد در مراتب سیرش، درجاتی از نورانیّت آنها را دریافت می‌کند.

برای درک این معنا لازم است دقّت شود که اینها انوار الهی هستند، اینها ستاره و ماه خورشید عالمند و همه هدایت‌ها به وسیله آنها واقع می‌شود و حضرت ابراهیم(ع) هم به همین وسیله هدایت شد؛ یعنی حضرت به وسیله این انوار به سمت خدای متعال هدایت شد، تا به آن حقیقت محض رسید که شهود حقیقت نورانی نبیّ اکرم(ص) و امیرمؤمنان(ع) بود که از این طریق متوجّه حضرت حق شد و بیان نمود:

«إِنِّی وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذِی فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضَ حَنِیفًا وَ مَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِکِینَ؛۱۳

من از روی اخلاص پاکدلانه روی خود را به سوی کسی گردانیدم که آسمان‌ها و زمین را پدید آورده است و من از مشرکان نیستم.»

آن مرتبه‌ از توجّه هم بعد از سیر در این مراتب است. این مراتب از معرفت به نورانیّت باید حاصل بشود؛ بعد از اینهاست که انسان متوجّه می‌شود که آن مرتبه از توجّه هم خودش توجّه به وجه الله است و طریق وجه الله واقع می‌شود.

«وجه الله الّذی إلیه یتوجّه الأولیاء؛۱۴

وجه خدا که اولیا به سوی آن توجّه می‌نمایند.»

وقتی انسان به آن وجه اتمّ روی آورد و حقیقت وجه اتم مشهود شد، آنگاه توجّه به حضرت حق واقع می‌شود.

تحلیل مقام نورانیّت بر دو قسم است: یک تحلیل، تحلیلی است که ما بر اساس ادراکاتی که از عالم داریم، انجام می‌دهیم؛ شروع به بحث کردن می‌کنیم و برای خودمان یک صورت‌هایی هم درست می‌کنیم و احیاناً ممکن است که از طریق هدایت‌های باطنی هم یک چیزهایی برای ما حاصل بشود؛ ولی یک مرتبه اش این است که انسان باید حرکت کند تا به آن نورانیّت برسد، آنگاه می‌فهمد آن نورانیّت چیست. به میزانی هم که انسان سیر کند، درجات نورانیّت برایش مشهود می‌شود؛ یعنی ممکن اس

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.