پاورپوینت کامل انگیزه سفر عقیل به شام و پذیرفتن هدیه از معاویه ۹۴ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل انگیزه سفر عقیل به شام و پذیرفتن هدیه از معاویه ۹۴ اسلاید در PowerPoint دارای ۹۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل انگیزه سفر عقیل به شام و پذیرفتن هدیه از معاویه ۹۴ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل انگیزه سفر عقیل به شام و پذیرفتن هدیه از معاویه ۹۴ اسلاید در PowerPoint :

۷۰

در مقاله گذشته اشاره کردیم که یکی از محورهای مخالفان عقیل بن ابیطالب در تحقیر و
توهین وی، بزرگنمایی سفر او به شام و ملاقاتش با معاویه است که این سفر را از نظر
«زمان»، به دوران حیات امیر مؤمنان عـ نسبت دادهاند و در کیفیت آن نیز عناوین
وعباراتی مانند: «دشمنی با علی»، «فرار از علی»، «مفارقت و جدایی از علی» و… به
کار بردهاند تا هم شخصیت عقیل را درهم بشکنند و او را فردی معرفی نمایند که حاضر
نبود از امیر مؤمنان اطاعت و تبعیت کند و هم امیر مؤمنان عـ را شخصی معرفی کنند که
از نظر سیاسی و جاذبه اخلاقی قادر نبود حتی با برادرش عقیل که بیست سال از وی
بزرگتر بود مدارا و مماشات نماید! و تلویحاً از معاویه قیافهای بسازند که دارای
جاذبه اخلاقی و عاطفه انسانی بود که در بحرانیترین شرایط و با وجود دشمنی شدید و
درگیری سخت بین او و امیر مؤمنان، برادر علی عـ به درباره معاویه پناه آورد و او هم
با روی گشاده وی را پذیرفت.

و در همان مقاله در این زمینه از دو جهت بحث نمودیم که; اولا طبق دلائل مسلّم، سفر
عقیل به شام پس از شهادت امیر مؤمنان انجام گرفته است.

وثانیاً: گفتگوهای عقیل و معاویه نشانگر این است که هدف وی از این سفر

۷۱

تحقیر ونکوهش معاویه و بیان حقانیت وشخصیت امیر مؤمنان در حدّ توان وشرایط موجود آن
زمان بوده است; بویژه در دورانی که معاویه خود را فردی بیرقیب و بلامنازع دیده و
نفسها را در سینهها قطع نمود و حدیثسازی و تبلیغ وسیعی را بنفع بنیامیّه و نکوهش از
امیر مؤمنان عـ به راه انداخت و مظلومیت آن بزرگوار بیشتر متجلی گردید.

البته مورخان و نویسندگانی که این مسائل را از دیدگاه جوّ حاکم و متأثر از سیاستهای
بیادگار مانده از دوران امویها نقد نمودهاند، حتی افرادی که خود منصف بودند اما در
اثر روح تقلید از گذشتگان نتوانستهاند یا نخواستهاند انگیزه اصلی سفر عقیل را درک
کنند و از ریشهیابی صحیح آن چشم فروبستهاند. طبعاً به بیان عوامل و انگیزههای غیر
واقعی و فرعی متوسل گردیدهاند که در اینجا به دو نمونه از این نوع انگیزهها اشاره
نموده و به پاسخ آن میپردازیم:

۱ ـ عزالدین جزری میگوید: «وانّما سار الی معاویه لأنّه کان زوج خالته فاطمه بنت
عتبه بن ربیعه»; «عقیل بدین جهت نزد معاویه رفت که (با او نسبت داشت) و همسر خاله
معاویه بود!»

عقیل با یکی از دختران عتبه به نام فاطمه و ابوسفیان با یکی دیگر از دختران وی به
نام هند ازدواج کرده بود.

