پاورپوینت کامل الرحله الحجازیه ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل الرحله الحجازیه ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل الرحله الحجازیه ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل الرحله الحجازیه ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :
۱۶۲
۲۳ شوال ۱۳۶۲ ه.ق. (۱۳۲۲ ه.ش.): از شهرضا به وسیله ماشین میرزا حبیبالله دانش حرکت
کردیم.(۱) تعداد حاجیان امسال زیاد است; مثلا از شهرضا و توابعش متجاوز از صد نفر
عازم هستند. رفقای ما که باهم شریک در مخارج هستیم; آقا میرزا نصرالله، آسید مهدی
گلزار و مشهدی اسدالله خجستهاند. اما جمعیت در ماشین هم زیاد است و جا تنگ. بعضی
غُرغُر و بعضی برای خوشامد شوفر اظهار خشنودی میکنند. بعضی میخوانند و بعضی امر به
صلوات میکنند. کرایه هر نفری یکصد و چهل تومان است از شهرضا تا آبادان ولی عاقبت از
دویست هم تجاوز کرد. در اطراف مسافرت به سمت حجاز، حرفهای مختلف شنیده میشود;
«برمیگردانند هرچند از کویت باشد»، «نمیگذارند کسی برود به حجاز»، «حبس میکنند»
و…
۲۸ شوال: از بروجرد حرکت کرده، از راه خرمآباد و صالحآباد وارد اهواز شدیم. شب را
اهواز مانده علیالصباح حرکت نمودیم به سمت آبادان.
قریب به ظهر وارد آبادان شده در گاراج بعضی گفتند: آقایان مسافر! چون شما عازم مکه
هستید صلاح در آن است که پیاده نشوید و با همین ماشین بروید «مینومی» پیاده شوید که
برخورد به محذور نکنید. در بینِ رفقا اختلاف شد، عاقبت همه رأی دادند به رفتن. سوار
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۱ ـ نقل از کتاب خطّی: المآثر الحجازیه
والمناثر الحجازیه که در اختیار فرزند مؤلف حضرت آیهالله آقای حاج سید مهدی حجازی
میباشد.
۱۶۳
شده عصر به مینومی رسیدیم.
«مینومی» از دهکدههای اطراف آبادان است. دهدار آن را شیخ ناصر مینامند. ساعت سه از
شب آمد که آقایان اگر خواسته باشید حرکت کنید مرکب حاضر است. جهاز بخار کرایه هر
نفری تا کویت شصت تومان و جهاز بادی بیست تومان، هرکدام بخواهید. رفقا گفتند: با
جهاز بخاری میرویم.
سلخ شوال: از مینومی به سوی کویت حرکت کردیم، الآن که عصر است، هوا بسیار لطیف،
جریان باد موافق، سیر جهاز سریع، نخلستانهای طرفین شط با صفا، رفت و آمد کشتیهای
کمپانی و دیگر جهازها و بلمها و موج آب بسیار جالب توجه است. عجالهً بدمان نیست.
بالجمله دوازده روز در کویت توقف نمودیم تا وسایل حرکت فراهم شد.
۱۴ ذیقعده; وارد گمرک جریه شدیم. اینجا اول خاک سعودی است. مسافران و ماشین و
بارهای آنها را تفتیش کردند. کمکم ظهر شد در گوشه گمرک برجی مشاهده میشود و قبضههای
تفنگ آنجا گزارده. اول ظهر شرطی مشغول اذان شد، درب گمرک را به سرعت بستند و اجزاء
گمرک و شرطیها هرچه بودند به مسجدی که در سمت غربی گمرک بود درآمدند و نماز جماعت
برپا شد. ماشینها و مسافران معطل ایستادند تا اجزای گمرک از نماز جماعت فارغ شدند
آنگاه درب گمرک باز شد و اجازه خروج دادند.
۱۷ ذیقعده; از جریه حرکت کرده شب را در «ارتواضیه» منزل نمودیم. در اینجا تانک و
لولهها و نقشههای ساختمان دیده میشود گویند معدن نفت ظهران در نزدیکی «ارتواضیه»
واقع است این نقشهها برای تأسیس اداره نفت است. والله اعلم.
۱۹ ذیقعده; از ارتواضیه حرکت نموده به رمل برخوردیم. بحمدالله به سلامتی از رمل
گذشته به «مراح» یا «رواح» برخوردیم. اینجا بعضی از ادارات دولتی دیده میشود. چند
چاه بسیار عمیق که عمق هر کدام پنجاه ذرع یا زیادتر است و دلوهای بزرگ و طنابهای
محکم و عمال مخصوص از طرف حکومت سعودی معین شده که هنگام عبور حاج آنها را سقایت
کنند. از آنجا گذشته شب را در «ریاض» گذراندیم.
۲۰ ذیقعده; نزدیک غروب بود که از طرف شرطیخانه امر شد حجاج حرکت کنند. فردایش در
محلّی به نام مراد منزل نمودیم. اهالی مراد مثل سایر بلاد جزیرهالعرب همه فقیر
۱۶۴
و بیچاره هستند. فراموشم نمیشود که مرغی ذبح کردیم و به اصلاح آن مشغول بودیم که
چند پسر و دختر فقیر دورمان جمع شده بودند. هرچه از فضولات و اجزای غیر مأکول آن
انداختیم، آنها به سرعت برداشته میخوردند.
