پاورپوینت کامل منازل سلوک عرفانی در آیینه حج ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل منازل سلوک عرفانی در آیینه حج ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل منازل سلوک عرفانی در آیینه حج ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل منازل سلوک عرفانی در آیینه حج ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :
۳۶
مقدمه
۱ ـ تمامی اعمال عبادیِ شریعتِ مقدّس، جدا از صُوَر ظاهری، دارای
اسرار و رازهای شگفت انگیزی است که مؤمنان به میزان سِعه وجودیشان از آن
بهرمند می گردند.
از امام صادق ـ ع ـ سؤال شد: منظور از «قوّت» که در آیه شریفه: «خذوا
ما آتیناکم بقوه»(۱) آمده، چیست؟ آیا مراد «قوّت جسمی» است یا «قوّت قلبی»؟
حضرت در پاسخ فرمودند: قوّت در هر دو قلمرو منظور است.(۲)
آنچه در قلمرو جسم وبدنِ مکلّف است، همان احکام و آداب یک فریضه
است که بیان آن به عهده «فقه» است و آنچه در قلمرو قلب اوست، همان اسرار و
بطون یک فریضه است که تبیین آن به عهده «فقهِ فقه» است.
از اینرو این قلب آدمی است که به شهودِ عینی یک فریضه و اسرار
نهانی یک عبادت می رسد و به درک آنچه که چشمان ظاهری از نظاره آن
عاجزند، نائل می شود.
«حجّ» نیز ـ که از اعظم و اهمّ عبادات الهی است ـ از این اصل اصیل
مستثنا نیست. زیارت بیت اللّه الحرام، صورت و قشر و ظاهری دارد که همان
«مناسک حجّ» است و «علم شریف فقه» آن را تبیین نموده است، و سیرت و مغز
و باطنی دارد که ـ فی الجمله ـ همان «سیر الی اللّه و سلوک الی جناب اللّه
ـ عزّوجلّ ـ » است که «فقه اللّه الأکبر» آن را تشریح کرده است.
۲ ـ این سیر به جانب دوست و سفرِ عرفانی الهی، دارای منازلی است که
هر منزل، خود مشتمل بر مقامات و مراتبی است، که پاره ای از آنها جُز برای اهل
معارف الهی و اولیای کُمَّل و محبّین و مجذوبین درگاه دوست، میسَّر و حاصل
نمی شود.
فطوبی لهم ثمّ طوبی لَهم
هنیئا لأرباب النعیم نعیمُهم(۳)
از این روست که عارف کاملِ باللّه و مُحبّ واصل الی اللّه ، حضرت امام
خمینی ـ قدّس اللّه روحه الشریف ـ در باب اسرار نماز فرموده اند:
«… و هر کس از اهل سیر و سلوک الی اللّه را نمازی است مختص به خود
او و حظّ و نصیبی است از آن، حسب مقام خود؛ چنانکه سایر مناسک از قبیل
روزه و حجّ نیز همین طور است …
… و دیگران که به آن مقام نرسیده اند، از برای آنها حظّی از نماز آنان
نیست، بلکه صاحب هر نشأه و مقامی، اگر از مَرکب عصبیّت و انانیّت فرود نیاید،
انکار سایر مراتب کند و غیر از آن که خود به آن متحقق است مقامات دیگر را
باطل و حشو شمارد، چنانکه مراتب و مقامات انسانیّه را نیز کسی که به آن
نرسیده و از حجاب انانیّت خارج نشده انکار کند و معارج و مدارج اهل معرفت
و اولیا را ناچیز شمارد …»(۴)
پس حبّذا، آن قلوبی که در سیر به سوی إله از مرکب عصبیت و انانیّت
فرود آمده، با خضوع در برابر مقامات بالاتر، عزم و همّت خود را بر پیمودن سایر
مراتب، تا غایه القصوای عروج کمالی و معراج روحی و معنوی، جزم کرده است.
خوشا آن دل که عرصه شهود اسرار فرائض الهی است و آفرین خدای بر
آن عبد آزمون شده ای که «له قلب أو ألقی السمع و هو شهید.»(۵)
۳ ـ آنچه در پس این مقدمه خواهد آمد، بیان مختصری است از آن
اسرار و رازهای شگفتِ نهفته در فریضه انسان ساز «حجّ» که در ضمن تبیین
«منازل حجّ» به آن خواهیم پرداخت.