جزری آنگاه وجه دیگری میآورد و میگوید: «عقیل مقروض گردید و برای ادای دینش نزد علی
رفت، چون از او مأیوس شد به سوی معاویه شتافت.»(۱)

۲ ـ ابن حجر نیز مطلب اخیر را انگیزه سفر عقیل عنوان نموده، میگوید: «وکان قد فارق
علیاً و وفد الی معاویه فی دین لحقه»(۲)

و ظاهراً مرحوم مامقانی تحت تأثیر همین مطالب قرار گرفته و مینویسد: «وممّا ورد فی
ذمّه ما نطق بمضیّه الی معاویه لأجل حطام الدّنیا و ترکه أخاه علیاً …»(۳)

توجیه غیر وجیه

به عقیده ما بیان این دو وجه در سفر عقیل، همانند «زمان سفر» او ساختگی و نادرست و
چنین توجیهی غیر وجیه است; چون عملکرد عقیل و برخورد وی با معاویه که در متون
تاریخی نقل شده، بیانگر این است که نه خویشاوندی دور او با معاویه میتواند انگیزه
چنین سفری باشد و نه احیاناً وجود قرض و بدهکاری.

زیرا سخنان صریح او در پاسخ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۱ ـ اسدالغابه، چاپ بیروت، ج۴، ص۶۴ و۶۵

۲ ـ اصابه، ج۲، ص۴۹۴

۳ ـ تنقیح المقال، ج۲، ص۲۵۵

۷۲

معاویه و تجلیل و تکریم وی از امیر مؤمنان عـ و اصحاب آن حضرت، که برخلاف میل
معاویه انجام میگرفت، نه تنها با مسائل مادی و عاطفی سازش ندارد بلکه دقیقاً مخالف
و مباین با چنین اغراض و اهدافی است. در مقاله گذشته، بحثی از این نوع سخنان و
پاسخها را ملاحظه فرمودید، اینک دو نمونه دیگر که در تبیین این معنا صراحت دارد که
میآوریم:

۱ ـ ذهبی در «تاریخ الاسلام» نقل میکند: عقیل نزد معاویه رفت، او یکصد هزار درهم به
عقیل داد و از وی خواست که به منبر رود و در میان مردم بیاعتنایی علی و محبت معاویه
را نسبت به او اعلان نماید. ذهبی مینویسد: عقیل هم این پیشنهاد را پذیرفت و به منبر
رفت، پس از حمد و ثنای خداوند، چنین گفت: «مردم! من خواستم بر علی بن ابیطالب از
راه دینش نفوذ کنم اما او دینش را بر من ترجیح داد و خواستم بر معاویه از راه دینش
نفوذ کنم او مرا بر دینش ترجیح داد (انّی أردت علیّاً علی دینه فاختار دینه علیّ
واردت معاویه علی دینه فاختارنی علی دینه)(۱)

۲ ـ در غارات ثقفی و سایر منابع(۲)آمده است که عقیل پس از شهادت امیر مؤمنان و صلح
امام حسن و معاویه نزد معاویه رفت. روزی در حالی که سران و افراد سرشناس از یاران
معاویه حاضر بودند وارد مجلس وی گردید معاویه پرسید: یا ابایزید ارزیابی تو از
سپاهیان من و سپاهیان علی چگونه است؟

عقیل پاسخ داد: اما سپاهیان علی عـ شبهایشان همانند شبهای سپاهیان رسول خدا و
روزهایشان مانند روزهای سپاهیان رسول خدا صـ بود فقط خود پیامبر صـ در میانشان
نبود; زیرا آنان مسلمانانی بودند که تمام اوقاتشان، با قرائت قرآن و خواندن نماز
سپری میگردید و اما سپاهیان تو را عدهای از همان افراد منافق تشکیل داده بودند که
میخواستند با رَمدادن شتر پیامبر در لیله عقبه، آن حضرت را از بین ببرند! عقیل
ادامه داد: معاویه! آن که در طرف راست تو نشسته کیست؟

معاویه: این عمرو عاص است.

این همان است که به هنگام تولد شش نفر مخاصمه داشتند تا سرانجام سلاّخ قریش بر
دیگران غلبه کرد!