۲۳ ذیقعده; از «مراد» حرکت کرده شب در «خفّ» مانده علیالصباح حرکت کردیم. در بین
راه، وسط بیابان چند طفل کوچک بلکه زنهای بزرگ و مردها نیز هریک کاسهای در دست
دارند، جلوی ماشین آب میخواهند. از مشاهده آنها که التماس میکنند و میگویند: حجّی
ماء، حجّی ماء; رقّتی بر من دست داد، ولی هرچه به شوفر التماس کردیم که ماشین را
نگاهدار به اینها آب بدهیم، نگاه نداشت. میگفت: اینها بدوی هستند حرام است به اینها
چیز دادن (ظاهراً مرادش این بود که اینها وحشی هستند و پایبند به دین نیستند) اما
طولی نکشید هوا منقلب شد و باران آمد. نگارنده خوشحال شده گفتم: الحمدلله این
بیچارهها به آب رسیدند! بالجمله شب را در «عفیف» ماندیم.
۲۶ ذیقعده; از «عفیف» حرکت کرده و ظهر را در «دفینه» و شب را در «موا» یا «اُمه»
ماندیم. اینجا سنگستان و جنگل است. چند چاه دارد; بعضی آب تالب آن و بعضی پایینتر،
آبش شیرین و گوارا است، مگر آن که رنگ چای را غلیظ میکند چنانکه هرچند چای کم در
قوری بریزند معذلک پررنگ میشود.
۲۷ ذیقعده; از «مُوا» یا «اُمه» حرکت کرده و شب را در «عُشیره» ماندیم. کوهستان
است. اشجار زیاد دارد. اینجا شیعیان مُحرم میشوند.
۲۸ ذیقعده; در عُشیره با این که بادهای خنک میآمد، محرم شده لبیک گفتیم و سوار
ماشین شدیم. همه کفن پوشیده و لبیکگویان راهی شدیم. حال غریبی به همه دست داد. از
گریه نمیتوانستیم خودداری کنیم. ظهر را در سیل که میقاتِ عامّه (اهل سنت) است و محل
بازرسی مسافران و آبلهکوبی است، توقف نموده، بعد از ظهر حرکت کردیم. از میان دو
سلسله کوه که رنگ سنگهایش سیاه بود و درختهای جنگلی زیاد داشت، حرکت کردیم به مزرعه
سبز و خرّمی برخوردیم. تا نزدیکی مکه; اینجا را «شرایع» میگویند. دروازه مکه است.
محل بازرسی نیز هست. آب زبیده هم که برای مکه میرود از همین جا عبور میکند. آب صاف
گرمی است. در آن آب، غسل کرده سوار شدیم. از موقع احرام تاکنون لبیک قطع نشده و
نباید قطع شود تا نمایان شود خانههای مکه. و بالجمله غروب بیست و هشتم ذیقعدهالحرام
وارد
۱۶۵
مکّه شدیم.
مخفی نماناد که از کویت تا مکه را میتوان با ماشینهای لاری در عرض شش روز به خوبی
طی کرد بلکه اگر راه شوسه بود سه روزه هم ممکن بود، چون تقریباً در حدود چهارصد
فرسخ زیادتر نیست.
مکـه
مکه شهری است واقع در شعاب و درههای کوه و زمین مستوی در آن کمتر است. عمارتهای آن
سه طبقه، چهار طبقه تا هفت طبقه است. عمارتی که دارای فضا و عرصه باشد در مکه کم
است. هوای مکه گرم و کثیف است. آب مکه غیر از آب زمزم که برای تبرک باید خورد همانا
قناتی است که زبیده خاتون زوجه هارونالرشید از طائف به مکه آورده و حقیقتاً خدمت
بزرگی به اهل مکه و عابرین و زائرین بیتالله نموده است; آب شیرین، زلال و گوارایی
است و در تمام شوارع و محلات و مساجد و حمام و مدارس بلکه بعضی از خانهها به وسیله
لوله جاری است. بناهای مکه از سنگ و چوب و آهن و گچ ساخته شده. آجر کم است و خشت
خام ابداً در کار نیست. لوازم زندگانی اهل مکه از مأکول و ملبوس و مرکوب و غیرها
تمام باید از خارج بیاید و در عین حال از لطف الهی هرچه انسان بخواهد در مکه موجود
است. مکه پایتخت و عاصمه حجاز و نجد و ملحقات آن است و محلّ سکه زدن پول و مجلس
شورا نیز در مکه است. اهل مکه شافعی مذهبند. مذاهب دیگر در آنجا کم است; مخصوصاً
تشیع، بلکه شیعه در نهایت تقیهاند. مردم مکه از تقلب و دروغ بدشان میآید. مسکرات در
مکه استعمال نمیشود. زنا و فحشا در مکه نیست و اگر باشد خیلی در خفا است و هرگاه
کشف شد شنیدیم که جرم سخت دارد بلکه حبس بر او قائلند اما ساز و غنا هست و از قمار
چیزی نفهمیدیم.
در سابق میشنیدیم که استعمال دخانیات مطلقاً ممنوع است اما حالیه منع در کار نیست
بلکه سیگار از طرف حکومت تمبر خورده در بازار به فروش میرسد و فراوان هم هست.