باشد تا خداوند قادر متعال جذوه ای از آتش این اسرار در دلهامان بیفکند
تا از آن رهگذر، جذبه ای حاصل آید و حجابهای ضخیم قلبهامان به کمال
انقطاع الی اللّه ، یکسره خرق گردد.
انه ولیّ الهدایه والتوفیق
منازل حجّ
سفر حج سفری است عرفانی و دارای سه منزل:
منزل اول: بریدن از ما سوی اللّه برای پیوند با خدا (سیر من الخلق الی الحق).
منزل دوم: ادامه و استمرار پیوند با خدا و سعی در تحکیم آن پیوند، تا نیل به مقام لقا
و عبودیت (سیر من الحق فی الحق).
منزل سوم: بازگشت به میان خلق و اجتماع به منظور هدایت، پس از کامل شدن و
رسیدن به مقام عبودیت (سیر من الحق الی الخلق).
منزل اول: سیر من الخلق الی الحق
این منزل خود دارای مراتب و مقاماتی است:
*توبه؛ مهم تر از همه مراتب، توبه است، و معنای توبه که منزلِ اول سلوک است، رجوع
از شیطانها و طاغوتها به سوی اللّه ، رجوع از خوی انسانی به نفس روحانی، رجوع از طبیعت به
سوی روحانیت نفس، رجوع از هوا و هوس و نفس اماره به معنویت و فضائل و تدارک
گذشته ها است که هیچ حقی از خدا و از خلق بر ذمّه او باقی نماند، و از میان مردم بیرون رود و
احدی از او ناراضی نباشد جز شیطان. به این ترتیب، حقیقت بنیادین مقام توبه، چیزی جُز
«رو گرداندن» و «رو کردن» نیست، سالک راه خدا، از موانع وصول به محبوب عبور کرده و رو
گردان می شود و روی توجّه به جانب حضرت حق می آورد و تمام فکر و نظر خویش را به
سوی او ـ جلّ و علا ـ معطوف می دارد.
نقطه آغاز در این رجوع، تفکّر در تبعات و آثار وحشت انگیز گناهان و به این وسیله،
روشن کردن آتش ندامت در سینه و قلب است.
و همین آتش پشیمانی و در پی آن احساس نقص و کاستی و فرو ریختن است که
برانگیزاننده سالک برای سلوک و نقطه عطف حرکت سالکانه او به سوی کمال و مایه تحوّل و
دردمندی اوست. این است که توبه را بدون تردید، باید آغاز زندگانی جدید، به شمار آورد.
*یقظه؛ معنای یقظه توجه، آگاهی و بیداری است و در این سفر عرفانی، یقظه به معنای
توجه به قدر و منزلت خانه خدا و حریم پاک اوست. توجه به توفیقی که پروردگار عالم به بنده
خویش عنایت کرده است. توجه به این که در این مسافرت نباید کسی یا چیزی او را مشغول
کند. آگاهی از این که اگر حج مقبولی انجام دهد به هدف و مقصود از خلقت انسان (مقام لقا و
عبودیت) خواهد رسید. توجه به انجام «بایدها» و «ازرش ها»؛ یعنی واجبات، و اجتناب از
«نبایدها» و «ضد ارزش ها»؛ یعنی گناهان، و این که خداوند عمل گنهکاران را نمی پذیرد و
قبولی تمامی اعمال وابسته به تقوا است؛ «انما یتقبل اللّه من المتقین.»(۶)
و نیز توجه و اهتمام به مستحبات؛ بویژه خدمت به همنوعان. و خلاصه آگاهی و توجه
به این که در این مسافرت روحانی، همانند هر حال دیگری، در محضر خداوند، پیغمبر اکرم و
ائمه طاهرین ـ علیهم السلام ـ است؛ «قل اعملوا فسیری اللّه عملکم و رسوله و المؤمنون»(۷).
