پاورپوینت کامل بچه ها بوی خدا می دهند ۴۵ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل بچه ها بوی خدا می دهند ۴۵ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۵ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بچه ها بوی خدا می دهند ۴۵ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل بچه ها بوی خدا می دهند ۴۵ اسلاید در PowerPoint :

۶

با تاخیر آمد، رنگ پریده . از مراسم تشییع بهرام خائف، تصویرگر تعدادی از کتابهایش برمی گشت . اما آرام و صبور بود . همان
مصطفی رحماندوست شاعر کتابهای دبستان ما . شاعر شعرهای «انار» و «لالایی عاشورا» . رحماندوست عاشق بچه ها، عاشق
فطرت شان و عاشق خداست . او بیست سال و اندی است که برای بچه ها می نویسد و زحمت می کشد و نتیجه اش ۱۱۰ عنوان کتاب
منتشر شده برای بچه های پر خیالی است که بوی خدا می دهند و … لحظاتی با او همراه بودیم .

اولین اثر وآخرین اثر مذهبی شما چه بوده و چه موضوعی داشته است؟

من هیچ وقت ادبیات را به این شکل نگاه نمی کنم که چقدر از ادبیات مذهبی است و چقدرش غیر مذهبی . اصلا نگاه من به این
شکل نیست . به دلیل این که مذهب برای ساختن انسانها آمده است; برای تغییر دادن انسانها از یک موجود حیوانی به یک موجود
الهی . مذهب آمده تا کمک کند که انسانها فاصله بین زمین و آسمان را طی کنند . به همین دلیل فکر می کنم هر اثر هنری ای که
در این مسیر باشد مذهبی است . بنابراین بسیاری از آثاری هم که خارج از این تقسیم بندی اند جزء ادبیات مذهبی محسوب
می شوند . نمی دانم چطور می شود این تقسیم بندی را قبول کرد و مثلا «بینوایان » ویکتورهوگو را جزء آثار مذهبی ندانست! اگر ما
این تقسیم بندی را قبول داشته باشیم حتی شعری را که مداحی درباره امام حسین (ع) می خواند و در متن شعر – نعوذ بالله – جز
تحقیر امام حسین (ع) کاری نمی کند باید جزو آثار مذهبی بدانیم . بنابراین اگر تعریف مذهب تعریفی باشد که من گفتم همه آثار
من چه ترجمه و تالیف جزو آثار مذهبی محسوب می شود .

کدام اثر یا قطعه بیشترین توجه مخاطبان کودک و نوجوان شما را جلب کرد؟

من نمی توانم به این سؤال جواب بدهم . باید به آمارها و نظرسنجی ها رجوع کنید تا این را بفهمید!

خوب، بهتر است سؤال را به شکل دیگری مطرح کنیم کدام یک از آثارتان را بیشتر می پسندید و دوست دارید؟

بله . بارها این سؤال را از من پرسیده اند که کدام اثرت را بیش از همه دوست داری؟ و من جواب داده ام هیچ کدام را . چون که بعد
از منتشر شدن آن حس کرده ام که اگر هنر و سواد بیشتری داشتم و می توانستم وقت بیشتری صرف کنم قطعا می توانستم کار
بهتری تولید کنم . بنابراین گمان می کنم که هیچ کدام از کارهایم در حد کمال نیست! مگر آثاری که از طرف بچه ها بیشتر مورد
توجه قرار گرفته باشد .

بله، منظور من هم همین است آثاری که بیشتر مورد توجه و استقبال از طرف بچه ها قرار گرفته است .

خوب، می توانم به شعر «انار» که شعری توحیدی است اشاره کنم یا شعر «خانه بازی » که شعری تربیتی است یا «لالایی عاشورا» که
از طرف بچه ها خیلی مورد توجه قرار گرفت .

پس شما آثاری را دوست دارید که توانسته مورد توجه مخاطبان که بچه ها هستند قرار بگیرد؟

ببینید، هدف من ارتباط برقرار کردن با این مخاطبان است، پس اگر نتوانم با آنها ارتباط برقرار کنم موفق نیستم و بهتر بگویم در
آن صورت اصلا نویسنده نیستم .

کدام اثر یا قطعه بیشترین تاثیر را بر شما داشته است؟ (حتی اگر متعلق به خودتان نباشد) .

