پاورپوینت کامل درون کعبه در دو دیدار ; (گزارشی از دوبار تشرف به داخل کعبه در شعبان المعظم ۱۴۱۶ و شعبان المعظم ۱۴۱۷) ۹۷ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل درون کعبه در دو دیدار ; (گزارشی از دوبار تشرف به داخل کعبه در شعبان المعظم ۱۴۱۶ و شعبان المعظم ۱۴۱۷) ۹۷ اسلاید در PowerPoint دارای ۹۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل درون کعبه در دو دیدار ; (گزارشی از دوبار تشرف به داخل کعبه در شعبان المعظم ۱۴۱۶ و شعبان المعظم ۱۴۱۷) ۹۷ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل درون کعبه در دو دیدار ; (گزارشی از دوبار تشرف به داخل کعبه در شعبان المعظم ۱۴۱۶ و شعبان المعظم ۱۴۱۷) ۹۷ اسلاید در PowerPoint :
۱۸۶
«للّه علی الناس حج البیت»
با این پیام کوتاه که از تأکید خالی نیست، زیارت خانه کعبه بر مسلمانان
مستطیع واجب شده است. این پیام بنابر روایات، از هزاران سال پیش; یعنی از
زمان آدم ابوالبشر ـ ع ـ و پس از او سلسله جلیله انبیا همگی به زیارت این
جایگاه آمده و در این مکان به راز و نیاز و پرستش معبود خود پرداختهاند. تا
آن که ابراهیم خلیل ـ ع ـ پس از بنیان کعبه، به دستور پروردگار بر روی کوه
ابوقبیس آمد و ندای «هلمّوا الی الحج» را سر داد، که خداوند ندای او را به
گوش جهانیان رسانید. از آن زمان تا کنون، همه ساله گروهی از مسلمانان از
دور و نزدیک، در موسمی معین، خود را به حرم امن الهی میرسانند.
در اواخر رجب سال ۱۴۱۶ه. ق. مطابق با دی ماه ۱۳۷۴ش. جهت انجام عمره رجبیه و
شعبانیه، توفیق نصیب گردید و راهی آن دیار پر برکت شدم و پس از یک هفته
توقف در مدینه پیامبر و زیارت تربت پاکش و زیارت قبور ائمه اطهار و صدیقه
کبری، حضرت زهرا علیهم السلام ـ و دیگر بزرگان مدفون در تربت بقیع و درک
مواقع متبرکه در این شهر، به سوی مکه رهسپار گشتم.
روز شنبه، ۵ شعبان المعظم، وارد مکه شده، پس از انجام مراسم عمره، از
۱۸۷
احرام خارج گشتم و بعد از ادای فریضه نماز صبح در مسجد الحرام، به سوی هتل
محل اقامت خود; یعنی فندق زینی الجدید حرکت کردم.
همه ساله معمولا قبل از اذان صبح، خود را به حرم رسانده و در جای جای حرم
امن الهی، گاهی بر روی کوه صفا و گاه بر کوه مروه، گاهی در کنار رکن یمانی
و گاه در مقابل حجرالاسود، گاه در مقابل حجر اسماعیل و زمانی در کنار مقام،
لحظاتی را در حطیم و دقایقی را در مستجار، گاهی بر دهانه زمزم و گاه بر
کنار رکن شامی و بالاخره در نقاط مختلف این حرم با صفای الهی، در مقابل بیت
زانو زده و با رب البیت به مناجات میپرداختم. نظاره بر بیت، خود صفایی خاص
دارد، طواف دور معشوق از آن زیباتر و تلاوت قرآن; یعنی تکلم با خداوند از
آن شیرینتر است. به هرحال لحظات خود را اینگونه سپری میکردم و چه زودگذر
بود!
صبح روز دوشنبه، ۷شعبان، طبق معمول به حرم مشرف شده، و پس از ادای فریضه
صبح و طواف برگرد خانه خدا، به تلاوت آیاتی از قرآن پرداختم.