از اینرو، بنیاد یقظه، بر محور توجه و آگاهی است و این بیداری حیات آفرین است که سالک و
مسافر کوی دوست را برای مراتب و مقامات پسین آماده می گرداند.
*تخلیه؛ پس از مقام توبه و یقظه باید در منزل اول به مرتبه «تخلیه» صعود کند. مقام
تخلیه آن است که دل را یکسره از صفات زشت و ناپسند و رذائل اخلاقی، خالی کند و
ریشه های هرز صفات رذیله؛ نظیر «حسد، بخل، کبر، ریا، تملّق، شقاوت، جاه طلبی و …» را که
مایه تیره بختی و سیه روزی آدمی است به آتش اراده و عزم بر ترکِ این رذائل، بسوزاند و زقّوم
رذیلتهای زشت را از سرزمین قلب خود به دستِ همّت بَرکَند و آن را عرصه کشتِ گلهای با
طراوت فضیلتهای انسانی گرداند و بدین ترتیب از این مرتبه، به مقام «تحلیه» پا بگذارد.
*تحلیه؛ بنیادِ مرتبتِ «تحلیه»، آراستن دل به خصائص زیبا و فضائل عالیه؛ نظیر
«خیرخواهی، سخاوت، گشاده دستی، تواضع، اخلاص، صداقت، رأفت، زهد و آزادگی از همه
تعلّقات و …» است. سالک راه دوست باید بکوشد تا خویشتن را به فضائل اخلاقی بیاراید و
مهمّ تر از هر فضیلتی، ملکه خلوص و اخلاص در عمل است و در این صورت است که حجّ
وی، حجّ ابراهیمی خواهد بود؛ «إنّی وجّهتُ وجهی للذی فطر السموات و الأرض حنیفا و ما
انا من المشرکین»(۸) اگر حاجیان و سالکان در این سفر عرفانی، نیّت خویش را خالص گردانند
و هیچ یک از اغراض پست مادّی و دنیوی و حتی اغراض اخروی را در این عمل شریف
دخالت ندهند، بلکه توجه خود را یکسره به جانب میزبان و «صاحب البیت» معطوف دارند و
جز رضایت او را در نظر نیاورند؛ «الا ابتغاء وجه ربه الاعلی»(۹) آنگاه محصول تلاش خود را در
خشنودی دوست، نظاره خواهند کرد؛ «ولسوف یرضی»(۱۰) و چرا به این خشنودی دست نیابند؟
که رنگ خدا بهترین رنگهاست؛ «صبغه اللّه و من أحسن من اللّه صبغه.»(۱۱)
و البته این متاع گرانبها بعد از گذر از ریشه کن نمودن رذیلتِ ریا و تظاهر، در مقام
تخلیه بوسیله توجه به عواقت سوء و نتایج شوم این رذیله است که به چنگ حاجیان می افتد،
توجه به این نکته پر اهمیت که رنگ ریا و تظاهر، آدمی را تا سر حدّ شرک ساقط می کند؛ «و لا
تکونوا کالذین خرجوا من دیارهم بطرا و رئاء الناس و یصدون عن سبیل اللّه و اللّه بما
یعملون محیط.»(۱۲)
سالک، پس از مقام تخلیه و تحلیه و مداومت و استمرار بر دو عنصر «عدالت» و
«اخلاص»، می باید به وسیله ریاضات دینیّه بویژه تداوم در تلاوت قرآن همراه با تفکّر در آن،
دعا و تضرّع به درگاه خداوند متعال و توسل و توجه به پیشگاه اهل بیت ـ علیهم السلام ـ
بالأخص مصداق حاضر ولایت محمدیه، محوریت عالم امکان، ولی اللّه الاعظم ـ ارواح
العالمین لتراب مقدمه الفداء ـ به مقام «تجلیه» صعود کند.
