پاورپوینت کامل سفرنامه حاج علیخان اعتماد السلطنه ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل سفرنامه حاج علیخان اعتماد السلطنه ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل سفرنامه حاج علیخان اعتماد السلطنه ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل سفرنامه حاج علیخان اعتماد السلطنه ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :

۱۶۶

مقدّمه:

«میرزا علی خان اعتماد السلطنه»، فرزند «آقا حسین مراغهای»، از صاحبمنصبان
ودرباریان دوره قاجار است. پدرش در مراغه به تجارت اشتغال داشت و خدمت اداری و
دیوانی خود را از زمانی که به خدمت «عباس میرزا نایب السلطنه» در آمد، آغاز کرد و
با سمت پیشخدمتباشی به خدمت «محمّد شاه» فرزند نایب السلطنه درآمد. آقا حسین
مراغهای سپس از طرف عباس میرزا نایب السلطنه لقب «خانی» گرفت و پس از آمدن محمّد
شاه به تهران، حکومت کاشان به وی واگذار شد.(۵۵)

میرزا علی خان و نیز محمّد حسن خان اعتماد السلطنه فرزند او و ادیب الملک فرزند
دیگرش، از چهرههای سرشناس این دوره هستند.

این خاندان در نواحی زنجان تا مراغه، سکونت داشتند، لیکن بیشتر به «مراغی» شهرت
یافتهاند.

ادیب الملک فرزند میرزا علی خان در شرح حالی که برای پدرش نگاشته، سلسله احفاد او
را چنین ذکر میکند:

علی بن حسین بن محمّد رسول بن عبدالله بن جعفر، که جعفر از هفت پشت واسطه به «بردی
بگ بن اوزبک خان بن جوجی خان مغول» میرسد.

در آن دوران که پدر میرزا علیخان به دربار عباس میرزا نایب السلطنه راه یافت و به
مراغه آمد، میرزا علیخان ده سال بیشتر نداشت(۵۶) و در همان زمان به غلام بچگی
مخصوص محمّد شاه انتخاب میشود. سپس به منصب «پیشخدمتی» نایل و پس از مصالحه با
دولت روس، «نایب السلطنه» در تبریز آقا حسین مراغهای را به پیشخدمتباشیگری محمّد
شاه منصوب میکند و میرزا علی خان را به نیابت پدرش میگمارد. آنگاه پس از دوسال
وبه هنگام مراجعت از سفرکرمان وخراسان، به منصب صندوقداری و خزانهداری میرسد و
در سفر اوّل محمّد شاه به هرات، باردیگر برتریِ مقام یافته، اغلب خدمات و انتظامات
اردوی شاه به وی محوّل میشود.

پس از آن که خبر فوت «فتحعلی شاه» از اصفهان به آذربایجان میرسد، محمد شاه برای
جلوس به تخت سلطنت، از تبریز عازم تهران میشود و مناصب جدیدی به اطرافیان و
همراهان داده، در این میان منصب «نظارت و خوانسالاری» را، که از مناصب مهم بود، به
میرزا علی واگذار میکند.(۵۷)

میرزا علیخان پس از چندی، همراه شاه به تهران آمده، لقب «خانی» را دریافت میکند.
افزون بر حکومت تهران، حکومت کاشان و بلوکات اطراف تهران برای مخارج آشپزخانه شاهی
نیز به او واگذار میشود. پس از دورانی، در سمت نظارت خطایی، از وی سر میزند که از
کار برکنار و تحت تعقیب قرار میگیرد، به شکلی که فرار کرده به قم میرود و در آنجا
متحصن میگردد، سپس به وساطت حاج میرزا آقاسی، از مجازات معاف میگردد.(۵۸)

آنگاه به قصد حج، عازم بیت الله الحرام میشود که در دمشق با «مهد علیا» مادر «ناصر
الدین شاه» همراه گشته به مکه و مدینه میرود.(۵۹)

آنگاه پس از مراجعت از سفر، با حمایت مهد علیا مادر ناصر الدین شاه، بار دیگر به
قدرت بازمیگردد.

