پاورپوینت کامل وقوف شعور برانگیز در مشعر الحرام ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل وقوف شعور برانگیز در مشعر الحرام ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل وقوف شعور برانگیز در مشعر الحرام ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل وقوف شعور برانگیز در مشعر الحرام ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :
۱۴
خداوند متعال فرمان داده است که حجاج پس از پایان وقوف در عرفات و بعد از غروب
آفتاب، رهسپار مشعرالحرام گردند تا در آنجا وقوفی دیگر را در شبِ دهم ذیالحجه تا
ما بعد اذان در پیش گیرند و همه باهم و با حرکتی دستهجمعی و دوشادوش یکدیگر در سوی
این موقف سرازیر گردند.
حاجی باید بداند با وقوف در عرفات میتواند توجّه الهی را به خود جلب کند و از
همانجا خود را آماده سازد تا بر حریم مشعرالحرام در آید; و در واقع بر دروازه رحمت
وارد شود. نسیمهای رحمت الهی در این جایگاه وزیدن میگیرد و خلعت قبول و پذیرفته
شدن در پیشگاه الهی را با اذن دخول در حرم، برتن میکند.
روانه شدن حاجیان به سان روان شدن آب در رودخانههایی مینماید که آنچنان دل انگیز
و دیده نواز است که دل و جان انسان را از ثقل علایق مادی گسسته و رها میسازد و
سبکبال برای تقرّب به پیشگاه الهی در سوی ملأ اعلی پرواز کنان بر میفرازد امام
صادق(علیه السلام)میفرماید:
«وَتَقَرَّبْ إلَیهِ واتّقِهِ بِمُزدَلِفَهَ، واصْعَدْ بِرُوحِکَ إلی المَلأِ
الأعْلی بِصُعُودِکَ إلیَالجَبَل»;
«در مزدلفه (مشعرالحرام) در سوی خداوند متعال تقرب جوی و پروای از او را در
پیش گیر و با صعود بر «جبلالرحمه» روح خود را به ملأ اعلی بر فراز و به پرواز
درآور.»
این سیر همگانی به همراهِ یکدیگر تا جایگاه پرواز و صعود در مشعرالحرام ادامه
مییابد و برج مراقبت الهی پس از چنین رهنوردی و پروازی است که با روح و جان آدمی
ارتباط بر قرار ساخته و مآلا آمادگی مییابد تا بر جاذبه زمینی و پیوند مادی و خاکی
چیره آمده و به طیرانی در ملکوت آسمانها توفیق یابد.
رودخانههایِ مشعر آهنگیان از عرفات به جوشش و جنبش در میآید که همگی حجاج در این
جریان و نمایش بی نظیر و سیر و حرکت از نظر مبدأ و مقصد و راه میان آن دو در کنار
یکدیگر قرار دارند، همه در عرفات بودند و همه باید به سوی مشعر روند، و همه میباید
در مشعر وقوف کنند و هیچ قومی را در این کار بر قومی دیگر امتیازی نیست. خداوند
متعالمیفرماید:
فاذا أفضتم من عرفات فاذکروا الله عندالمشعر الحرام واذکروه کما هَداکُم و ان کنتم
من قبله لمِنَ الضّالّین. ثمّ أفیضوا مِن حیث أفاض النّاس واستغفرواالله اِنَّ الله
غفورٌ رحیم(۱)
«و چون از عرفات باز گردید، خدای را در مشعر الحرام یاد کنید. او را یاد کنید
چنانکه شما را راه راست نمود، و پیش از آن شما تحقیقاً به گمراهی دچار آمده بودید;
بنا بر این از همان راهی که مردم باز میگردند شما باز گردید و از خدا آمرزش را در
خواست کنید که خداوند آمرزنده و بخشایشگر است.»