*تجلیه؛ و حقیقت این مقام بالاتر از آن است که در تصوّر هر کس آید و این مرتبتی
است که نصیب اوحدیّ از اولیای الهی می شود. در این مقام، قلب سالک به نور خدا منوّر
می شود؛ «و جعلنا له نورا یمشی به فی الناس»(۱۳) تا در این سفر مبارک در سایه بان الطاف
حق بتواند به مقام عبودیّت نائل گردد و بدین ترتیب ارزشها را از ضد ارزشها و ارزشمندان را از
دون قیمتان و پاکان را از ناپاکان و خواستهای تعالی بخش خدا را از خواهشهای ذلت آفرین
نفس و هوا و هوس، تمیز دهد؛ «ان تتقوا اللّه یجعل لکم فرقانا.»(۱۴)
تجلی انوار الهی با قلب سالک، نه آن می کند که در گفت و شنود آوریم، تنها باید به آن
مرتبت رسید تا طعم شیرین و روح افزای آن را چشید.
مجموع این مقامات پنج گانه منزل اول در کلام بلند و ارجمند امام صادق ـ ع ـ که در
مصباح الشریعه از آن حضرت نقل کرده، جلوه گر و نمایان است:
«اذا أردت الحج فجرّد قلبک للّه ـ عزّوجلّ ـ من قبل غرمک من کل شاغل و حجب کل
حاجب و فوض امورک کلها الی خالقک و توکل علیه فی جمیع ما یظهر من حرکاتک و
سکناتک، و سلم لقضائه و حکمه و قدره و دع الدنیا و الراحه و الخلق و أخرج من حقوق
تلزمک من جهه المخلوقین و لا تعتمد علی زادک و راحلتک و اصحابک و قوتک و شبابک و
مالک، فانّ من ادعی رضا اللّه و اعتمد علی شی ء صیّره علیه عدوّا و وبالاً لیعلم انه لیس له
قوه و لا حیله و لا لأحد الاّ بعصمه اللّه تعالی و توفیقه،و استعد استعداد من لا یرجو الرجوع
و أحسن الصحبه و راع اوقات فرائض اللّه و سنن نبیّه ـ ص ـ و ما یجب علیک من الأدب و
الاحتمال و الصبر و الشکر و الشفقه و السّخاء و ایثار الزّاد علی دوام الأوقات.»(۱۵)
هرگاه خواستی حجّ به جای آوری، پس قلب خود را پیش از آغاز عمل از هر گونه مشغول
کننده و مانع و حاجب، برای خدای متعال برکنار کن و جریان امور خویش را به خداوند واگذار و
در تمام حرکات و سکنات خود، خالق خویش را وکیل قرار ده و در برابر فرمان و حکم و تقدیر
او مطیع و تسلیم باش و دنیا و آسودگی و مردمان را رها کن و خود را از حقوق مردم خارج کن
(تا مردم از تو طلبکار و ناراضی نباشند) و (در این راه) به زاد و توشه و یاران و توانایی جوانی و
ثروت خود اعتماد مکن، زیرا آن کس که دعوی مقام رضا و تسلیم الهی کند و با این حال به
چیز دیگری اعتماد کند، خداوند همان چیز را دشمن و موجب ضرر و وبال او می گرداند تا او
بفهمد و بداند که نه او و نه هیچ کس را قدرت و تدبیری نیست مگر به عصمت و توفیق اعطا
شده از جانب خداوند، و (در این سفر) به اندازه ای خود را آماده و مستعدّ کن که گویا امید
مراجعت برای تو نیست و در مصاحبت و رفاقت و همراهی با دیگران، خوش رفتار و نیکو
کردار باش و پیوسته اوقات واجبات الهی و سنن رسول محمدی ـ ص ـ را و آنچه بر تو واجب
است از آداب عرفی و تحمّل و بردباری در برابر ناراحتیها و ابتلائات و شکر نعمتهای خداوندی
و گشاده دستی و بخشش، مراعات نما.
از امام صادق ـ ع ـ در ادامه این روایت، بیانات گهرباری نقل شده است که در منازل
بعدی از آن سود خواهیم جُست.
منزل دوم: سیر من الحق فی الحق
مشتمل بر اعمالی است:
۱ ـ احرام؛ مقدمه احرام، غسل احرام است، حقیقت این غسل توبه و رجوع است؛
«اغسل بماء التوبه الخالصه ذنوبک و البس کسوه الصدق و الصفاء و الخضوع و الخشوع»(۱۶) در
مقام احرام باید معاصی و گناهان سابق را به یاد آورد و آن را با آب توبه شستشو دهد و آنگاه
لباس صداقت و صفا و خضوع و ترس را به تن کند.