در اوایل روی کارآمدن ناصرالدین شاه، وقتی گیلان و رشت دچار بینظمی شد، به پیشنهاد
مهد علیا، مادر شاه، که در اینگونه کارها نیز دخالت میکرد، میرزا علیخان به آن
منطقه اعزام شد و در مدت کوتاهی نظم را برقرار ساخت. او مالیات فراوانی گرفت و به
تهران بازگشت. شاه او را، که تا این زمان به «میرزا علیخان» معروف بود به لقب
«حاجب الدوله» ملقّب ساخت و «فراشخانه» و «سرایدارخانه» و «خیام خانه» و «مهمان
خانه» و «معمار خانه» و «باغات» و «خالصهجات»، که در آن عمارات و بناهای دولتی
بود، به او سپردند. همچنین امور تشریفات سفرای دول خارجه و درآمدهای سالانه دولتی،
و عمارات و باغهای تحت پوشش حکومت، همه به او واگذار شد.(۶۰)

در سفر شاه به اصفهان، در دار السلطنه قزوین، حکم حکومت «اردو» و «اردو بازار»، به
علاوه حکومت هر ولایت، تا مادام توقف موکب سلطنتی در آن صفحات، به اعتماد السلطنه
محول گردید.

درسال ۱۲۶۸هـ.ق. که به دستور یکی از نوّاب میرزا علی محمّد باب به نام «ملا شیخ
علی» به جان شاه سوء قصد شد، اعتماد السلطنه وارد میدان شده، نزدیک به هشتاد نفر از
آنان را کشت و همچنان حکومت خویش را استحکام میبخشید تا اینکه، در سال ۱۲۷۵هـ.ق.
صدر اعظم از کار برکنار میشود و در نتیجه حاجب الدّوله نیز از مناصب و خدمات معزول
میگردد امّا به خاطر خوش خدمتی به شاه و جنایت بزرگی که مرتکب شد و سردار نامـی
ایران، میرزا تقی خـان فراهانی معـروف به «امیر کبیر» را در فین کاشان به شهادت
رسانید،(۶۱) بار دیگر به صحنه بازگشـت، و شاه لقـب «ضیـاء الملکی» را به وی داد و
حاکم خوزستانش کرد.(۶۲) یک سال بعد; یعنی سال ۱۲۷۶، لرستان نیز به خوزستان ملحق
گردید و دایره حکمرانی او توسعه یافت.

همچنین منطقه «بختیاری» را نیز به استانهای «عربستان» (خوزستان امروز) و «لرستان»
منضم کرده، در اختیار وی قرار میدهند و وی به سمت «امیر تومانی» نایل میشود. او
را در سال ۱۲۸۱ به دربار دعوت میکنند که پس از آمدن به تهران، لقب «صنیع الدوله» و
پس از آن «اعتماد السلطنه» را میگیرد.(۶۳) و به وزارت عدلیه منصوب میشود و
سرانجام در جرگه وزرای دارالشورای کبری در میآید. لیکن بار دیگر مورد بیمهری
حکومت قرار میگیرد و از وزارت عدلیه کنار گذاشته میشود و به حکومت گلپایگان و
خوانسار مأمور میگردد. امّا مدّتی نمیگذرد که باردیگر به تهران دعوت و به سِمَتِ
«وزارت وظایف و اوقاف» منصوب میگردد و افزون بر آن، حکومت «شاهرود»، «بسطام»،
«سمنان»، «دامغان» و «نردین» نیز در حیطه حکومتی او واقع میشود. او در همین سمت
میماند تا در ربیعالاول سال ۱۲۸۵هـ.ق. در سن ۶۳ سالگی، مرگ گریبانش را گرفته از
دار دنیا میرود. پس از مرگ، جنازهاش را به نجف اشرف حمل میکنند و در گورستان
وادی السلام به خاک میسپارند.

