پاورپوینت کامل معجزات پیامبر اعظم (ع) ۵۸ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل معجزات پیامبر اعظم (ع) ۵۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل معجزات پیامبر اعظم (ع) ۵۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل معجزات پیامبر اعظم (ع) ۵۸ اسلاید در PowerPoint :

۵۰

از امام کاظم (ع) نقل شده است که آن حضرت به واسطه پدران گرامی اشان، روایت طولانی ای را از امام حسین (ع) روایت کردند که فرمودند: روزی یکی از علمای یهودی اهل «شام»، که کتب آسمانی «تورات» و «انجیل» و «زبور» و «صحف پیامبران (ع)» را خوانده و بر دلایل و براهین همه آنها واقف و آگاه بود، به مجلسی وارد شد که در آن گروهی از اصحاب رسول خدا (ص)، حضرت امیرمؤمنان علی بن ابی طالب (ع)، ابن عبّاس و ابن مسعود و أبومعبد الجهنی حضور داشتند.

یهودی گفت: ای امّت محمّد! هیچ درجه و فضیلتی از انبیا و مرسلان را نگفتید؛ جز آنکه همه آنها را به پیامبر خودتان نسبت دادید. حال حاضرید به سؤالات من در آن مورد پاسخ گویید؟

با این سؤال همه خاموش شده و هیچ نگفتند. حضرت امیر (ع) وقتی وضع را این گونه دیدند، فرمودند: «آری. من حاضرم و این را باز تکرار می کنم که خداوند متعال هیچ درجه و فضیلتی به انبیا و مرسلین عطا نفرمود، جز آنکه همه آنها را به محمّد (ص) بخشید؛ بلکه چندین برابر آن را به محمّد عطا فرمود. »

عالم یهودی گفت: آیا تو پاسخ مرا خواهی گفت؟ حضرت (ع) فرمودند: «آری، امروز برای تو فضائلی از رسول خدا (ص) را ذکر خواهم کرد که موجب روشنایی چشم مؤمنان و برطرف کننده تردید شک کنندگان در فضائل آن حضرت شود. آن حضرت هرگاه فضیلتی را برای خود بر می شمرد، می فرمود: «مرا هیچ فخری به آن نیست» و من اکنون به نوعی فضائل آن حضرت را ذکر می کنم که هیچ خللی در شخصیت انبیای دیگر پیش نیاید و این را فقط و فقط به جهت شکر خداوند در بخشش هایش به محمّد، همانند آنچه به تمام انبیاء داده است، ذکر می کنم. » عالم یهودی گفت: من از شما می پرسم و تو پاسخ خود را آماده کن. حضرت (ع) فرمودند: «شروع کن. »

حضرت آدم (ع)

عالم یهودی گفت: از حضرت آدم (ع) شروع می کنم، خداوند ملائکه را به سجده او واداشت، آیا محمّد یک چنین فضیلتی را دارا می باشد؟ حضرت (ع) فرمودند: «همین گونه است؛ ولی این را بدان اگر خداوند ملائکه خود را به سجده آدم واداشت، این سجده، سجده طاعت نبود [به این معنا] که ملائکه آدم را عبادت کنند، نه خدا را؛ بلکه این سجده، نوعی اعتراف به فضیلت آدم و رحمتی از ناحیه خداوند بود؛ ولی به محمّد (ص) برتر از آن عطا شده، خداوند در جبروت خود، همراه تمامی فرشتگان بر او درود فرستاد و همه مؤمنان را موظّف به صلوات فرستادن بر او نمود و این فضیلتی افزون بر فضیلت آدم (ع) است. »

عالم یهودی گفت: خداوند از خطای آدم (ع) گذشت و توبه اش را پذیرفت. حضرت (ع) فرمودند: «همین طور است؛ ولی حضرت محمّد (ص) بزرگتر از این، برایش اتّفاق افتاد بی آنکه مرتکب خطایی شده باشد. خداوند درباره آن حضرت در قرآن فرموده:«لِیغْفِرَ لَک اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِک وَ ما تَأَخَّرَ؛ ۱ خداوند گناهان گذشته و آینده تو را بخشید و از آن درگذشت. » و آن حضرت در روز قیامت به هیچ گناه و خطایی خوانده نخواهد شد. »