میبدی ذیل تفسیر آیه «ثمّ أفیضُوا…» آورده است:
«قریش را میگوید که ایشان در افاضت از عرفات، راهی دیگر میگزیدند که ما خاصّه اهل
شهریم و سکّان حرم و بر زنان خانه; نه با دیگران همراه باشیم. و از مشعر الحرام،
راه بگشتند، ایشان را از آن باز زد; آنگه ایشان را فرمود ـ که با این مخالفت که
کردید در افاضت ـ از خدای آمرزش خواهید که وی آمرزگار و بخشاینده است».(۲)
برای آن که گزارش مبسوط تری را ارائه کنیم یاد آور میشویم:
در دوران جاهلیت، قریش و کنانه و جدیله و تابعان آنها، خود را با عنوان
«حُمْس»ـکه جمع أحمس و حمساء است ـ از سایر قبایل ممتاز وانمود میساختند «و
میپنداشتند چون در
۱ ـ البقره ۱۹۸ ـ ۱۹۹
۲ ـ کشف الاسرار، ج۱، ص۵۳۵
دینوآیین خود از دیگران قویترواستوارترند و یا آن که به حمساء; یعنی کعبه پناه
میآوردند»(۱)با چنین عنوان; یعنی «حمس» میخواستند برتری خود را بر دیگر قبایل
اظهار کنند. آنها مآلا برای خود امتیازاتی قائل بودند که از جمله آنها این بود که
همگام و همراه با قبائل دیگر در عرفات وقوف نمیکردند و از این نقطه باز نمی گشتند;
لذا به آنان پس از اسلام فرمان رسید تا در رده دیگران و برابر با آنها باز گردند و
این امتیاز بیاساس را برای خود قائل نباشند.(۲)
بعضی از مورخان در سبب نزول آیه «ثمّ أفیضوا …» گفتهاند: حمس و قبایل خود
برتربین یاد شده در عرفات حضور به هم نمیرساندند و صرفاً در «مزدلفه»
(مشعرالحرام) وقوف خود را بر گزار میکردند، آن هم در حالی که قبایل دیگر وظیفه
وقوف را ایفا مینمودند. یکی از صحابه دید پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) در
عرفات وقوف کرده; از این امر دچار شگفتی گشت و این جریان برای او ناخوشآیند
مینمود; چرا که میدانست آن حضرت در زمره «حمس» به شمار میرفت و تصور نمیکرد
حضرتش با راه و رسم قبیله خود در وقوف، به مخالفت برخیزد و خود را هم سطح و همرهِ
قبایل دیگر، موظف به وقوف در عرفات بیند; لذا آیه در خطاب به چنین مردمی ـ که
امتیازات ساختگی و پوشالی بر اندیشه آنان حاکم بود ـ فرمود:
«ثمّ أفیضوا من حیث أفاض النّاس…» مبنی بر این که چنین جایگاههایی چنان تفاوتهای
بیبنیاد را از میان برمیدارد; چنان که بنای همه امتیازات طبقاتی و جز آنها را
درهم فرو میریزد، و تشخصها را در اختیار برابری و مساوات قرار میدهد. از آن پس
تمام قبائل عربی وقوف در عرفات را رعایت میکردند.(۳)
تاریکی شب به هنگام وقوفِ در مشعر، همه امتیازات بیاساس را زیر پرده خود پنهان
میسازد و مبارزه با اختلاف طبقاتی و نژادی و قبیلهای را پوچ و عاری از واقعیت
اعلام میکند و واقفان در عرفات را در این جایگاه درکنار هم فراهم میآورد تا همگی
در یک منطقه محدود، خویشتن را در دل و جان و دست و زبان برای نبرد با شیطان، مسلح و
مجهز سازند و بکاوند و سنگریزهها را از دل خاک بیرون کشند; و اگر دل را در ستیز با
شیطان آماده کردند این سلاح راـهر چند که ریز استـدسته جمعی فراهم آورند که با
تمام کوچکی و سبکی خود، اگر به سوی شیطان و جمرات غول پیکر نشان روند، جثه
برافراشته آنها را زیر خروارها سنگریزه میتوانند به راحتی خفه سازند. مزدلفه از
«ازدلاف» به معنای تجمع وتقدم اخذ شده است که پراکندههایی از مردم را در خود فراهم
میآورد و یا سنگهای پراکنده را فراهم آورند و باید از
۱ ـ فرهنگ نفیسی، ج۲، ص۱۲۸۱
۲ ـ فی ظلال القرآن، ج۱، ص۲۰۰
۳ ـ تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۶، ص۳۸۲; روح البیان، ج۱، ص۳۱۷; زاد المسیر، ج۱،
ص۱۹۴ و ۱۹۵; الاساس فیالتفسیر، ج۱، ص۴۶۷
این نقطه به سوی شیطان پیش رانند و از این رهگذر از فاصله خویش باخدا بکاهند و
آماده گردند تا سدّی میان آنها و خداوندگار مهربان آنها جدایی برقرار ساخته و این
سد را با رمی در جمرات در هم فرو ریزند.