«میرزا علی خان اعتماد السلطنه» سه زن داشته و از آنان چهار فرزند، سه پسر و یک
دختر پیدا کرده، که پسرها که هر کدام، از یک زن بودهاند. فرزند بزرگ او «عبدالعلی
خان ادیب الملک» است که مادرش صبیّه ملااحمد، از علمای مراغه معروف به «مستجاب
الدعوه» بوده است. پسر میانیِ وی «عبدالحسین خان» سرهنگ فوج خلخال است که مادرش از
سادات مرند بوده و پسر کوچکش محمّد حسن خان صنیع الدوله است که مادر وی صبیّه رضا
قلیخان قجر، از اولاد مصطفی خان قاجار قوانلو برادر آقا محمّد شاه قاجار بوده است.

وی به دلیل خوش خدمتیهای فراوانی که به دربار داشته، بارها از آنان جایزه و نشان
دریافت کرده است.(۶۴) فعالیتهای عمرانی زیادی نیز داشته که برخی از آنها عبارتند
از:

۱ـتوسعه و تزیین صحن مبارک حضرت شاهزاده عبدالعظیم الحسنی(علیه السلام) و اضافه
ابنیه عالیه و حجرات حوالی و تصرفات در ابواب و دروب و سایر ملحقات این آستان معلاّ
و طلا کردن گنبد آن.(۶۵)

۲ـاحداث عمارتی جدید در جنب عمارت اندرونی سلطنتی در دارالخلافه، مشتمل بر هشتاد
و دو باب اتاق تحتانی و فوقانی.(۶۶)

۳ ـاحداث عمارت وسیعی در روی تپّه «دوشان تپّه».(۶۷)

۴ ـساختن سربازخانهها و قراول خانههای شهر.(۶۸)

۵ ـتعمیر و بنای مجدّد قورخانه و توپخانه محمّره که به علّت بالا آمدن آب در سال
۱۲۷۸ تخریب شده بود.(۶۹)

۶ـاحداث سبزه میدان دارالخلافه تهران در سال ۱۲۶۹هـ.ق.(۷۰)

۷ـمرمّت سدّ حویزه.(۷۱)

۸ـکارخانجات صناعات ریسمان ریسی و کاغذ سازی تهران و شکرریزی مازندران.(۷۲)

۹ـتنظیم قانون و دستور العمل که به امضای ناصرالدین شاه رسیده وتا حدودی از هرج و
مرج جلوگیری میکند.(۷۳)

خانه میرزا علیخان اعتماد السلطنه نیز که در محلّه سنگلج تهران واقع بود، به علّت
زیبایی بنا، مورد توجّه مردم در سالهای بعد قرار گرفت که به دیدار آن میرفتند.(۷۴)

وی گاهی به سوء استفاده مالی متّهم میشد، به طوری که در سال ۱۲۷۵ که از کار برکنار
شد، متجاوز از صد هزار تومان از او بازپس گرفتند.(۷۵)

ماجرای قتل امیر کبیر

میرزا علی خان حاجب الدّوله، در زمان محمّد شاه مورد بیمهری و غضب وی قرار گرفت و
متّهم به انواع جنایتها و دزدی اموال شد.

بعدها به دلایلی که چندان روشن نیست، مورد عفو قرار گرفت و پس از چندی به سفارش و
توصیه مخصوص میرزا تقیخان امیر کبیر، به سرپرستی مشاغل مهمّی گمارده شد.(۷۶)

مدّتی میگذرد و دشمنی برخی درباریان و در رأس آنها مهد علیا مادر ناصرالدین
شاه(۷۷) که زنی زیرک و دارای هوش سیاسی امّا بسیار عیاش و خوشگذران بود و نیز
«اعتماد الدوله» که با انگلیسیها ارتباط داشت همراه با یک سلسله عوامل دیگر، دست
به دست هم دادند و توطئه شومی طرّاحی کردند که مجری آن «میرزا علی خان اعتماد
السلطنه» میشود.