حدود اسلامی تا اندازهای در مکه و مدینه بلکه مملکت سعودی جاری است. جمعه و جماعات
و سایر سنن و آداب اسلامی را کاملا مواظبت میکنند. موقع نماز، همانطور که در مسجد
جماعت برپا میشود، در ادارات، حتی قهوهخانه بلکه شرطیخانه نیز جماعت برپاست.
۱۶۶
موقع نماز در مسجدالحرام طواف ممنوع است. اگر کسی خواب باشد او را بیدار میکنند،
اگر نشسته باشد یا راه میرود او را به نماز وادار میکنند. در سابق زمان رسم بوده
موقع نماز چهار امام از چهار مذهب حنفی و شافعی و مالکی و حنبلی در چهار طرف کعبه
اقامه جماعت مینمودند و برای هر کدام مقامی است چنانکه شرح آن بیاید انشاءالله، اما
حالیه چون ابنسعود سالک مذهب حنبلی است منحصر است به امام حنبلی و سایر ائمه
ممنوعند از اقامه جماعت و از این جهت و جهات دیگر اهل مکه چندان از حکومت سعودیه
خشنود نیستند. چون زیارت اهل قبور و تعمیر قبور نزد سعودیها ممنوع بلکه بدعت است!
لذا هرکجا قبری که مورد توجه مردم بوده و بنایی بر آن بوده منهدم نمودهاند. قبرستان
ابیطالب که اول شهر مکه است هنگامی که از طرف عراق وارد شوند در شارع سلیمانیه طرف
دست راست در دامنه کوهی است که خراب و ویران کردهاند و زیارت آن از طرف حکومت
اکیداً ممنوع است و آن تکیه مانندی است که سه طرف آن کوه و طرف جنوبی آن دیوار دارد
و در این تکیه آثار چند اتاق دیده میشود که ظاهراً مقبره بوده. گویند قبر جناب
عبدالمطلب و حضرت ابوطالب و خدیجه و جماعتی از بنیهاشم و غیرهم در اینجاست و نیز در
مدینه، قبرستان بقیع را خراب کردهاند و تفصیل آن بیاید انشاءالله.
از قرار معلوم سعودیها عنادشان با فرقه شیعه بیش از سایر فرق است; زیرا هر محلی که
مورد توجه شیعه بوده یا خراب کردهاند یا شرطی گذاردهاند که زیارت بلکه ورود در آن
محل ممنوع باشد.
رسم است دم دروازه مکه سؤال میکنند مطوف شما کیست و اگر مسافر مطوف خود را تعیین
نکند ورود او زحمت است; مثلا مطوف شیعه این اوقات، حسین حمزه است که مخصوصاً در بین
راه کویت تا مکه به ما میگفتند هرکجا از شما پرسیدند مطوف شما کیست بگویید: حسین
حمزه. حسین حمزه و اتباعش اظهار تشیع میکنند اما باطن را خدا میداند!
مطوفین در مکه زیادند و بزرگ آنها را شیخالمطوفین گویند و عنوان مطوفی در مکه عنوان
مهمی است.
المسجدالحرام
این مسجد واقع است ـ تقریباً ـ در وسط شهر مکّه و کعبه در وسط این مسجد واقع
۱۶۷
است که قبله و مطاف مسلمانهاست.
حضرمی(۱) گوید در کتاب تاریخ عماره المسجدالحرام ابواب مسجد در عصر حاضر ۲۶ است
بعضی از آنها یک منفذ دارد و بعضی دو یا زیاده، تا پنج منفذ هم دارد به این ترتیب:
۱ ـ بابالسلام سه منفذ
۲ ـ باب قایتبای یک منفذ
۳ ـ بابالنبی ـ ص ـ دو منفذ
۴ ـ بابالعباس سه منفذ
۵ ـ باب علی ـ ع ـ سه منفذ
۶ ـ باب بازان دو منفذ
۷ ـ بابالبغله دو منفذ
۸ ـ بابالصفا پنج منفذ و بابی که دارای پنج منفذ باشد منحصر است به همین.
۹ ـ باب اجیادالصغیر دو منفذ
۱۰ ـ بابالمجاهدیه دو منفذ
۱۱ ـ باب مدرسهالشریف عجلان دو منفذ
۱۲ ـ باب ام هانی دارای دو منفذ
۱۳ ـ بابالحزوره دو منفذ، و این اوقات معروف است به بابالوداع
۱۴ ـ باب ابراهیم یک منفذ
۱۵ ـ بابالخوزی یک منفذ
۱۶ ـ باب مدرسه الشریف غالب دو منفذ کوچک
۱۷ ـ باب مدرسهالداودیه یک منفذ
۱۸ ـ بابالعمره یک منفذ
۱۹ ـ بابالشده یک منفذ
۲۰ ـ باب مدرسهالزمامیه یک منفذ
۲۱ ـ بابالباسطیه یک منفذ
۲۲ ـ بابالقطبی یک منفذ
۲۳ ـ بابالزیاده سه منفذ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۱ ـ حضرمی: حسین بن عبدالله باسلامه مکی مؤلف
کتاب تاریخ عماره المسجدالحرام وتاریخ الکعبه المعظمه واین هر دو کتاب عربی است و
نگارنده بعد از تلخیص و ترجمه از او نقل میکند.