طلوع آفتاب و تجدید بیعتِ این کره آتشی با خانه خدا، منظره بسیار زیبایی را
در مسجد به وجود میآورد. آن زمان که آفتاب از پس تاریکی خارج گردیده و
اشعههای آن، همچون دستانی که از طرف عاشق به سوی معشوق دراز میشود، خود را
به بیت رسانده و در این لحظه تمامی چراغهای مسجد الحرام خاموش میگردد و در
پس آن، این منظره، شکوه خاصی را به این انجمن میدهد.
ساعت حوالی ۷ صبح بود که طبق معمول عازم هتل بودم، ناگاه تعداد زیادی از
پلیسهای حرم وارد مسجد شدند و به شیوه خاصی، در حالی که دستها را به زنجیر
کرده بودند، پشت به خانه و رو به مردم، ابتدا خود را به کعبه چسبانیده و کم
کم زنجیر و حلقه خود را بازتر میکردند، به طوری که پس از چند دقیقه، تمامی
طواف کنندگان را به پشت مطاف منتقل کردند. البته این وضعیت از رکن حجر
الاسود آغاز و تا رکن غربی حجر اسماعیل ادامه داشت.
چون پیشتر نیز این گونه خالی کردن مطاف را دیده بودم، متوجه شدم که بنا است
درب کعبه بر روی بازدید کنندگانی باز شود. و من که همواره در این دیار لباس
خود را عوض نموده، و با پیراهن عربی بلند و عبایی بدوش و عرق چین و چفیهای
بر سر ظاهر میشدم، به سوی مطاف به حرکت در
۱۸۸
آمدم. در این حال با خدای خود به راز و نیاز و تضرّع و التماس در آمدم;
خداوندا! بار الها! توفیق تشرف را به این بنده رو سیاه و گناهکار خود نصیب
گردان. در اطراف حلقه پلیس در حرکت بودم که شاید راه نفوذی پیدا کنم. به
چندین نفر از سران پلیس مراجعه کردم لیکن مأیوس برگردانده شدم. در این حال
بود که گروهی، حدود ۸۰ نفر، در حالی که اطراف آنان را پلیس محاصره کرده
بود، وارد مسجد الحرام شده، و به مقابل حجر اسماعیل آمدند و تا آماده شدن
مقدمات ورود به بیت، آنان را در آن نقطه بر زمین نشاندند. میهمانان سران
علما و مفتیهای کشورهای اسلامی ـ آسیایی و آفریقایی ـ بودند که همه ساله
کنگرهای در تاریخ ۶ الی ۸ شعبان در مکه تشکیل میدهند و یک روز هم افتخار
تشرف به داخل بیت به آنان داده میشود.
در این لحظه بود که چهره شخصی که سمت میزبانی این افراد را داشت و چهره
ملایمی مینمود، به نظرم آمد. با نذر و نیاز در حالی که به ائمه اطهار ـ
علیهم السلام ـ متوسل شده بودم به سوی آن شخص به حرکت در آمدم و خود را به
عنوان پزشک معرفی نمودم.
آن مرد با رویی گشاده از من استقبال نمود لیکن اظهار کرد که لازمه ورود به
درون کعبه، دارا بودن کارت مخصوص است.
بدو گفتم که این را میدانم لیکن به من الهام شده است که به من کمک خواهی
کرد!
اینجا بود که وی مفتی لبنانی را که در وسط آن جمع نشسته بود به من نشان داد
و گفت: از او تقاضا کن، بدو گفتم مشکل بنده همین است که اجازه ورود بدان
جمع به من داده نمیشود. او دست مرا گرفت و به داخل جمع برد و به شخصی کوچک
اندام، موقّر، سفیدرو و بسیار خوش رو، دارای محاسنی بلند که در وسط حلقه
نشسته بود معرفی کرد. او دکتر احمد قبانی مفتی لبنان بود. دکتر قبانی با من
دست داد و در کنار خود جایم داد. پس از چند لحظه احوالپرسی، مشغول صحبت در
مورد کنگره و مسائل مورد بحث در آن شدم، که در این لحظه با اشاره مأموران
همگی به حرکت در آمده و به سوی حجر اسماعیل راهنمایی شدیم. چند لحظهای در
حجر متوقف شدیم تا عدهای که داخل بیت بودند، خارج شوند و ما راهنمایی شویم.