«واتسنانگلیسی» در تاریخ ایران در دوره قاجار، در رابطه با «اعتمادالسلطنه» چنین
مینویسد:

«مردی که داوطلب شد بدون آن که زن امیر نسبت به حادثه مظنون شود، امیر را به قتل
برساند، شخصی به نام «علی خان صاحب الدوله» بود. او ماجراجویی زیرک و بیمایه به
شمار میرفت. امیر وی را به خدمت شاه در آورد و فراش باشی همایونی شد که مقامی
نسبتاً مهم است. او برای این که به سرور جدید خود (اعتمادالدوله) خوش خدمتی کرده
باشد، داوطلب شد که جلاّد ولی نعمت خود گردد. از این رو هنگامی که به کاشان آمد،
پاسبانانِ وزیر سابق خوشحال شدند، چون میدانستند زندگانی این مرد از امیر است و
لابد خبری خوش آورده است!(۷۸)

حکم قتل امیر کبیر را، در حالی که ناصر الدین شاه مشروب خورده و مست بود، با
توطئهای حساب شده، سوگلی شاه به خاطر وعدههای پوچی که به وی داده بودند، از
ناصرالدین شاه گرفت و میرزا علیخان اعتماد السلطنه بیدرنگ شبانه آن را برداشت و
به فین کاشان آمد تا حکم را به اجرا بگذارد. متن دستخط چنین بوده است:

«چاکرِ آستانِ ملایک پاسبان، فدوی خاص دولت ابد مدّت، حاجی علی خان پیشخدمت خاصّه،
فراشباشی دربار سپهر اقتدار، مأموریت دارد که به فین کاشان رفته میرزا تقی خان
فراهانی را راحت نماید و در انجام این مأموریت، بین الاقران مفتخر و به مراحم
خسروانی مستظهر بوده باشد!».

امیرکبیرباخواندن این دستخط، خواست تا به عزتالدوله پیغامدهد وخداحافظیکند و یا
اینکه وصیّت نامهای بنویسد، لیکن این انسان ناسپاس اجازه چنین کاری را نداد.

امیر گفت: پس هر چه باید بکنی بکن امّا همین قدر بدان که این پادشاه مملکت ایران را
به باد خواهد داد.

حاج علی خان اعتماد السلطنه گفت: صلاح مملکت خویش خسروان دانند…. میرزا علیخان
سرانجام به میرغضب گفت: «معطّل نشو و کارش را تمام کن!» میرغضب با چکمه، لگدی به
میان دو کتف امیر نواخت و امیر درغلطیده، به زمین افتاد. پس از آن میرغضب رگهای
امیر را زد و در حالی که خون زیادی از وی رفته بود، دستمال ابریشمی را لوله کرد و
به حلق امیر کبیر فرو برد و گلویش را فشرد تا جان داد. حاجی علیخان در این هنگام
بیدرنگ از حمام بیرون آمد و با همراهان خود سوار اسبهای تندرو شده، به جانب تهران
رهسپار گردید.(۷۹)

محمّد حسن خان اعتماد السلطنه، فرزند میرزا علی خان، با بیشرمی فراوان، بر صحّت
این جنایت توسط پدرش گواهی داده مینویسد:

«خلاصه قرعه این خدمت راکه فایده عمومی داشت! بهنام والد مؤلف، حاج علیخان اعتماد
السلطنه زدند، او محض امتثال امر دولتی چند نفر از عوانان و دژخیمان، همراه برداشته
به چاپاری روانه کاشان شد…»(۸۰)

خود میرزا علی خان اعتماد السلطنه نیز شبی در حال مستی به این جنایت بزرگ اعتراف و
چگونگی آن را تشریح کرده است.(۸۱)

همچنین در نامهای که به فرزندش ادیب الملک نوشته، به این جنایات اعتراف نموده و با
مطرح کردن اتّهامی کاذب، مبنی بر پناهندگی امیرکبیر به سفارت روس! خواسته است به
نوعی خود را از این جنایت تطهیر نماید. امّا به خوبی میدانست که با چنین کاری،
نامی ننگین از وی برجای خواهد ماند. در بخشی از آن نامه مینویسد:

«بحمدالله منظور را به اقبال سلطنت عظمی بجا آوردم، چه مضایقه! به عقیده مردم بدنام
من شدم، شده باشم، مردم چه میدانند چه خبر بود…»(۸۲)

گرچه میرزا علی خان اعتماد السلطنه، به دلیل ارتکاب چنین جنایت بزرگی در تاریخ کشور
ما، فردی خوش نام نیست، لیکن از آن جا که سفرنامه تنظیمی وی، حاوی اطلاعات تاریخی،
جغرافیایی، علمی و دینی فراوان است، میتواند برای دانشپژوهان و به ویژه مورّخان
مفید باشد; لذا در صدد بر آمدم تا این اثر ارزنده تاریخی را احیا کنم و آن را در
اختیار هموطنان ارجمند قرار دهم.

ویژگیهای این سفرنامه

نسخه اصلی این سفرنامه در کتابخانه آستان قدس رضوی در بخش کتب تاریخ، با شماره ۵۳ و
به شماره عمومی ۴۱۲۵ نگهداری میشود. زبان سفرنامه فارسی است و در۱۱۲ ورق بهدستور
محمد حسنخان اعتمادالسلطنه، فرزند مؤلف، باخط نستعلیق دوازده سطری در ۲۱۹ صفحه در
سال ۱۳۳۶هـ. ق. از سواد به بیاض کشیده شده است.

آقا سید حسین نامی آن را بر اساس وصیّت «اشرف السلطنه» همراه با یکصد و پنجاه
جلدکتاب خطی دیگردرسال ۱۳۳۴هـ. ق. بهکتابخانه مبارک رضویه هدیه ووقفکرده است،
مشروط براینکه از شهر بند ارض اقدس بیرون نبرند و کمال مواظبت را در ضبط و حفظ
آنها نموده، بدون قبض به کسی ندهند و زیاده از سه ماه، در خارج کتابخانه نگاه
ندارند و تولیت آنها را در هر عصری از اعصار، به متولی باشی سرکار فیضآثار مفوّض
نمودهاست. وقف صحیح شرعی بحیث لایُباع ولایُوهب ولا یرهن فمنبدّله بعدما سمعه
فإنّمااثمه علیالذین یبدّلونه. ۳ شهر شعبانالمعظّم، ۱۳۳۴هـ. ق.

این سفر در سال ۱۲۶۳هـ. ق. برابر با ۱۸۳۶م انجام گریده است که با این آیه و دو بیت
شعر آغاز میشود:

«رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ اِذْ هَدَیْتَنا»(۸۳)

گفت معشوقی به عاشق کی فتی *** تو به غربت دیدهای بس شهرها

گو کدامین شهر از آنها بهتر است *** گفت آن شهری که در وی دلبر است

زیارت حرم حق، و ریاضت امم و فرق، تحمّل بار، تجمّل خار، قطع سبیل، طلب دلیل، تقبیل
حجر، تفصیل سفر، تهذیب خصال به تقریب وصال تواست.

مست توام از کعبه و دیر آزادم…

در آغاز سفر، به عتبات عالیات و به دمشقِ شام رفته، سپس از آنجا عازم بیتالله
الحرام گردیده است.

میرزا علیخان گرچه در این سفر با مهد علیا مادر ناصر الدین شاه همراه است، لیکن به
لحاظ برکنار بودن او از سمتهای حکومتی و خصلتهای شخصی وی و دلائل دیگر، بارها مورد
بیمهری و بیتوجّهی مهد علیا قرار گرفته است; به شکلی که ناچار میشود در بخشی از
سفر، به علّت بیپولی و تعدّی مکاری و بیلطفی مهد علیا، اسباب خود را حراج نماید و
به دوازده تومان بفروشد!(۸۴)

و سرانجام در سفری پر نشیب و فراز و پس از انجام اعمال و مناسک حج، در بیست وششم
شهر جمادیالأوّل وارد تبریزمیشود. آنچه دراین شماره فصلنامه «میقات حج» در پیش
دید شما خواننده عزیز قرار دارد تنها بخشی از این سفرنامه است.