۱۶۸
۲۴ ـ بابالمحکمه یک منفذ
۲۵ ـ بابالسلیمانیه یک منفذ
۲۶ ـ بابالدربیه یک منفذ
پس مجموع ابواب مسجدالحرام ۲۶ و مجموع منافذ آن ۴۷ است.
مساحت تمام مسجدالحرام در عصر حاضر ۲۸۰۰۳ متر مربع است. در جانب شمال مسجدالحرام
مسجدی به نظر میآید که معروف است به بابالزیاده، از قراری که معلوم میشود این همان
دارالندوه است که قصیّ بن کلاب بنا کرده و در دوره اسلامی که مسجدالحرام را توسعه
دادند، دارالندوه جزو مسجد شده. در جانب غربی نیز فضوهای به نظر میآید که معروف است
به رحبه باب ابراهیم و در زمان مقتدر عباسی متصل به مسجد شده است.
حضرمی گوید: از آغاز اسلام تا کنون، هشت مرتبه مسجدالحرام توسعه پیدا نموده:
۱ ـ زمان عمر بن الخطاب ۱۷ ه.ق.
۲ ـ در خلافت عثمان ۲۶ ه.ق.
۳ ـ در عهد عبدالله بن زبیر ۶۵ ه.ق.
۴ ـ زمان ولید بن عبدالملک ۹۱ ه.ق.
۵ ـ عهد منصور عباسی ۱۳۷ ه.ق.
۶ ـ در عهد محمد المهدی عباسی ۱۶۰ ه.ق.
۷ ـ زیاده دارالندوه ۲۸۱ ه.ق.
۸ ـ زیاده باب ابراهیم ۳۰۶ ه.ق.
مقام ابراهیم
در جانب شرقی کعبه بین منبر و زمزم، صندوق مربع و مشبّکی دیده میشود که بر سر آن
قبه کوچکی است و درب این صندوق به جانب شرقی مسجد است و مقفّل است و شرطی ایستاده
مواظب است که کسی این صندوق یا قفل را نبوسد و اگر بوسید با خیزران او را منع
میکنند.
«واتّخذوا من مقام ابراهیم مصلّی» گویند سنگی که حضرت ابراهیم عـ موقع ساختن
۱۶۹
کعبه بر آن ایستاده یا بر آن ایستاده و غسل کرده و اثر قدم آن حضرت روی آن مانده،
در این صندوق است. به هر صورت پشت این مقام; یعنی جانب شرقی مسجد، ایوان کوچکی است
که دو صف میتوانند بایستند، هر صفی پنج نماز طواف را خلف مقام یا قریب به آن
بخوانند.
منبر
در جانب شمالی مقام ابراهیم عـ منبری دیده میشود از سنگ مرمر در نهایتِ زیبایی و
سیزده پله دارد و بر عرشه منبر قبهای است که بر چهار ستون کوچک از مرمر نهاده و
روپوش آن قبه صفحات نقره است که با طلا مطلی نمودهاند و خطیب، زیر قبه میایستد و
خطبه میخواند و از تابش آفتاب محفوظ است و بر سر در منبر که رو به شرقی مسجد است
نوشته شده: «انّه من سلیمان وانّه بسم الله الرحمن الرحیم، صدق الله جلّ اسمه، سنه
۹۶۶» از این عبارت معلوم میشود که بانی این منبر سلطان سلیمان خان بن سلطان سلیم
خان عثمانی است.
باب بنیشیبه
در خلف مقام ابراهیم جانب شرقی درگاهی است معروف به باب بنیشیبه و آن عبارت است از
دو ستون مربع مرتفع از رخام و نیمدایرهای بر سر این دو ستون واقع است ملوّن و منقّش
در جانب شرقی با آب طلا نوشته: «اُدخلوها بسلام آمنین» و نیز نوشته شده: الله جلّ
جلاله «سلام علیکم طبتم فادخلوها خالدین» محمد علیهالسلام.
در صدر اسلام; یعنی قبل از توسعه مسجدالحرام اینجا درب مسجد بوده.
چاه زمزم
در سمت جنوبی مقام ابراهیم عـ به فاصله چند ذرع بنایی است مربع و دربِ آن طرف شرقی
مسجدالحرام باز میشود. در داخل این بنا چاه زمزم است که شرح پیدایش آن به واسطه
مَلَک یا پای اسماعیل عـ و خفای آن در عصر جاهلیت و حفر نمودن حضرت عبدالمطّلب آن
را و خواص آن، اظهر من الشمس است و محتاج به تفصیل نیست.
بلی حضرمی گوید: در قعر چاه سه چشمه است: یکی محاذی حجرالاسود و دیگری
۱۷۰
محاذی کوه ابوقبیس و سوم محاذی کوه مروه و چون دهانه چاه وسیع است اتفاق میافتاده
بعضی عمداً یا خطأً یا اضطراراً خود را در چاه میانداخته و هلاک میشدهاند! لذا از
طرف حکومت امر شده تخته آهنی مدوّر بر دهنه چاه انداخته و چند سوراخ اطراف آن قرار
داده، هر سوراخی به اندازهای که دلو فرو رود و برآید. آب زمزم خوشطعم نیست ولی
اخبار در خواص آن بسیار است. صاحب کتاب مزبور نقل میکند از حضرت رسول صـ که فرمود:
«ماء زمزم لما شرب له» لذا متصل از این چاه آب میکشند و در مشکها و کوزهها کرده به
اهل مسجد و حجاج داده پول میگیرند و حجاج از این آب گرفته به اطراف برای استشفا
میبرند. بالای بام زمزم حجره ماننده است که رئیس مؤذنین در آنجا ایستاده اوقات اذان
به مؤذنین که در منارههای اطراف مسجدند، اعلان میکند و هنگام جماعت نیز تکبیرات
نماز را میگوید و مأمومین را از حرکات امام مطلع میسازد.