«مزدلفه» از این رهگذر جایگاه تقرب به خدا و چنانکه اشارت رفت نقطه صعود و پرواز به
سوی ملأ اعلا میباشد و سرانجام به شعوری بارور میشود که دوست و دشمن خود را
شناسایی کرده و آماده شود تا دشمن را از سر راه قرب به پروردگارش طرد کند.
در این پایگاه درک و شعوری در واقفان به هم میرسد که در همه مواقف چه پیش از مشعر
و چه پس از آن بدان هشدار داده شد که میان هیچیک از آنها با دیگری فرق و امتیازی
نیست; چرا که در اینجا درست احساس میکند که مال و ثروت و لباس فاخر و خَدَم و
حَشَم و هیچ عامل امتیاز آفرینی جز شماری سنگریزهها در اختیار ندارد و صرفاً در
صدد آن است که در نبرد با شیطان و هوسها، از دیگران پیشتاز باشد و وقوف در مشعر را
به ویژه باید مانند سایر مناسک، شعاری شعور آفرین دانست. برای کسب این شعور باید در
رده همه اقوام قرار گرفت; چرا که قبلا به خاطر این که با افکار جاهلی امتیازی در
خود احساس میکردند، در ضلالت و گمراهی و فقدان شعور لازم به سر میبردند و با راه
بردن با دیگران از عرفات بدین نقطه، باید این شعور واحساس در آنها پدید آید که میان
آنها و دیگران هیچ امتیازی جز تقوا نمیتواند حاکم باشد; تقوایی که عامل اساسی
ازدلاف و قرب به حضرت باری تعالی است و در اینجا است که تساوی خود با دیگران را
باید کاملا درک کند. قشیری میگوید:
در آیه «ثمّ أفیضوا من حیث أفاض النّاس …» اشاره به این است که تو خود را به
چیزهایی از قبیل شکل ظاهری و پوشاک و یا مزایای دیگر که میان تو و دیگران تفاوت بر
قرار میسازد، شناسایی نکنی; بلکه خود را به سان یکی از آحاد بشناسی. اگر به ذهن تو
خطور کند که کاری انجام دادی و یا به تو یا برای تو یا با تو چیزی است، از خدا گذشت
و آمرزش را در خواست کن و به باز سازی ایمان خود بپرداز که چنین پنداری شرکی خفی
است که با جان و روح تو عجین گشته است.(۱)
چنانکه ملا عبدالرزاق کاشانی طی تفسیر آیه: «فاذا أفضتم من عرفات فاذکروا الله عند
المشعر الحرام…» میگوید:
«وقتی که خود را از مقام معرفتِ تامهای ـ که مرزِ نهایی مناسک حج و اساس و مرجع آن
۱ ـ لطائف الاشارات، ج۱، ص۱۶۶ و ۱۶۷
است; چنانکه نبیّ گرامی(صلی الله علیه وآله) فرمود: «الحجّ عرفه» ـ برمیفرازید،
خدای را در مشعر الحرام یاد کنید; یعنی: جمال حق را در جایگاه سرّ روحی که «خفی»
نام دارد شهود کنید; چرا که ذکر در این پایگاه عبارت است از شهود و مشعر نیز به
عنوان جایگاه شعور، احساسِ جمال و زیبایی، محرَّم است و نامحرم را سزا نیست که بدان
نایل گردد.(۱)
از شعور و شهود در مشعر تا دستیابی به مُنا در مِنا:
روز دهم ذیالحجه، خدا آشنایان در عرفه و شاهدان جمال حق در مشعر باید پس از طلوع
آفتاب در منا درآیند و وقوفی دیگر را در مدتی درازتر در آن آغاز کنند. در اینجا صرف
وقوف و درنگ و اندیشیدن کافی نیست; بلکه باید حاجیان دست به کار گردند و آرزوهای
بلند خود را با خدا در میان گذارند. جبرائیل نزد ابراهیم در این جایگاه; یعنی «منا»
آمد و به او گفت:
«تَمُنَّ عَلی رَبِّکَ ما شِئتَ، فَتَمنّی إبراهِیمَ فینَفسِهِ أنْ یَجْعَلَ اللهُ
مَکانَ ابنِهِ إسماعیلَ کَبْشاً یَأمُرُهُ یَذبحه فِداءً لَهُ; فَأَعطیمُناه».(۲)
«از پروردگارت آنچه را میخواهی آرزو کن. ابراهیم پیش خود آرزو کرد خدا به جای
فرزندش اسماعیل گوسفندی را مقرر کند تا به او فرمان دهد آن را به منظور بازخرید
اسماعیل قربانی کند و ابراهیم به این آرزوی خود رسید و آن را بدو اعطاکرد.»