امید آن که به زودی کار تنظیم و تصحیح مجموعه آن به پایان رسد و به صورت کتاب، چاپ
و در اختیار علاقمندان قرار گیرد.

بسم الله الرحمن الرحیم

روز یازدهمِ شهر شوال المکرّم، حکم(۸۵) است که باید حاج، از شهر شام حرکت
نمایندـچرا که قانون دارندـآن روزِ معین حرکت میشود از شام که ]با
[«اتراق»(۸۶) و حرکت منازل، در روز معین وارد مدینه طیبه و مکّه معظّمه ]شده [تخلف
نرساند.

خود «امیر حاج رومی(۸۷)»، «صُرّه امینی» و «کیلدار(۸۸) امینی» روز پانزدهم شوّال،
حتماً باید از شام بیرون روند، هر گاه حضرات حاج یکی دو روز تخلّف نمایند، باید روز
هفدهم شهر مزبور ]آنجا را ترک کنند[، احدی از حاج در شام محال است که بتواند،
دقیقهای توقّف نماید، والی شام او را به افتضاح(۸۹) بیرون خواهد نمود. مگر اشخاصی
که نوکر، یتیم و پرستار مال هستند ]که[ خواهند ماند، و کسانی که به حج باید بروند
از روز مزبور تجاوز نمیتوانند بکنند.

شرح بیرون رفتن امیرِحاج دولت روم، و صُرّه امینی و کیلار امینی و بیان شغل و منصب
ایشان در این سفرِ خیریّتاثر(۹۰) از این قرار است: اوّلا معنی امیر حاج این است
که، هر سالی در وقت رفتن مکّه، از جانب دولت روم، یک نفر پاشای عاقلِ دانایِ جهان
دیده، مأمور میشودـشأن آن پاشای(۹۱) امیر حاج، مثل والی خراسان و فارس باید چنان
شخصی باشدـو پیش از ورود همه حاج، امیر حاج از «اسلامبول»(۹۲)یا از ممالک دیگر که
امیر میشود، وارد شهر شام میگردد و جمیع اختیار همه حاج رومی و ایرانی و هندی و
عرب و عجم با اوست، و در هر ملک(۹۳) از عرض راه که عبور میکنند، حکم میتوانند
نمایند، حتی عزل و نصب حکّام ولایت، که در سر راه هستند.

و مُختار کلّ «صُرّه امینی»(۹۴) به این معنی است که به اصطلاح ایران، خزانهدار
باشد، و آدم امین را منصب صرّه امینی میدهند، یعنی مخصوص خزانهدار مکّه است، ولی
تحت حکم امیر حاج است، قریب بیست هزار تومان، تحویل «صُرّه امینی» میشود که در عرض
راه صرف شود، و موقع مصارف(۹۵) آن وجه، در مقامش عرض خواهد شد.

«صُرّه امینی» از شهر اسلامبول مأمور میشود و «کیلار امینی» باید از شهر شام و از
بزرگان اهل آن مملکت مأمور گردد; چرا که هم زبان عربی بداند، و هم مکرّر راه مکّه
را دیده باشد. و شغل «کیل دار امینی» این است که در حقیقت سورساتچی عسکر(۹۶) است و
هم «بلد باشی»(۹۷) راه است، این سه نفر رییس حاج هستند، باید در روز پانزدهم شوّال،
از شام بیرون روند به این تفصیل:

اوّلا: روز بیستم شهر مزبور، هشت عدد شمع کافوری، که وزن هر عدد پنجاه من(۹۸) تبریز
است، ]و[ میان جعبهای مثل تابوت نعش است، و هر دو شمع بار یک نفر(۹۹) شتر پرقوّت
است، از اسلامبول میآورند همراه امیر حاج، چهار عدد آن شمع نذر مدینه منوّره است،
و چهار عدد دیگر نذر مکّه طیّبه است. در خارج شهر شام میگذارند و هشتصد من روغن
زیتون است که، در شهر شام باید عمل آورده و میان شیشهها گذارده و در صندوق شتری
بسته، در جای خارجی حاضر باشد، که روغن مزبور هم بالمناصفه(۱۰۰) نذر روشنایی مدینه
و مکّه است، و هر دو نذر پادشاه روم است، مستمراً باید همراه حاج روانه گردد.

