پاورپوینت کامل مرهم دردها ۱۴ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل مرهم دردها ۱۴ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل مرهم دردها ۱۴ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل مرهم دردها ۱۴ اسلاید در PowerPoint :
۴۲
(قبول باشد ان شاءالله، بقیه درس باشد برای فردا).
یکی یکی بلند شدند و هرکس روی تخت خودش رفت تا بخوابد . اما من خوابم نمی آمد .
دلم گرفته بود . قرآن را باز کردم و با خواندن آیه هایی که درباره اعقاب رباخواران بود، خودم را تسلی دادم .
دلم برای خانه تنگ شده بود، برای بچه هایم . دلم می خواست صبح که چشم باز می کنم، خودم را در خانه ببینم و صدای جوش
آمدن آب کتری مرا مجبور کند تا بلند شوم و چای دم کنم . اما چند صباحی بود که وقتی چشم باز می کردم، میله های زندان، دلم
را هم زندانی می کرد و صدای تکراری کلیدهای نگهبان از خواب بیدارم می نمود .
هشت ماه برایم زندان بریده بودند . مطمئن بودم خیلی سخت خواهد گذشت . دلم می سوخت که گناهی نداشتم، اگرچه نباید
خودم نیز از رباخوار طلب قرض می کردم، ولی خیلی پشیمان بودم .
تمام دلخوشیم این بود که به هم بندهایم قرآن یاد می دادم و با خواندن آیه های ملکوتی اش نه تنها احساس می کردم درزندان
نیستم، بلکه حس می کردم در این دنیا نیستم . هیچ راه چاره ای نداشتم، اما می دانستم اگرچه بندگان خدا بی رحمی می کنند، آن
فرمانروای هستی، مهربان ترین است و اگر به او بدی کنی، به تو خوبی می کند و اگر به سویش توبه کنی، بدی هایت را پس می گیرد
و جایش به تو خوبی می دهد . تنها راه نجات را در نماز یافتم . تصمیم گرفتم به نیت هر امام، سه هفته نماز بخوانم و توسلی بجویم .
آن شب خوابیدم و از فردایش نمازها را شروع کردم . نماز صبح را که خواندم بلند شدم . اولین روز از سه هفته اول را به نیت امام
علی (ع) تکبیر گفتم و نماز خواندم، به قنوت که رسیدم، دستانم را بالاتر از همیشه گرفتم . ابروهایم مانند رودی شده بود که به
پایین دست می رفت و از چشمه چشم هایم نیز گذر می کرد . سرم را بالا گرفتم وگفتم (خدایا! کمکم کن! یاریم ده تا به نام امام
جواد (ع) که رسیدم دیگر در زندان نباشم .
آخرین روز از سه هفته ای که برای امام جواد (ع) نماز خواندم، دیرتر از هر روز سپری شد . دیگر حال صحبت های تکراری را
نداشتم، گوشه ای کز کرده بودم . چشم هایم گرد شده بود و به نقطه ای خیره، که صدای نگهبان مرا به خود آورد . باعصبانیت گفت
(چ
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 