حضرت ادریس (ع)

عالم یهودی گفت: حضرت ادریس (ع)؛ خداوند او را مقامی بسیار رفیع بخشیده و او را پس از وفات از تحفه های بهشت اطعام نمود.حضرت (ع) فرمودند:«همین طور است؛ ولی به محمّد (ص) بهتر از آن عطا شده. خداوند درباره او فرموده:«وَ رَفَعْنا لَک ذِکرَک؛ ۲ ویادت را بلندمرتبه کردیم. » و همین آیه در رفعت مقام او، از جانب خدا کفایت می کند و چنانچه حضرت ادریس از تحفه های بهشت پس از وفات اطعام شده، حضرت محمّد (ص) در زندگی دنیا، اطعام شده است.

روزی آن حضرت دچار گرسنگی شدیدی شد، در این وقت جبرئیل با جامی از تحفه های بهشت نزد آن حضرت آمد. جام با تحفه در دست آن حضرت به تهلیل (گفتن: لاإله إلّاالله) ربّ جلیل و تسبیح و تکبیر پرداخته و حمد الهی را به جا آورد و آن جام را اهل بیت آن حضرت به دست گرفته و همان جملات از تهلیل و تکبیر و. . . را تکرار نمود. در این موقع، یکی از اصحاب قصد گرفتن جام را نمود که جبرئیل جلو آمد و جام را گرفت و به پیامبر گفت: آن را، که تحفه ای از تحفه های بهشت است و خداوند آن را برایت فرستاده، میل کنید و این را بدان که خوردن آن، جز برای نبی یا وصی نبی جایز نیست و ما اهل بیت با آن حضرت، آن را میل نمودیم و الآن که این مطالب را می گویم، گویا مزّه لذیذ آن را احساس می کنم. »

حضرت نوح (ع)

عالم یهودی گفت: این فضیلت حضرت نوح (ع) است که برای ذات اقدس الهی صبر و شکیب ورزید و هنگامی که از سوی قوم خود تکذیب شد، آنان را معذور داشت. حضرت (ع) فرمودند: «همین طور است؛ ولی حضرت محمّد (ص) در راه خدا صبر و شکیبایی نمود و زمانی که مورد تکذیب و طرد قوم خود قرار گرفت و حتّی زمانی که او را با سنگ زدند قوم خود را معذور داشت و هنگامی که ابولهب با بی شرمی به پای مبارک آن حضرت در بالای کوه زنجیر بست، وقتی از سوی قوم این گونه مشقّت و زحمت به پیامبر رسید، خداوند به «جائیل» فرشته کوه، وحی فرمود: «کوه را بشکاف که در تحت امر محمّد باشی. » جائیل نیز نزد آن حضرت حاضر شد و گفت: من تحت فرمان شمایم، اگر بفرمایی کوه را بر سر این قوم فرو آورده و همه را از دم هلاک خواهم کرد! ولی رسول خدا (ص) فرمودند: «من به رحمت عالمیان مبعوث شده ام و دعای شبانه روز من این است که خدایا امّتم را هدایت فرما؛ زیرا آنان نمی دانند. »

وای بر تو ای یهودی! حضرت نوح (ع) وقتی شاهد غرق شدن قوم خود بود، تنها به رقّت فامیلی اظهار نموده و گفت:«رَبِّ إِنَّ ابْنِی مِنْ أَهْلِی؛ ۳ پروردگارا آن پسر از اهل من است» و خداوند فرمود:«إِنَّهُ لَیسَ مِنْ أَهْلِک إِنَّهُ عَمَلٌ غَیرُ صالِحٍ؛ ۴ او از اهل تو نیست او مبتلا به عمل غیرصالح است. » و با این فرمایش، خواست او را تسلّی دهد؛ ولی حضرت محمّد (ص) وقتی معانده قوم بر او بالا گرفت و کار به شمشیر کشید، رقّت فامیلی بر او غلبه نکرده و به دید رحمت، به آنان نظر نکرد. »