تضحیّه و قربانی
گذری بر تاریخچه قربانی در جوامع بشری:
اندیشه تقرب به معبود از رهگذر تقدیم قربانیها و وسیله قرار دادن آن برای
خواستههای جهان خاکی و بر طرف ساختن حوادث سهمگین و توسل به آن، برای جلب منافع و
دفع و پیشگیری از آسیبها و زیانهای فردی و اجتماعی، همراه با آفرینش انسان و همزبان
با آن بوده و همواره در مراحل مختلف تفکر دینی، ملازم انسان به شمار میرفت و تا
وقتی عقاید و عبادات بر سر پاست استمرار دارد. هیچ دینی از ادیان، فاقد چنین شعاری
نبوده و زندگانی هیچ ملتی بدون چنین شعاری در طول تاریخ به چشم نمیخورد. عبادت
توتمیسمها و مجوس و بت پرستان و صابئین و مانویها و ستاره پرستان و گروههایی که
جانورانی را میپرستند، با
۱ ـ تفسیر القرآن الکریم، منسوب به محیی الدین العربی، ج۱، ص۱۲۳
۲ ـ علل الشرایع، ج۲، ص۴۳۵; عیون أخبار الرضا، ج۲، ص۹۱; بحار الانوار، ج۱۲، ص۱۰۸ و
ج۲۶، ص۹۹، نقل از حج الانبیاء والائمه، ص۳۹
قربانی توأم بوده است. چنانکه قربانی در شریعت و آیین یهود و مسیحیت و نیز مسلمین
وجود دارد. ما در این شعار در ساده ترین مظاهر تدین و پریشان ترین نمودهای دینداری
در تاریخ اطلاع داریم. چنانکه میدانیم شعار قربانی در پیشرفتهترین و دقیقترین و
استوارترین اشکال و صور تدیّن وجود دارد. بهترین دلیل بر قدمت این شعار و گسترش آن،
همه صحف و کتب آسمانی پیشین است که مسأله قربانی در آنها جلب نظر میکند. گویا
مسأله قربانی با فطرت بشر و سرنوشت او عجین بوده و این شعار فطری را در طول تاریخ
نگاهبانی میکرده است. علاوه بر اینها قرآن کریم یکی از اشکال و صور قربانی را برای
ما تصویر میکند که عملا همزمان با آدم ابوالبشر(علیه السلام) روی داده است، آنجا
که میفرماید:
وَاتلُ عَلَیْهِمْ نَبَأ ابنَیآدم إذْ قرَّبا قُرباناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أحدِهِما
وَلَمْ یُتَقَبَّلَ مِنَ الآخر، قال لأقْتُلَنَّکَ، قالَ إنّما یَتَقَبَّلُ اللهُ
مِنَ المُتَّقین(۱)
«و داستان دو فرزند آدم (هابیل و قابیل) را بر آنها بخوان، آنگاه که قربانی کردند و
این قربانی از یکی از آن دو قبول (پیشگاه الهی) واقع شد و از آن دیگری قبول نشد.