روز معیّن بیستم شهر شوّال باید جمیع بزرگان شهر شام نیّت کرده، علما و فضلا حاضر
باشند، با جمعیت و ازدحام(۱۰۱)زیاد مشعلها، در روز روشن میکنند، شمعها در دست
گیرند، یک دسته با دعا و ذکر، یک دسته با ساز و نواز، آن شمعدانِ روغن نذری را، به
این تفصیل وارد سرای پاشای والی شام مینمایند.

روز سیزدهم شوال، باز با همان جمعیت بلکه زیادتر، که باز دکان چیده میشود، جمع
میشوند در قلعه وسط شهرِ شام، که مثل ارگ(۱۰۲) است و انبار دولتی از قبیل اسباب
حرب(۱۰۳) و سایر، در آن قلعه جمع است، قلعهای است که معاویه، برای همین کار در
میان شهر ساخته است، یک جا از سنگ تراش ]داده[ است و بسیار محکم، که در آنجا
محمل(۱۰۴) شریف، که عبارت از کجاوه است ظاهراً، ولی مثل یک سر مناره است; به عبارت
اُخری، محمل جناب پیغمبر(صلی الله علیه وآله)بوده است، و در آن قلعه باز، سنجاق
شریف است، یعنی عَلَم مبارک جناب رسول خدا(صلی الله علیه وآله) بسیار زینت میدهند،
چنانچه هر دو را. روز سیزدهم محمل شریف را بیرون میآورند و روز چهاردهم سنجاق شریف
را. باز به همان جمعیت و احترام یکی یکی داخل سرایی میکنند و برای هر کدام از بابت
احترام، یک تیر توپ خالی میکنند، بعد آنها را وارد سرایی که محلّ و مقرّ ولایت
شام است میکنند.

روز پانزدهم شوال دیگر معرکهای است، جمیع مرد و زن شام از بابت ثواب و تماشا باید
حاضر باشند. درِ سرای عمارت پاشا، تا دو فرسخی هر چه لشکر توپخانه و نظام که حضور
دارد باید حاضر باشد آن روز، امیر حاج مزبور «صُرّه امینی» و «کیلار امینی» باید
چکمه پوشیده در سرای پاشا حاضر باشند، بعد از آن که همه حضور به هم رسانند، پاشای
شام در حضور آن جمع، در نهایت احترام، که حضرات مفتی و قاضی و عُلما ذکر میگویند و
دعا میخوانند، محمل شریف سنجاق را، تحویل امیر حاج میدهند که توپخانه نظام، در آن
حالت شلیک میکنند. حضرات پاشا و غیره، چند قدمی پیاده، در جلو محمل شریف و سنجاق
شریف میروند، بعد سوار میشوند به آن «دبدبه»(۱۰۵) و به آن ازدحام، چندین یدکها
در جلو محمل شریف، اهل شهر، بزرگان ولایت الی دو فرسخ، لیکن والی شام با نظام
توپخانه الی «مزیرب» که سر منزل است و بیست و چهار ساعت است، مشایعت میکنند. محال
است این حرکت از روز پانزدهم شعبان تخلّف نماید.

روز هفدهم شهر مزبور، مهدعلیا، والده سرکار اقدس شهریاری، از کوک میدان شام حرکت
فرمودند، حقیر هم در رکاب ایشان بودم، چون کجاوه به شراکت رضاقلی میرزا، پسر حاجی
محمدولی شیرازی شاهزاده، فراهم آمده بود، لیکن حقیر قاطرسواری خویش را ]که[ از حاجی

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.