در خارج مطاف سه بنا دیده میشود، در سمت شمال و غرب و جنوب کعبه; اول: مقام حنفی
است که واقع است مقابل حجر اسماعیل. دوم: مقام مالکی است که در سمت غربی کعبه واقع
است. سوم: مقام حنبلی است که نزدیک زمزم و مقابل حجرالاسود واقع است، اما از مقام
شافعی اثری نیست.
حضرمی گوید: مقام شافعی در سابق زمان، خلف مقام ابراهیم بوده و شکل اول آن زائل شده
و معلوم نیست در چه تاریخی زائل شده است؟
حضرمی هفت مناره بزرگ برای مسجدالحرام نقل میکند:
۱ ـ مناره بابالعمره
۲ ـ مناره بابالسلام
۳ ـ مناره باب علی ع
۴ ـ مناره بابالوداع
۵ ـ مناره بابالزیاده
۶ ـ منارهای که در جانب شرقی مسجد بین بابالنبی صـ و بابالسلام واقع است
۷ ـ منارهای که در طرف شمالی مسجدالحرام واقع است. پیش از این، رسم بر این بوده که
به وسیله روغن زیت و قنادیل مسجدالحرام را روشن میکردهاند و اکنون به وسیله برق
روشن میکنند بلکه چنانچه حضرمی گوید مسجدالحرام دو کارخانه برق دارد.
۱۷۱
در سابق زمان، تدبیر امور مسجدالحرام از حقوق مؤذنان و فراشان و کناسان و بوابان و
سایر مستخدمان و همچنین سایر امور; از قبیل تعمیر و مرمت و غیره به دست امیرانی
بوده که از جانب خلفا و سلاطین منصوب میشدهاند و در دوره عثمانیها نیز چنین بود. جز
این که نایب مخصوصی جهت رسیدگی به امور مسجدالحرام میفرستادهاند و در دوره سعودی
اداره خاصی جهت رسیدگی به امور مسجدالحرام تأسیس نمودهاند مسمی به «مجلس
ادارهالحرم».
حضرمی گوید: مجموع ستونهای اطراف مسجدالحرام ۴۸۴ است و ۶۷ ستون در دارالندوه است و
تمام این ستونها در رواقهای اطراف مسجدالحرام قرار دارد، سوای عمودها و ستونها که
در فضای مسجد موجود است که آنها بالغ بر ۳۱۱ میباشد.
در جانب شمالی مسجدالحرام، نزدیک بابالسّلام، کتابخانهای است که بر بالای درب آن
نوشته است: «مکتبهالحرم». چون داخل میشوی، طرف دست راست بالا رفته اتاق بزرگی است،
اطراف آن دولابچههای زیاد است که مخزن کتب است، از هر قبیل کتاب موجود است. اغلب
کتبِ فقه و حدیث و تجوید و کلام است.
شیخ محمد حنفی بخارایی گوید: تأسیس این کتابخانه به زمان سلطان عبدالمجید عثمانی
مربوط است و مدیر آن در حال حاضر شیخ محمد داغستانی است و عدد مجلدات این کتابخانه
سی هزار میباشد. در ردیف این کتابخانه چهار قبّه است که منتهی به دارالندوه میشود.
حضرمی گوید: اینها چهار مدرسه است که در زمان سلطان سلیمان عثمانی تأسیس شده و شرح
مفصّلی میدهد و راجع به ساختن آنها و عدد طلاب و مدرسین و فراش و حقوق و شهریه هر
یک.
صفا و مروه
حضرمی گوید: صفا سنگی است ازرق رنگ و بزرگ بر پایه کوه ابوقبیس، که اکنون چند پلکان
بر آن ساخته شده و مروه سنگ بزرگی است که متصل است به کوه قعیقعان که بر آن نیز چند
پلکان ساخته شده و بین این دو کوه بازار است که شارع مسعی گویند، چون که یکی از
مناسک عمره و حج، سعی در این شارع است. از صفا به مروه چهار مرتبه و از مروه به صفا
سه مرتبه. (قال الله تعالی: «انّ الصّفا والمروه من شعائر الله») در سابق زمان مسقف
نبوده، در عهد شریف حسین که قبل از ابن سعود بود، شارع مسعی مسقف شد و در دوره
سعودی به
۱۷۲
سنگ مفروش شد. وی اضافه میکند: شارع مسعی چنانکه خودم مساحت کردم، طولا از صدر صفا
تا صدر مروه ۳۹۴ متر و ۳۵ سانتیمتر و عرضاً ۱۲ متر است.
الکعبه
کعبه بنایی است مربّعهالبنیان، در وسط مسجدالحرام. حضرمی گوید: ارتفاع کعبه از زمین
مطاف ۲۷ ذراع است و عرض دیوار جنوبی آن بیست ذراع و عرض دیوار شمالی بیست و یک ذراع
میباشد و اختلافات دیگر نقل کرده که در ذکر آن فایدهای متصور نیست. و چنانکه از
کریمه «انّ اوّل بیت وضع للنّاس للّذی ببکّه مبارکاً» استفاده میشود، این اول بنایی
است که در روی زمین نهاده شده، نهایت این که سخن در این است: آیا اول بنا است به
طور مطلق یا اول بنا است جهت عبادت.