یهودی گفت: معجزه نوح این بود که بر قوم خود نفرین کرد و آسمان سیل آسا باریدن گرفت. حضرت (ع) فرمودند: «همین طور است، ولی آن دعا از سر غضب بود و آسمان سیل آسا برای محمّد (ص) از سر رحمت بارید و این بدان خاطر بود که آن حضرت پس از مهاجرت به «مدینه» در روز جمعه ای، گروهی نزد وی آمده و گفتند: ای رسول خدا، ما را دریاب که بسیار درمانده و از کمبود آب مضطرّ و بی تابیم. آن حضرت نیز دست خود را به اندازه ای برای دعا بالا برد که سفیدی زیر بغلش نمودار شد و این در حالی بود که هیچ ابری در آسمان نبود. فی الفور خداوند اجابت فرموده و آنان را سیراب ساخت و شدّت باران به نوعی بود که جوانان برومند هرچه تلاش کردند که سریعاً به منازل خود برسند، از شدّت سیل، نتوانستند و این بارش هفت روز طول کشید و در جمعه بعد، خدمت پیامبر (ص) رسیده و از سر شکایت از شدّت باران خواستار بند آمدن آن شدند. در این حال، آن حضرت تبسّمی فرمود و بیان داشت: «این سرعت ملالت آدمیزاد است»، سپس دست به دعا برداشته و عرضه داشت: «پروردگارا! این باران را در اطراف مدینه بباران و بر سر مردم شهر مریز و آن را در اصول نباتات و زراعات و چراگاه حیوانات بفرما» پس از آن در خارج شهر مدینه باران می بارید و در اثر کرامت آن حضرت، نزد خداوند عزّوجلّ قطره ای باران در مدینه نمی بارید. »

حضرت هود (ع)

عالم یهودی گفت: این فضیلت حضرت هود (ع) است که خداوند او را بر دشمنانش نصرت داد و آنان را با باد، هلاک گردانید. آیا خداوند این گونه محمّد را یاری نموده؟حضرت (ع) فرمودند: «همین طور است؛ ولی حضرت محمّد (ص) بهتر از آن عطا شده است. خداوند او را در روز خندق (جنگ احزاب) با بادی که سنگریزه های معرکه را برداشته و بر روی آن دشمنان می زد و نیز با لشکریانی از ملائکه او را یاری نمود و خداوند محمّد (ص) را با هشت هزار فرشته بر هود تفضیل داد و دیگر آنکه او را بر هود تفضیل داد؛ زیرا باد قوم عاد، باد غضب و سخط و باد محمّد (ص) باد رحمت بود. خداوند فرموده:«یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکرُوا نِعْمَهَ اللَّهِ عَلَیکمْ إِذْ جاءَتْکمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنا عَلَیهِمْ رِیحاً وَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها؛ ۵ ای کسانی که ایمان آورده اید، نعمت خدا را بر خود به یاد آرید، آنگاه که لشکرهایی به سوی شما [در] آمدند، پس بر سر آنان تندبادی و لشکرهایی که آنها را نمی دیدید فرستادیم، و خدا به آنچه می کنید همواره بیناست. »

حضرت صالح (ع)

عالم یهودی گفت: خداوند برای حضرت صالح (ع) ناقه ای خارج نمود تا برای قومش مایه عبرتی باشد. حضرت (ع) فرمودند: «همین طور است و حضرت محمّد (ص) بهتر از آن داده شده است؛ ناقه حضرت صالح، با او هیچ کلام و سخنی نگفت و حتّی به نبوّت او شهادت نداد و من با حضرت محمّد (ص) در یکی از غزوات بودم، ناگاه دیدم که شتری به ما نزدیک می شود. سپس نعره ای زد و خداوند آن را به کلام آورده و گفت: ای رسول خدا! فلان کس آن قدر از من کار کشید تا پیر شدم و حال می خواهد سرم را ببرد و من از این کار به تو پناه می آورم!

رسول خدا (ص) با شنیدن این کلام به دنبال صاحب آن شتر فرستاد و از او طلب گذشتن از او را نمود و صاحب شت

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.