احرام در حج؛ نظیر تکبیره الاحرام در نماز است، همانگونه که نمازگزار به واسطه گفتن
تکبیره الاحرام باید تمام توجهش به جانب معشوق باشد، و از ابتدای نماز تا انتهای آن، چیزی
و کسی او را مشغول نکند، همچنین است احرام حج. احرام؛ یعنی پشت کردن به دنیا و آنچه
در دنیاست و رو نمودن به خدا و رضایت خدا و اجابت امر خدا، چنانکه از امام صادق ـ ع ـ نقل
شده است: «أحرم من کل شی ء یمنعک عن ذکر اللّه و یحجبک عن طاعته.»(۱۷) و نیز درگاه
احرام، می باید متذکر مرگ و کفن و قبر شود که روزی با این هیئت خدای را ملاقات خواهد
کرد و در موقع گفتن لبیک که تکمله مقام احرام است. توجه به این که خداوند او را دعوت کرده
است و او با این الفاظ، حضرتش را اجابت می کند.
«ولب بمعنی اجابه صافیه زاکیه للّه ـ عزّوجلّ ـ فی دعوتک له متمسّکا بعروته
الوثقی.»(۱۸)
و از تلبیات خود، قصد کنند پاسخ دادن خداوند را با نهایت صفای خاطر و خلوص نیت،
در حالی که به عروه الوثقای حق و به حقیقت ایمان، تمسک می جوید.
۲ ـ طواف؛ طواف تشبّهی است به فرشتگانی که پیرامون عرش خداوند دائم در
طوافند؛ «و تری الملائکه حافین من حول العرش یسبحون بحمد ربهم»(۱۹) همانگونه که
طواف آن ملائکه، نشانه عشق آنها به خداوندست، طواف بنده نیز نشانه عشق بنده به
خداست «طف بقلبک مع الملائکه حول العرش کطوافک مع المسلمین بنفسک حول البیت»(۲۰)؛
«آنچنانکه جسمت پیرامون بیت خدا دور می زند، با قلب خود گرداگرد عرش خداوند طواف
کن.»
تکرار طواف به منظور پیدا شدن مقام تسلیم و عبودیت است، و با حصول این مرتبه،
دریده شدن حجابها و پس از آن آراسته شدن به زینت ذلت و مسکنت در مقابل حق، تواضع و
حلم در مقابل خلق، و زهد و سخاوت و قناعت در برابر دنیا (مقام تخلیه و تحلیه) می باشد و
در آن حال است که نور خدا در دل او جلوه گر می شود (مقام تجلیه) و راههای سلامتی یکی
پس از دیگری برای او کشف می گردد و از ظلمتها (ظلمت صفات رذیله، ظلمت نفس اماره،
ظلمت متابعت از طاغوتهای انسی و جنی، ظلمت هوا و هوس، ظلمت غم و اضطراب) به نور
مطلق کشانده می شود و مورد عنایت خاص خداوند واقع می گردد که خواه ناخواه به مقام لقاء و
فناء که همان انتهای صراط مستقیم است می رسد؛ «قد جاءکم من اللّه نور و کتاب مبین،
یهدی به اللّه من اتبع رضوانه سبل السلام و یخرجهم من الظلمات الی النور باذنه و
یهدیهم الی صراط مستقیم.»(۲۱)
۳ ـ نماز طواف؛ طواف کننده چون بواسطه طواف به مقام عبودیت می رسد باید نماز
شکر به جای آورد. و چون بواسطه رسیدن به مقام بندگی و تذلل، معراج برای او واجب
می شود، باید به نماز بایستد، زیرا معراج مؤمن همان نماز است، چون نماز مکالمه بین بنده و
خداست. و چون توسل به اهل بیت در هر حال یک امر ضروری است، تشهد و سلامهای این
نماز، به منزله مکالمه بین عبد و اهلبیت ـ علیهم السلام ـ است و این توسّل با بیعتی که پس
از این نماز به وسیله استلام حجر صورت می پذیرد، ادامه و استمرار می یابد. استلام
حجرالاسود و بوسیدن آن به منزله تجدید میثاق و عهد با رسول گرامی اسلام است.