(قابیل به هابیل) گفت: قطعاً تو را (چون که قربانی تو مقبول افتاد) میکشم. هابیل
گفت: خدا قربانی را از کسانی که پرهیز کارند و از خدا پروا میکنند میپذیرد.»
این عبادت خونین و خون رنگ، مصایب و آسیبهای هولناک فراوانی را در طول تاریخ پدید
آورد، چه بسیار مادران فرزند از دست داده و کودکان بی سر پرست و یتیم و زنانی بی
همسر را باعث گشت و نیز چه بسیار افراد بیگناهی که در راه قربانی، طعمه آتش و یا
ماهیان دریا شدند و نیز فراوانند در تاریخ، پدرانی که فرزندان خود را از رهگذر
قربانی به آلهه پیشکش کردهاند و با دست خود، جان فرزندان خود را ربودند و همچنین
شمار زیادی از افراد در طول تاریخ بشریت حتی فرزندان خویش را زنده به گور کرده و یا
آنها را برای رضای معبود خویش به دریا و غرق شدن در آن وا میسپردند، و قربانیهای
خرافی، بسیاری از شهرها را به ویرانی کشانده و ملتهایی را به نابودی سوق داده است.
این غایلههای سوء از آن رو بوده است که قربانی در کهنترین اشکال و صور خود و در
میان گروههای بزرگی از اقوام بدوی و متمدن، انسانها را ـ بر حسب اختلاف امتها و
ادیان و اثر پذیری از اوضاع و احوال و عوامل و اسبابی که بر محیط آنان حاکم بود و
آنان را به قربانی فرا میخواند ـ در این رهگذر فدا میکردند. منتهی محیط حاکم،
آنها را بر آن میداشت که
۱ ـ المائده: ۲۷
قربانیهای خاصی را در نظر گیرند، گاهی دختران و احیاناً کودکان و زمانی جوانان و
به هنگامی سالخوردگان را به خاطر این که قربانی انجام گیرد سر میبریدند و یا از
طرف دیگر موجبات مرگ آنها را فراهم میکردند. با تحقیق و بررسی این حالات میان
امتهای مختلف و مراحل گوناگون زندگانی آنان به این نتیجه میرسیم که عمده قربانیها
ـ که عبارت از انسانها بودهاند ـ دو گروه دیگر را تشکیل میدادند: اطفال; اعم از
پسر یا دختر و به ویژه نخستین فرزندی که از آنها به دنیا میآمد و گروه دیگر عبارت
از دختران باکره بودهاند.
با استفاده از تاریخ این نتیجه نیز به دست میآید که اکثر قربانیها ـ گذشته از دو
گروه یاد شده ـ متشکل از اسرای جنگی و بردگان و گناهکاران بودهاند و به لحاظ کثرت
ـ از نظر قربانیـ این گروه در نوبت دوم قرار داشتهاند. با توجه به این نکته که در
حالاتی نه چندان اندک و کوتاه قربانیها عبارت از طبقات بالا و ممتاز بوده اند;
بسیار اتفاق افتاده که ملتهایی پادشاهان خود را برای معبودان خود قربانی میکردند.
اگر مقداری بیشتر تاریخ را بکاویم میبینیم مناسباتی که موجب قربانیهایی این چنین
میگشت فراوان روی میداد، و مکرر جلب نظر میکرد و جلوگیری از قربانی ـ آنگاه که
موجبات آن وجود داشت ـ از نگاه این ادیان خرافی، کار بسیار زشت و خطرناک و گناهی
نابخشودنی به شمار میرفت و از نظر آنها آسمان از هم شکافته میشد!، و خشم آلهه را
بر میانگیخت و عذاب و کیفر این آلهه همه افراد جامعهای را که در امر قربانی
کوتاهی میکردند دامنگیر میشد.
وقتی همه این جریانها را در نظر گیریم به آسانی باز مییابیم که این نوع پرستش در
کهنترین شکل خود چگونه بر گزار میشد که باید آن را عامل بزهکاریها و نابودیها و
منشأ مصایب و آلام و آسیبها و نگون بختیها به حساب آورد. دلیل بر این فاجعه در
تاریخ زندگانی انسان، همین بس که قبائل آزتک «Azteques» به تنهایی ـ که ساکنان اصلی
سرزمینهای مکزیک بودهاند ـ تا زمانی نه چندان دور قربانیهایی را پیشکش میکردند که
شمار آنها به حدود پنجهزار نفر در سال میرسید.