عقیل: آن دیگری کیست؟! معاویه: ضحاک بن قیس است.

عقیل: آری به جدّم سوگند پدرش بهترین خایهکوب گاو و گوسفند مکه بود.

عقیل: آن یکی کیست؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۱ ـ تاریخ الاسلام، جلد معاویه، ص۸۵

۲ ـ غارات، ج۱، ص۶۴ و۶۵; شرح ابن ابیالحدید، ج۲، ص۱۲۴ و۱۲۵; بحار، ج۴۲، ص۱۱۳

۷۳

معاویه: ابوموسی اشعری است.

عقیل: فرزند همان زن دزدپیشه!

معاویه وقتی دید عقیل یاران او را سخت رنجیدهخاطر ساخت، برای دلجویی از آنان و
تغییر در جوّ مجلس گفت:

عقیل! درباره من چه میگویی؟!

عقیل: از این مرحله درگذر!

معاویه: باید چیزی بگویی!

عقیل: حمامه را میشناسی؟

معاویه: حمامه کیست؟

عقیل: آنچه باید بگویم گفتم آنگاه مجلس را ترک گفت. معاویه نسبشناسی احضار کرد و از
وی درباره حمامه پرسید او پس از گرفتن امان از معاویه گفت:

حمامه هفتین مادربزرگ ابوسفیان است که در جاهلیت از زنان بدکاره معروف و دارای پرچم
بود، که این گروه از زنان طبق رسم آن روز، بر بالای خانه خویش نصب میکردند.»

بطوریکه ملاحظه میفرمایید، این مطالب و مشابه آنها با مسائل مادّی تناقض صریح دارد،
زیرا انتقاد و نکوهش علنی از معاویه در مقرّ حکومت و در میان پیروان بیاطلاع او و
تعریف و تمجید از امیر مؤمنان عـ در چنین محیطی، و علنی ساختن زشتترین و حساسترین
اوصاف نیاکان معاویه و یارانش در مجلس رسمی او، نه تنها با انتظار و توقع مادّی
سازگار نیست بلکه امکان مواجه شدن با هر نوع عکسالعمل منفی و مجازات شدید از سوی
معاویه و یاران او را به همراه دارد.

عقیل و قبول هدیه از معاویه

در تکمیل بحث از اصل سفر عقیل به شام، مناسب است این بحث و یا سؤال نیز مطرح شود که
به هر حال از مجموع مطالبی که در منابع تاریخی درباره سفر عقیل به شام و ملاقات وی
با معاویه نقل شده به این مطلب نیز اشاره شده است که در این سفر معاویه مبلغ یکصد
هزار درهم در اختیار عقیل قرار داده و واو هم آن مبلغ را پذیرفته و به مدینه
بازگشته است. آیا این عمل; اعم از این که از اول مقصود عقیل بوده یا نه، از نظر
اخلاقی صحیح است و آیا برای عقیل برادر امیر مؤمنان و یکی از افراد سالخورده
بنیهاشم برازنده و سزاوار است که از فردی مانند معاویه وجهی به عنوان «صله» و
«جایزه» بپذیرد؟!

در پاسخ این پرسش میگوییم که نه تنها عقیل بلکه سایر اعضای خاندان پیامبر صـ و
بنیهاشم وحتی ائمههدی ـ علیهم السلام ـ در طول تاریخ آنچه را که سلاطین

۷۴

جور و خلفای وقت در اختیار آنان قرار میدادند میپذیرفتند و در گرفتن وجه از آنان
ابا و امتناع نمیورزیدند و این وجوه را نه به عنوان صله و جایزه و یا به عنوان صدقه
بلکه به عنوان حقی که خودشان را مالک و صاحب آن میدانستند دریافت میکردند; زیرا
آنان علاوه بر این که در بیتالمال سهیم و شریک بودند، خمس غنایم را نیز طبق دستور
قرآن و به عنوان «ذویالقربی» سهم اختصاصی خود میدانستند که مانند سهم عمومی از این
سهم اختصاصی نیز محروم شده بودند و با ظلم از دست آنان گرفته شده بود و آنچه گاه
گاهی به دست آنان میرسید، نه صله و جایزه محسوب میشد و نه صدقه; زیرا آنان میگفتند:

«الصّدقه علینا حرام» بلکه جزئی از حق مشروع و سهم قانونی خودشان بود که با قبول و
دریافت آن به همین اندازه از صرف شدن آن در غیر محل مشروع، ممانعت به عمل آورده و
در مصارف مشروع و نیازهای صحیح مسلمانان به کار میگرفتند.