امام صادق ـ ع ـ نیز فرموده اند که در هنگام استلام حجر این چنین گفته شود: «أمانتی
أدیتها و میثاقی تعاهدته لتشهد لی بالموافاه»؛(۲۲) «امانتی را که به گردن من بود (حجّ) ادا نمودم
و پیمان خود را بر عهده گرفتم، تا تو در روز جزا بر وفاداری من گواه باشی.»
پس استلام حجر نیز یک میثاق قلبی است که جایگاه آن دلهای حاجیان است و نیز
تجسم خضوع در برابر عزت خداوند و نشانه رضایت به تقدیر اوست «و استلم الحجر رضی
بقسمته و خضوعا لعزته.»(۲۳)
۴ ـ سعی بین صفا و مروه؛ این عمل خاطره شیرینی است از پیامبر بزرگ خداوند که
پروردگار عالم در قرآن او را به خُلَّت پذیرفته است؛ «و اتخذ اللّه ابراهیم خلیلاً»(۲۴) پیامبری که
مقام عبودیت و تسلیم او را پروردگار عالم امضا کرده است «اذ قال له ربه اسلم قال اسلمت
لرب العالمین.»(۲۵)
سعی بین این دو کوه، تجسم امیدواری زنی است که با امید به رحمت خداوند در بیابان
بی آب و علف برای به دست آوردن آبی برای کودکش در تکاپوست، و با تلاطم درونی، از صفا
به مروه و از مروه به صفا می رود و به عبارت دیگر از صداقت به مروت و مردانگی و از
مردانگی به صداقت و صفا می رود و سرانجام با خلوصش از نظر برون به آب زمزم و از جنبه
درون به آب حیات می رسد، و در اثر صبر و تحمل و کوشش و استقامت، خانه خدا را آباد و
نسل خود را به وجاهت می رساند، این خاطرات اگرچه تلخ است، اما شرین است تلخی
اضطراب و تلاطم ممزوج به شیرینی جوشش و نزول رحمت.
شعف که مرتبه ای از عشق است در حالی که با سوزندگی همراه است لذت آور است و
در حالی که لذت آور است دل عاشق را و سراپای او را چون شمع می سوزاند. پس حاجیان باید
در میان صفا و مروه درس عشق و ایثار و گذشتن از همه چیز برای خدا را از حضرت ابراهیم و
یارانش بیاموزند؛ «قد کانت لکم اسوه حسنه فی ابراهیم و الذین معه»(۲۶) و از این رو آن کس
که سعی بین صفا و مروه کند و هنوز روح خودیت و منیّت، در او زنده باشد، به حقیقت سعی
نرسیده است. اگر برابر برخی از روایات در این مکان شیطان بر ابراهیم ـ ع ـ مجسّم گشته و
حضرتش با سعی خود او را تعقیب کرده تا از ساحت مقدس بیت اللّه دور سازد،(۲۷) پس حاجی
سالک نیز با این عمل، حرکت ابراهیم خلیل را تکرار می کند و شیطان را از قلب خود که نه
تنها خانه خدا که «عرش قدس الهی» است می راند و با هروله کردن، از هوا و هوس خود فرار
می کند و از قدرت و شخصیت خود، تبرّی می جوید؛ «و هرول هروله هربا من هواک و تبریا
من جمیع حولک و قوتک»(۲۸) و به این وسیله روح و درون خود را برای لقاء و دیدار یار، پاک و
پاکیزه و آماده می گرداند «و صفّ روحک و سرّک للقاء اللّه یوم تلقاه بوقوفک علی الصفاء»(۲۹) و با
نفی صفات و شخصیات کاذب و مجازی و ساختگی خویش، مردانه در مقابل صفات جلال و
جمال پروردگارش، مقام بندگی و فقر و فنا را برقرار می سازد «و کن ذا مُروّه من اللّه تقیا
أوصافک عند المروه.»(۳۰)
۵ ـ تقصیر؛ تقصیر توجه از عالم ملکوت، به عالم ناسوت است. توجه از لذات روحی به
سوی لذات جسمی و توجه از وحدت به کثرت است. تقصیر، تحلیل بعد از تحریم است؛ به این
معنا که آنچه قبل از احرام برای محرم حلال نبود، اینک به واسطه احرام، و طواف، نماز، سعی
بین صفا و مروه و تقصیر، حلال شده است. تجلی نور خدا، نظر به عالم ملکوت، لیاقت نیل به
مراتب یقین و دیده بصیرت، که تماما برای او حرام بود اینک حلال شده است؛ چرا که حاجیِ
سالک، صفات شیطانی خود را تقصیر کرده است و مگر نه این که «لو لا ان الشیاطین
یحومون علی قلوب بنی آدم لنظروا الی ملکوت السموات و الارض»؛(۳۱) اگر نبود آن که
شیاطین بر دلهای فرزندان آدم هجوم می برند، هر آینه دیده آنان به ملکوت آسمانها و زمین،
روشن می گشت.»