در این لحظه میهمانان یکی یکی به سوی دکتر قبانی و سایرین آمده و با هم
۱۸۹
به گفتگو پرداخته و گاه همدیگر را به هم معرفی میکردند و من از ترس آن که
مبادا شناسایی شوم، با صدای بلند آیات زیبایی از قرآن را که حالت استغاثه
داشت با صدای بلند شروع به تلاوت نمودم و سایرین هم به دنبال من این آیات
را تکرار میکردند.
«ربّنا انّنا سمعنا منادیاً ینادی للایمان أن آمنوا بربّکم فآمنّا، ربَّنا
لاتُزِغ قلوبَنا بَعدَ إذ هدیتَنا، ربَّنا اِنَّک جامِعُ النّاس لِیَوم
لارَیبَ فیه فاغفرلَنا وارحَمنا وتُب علینا إنّک أنت التَّوّاب الرّحیم»
(آل عمران : ۱۹۳)
لحظات شیرین و زیبایی گذشت، همه دستان خود را در حجر و در زیر ناودان رحمت
الهی، دراز کرده و عدهای هم اشک ریزان، آیات تلاوت شده را تکرار مینمودند.
پس از اتمام، صدای احسنت یا شیخ، احسنت یا شیخ از اطراف حجر بلند شد و در
این لحظه بود که همگی را به صف کرده و به نزدیک پلکان درب خانه خدا، هدایت
نمودند. تمامی افراد، هر کدام کارتی به سینه زده بودند که عبارت زیر به آن
نوشته شده بود:
رابطه العالم الاسلامی ـ الامانه العامّه ـ مکه المکرمه; بطاقه دخول الکعبه
المشرفه الدوره رقم (۱۶)
در این حال یکی از افراد، از بالای پلکان صدا زد: ۲۰ نفر وارد شوند. یکی پس
از دیگری به کنار نردبان رفته و پس از تحویل کارت خود، او را به روی پلکان
راه میدادند. نفر ششم یا هفتم کسی بود که شاید مانند اینجانب بدون کارت
وارد شده بود، او را از صف خارج کردند و به التماسهای مکرر او وقعی ننهاده
و با شدت او را از حلقه پلیس اخراج نمودند.
با دیدن این منظره، ضربان قلب من تندتر شد، خدایا! بار الها! من رو سیاه و
شرمنده و سرافکنده به کنار درب خانهات آمدهام. تو خود گفتی که در هنگام
نیاز به درب خانه خودم بیایید. حال آمدهام. افتخار تشرف به داخل را به من
عطا فرما. متوسل به ائمه اطهار شده بودم. حاشا به کرمتان، من شیعه مرتضی
علی، این سعادت را نداشته باشم که در میان جمع حاضر توفیق تشرف به داخل بیت
بیابم! لحظات میگذشت و من نفر شانزدهم در صف بودم، به نفر سیزدهم یا
چهاردهم که رسید، مأمور کنار پلکان تعویض شد و شخصی که مسؤول گرفتن کارت
گردید. همان شخصی بود که مرا به داخل حلقه راه داده بود. چیزی جز معجزه
نبود! وقتی نوبت به من رسید با زدن چشمکی، مرا رد نمود و پا را بر روی
پلکان درب خانه خدا قرار دادم. هفت پله
۱۹۰
داشت. هر پلهای را که پا میگذاردم مانند آن بود که یک طبقه از آسمان را
بالا رفته باشم. آن لحظات، هیچگاه برایم قابل توصیف نیست. از شادی در پوست
خود نمیگنجیدم. در آسمانها سیر میکردم. خود را بر فراز مسجد الحرام در
طیران میدیدم و متأثر در حالی که به پهنای صورت خود اشک میریختم; اشک
شرمساری، اشک شادی، اشکی که خداوند تضرعهای اینجانب را قبول کرده و این
افتخار نصیبم شده است. پس از بالا رفتن از هفت پله، پا را در درگاه درب
خانه قرار دادم.
لرزش خاصی را در دو پای خود احساس مینمودم. لرزش گناهکار در مقابل دادگاه.