رسم است در موسم، یعنی مادامی که حاج در مکه میباشند، بعضی روزها دو ساعت قبل از
ظهر در کعبه را باز میکنند و نردبان سهپلهای پای درب کعبه میگذارند برای عموم و
گاهی که امرا و اکابر میآیند، نردبانی است به شکل منبر که پایههای آن قرقره دارد و
جنب بنای زمزم نهاده میآورند و متصل به آستانه باب کعبه میکنند که به آسانی داخل
کعبه شوند بالجمله، سادن(۱) کعبه، که در این هنگام شیخ محمدالامین الشیبی است، یا
نایب او، در باب کعبه مینشیند و از هر نفری که بالا میرود پولی گرفته اجازه دخول
میدهد. وپیش از بالا رفتن هم شرطیها که موکّل بر نردبان هستند، پولی میگیرند. پس از
داخل شدن به کعبه شیخ زادهها نیز سر و کیسهای میکنند. داخل کعبه سه ستون چوبی از
زمین تا طاق نصب است. مستحب است پای هر ستونی نماز بخوانند و دعا کنند.
حضرمی گوید: در جوف و داخل کعبه هفت لوح سنگی است که به دیوار کعبه نصب است:
۱ ـ به دیوار شرقی طرف راست در سال ۸۸۴ ه.ق. به امر ابوالنصر قایتبای.
۲ ـ به دیوار شمالی در سال ۱۱۰۹ ه.ق. به امر مادر مصطفی خان.
۳ ـ به دیوار غربی در سال ۶۸۰ ه.ق. به امر ملک یمن.
۴ ـ به دیوار غربی در سال ۶۲۹ ه.ق. به امر مستنصر عباسی.
۵ ـ به دیوار غربی در سال ۱۰۴۰ ه.ق. به امر سلطان مراد خان عثمانی.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۱ ـ مراد از سادن، کلیددار است.
۱۷۳
۶ ـ به دیوار غربی در سال ۱۰۷۰ ه.ق. به امر محمد خان.
۷ ـ به دیوار غربی در سال ۸۲۶ ه.ق. به امر برسبای.
این هفت نفر کسانی هستند که هر یک به نوبت، خانه کعبه را تعمیر نمودهاند و حضرمی
عینِ عبارات الواح منصوبه را در تاریخ کعبه نقل میکند. طالبین به آنجا رجوع
فرمایند.
دیوارهای داخل کعبه از بالای این الواح تا سقف و همچنین سقف کعبه پوشیده است به
پارچه حریر گلگون رنگ که خطوط دالبُری سفید در او نقش است و در بین خطوط یا جداول
دالبری نوشته: «لا اله الاّ الله محمّد رسول الله» و نیز دوائری در آن دیده میشود
که مطرز شده: «یا حنّان یا منّان یا سلطان یا سبحان» به خطوط سفید و این پوشش از
زمان سلطان عبدالعزیز عثمانی تقریباً از هفتاد سال قبل است و اما ستونهای سهگانه از
عهد عبدالله زبیر نصب شده و نیز چون داخل کعبه شوی، طرف دست راست دری جهت پلکان بام
کعبه معروف است به «مقام علی ع». زمین داخل کعبه مفروش است به سنگ رخام.
شاذروان کعبه
مراد از «شاذروان» اساس بنای کعبه است که سه طرف; شرقی، جنوبی و غربی از دیوار کعبه
بیرونآمدگی دارد و از سنگ مرمر و رخام است و ارتفاع آن از زمین مطاف مختلف است; از
یک شبر (وجب) تا یک ذراع.
فقها گویند: در حال طواف جایز نیست بر شاذروان برآیند یا دست خود را بر آن گذارند.
از کلمات بعضی معلوم میشود که اگر چنین کنند، طواف باطل شود. برای کعبه چهار رکن
است; حجرالاسود یا رکن شرقی مقابل آن، در طرف شمال رکن عراقی است و مقابل آن در طرف
غرب رکن شامی است و مقابل آن در طرف جنوب رکن یمانی است.
حجرالأسود
یکی از موضوعات مهم حج حجرالاسود است و برای او داستانها و گزارشاتی است. اگر همه
آنها را کسی جمع کند خود کتاب مفصّلی خواهد شد. اجمالا این سنگ سیاه در رکن شرقی در
جلبابی از نقره مختفی است و برای این جلباب یا طوق نقرهای نقبهای است به
۱۷۴
اندازهای که سر آدم داخل شود. چند نفر شرطی از طرف حکومت مواظب حجر هستند برای
محافظت آن و دیگر جهتِ آن که ازدحام مردم برای تقبیل حجر مورثِ زحمت، و بسا هست که
موجب هلاک میشود.