۶ ـ حرکت به سوی عرفات؛ پس از توجه به نفس و تمایلات؛ این بار توجه به خداوند،
توجه به سرزمینی که جاذبه ملکوتی سراسر آن را فرا گرفته است، شتافتن به سوی جذب،
جذب کهربائی یار، از دلهای بیقرار، جذب «وجودِ واقعی» «وجودْ نما» را، جذب عاشق معشوق
را، و به عبارت رساتر جذب خدا بنده را، و حبذا بر این جذبه شیرین «هنیئا لأرباب النعیم
نعیمهم.»
عرفه؛ یعنی اعتراف بندگان در پیشگاه حق «و اعترف بالخطایا بعرفات.»(۳۲)
عرفه؛ یعنی کسب معرفت، معرفت مبدأ و معاد و تجدید عهد با توحید «و جدد عهدک
عند اللّه بوحدانیته»(۳۳) معرفت نبوت و ولایت، معرفت آفاق و انفس، معرفت ربط آنها با خدا،
(ربط حادث با قدیم) معرفت قیومیّت حق و فقر محض خلق، و به عبارت رساتر، معرفت به
این که «لیس فی الدّار غیره دیّار.»(۳۴)
عرفه؛ یعنی دیاری که انسان سالک می تواند با توجه و تضرع و دعا و توسل مخصوصا
به حضرت ولی عصر ـ عجل اللّه تعالی فرجه الشریف ـ که در آن سرزمین حضور دارد و
حاجیان همگی در محضر اویند به مرتبه بالای یقین برسد.
عرفه؛ جایگاه صعود از «علم الیقین» به «عین الیقین» و از «عین الیقین» به «حق
الیقین» است و آن کس که در عرفات نتواند به معرفت آنچه گفته آمد، نائل شود، در حقیقت
عرفات نرفته است؛ کسی که از جاذبه خدا و نبوت و ولایت ـ که سراسر آن سرزمین پاک را فرا
گرفته است ـ بهره ای نبرد، در حقیقت عرفات او رفع تکلیفی بیش نبوده است و او از محدوده
فقه به سوی قلمرو بیکران «فقهِ فقه» خارج نگشته است.
۷ ـ حرکت به جانب مشعر؛ مشعر نزد خداوند متعال، از درجه خاصّی برخوردار است،
از این جهت در قرآن با صفت حرام و احترام از آن یاد می شود: «فاذا أفضتم من عرفات
فاذکروا اللّه عند المشعر الحرام»(۳۵) چنانکه گاه منزل کردن در آن دیار، (بین الطلوعین) نزد
یار، برترین ساعات شبانه روز است و آنچه خداوند در قرآن در این مکان قدسی و در این زمان
مقدس خواسته است، ذکر خداست، با یاد خدا کسب شعور و کیاست و فطانت و دقّت و ظرافت
نمودن، سرایت دادن ایمان از دل به تمام اعضا و مشاعر، مشعر بما می آموزد آنچه از عرفه
برداشت کرده ای در اینجا به واسطه یاد خدا در دل رسوخ ده، و از دل به چشم و گوش و زبان و
تمامی اعضا جاری کن تا کلیه مشاعر، حیات دوباره ای پیدا کنند و به این وسیله از نردبان روح
به سوی ملأ
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 