زمانی بود که من هر اثری را که می خواندم، مدتها تحت تاثیر آن بودم . وقتی حتی آن آثار ضعیف هم بودند باز هم ذهن مرا به
خودشان مشغول می کردند . ولی از آثاری که خیلی مرا دنبال خودشان کشاندند یکی «کویر» دکتر شریعتی بود و دیگر «شهادت »
اش . این دو کتاب زمان زیادی مرا مشغول خودشان کردند . غیر از این آثار «بینوایان » هوگو از اولین رمانهایی بود که در دوران
نوجوانی خواندم و روی من تاثیر گذاشت . «بینوایان » هم از آن رمان هایی بود که خیلی با آن سر و کله زدم و مرا خیلی به خودش
مشغول کرد .

آقای رحماندوست! آیا تا به حال قهرمان یا شخصیتی در آثار فرهنگی برای شما الگو و نمونه شده است؟

اشاره کردم که مدتی تحت تاثیر بودم ولی بعد رها می کردم . یادم نمی آید شیفته شخصیتی داستانی شده باشم و آن را برای خودم
الگو کرده باشم . در بینوایان ویکتورهوگو همه «ژان والژان » را دوست دارند ولی من از همه بیشتر کشیش را دوست داشتم و از
طرفی به بازرس حق می دادم با آن که شخصیت منفی قصه بود .

به نظر شما هم قصه زمانی موفق است که هر کس بتواند خودش را جایگزین شخصیت های قصه کند؟

اگر قصه قوی باشد خواننده خودش را جایگزین شخصیتهای قصه می کند، بدون این که تلاشی کند که خود را جای شخصیتها
بگذارد . بنابراین، این نوشته ها بودند که مرا تحت تاثیر خود قرار می دادند تا شخصیتهاشان را انتخاب کنم و خودم را جای آنها
بگذارم .

چه تعریفی از جوان و نوجوان دارید .

به نظر من قابل تعریف نیستند . چون آنقدر پیچیده هستند که نمی شود تعریفشان کرد . در قدیم می گفتند: باید تعریف کننده از
تعریف شونده قوی تر باشد تا بتواند آن را تعریف کند . من فقط تلاش می کنم خودم را به آنها برسانم . آنها خیلی پر خیال و پر تضاد
هستند .

آقای رحماندوست! چرا برای بچه ها می نویسید؟

چون آنها از فطرت انسانی کمتر فاصله گرفته اند . از بهشت موعود فاصله شان کم است . بزرگ تر که می شوند، فاصله شان بیشتر
می شود، با شعورتر می شوند! از آن سیر اصلی حرکت طبیعی و ناموس خلقت فاصله می گیرند . مولوی را هم که از نیستان جدا
کردند ناله می زد . بچه ها بیشتر به فطرت خدایی نزدیک اند، بیشتر بوی خدا را می دهند . نمی دانم تا به حال نوزادی را بغل
کرده ای، آنها بوی خاصی می دهند . بوی خدا می دهند . من بچه ها را با این دید می بینم ولی تعریفی از آنها ندارم .

حالا به نظر شما قیمت یک نوجوان و جوان چند است؟

من نمی توانم قیمت بگذارم، صراف نیستم!

خوب، چرا باید برای بچه ها نوشت و سرود .

باید ندارد، می شود سالهای سال برای آنها ننوشت و نسرود . سالهای سال و قرنهای قرن هم ننوشتند و نسرودند . حتی خیلی از
کشورها ادبیات کودک ندارند . ولی ما دوست داریم بچه مان در این مسیر خدا تا خدا آرامش بیشتری داشته باشند و راحت تر
زندگی کنند . وقتی برای بچه ها می نویسی فکر می کنی وارد دنیایی شدی که به نوعی داری خودت را به آن دنیا می چسبانی .
لااقل من برای بچه ها می نویسم تا دیرتر از آن نیستان وجودشان فاصله بگیرند و بیشتر کودکی کنند . من وقتی برای بچه ها
می نویسم احساس می کنم به آن دنیایی که از آن فاصله گرفته ام بیشتر نزدیک می شوم . من برای بچه ها نمی نویسم که زودتر بزرگ
شوند یا خوب بزرگ شوند بلکه می نویسم تا بیشتر کودکی کنند و دیرتر از آن دنیا فاصله بگیرند .

وقتی برای بچه ها می نویسید، چه احساسی دارید؟

این احساس که به دنیایی که از آن فاصله گرفته ام، نزدیک می شوم .

شما از دوران کودکی تان راضی بودید .

من از آن آدمهایی هستم که از همه دوران زندگی شان راضی هستند . وقتی به گذشته خودم برمی گردم فکر می کنم همان طوری
که باید، زندگی کرده ام و اظهار تاسف نمی کنم، کودکی ام هم برایم خیلی شیرین بود و سعی کردم آن را در خودم زنده نگه دارم .
کودکی من هم مثل کودکی همه بچه ها به بازی گذشت ولی هنوز شیرینی آن را حس

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.