حِجر اسماعیل
آن قطعهای است در طرف شمالی کعبه به شکل نیمدایره و دیوار کوتاهی در حدود یک متر آن
را احاطه کرده و آن دیوار از سنگ رخام است و برای حِجر دو باب است: شرقی و غربی و
گویند قبر حضرت اسماعیل و مادرش در حِجْر است بلکه جماعتی از پیغمبران را گویند ولی
آنها محل خلاف است و در حال طواف البته باید داخل حِجْر نشوند و الاّ طواف باطل
خواهد بود و ناودان طلای کعبه طرف حِجر است و موقع باران آب آن در حجر میریزد و
مردم در زیر ناودان جمع میشوند که آب ناودان بر سر آنها بریزد.
معجن
حُفرهای شبه حُفره محراب، جنب دیوار شرقی کعبه بین باب کعبه و باب شرقی حجر اسماعیل
واقع است که آن را معجن مینامند. گویند جبرئیل نماز پنجگانه را با رسول خدا صـ در
این مقام بجا آورد.
حضرمی گوید: محمد(۱) بن سبکتکین کعبه را به دیباج اصفر پوشانید و ناصر بالله عباسی
به دیباج اخضر و سپس به دیباج اسود و این رویه باقی ماند که اکنون هم پوشش کعبه از
دیباج سیاه رنگ است.
در کتاب مرآهالحرمین است ـ چنانکه حضرمی نقل کند ـ که اسماعیل بنیالناصر سه قریه در
نواحی مصر خرید و وقف نمود برای کعبه از داخل و خارج و پوشش حجره نبی صـ در مدینه.
رنگ پوششِ خارج کعبه سیاه است و رنگ داخلش احمر است و رنگ پوشش حجره نبی صـ سبز است
و سلیمان عثمانی هفت قریه دیگر از نواحی مصر را با پول بیتالمال خرید و وقف نمود
جهتِ پوشش کعبه و حجره نبی صـ و اضافه نمود بر آن سه ده را که اسماعیل بن ناصر آنها
را وقف نموده بود. از قرار معلوم پوشش خارج کعبه هر سال عوض میشود اما پوشش داخل و
پوشش حجره نبی صـ هر چند سال یک مرتبه. این موقوفه;
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۱ ـ ظاهراً مراد محمود باشد سهواً محمد نوشته.
والله اعلم. (حجازی)
۱۷۵
یعنی دهکدههای دهگانه، همچنان بود تا اوایل قرن ۱۳ ه.ق. که محمد علی پاشا، خدیو مصر
منحل نمود. شریف مکه که در آن وقت حسین بن علی بن عون بود پس از آن که استقلال
مملکت حجاز را اعلان نمود، وسائل بافتن پوششِ کعبه را فراهم کرد تا آن که حکومت
سعودی غالب شد و حکومت اشراف منقرض گردید. عبدالعزیز که فعلا سلطان حجاز و نجد است
دارالکسوهای در مکه بنا کرد و عمّال مخصوصی از هندوستان آورد و آلات و ادوات خاصی
تهیه نمود و در سلخ ذیقعده ۱۳۴۶ ه.ق. پوششِ کعبه را همانند پوششی که از مصر میآمد
از دارالکسوه مکه درآمد. جنس پرده ابریشم سیاه است و جداول برجسته به شکل دالبر در
آن بافته شده و در طی جداول بافته شده: «لا اله الاّ الله محمد رسول الله» و برای
پوشش، کمربندی است به عرض یک متر که در ثلث اعلای پوشش دوخته شده. و با سیم طلا به
خط جلی در جانب شرقی نوشته بعد از بسم الله، «واذ جعلنا البیت مثابه للناس» تا
«التواب الرحیم» و در جانب جنوب بعد از بسم الله، «قل صدق الله» تا «علی ما تعملون»
و در جانب غربی بعد از بسم الله، «واذ بوّأنا لإبراهیم» تا «بالبیت العتیق» و نیز
در جانب شرقی زیر کمربند این عبارات را با سیم طلا نوشتهاند: «هذه الکسوه صنعت فی
مکه المبارکه المعظمه بأمر خادم الحرمین الشریفین جلاله الملک الإمام عبدالعزیز بن
عبدالرحمن الفیصل آل سعود، ملک المملکه العربیه السعودیه أیّده الله تعالی بنصره،
سنه ۱۳۴۶ هجریه علی صاحبها أفضل التحیه وأتمّ التّسلیم» و بر پرده کعبه با سیم طلا
نیز آیات چندی نوشته در تاریخ الکعبه ثبت است به آنجا رجوع شود.
سدانه کعبه
یکی از عناوین مربوط به مکه «سدانت» است; یعنی خدمت. بعد از آن که حضرت ابراهیم عـ
کعبه را بنا نمود، سدانت آن را به حضرت اسماعیل واگذارد سپس با اولاد اسماعیل بود
تا آن که بنی جُرهم از اولاد اسماعیل غصب نمودند و بنیخزاعه از بنیجرهم گرفتند و
چون قصیّ بن کلاب قوتی به دست آورد از بنیخزاعه گرفت و به پسر بزرگ خود عبدالدار
سپرد، آنگاه به شیبه رسید و در اولاد شیبه تا کنون باقی است که به ارث میبرند.