آری اگر عقیل هم از معاویه وجهی پذیرفته است، نه صله و جایزه بلکه دارای چنین شرایط
و استنقاط بوده و بخشی از حق مغصوب و سهم فراموش شده او بوده است.

البته ائمه هدی ـ علیهمالسلام ـ از گرفتن بیتالمال از دست افرادی که از راه زور و
ستم بر آن مسلط شده بودند، در صورت امکان اعمال ولایت و قدرت نیز مینمودند تا از
این فرصت ولو در دایره محدود هم که باشد، در تقویت ضعفا و تضعیف طاغوتیان بهرهمند
شوند.

برای این حرکت در تاریخ، مثالهای زیادی وجود دارد; از جمله این که حسین بن علی عـ
به هنگام حرکت از مکه به سوی عراق، در «تنعیم» با قافلهای مواجه گردید که به همراه
آن عدهای شتردار از سوی استاندار یمن «بحرین یسار حمـدی» بارهایی از حلّههای یمنی و
اجناس قیمتی به سوی شام و یزید بن معاویه حمل میکردند، آن حضرت این اجناس را از
شترداران تحویل گرفت و به تصرف خود درآورد و به آنان فرمود:

هریک از شما مایل باشد همراه ما به عراق بیاید، کرایه تا عراق را بدو میپردازیم و
با او مصاحبت نیک خواهیم داشت و هر کس بخواهد از همین جا به وطن خود برگردد، کرایه
تا اینجا را به او میدهیم و او مختار است.(۱)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۱ ـ انساب الأشراف، ج۳، ص۱۶۴; طبری، ج۷، ص۲۷۷;
کامل ابن اثیر، ج۳، ص۲۷۶; ارشاد مفید، ص۲۱۹

۷۵

۳ ـ عدم حضور عقیل در جنگه

سومین محور که از زندگی عقیل بن ابیطالب برای مخالفانش مورد بهرهبرداری قرار گرفته
و موجب گردیده است شخصیت معنوی و موقعیت والای او حتی برای بعضی از مؤلفان و
نویسندگان خودی نیز مورد سؤال واقع شود، عدم حضور او در جنگهای دوران خلافت امیر
مؤمنان عـ است; زیرا در هیچیک از سه جنگ جمل، نهروان و صفین از حضور عقیل سخن صریح
به میان نیامده است.

تحریف تاریخ

عدم حضور عقیل در جنگهای دوران خلافت امیر مؤمنان عـ و شرکت نداشتن او در جنگ; فرصت
دیگری را به حدیثسازان و دروغبافان داده و از غیبت او بهرهبرداری نموده و او را از
کسانی معرفی کردهاند که در جنگ صفین همراه معاویه بوده و در کنار او بهسر میبرده
است و این دروغ به تدریج در ارادتمندان خاندان ابوطالب هم موجب شک و تردید و یا
بصورت یک حقیقت متجلی گردیده است و طبعاً بدگمانی و اشکال و ایراد به ساحت عقیل
بنیهاشم را تقویت نموده است.

ما قبل از بیان اصل موضوع و علت عدم حضور عقیل در جنگهای دوران امیر مؤمنان عـ به
چگونگی تحریف این گوشه از تاریخ اشاره میکنیم آنگاه اصل موضوع را بررسی مینماییم:

۱ ـ ابوالفرج اصفهانی میگوید: «هرب عقیل الی معاویه و شهد صفین معه غیر انّه لم
یقاتل ولم یترک نصح أخیه والتعصب له»(۱)

«عقیل از علی جدا شد و به سوی معاویه فرار و به همراه وی در صفین شرکت نمود ولی
وارد جنگ نشد و طرفداری و حمایت از برادرش را حفظ کرد.»

