پاورپوینت کامل حج و ولایت ۱۰۹ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل حج و ولایت ۱۰۹ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۰۹ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل حج و ولایت ۱۰۹ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل حج و ولایت ۱۰۹ اسلاید در PowerPoint :

۲۵

روایات افزون بر آن که نقش کلیدی
ولایت در اعمال و فرایض اسلامی را بیان
کرده، روایات خاص دیگری نیز وجود دارد
که از رابطه و پیوند «پاورپوینت کامل حج و ولایت ۱۰۹ اسلاید در PowerPoint» سخن
می گوید؛ رابطه ای که به دلیل آثار جهان
شمول این فریضه بزرگ الهی، مورد توجه
و تأکید رهبران دین قرار گرفته است.

از این روایات چنین استفاده می شود
که:

«ولایت و امامت» به عنوان روح
اعمال و معنابخش و جهت دهنده مناسک
و مشاعر حج، به عصر یا نسلی خاص
اختصاص ندارد، بلکه اصلی است جاری در
همه عصرها و برای همه نسل ها.

در روایات تصریح شده است که
آهنگ حج و زیارت کعبه، تنها با معرفت
منزلت معنوی اهلبیت و پذیرش رهبری
آنان منشأ سعادت دنیا و آخرت است
و بدون معرفت امام و حق حرمت مقام
ولایت، اعمال حج ناقص و بی حاصل
خواهد بود اینک به چند روایت در این
خصوص می نگریم:

ـ یکی از یاران امام صادق ـ ع ـ از آن
حضرت معنای آیه: «وَمَنْ دَخَله کانَ آمنا»(۱)
را می پرسد. امام در پاسخ می فرماید: چیزی
را از من پرسیدی که کسی دیگر از آن
پرسش نکرده است. سپس فرمود: آن کس
که قصد زیارت این خانه کند، در حالی که
بداند خداوند بدان امر فرموده و ما خاندان را
آن گونه که شایسته و حق و معرفت ماست،
بشناسد. چنین کسی در دنیا و آخرت در
امان خواهد بود. (عن عبد الخالق الصیقل
قال: سألت أباعبداللّه ـ ع ـ عن قول اللّه ـ
عزّوجل ـ «وَمَنْ دخلهُ کانَ آمنا» فقال لقد
سألتنی عن شیءٍ ما سألنی عنه أحد إلاّ من
شاءاللّه . ثمَّ قال: «من امّ هذا البیت و هو
یعلم أنه البیت الذی أمره اللّه به وعرفنا أهل
البیت حقّ معرفتنا، کان آمنا فی الدنیا
والآخره)(۲)

و نیز امام صادق ـ ع ـ در روایات دیگر
چنین فرموده است: «کسی که از روی
معرفت به کعبه بنگرد و حق و حرمت ما را
بشناسد آن گونه که حق و حرمت کعبه را
شناخته است، خداوند گناهانش را بیامرزد
و مشکل دنیا و آخرتش را کفایت کند.»
«مَنْ نَظرا إلی الکعبهَ بمعرفهْ فعرفَ منْ حقّنا
وَحرمتنا مثل الذی عرف من حقها و حرمتها
غفراللّه له ذنوبه وکفاه همّ الدنیا والاخره»(۳)

بدین ترتیب آنچه مکمل و پایان
بخش فریضه حج است، ولایت است، چنان
که امام باقر ـ ع ـ می فرماید: «از مکّه آغاز
کنید و به ما ختم نمایید»؛ «أبدؤا بِمکّه
وَأختموا بِنا»(۴) همچنین شیخ صدوق روایتی
را از پیشوایان معصوم آورده که بر اساس
آن، خرج کردن و به مصرف رسانیدن یک
درهم در راه حج، پاداشی معادل هزار هزار
درهم خرج کردن در سایر امور خیر را دارد
اما اگر یک درهم به دست امام برسد مانند
آن است که هزار هزار درهم در حج به
مصرف رسانیده شود؛ (وَروی أن درهما فی
الحجّ خیرٌ مِن ألف ألف فی غیره وَدرهمْ
یَصِلْ إلی الإمام مثل ألف ألف درهم فی
حجّ)(۵)