لرزش شرمساری عبدی در مقابل معبود خود. درگاهِ درب خانه خدا و من، خداوندا!
شکراً لک. شکراً لک.
در گاهی را پا نهادم که بارها در سفرهای قبل، در زیر آن دستان خود را دراز
کرده و به نقاطی که دستانم میرسید، لمس میکردم و به چهره خود میمالیدم. حال
در این درگاه ایستادهام چند لحظهای بدینسان گذشت که ناگاه با نهیب شخصی از
افراد بنی شیبه که مرا به جلو هدایت میکرد و خوش آمد میگفت، به خود آورد و
در حال گریه به داخل بیت پا نهادم.
ابتدا داخل کعبه تاریک بود، بطوری که چشمان ما فقط یک قدمی را میدید. چون
داخل بیت از هیچ وسیله تهویه و روشنایی استفاده نمیشود. با این که دمای
هوای بیرون بسیار لطیف و خنک بود لیکن داخل بیت از گرمایی حدود ۴۰ درجه
گواهی میداد.
جمعیتی بیش از ۴۵ نفر در داخل مشغول راز و نیاز و نماز بودند. ابتدا در
کنار رکن حجر الاسود به نماز ایستادم و دو رکعت نماز خواندم و به همین
ترتیب در چهار رکن و به طرف چهار دیوار داخلی کعبه نماز خواندم. در محلی که
پیامبر گرامی اسلام در فتح مکه در نزدیکی رکن یمانی ایستاد، نماز به جای
آوردم. لحظات زود میگذشت و خواستهها فراوان. در داخل بیت حال عجیبی به همه
دست داده بود. همه با معبود خود در حال راز و نیاز و اشک و زاری بودند. چند
نفر از بنی شیبه، کلید دارهای کعبه هم مرتب ندای «فقط ۵ دقیقه» را میدادند
و خواهش میکردند که زودتر بیت را برای دیگر مهمانان خالی نماییم. پس از
خواندن نماز در قسمتهای مختلف داخل بیت، دقایقی را صرف دیدن مناظر و به
خاطر سپردن گذراندم و آنچنان وانمود میکردم که مشغول دعا میباشم.
۱۹۱
به روایت مورّخان، از هنگام بنای کعبه در دوران حضرت ابراهیم ـ ع ـ برای
کعبه دربی قرار داده نشد و کعبه در آن هنگام ۹ ذراع ارتفاع (در حدود ۴۳/۴
متر) و ۳۰ ذراع طول (در حدود ۷۹/۱۴ متر) و ۲۲ ذراع عرض (در حدود ۸۵/۱۰ متر)
بوده است. در آن زمان کعبه، سقفی نداشت. در ترمیمی که زمان قریش صورت گرفت،
۹ ذراع دیگر به ارتفاع آن اضافه گردید و سقفی هم بر آن زده شد و از طول آن
حدود سه متر کاهش دادند و به حجر اسماعیل افزودند.
بنابراین، طول کعبه از بنایی که حضرت ابراهیم ـ ع ـ ساخته بود کوتاهتر شد.
آنگاه در داخل بیت ۶ ستون زده و دو سقف، نخست سقف داخلی را با چوب و سقف
بالایی را از سنگ ساختند و اطراف حجر اسماعیل را سنگ چین نمودند که از این
پس طواف کنندگان از پشت آن طواف میکردند. بنای کعبه تا زمان عبدالله بن
زبیر به همین گونه بود تا در اثر تخریبی که در این زمان به وسیله عامل یزید
به بیت وارد شد. ابن زبیر ۹ ذراع دیگر به ارتفاع کعبه افزود و ارتفاع آن را
به ۲۷ ذراع; یعنی ۵/۱۳ متر رسانید. درِ خانه هم که از زمان ترمیم قریش بالا
برده شده بود، پایین آورد و درب دیگری در پشت کعبه به موازات آن گشود. پس
از کشته شدن عبدالله بن زبیر، حَجاج بن یوسف ثقفی بخشی را که ابن زبیر
تغییر داده بود، ویران و آن را به همان گونه که قریش ساخته بودند،
برگرداند.