عواملی از چنین فجایع هول انگیز پیشگیری کرد که نمونههایی چند از آنها را یاد
میکنیم:
ـ پیشرفت اندیشه دینی و گسترش آن.
ـ اصلاح اشتباهات و پیرایش از خطاهایی که در تفکر دینی در مراحل ابتدای آن راجع به
درک آلهه و در خواست رضای آلهه بدان دچار آمده بودند.
ـ پدید آمدن این تفکر در جامعه که باید معبودان خود را از سخت دلی و تشفی و نیاز به
پیشکش کردن قربانی از انسانها منزه دانسته و بینیازی آنها از جهان و آنچه در جهان
است را درباره آنها باور دارند.
ـ گسترش علوم و شرایع آسمانی و کتب مقدس.
همه این عوامل دست به دست هم دادند تا به حیات انسانها و جان آنها احترام گذارند. و
به این چهره توحش در امر قربانی خاتمه داده و اشکال دیگری از قربانی را جایگزین آن
سازد که از خلق و خوی صحیح بیگانه نیست و با مقتضیات یک زندگانی توأم با آبادانی و
حیات مطبوع انسانها ناسازگار نباشد.
مآلا قربانیهایی پدید آمد که به جای انسانها، جانورانی از قبیل گاو و گوسفند و بز و
انواع پرندگان را قربانی میکردند.
انواع دیگری از قربانیها نیز ظهور کرد که مستلزم ریختن خون نبوده است; مانند: تقرب
به وسیله گیاهانی چون گندم و خوشه دانهها و آرد مخلوط به روغن و نیز تقرب به وسیله
چیزهایی که از محصول گیاهان از قبیل نان و خمیر وامثال آنها فراهم میآمد.
ظهور دوره زراعت و کشاورزی در ایجاد این تطوّر، آثار قابل توجهی به جای نهاد.
زراعت، بسیاری شؤون اخلاقی و طبیعت و مزاج روحی انسانها را تهذیب کرد و از رهگذر آن
خوراکیهای گیاهی و نباتی از نظر کمیت رو به ازدیاد نهاد و از مصرف گوشت کاسته شد و
حالت توحش از میان رفت و مزاج روحی آدمیان اعتدال یافت و طبع سرکش و توسن انسان رام
و آرام گشت و احساساتش دارای رقت و ظرافت شد و در نتیجه، سازمان دیگری که به
انسانیت نزدیک بود و با مقتضیاتِ زندگانیِ معقول و عمران و آبادانی متناسبتر بود
جای بسیاری از سنتهای خونین و عقاید آمیخته با توحش را اشغال کرد. لذا قربانی کردن
انسانها و یا جانوران تدریجاً ـ پس از ظهور دوره کشاورزی ـ رو به کاهش نهاد و به
جای قربانی کردن آنها از رهگذر گیاهانی که از خوشه غلّهها و نان خمیر و جز آنها
تشکیل میشد، در تقرب خویش بهره میجستند.
بدینسان نوع عجیبی از قربانی پدید آمد که عبارت از قربانی اَشکال و مجسمهها و یا
قربانی سمبلیک بوده است; مانند قربانی کردن مجسمهها و تصویرهاـکه این نوع عبادت
و
تقرب نزد بسیاری از جوامع کهن و نو، رو به رواج و انتشار نهادـو مانند ریختن خون
از برخی اعضای قربانی، بدون آن که به حیات او خاتمه دهند. از این رویّه در بسیاری
از معابد یونان و به ویژه در مورد آلهه «ارتمیس» بهره میجستند و از آن پیروی
میکردند و یا مانند اکتفا و بسنده کردن به قربانیهای سمبلیک که نشانه راه و رسم
کهن به شمار میرفت. درمیان بعضی از قبائل هندی به عنوان مثال در امر قربانی، پس از
فوت مَرد، پشتهای از هیزم را فراهم م
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 