مستحب است داخل کعبه شدن و نماز خواندن و اقل آن دو رکعت است و احادیث زیاد در
فضیلت آن نقل کنند، بدین مضمون:
۱۷۶
«من دخل البیت فصلّی فیه دخل فی حسنه وخرج من سیّئه مغفوراً له»
پیشتر رسم بر این بود که هر سال پوشش کعبه و پرده و کمربند آن را عوض میکردهاند،
پرده و کمربند بین امیران تقسیم میشد و پوشش کعبه و پرده بابالتوبه که داخلِ کعبه
بر باب پلکان بام کعبه آویخته و پرده مقام ابراهیم عـ ; این سه قطعه از بنیشیبه
بود. که بین خود تقسیم نموده و به حجاج و غیرهم میفروختند. اما در دوره سعودی
چنانکه حضرمی گوید: پوشش کعبه و پرده باب کعبه، و پرده بابالتوبه و پرده مقام
ابراهیم بین بنیشیبه تقسیم میشود ـ بالسویه رجالا و نساءً، صغیراً وکبیراً ـ مگر
رییس آنها که کلیددار باشد که او دو سهم میبَرَد.
نماز جمعه
پنجم ذیحجه یا به قول عامه ششم، روز جمعه بود، یک ساعت به ظهر مانده وارد
مسجدالحرام شدم که محلی برای نماز پیدا کنم در تمام مطاف و مقامات اربع و رواقهای
اطراف، مردم به صف نشسته بودند، میخواستم نزدیک منبر باشم برای استماع خطبه و به
قدری آنجا ازدحام بود که من به روی پا ایستاده بودم و جای نشستن نبود، به حال قیام
دو ورق قرآن خواندم.
هفتم ذیحجه، که هشتم در نزد عامه بود، عازم منا شدیم، رهسپار عرفات شدیم. هنگامه
عرفات و جمعیت و اختلاف صور اشخاص و وضع چادرها، بخصوص چادرهای مطوفین و سایر اوضاع
عرفات و آن منظره شگفتآور، به گفتن معلوم نمیشود، مگر آن که انسان برود و به
رأیالعین ببیند.
بعد از مغرب حرکت کرده، در مشعر بیتوته کردیم علیالصباح از مشعر کوچ کرده آمدیم
منا. امروز را عامه رسماً عید میدانند. توپ عید را زدند، مناسک عید بجا میآورند ولی
ما یقین داریم که امروز نهم است. میخواهیم برویم ولی خوف داریم که منع کنند. تا بعد
از ظهر ماندیم آنگاه حرکت کردیم به سوی عرفات در بین راه به ماشینی برخورده سوار
شدیم، طولی نکشید که وارد عرفات شدیم. از دور چادرهایی به نظر میآید. جمعیت زیادی
مشاهده میشود. حوزه حوزه مشغول دعا و تلاوت و زیارت و توبه و انابت هستند اصلا حال
خوشی امروز در عرفات مشاهده میشود معلوم میشود امروز عرفه است عجب حال توجه و
انقلاب
۱۷۷
و زاری و تضرّعی به مردم دست داده! آخر دیروز هم در این صحرا بودیم امّا انقلاب
حالی در خود ندیدیم.
حوالی غروب عدهای شرطی وارد عرفات شده مردم را به عنف گرفته، در سیارهها انداختند و
میبرند به جانب منا و محکمه برای تحقیق. هیاهوی غریبی رخ داد. مردم همه مضطرب و
پریشان از این سو به آن سو فرار میکنند. به رفقا سفارش کردم: ملتفت باشید پیش از
غروب از حدود عرفات خارج نشوید، اما از یمین به یسار فرار کنید. در این بین هوا
منقلب شده ابر شد و باران به شدت باریدن گرفت. شرطیها عدهای را گرفته سوار سیارهها
شدند و رفتند. عرفات امن شد و آثار مغرب ظاهر گردید. اذان مغرب را گفته از حدود
عرفات خارج شدیم. هوا کمی سرد است، باران هم میآید و ما هم سر و پای برهنه فقط دو
جامه احرام در بر داریم و بس، ولی با شوق آمدیم و وارد منا شدیم. شب را در چادر به
سر برده سحر برخاستیم رو به مشعر آورده در راه دچار شرطی شدیم، رشوه دادیم و رد
شدیم. در مشعر وقوف اختیاری را درک کرده، صبح به منا بازگشتیم. مناسک و مراسم عید
را بجا آوردیم و در این احتیاط بعضی از عامه هم با ما همراهی کردند.
پس از مراجعت از منا، اوضاع دگرگون شده عربها به دیده عداوت و دشمنی به عجمها نگاه
میکنند بلکه بد میگویند، شتم میکنند، حتی شنیده شد بعضی از کسبه مکه با عجمها
معامله نمیکنند! نگارنده به چشم خود دیدم که در مسجدالحرام چند نفر مصری و غیر مصری
از اعراب و شرطی یک نفر ایرانی را گرفته میزدند و بعضی دیگر، آنان را بر این کار
تشجیع و ترغیب میکردند و میگفتند: «جزاک الله خیراً، جزاک الله خیراً!» از یکی
پرسیدم علت این کار و سبب این سب و شتم در گفتار چیست؟ گفت: عجمها حرمت مسجد را
نگاه نداشتند، دیگر از این بالاتر که یک نفر عجمی دیروز مسجدالحرام را نجس کرده
است! گفتم: معاذ الله! مسلمان چنین عملی را مرتکب نمیشود. کدام عقل باور میکند که
یک نفر مسلمان ایرانی از راه دور با آن صدمات شدید و مخارج گزاف (ده هزار تومان یا
اقلا پنج هزار
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 