یعنی از طول آن کم کرد و دربی را که پشت کعبه گشوده بود، بست و دربِ اصلی
بلندتر از زمین قرار داد که هنوز به همین وضع باقی است.
دربهای کعبه ابتدا چوبی بود، در دورانهای بعدی، دربهای بسیار زیبایی برای
کعبه ساخته و پس از زراندود کردن و مزیّن ساختن به سنگهای زینتی، بر کعبه
قرار میدادند.
دربی که هم اکنون نیز بر کعبه است، دربی است که به دستور ملک خالد در سال
۱۳۹۷هجری ساخته شده است. این درب دارای دو جدار بیرونی و داخلی است که همه
با طلای بسیار زیبایی پوشیده شده است. وزن باب کعبه ۲۸۰ کیلو گرم و از طلای
خالص ساخته شده است. روی درب کعبه به طرز بسیار زیبایی آیات قرآن به خط ثلث
مزیّن گردیده و قفل مطلاّی بسیار زیبایی که مزیّن به آیات قرآن است، درب را
قفل مینماید.
کلید کعبه هم از طلا ساخته شده
۱۹۲
است وکلیدداریکعبه کهاز زمان پیامبرص ـ در دست عثمان بن طلحه قرار داشت.
حضرت پس از شکستن بتهای درون کعبه و محو آثار جاهلیت از داخل بیت، مجدّداً
کلید را به اولاد شیبه عودت دادند که تا کنون هنوز کلید درب کعبه در این
خانواده موروثی قرار دارد.
درگاه درب خانه کعبه که از سنگ تیرهای ساخته شده است. وسعتی در حدود یک و
نیم در یک متر داشته و به اندازه بیست سانتیمتر گودتر از کف داخل بیت قرار
دارد.
در درون کعبه سه ستون چوبی منبّت کاری شده از چوب عود وجود داشت که قطر هر
یک حدود ۲۵ سانتیمتر به نظر میرسید این سه ستون به صورت شکل ترسیم شده در
زیر قرار داشت.
دیوارهای دور داخل بیت تا حدود ۲ متر از سنگ مرمر رخام سفید متمایل به زرد
کهربایی پوشیده شده بود که کف بیت هم از همین سنگها، فرش گردیده است.
همانطور که قبلا توضیح دادم. کعبه دارای دو سقف میباشد که سقف اصلی از داخل
بیت دیده نمیشد و روی سقف داخلی کعبه تا لبه سنگها در اطراف با پرده حریر
قرمز رنگ پریدهای که سالها از قدمت آن گذشته بود، پوشانیده شده است. بر روی
پرده، اسامی پروردگار و عباراتی چون «لا اله الا الله»، «محمد رسول الله»،
«یا منان»، «یا حنان» و «یاکریم» نقش بسته شده است. ستونها تا مرز سنگهای
دیوار، از چوب و باقی بالای آنها را پرده پوشانیده است.
پلکان بام خانه خدا در ناحیه رکن شامی پس از ورود به داخل بیت در دست راست
قرار دارد که با پردهای که از بالا بر روی آن افتاده بود. چیزی از درب و
محل آن به نظر نمیرسید.
در ناحیه رکن شامی داخل کعبه، برآمدگی یک متر در یک متر وجود داشت که نشان
دهنده درب بام کعبه بود. لیکن همانطور که پیشتر اشاره شد، همان پرده مخصوص
بر روی آن افتاده بود که چیزی در ظاهر نمایان نبود. سکوت عجیبی بر داخل بیت
حاکم بود، با تمام آن همهمه و سر و صدا در خارج کعبه، هیچگونه صدایی به
داخل نفوذ نمیکرد. سکوت بود و تاریکی و صداهای ناله و اشک و زاری که افراد
به صورت نجوا هر کدام در گوشهای گاه در
۱۹۳
رکوع و گاه در سجود و عدّهای در حالی که خود را به دیوارهای داخل بیت
چسبانیده و دستها را به حالت نیاز بر دیوار نهاده بودند، چیزی شنیده نمیشد.
روحانیت عجیبی در این مکان حاکم است. آدمی پس از ورود، از خود بیخود میشود.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 