۲ ـ عقدالفرید مینویسد: «وقال له معاویه لیلهالهریر بصفین یا أبا یزید أنت
معنا؟»(۲)

«معاویه در لیلهالهریر در صفین به عقیل گفت تو به همراه ما هستی؟»

۳ ـ و در نقل دیگر چنین آمده است: «انّ معاویه قال یوم صفین لانبالی وابو یزید
معنا»(۳)

گذشته از این که، در بحث قبلی ثابت نمودیم که رفتن عقیل به نزد معاویه پس از شهادت
امیر مؤمنان بوده است(۴)ولذا به کار بردن کلمه «فرار» از آن حضرت و یا حضور در جنگ
صفین ساختگی و مغایر با حقایق تاریخی است. جاحظ نیز با نقل

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۱ ـ عمده الطالب، ص۳

۲ ـ عقدالفرید، ج۴، ص۵; انساب الأشراف، ج۱، ص۷۲ و۷۳

۳ ـ عمده الطالب، ص۳

۴ ـ ابن عبدالبر در شرح حال عبدالله بن عباس تصریح میکند: عقیل جزء کسانی است که در
صفین به همراه امیر مؤمنان بودند لیکن به دلایلی که خواهیم گفت، این موضوع را
نادرست میدانیم.

۷۶

تاریخ صحیح بر تحریف در کلمات «لیلهالهریر» و «یوم صفین» مهر تأیید زده است. آنجا
که میگوید:

«قال له معاویه مرّه أنت معنا یا أبا یزید، قال ویوم بدر کنت معکم»

«معاویه روزی به عقیل گفت: اینک شما در کنار ما هستید. پاسخ داد آری در جنگ بدر نیز
در کنار شما بودم.»

بطوری که ملاحظه میکنید نقلکنندگان این گفتگو کلمه «لیلهالهریر» و«یوم صفین» را
جایگزین کلمه «مرّه» نموده و با این تغییر و تحریف عقیل را در جنگ صفین در کنار
معاویه قرار دادهاند.

انگیزه اصلی

این بود بیان تحریف در تاریخ از جهت حضور عقیل در صفین و به همراه معاویه و امّا
انگیزه اصلی عدم حضور وی در صحنههای جنگ دوران امیر مؤمنان و مانع او از ایفای چنین
وظیفهای وجود عارضه جسمانی و از دست دادن بینایی بود که بر اساس دلایل تاریخی این
عارضه در حال حیات رسول خدا صـ پس از جنگ موته یا جنگ حنین در او بوجود آمده بود و
چون از فعالیتهای اجتماعی و حضور در جبهه محروم و خانهنشین گردید، رسول خدصـ برای
تأمین زندگی وی وعائلهاش از غلّه و محصول خیبر سالانه یکصد و چهل وسق که بیش از دو
هزار کیلو میباشد مستمری تعیین نمود.

در این مورد، کهنترین مورّخان، ابن سعد مینویسد: «ثمّ عرض له مرض بعد شهوده غزوه
موته(۱) لم نسمع له بذکر فی الفتح ولا ما بعدها وقد أطعمه رسول الله بخیبر کل سنه
مأه وأربعین وسقاً»(۲)

همین جمله را ذهبی در تاریخ الإسلام آورده است.

گرچه این دو مورخ اسمی از این عارضه نبردهاند ولی گفتار مورّخان دیگر ومطالبی که از
زبان خود عقیل نقل گردیده این عارضه را که از دست دادن بینایی او است مشخص میسازد.

۱ ـ ابن قتیبه، یکی از مکفوفین و نابینایان معروف در صدر اسلام، در کنار ابوقحافه و
ابوسفیان، عقیل بن ابیطالب را میشمارد.(۳)

و همین عارضه در دوران خلافت ام

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.