دلیل این مطلب روشن است؛ زیرا
بدیهی است زمانی که بیت المال مسلمانان
در دست حاکمان غاصب باشد با اسراف
و تبذیر به مصارفی می رسد که در دست
حاکمان باشد خلاف مصالح اسلام
و مسلمانان است، در چنین وضعیتی،
رسانیدن مال به دست امام حق تا آن مال را
به مصارف شرعی و الهی برساند که ثمره
آن تقویت اساس دین و رفع نیاز مسلمین
خواهد بود فضیلت و پاداشی معادل هزار
هزار انفاق در حج را دارد. در حقیقت این
روایت از نقش رهبری امام حق و لزوم تأیید
و حمایت وی با مال و دیگر امکانات سخن
می گوید و آن را با انفاق در حج مقایسه
می کند. در برخی از این روایات چنین
توصیه شده است کسانی که عازم حج
می شوند و طواف خانه می کنند، وظیفه
دارند در پایان مناسک، نزد امام بیایند
و برای یاری دادن به وی، اعلام آمادگی
کنند. تا حجشان کامل شود و معنا و مفهوم
پیدا کند.

امام باقر ـ ع ـ می فرماید: «مردم
مأمور شده اند به سوی این خانه که از
سنگ ها ساخته شده بشتابند و بر آن طواف
کنند سپس نزد ما آمده و ولایت و محبت
خود و آمادگی شان را برای یاری ما عرضه
کنند؛ (زراره عن أبی جعفر ـ ع ـ قال: «أن
أمر الناس أن یأتوا هذه الأحجار فیطوفوا ثمّ
یأتوا فیخبرونا بولایتهم ویعرضوا علینا
نصرهم».(۶)

این روایت حاوی نکته ظریفی است:
در این روایت از خانه کعبه به احجار تعبیر
شده است؛ زیرا از سنگ های صامت
و بی جان بنا شده و آنچه آن را تشریف
و تکریم می بخشد همانا انتسابی است که
به خداوند کعبه دارد و این فرمان خدا است
که مردم برگرد آن طواف کنند و مراتب
عبودیت خود را نسبت به صاحب خانه
اعلام دارند و با تأسی به فرشتگان خدا که
گرد «بیت المعمور» ـ صورت ملکوتی کعبه ـ
در آسمانها در طوافند، پروانه وار گرد کعبه
طواف کنند و صاحبخانه را بندگی نمایند
و خداوند بدینسان بندگان را آزمایش می کند
چنانکه فرشتگان را به سجده آدم خوانده
است. امیر مؤمنان ـ ع ـ می فرماید: «آیا
نمی نگرید که خداوند انسانهای پیشین، از
عهد آدم گرفته تا آخرین انسانهای این
جهان را، به سنگهایی که سود و زیان
نمی رسانند و نمی بینند و نمی شنوند، در
معرض امتحان قرار داده و آن را خانه
محترم خود ساخته است؟ خانه ای که
پابرجایی مردم بدان بستگی دارد»؛ (أن
ترون أنّ اللّه إختبر الأوّلین من لدن آدم إلی
الآخرین من هذا العالم بأحجار لا تضرّ ولا
تنفع ولا تبصر ولا تسمع فجعله بیته الحرام
الذی جعله قیاما للنّاس).(۷)

بنابراین، آنچه روح حج را تشکیل
می دهد همانا تسلیم و تذلّل و عبودیت
خالص حقّ است که بارزترین نمونه آن
معرفت امام و اطاعت ولی امر می باشد که
اطاعتش اطاعت خدا است و خدا بدان
فرمان داده است؛ (اطیعوا للّه و أطیعوا
الرسول وأولی الأمر منکم).(۸)

کعبه آنگاه سنگ نشانی است برای
رهپویان راه خدا که ولایت و زعامت آن در
دست صالحان و متّقین باشد. چه، خداوند
ولایت کعبه را به دست آنان سپرده است؛
(إنّ أولیائه إلاّ المُتّقون).(۹)

حال اگر کسی به طواف این خانه بیاید
و از تسلیم و تعبد مطلق در برابر
اساسی ترین عامل انسان ساز که همانا
محبّت امام و اطاعت ولی امر است، رخ
بتابد و یا در شناخت آن تقصیر کند، از
طواف و مناسک نیز بهره ای نبرده و از
معرفت کامل بی نصیب مانده است بدیهی
است که چنین حجّی در تکامل انسان
نقشی ندارد. این است که با قاطعیّت
می توان گفت حجّ بی ولایت حج نیست،
چنانکه حجّ بی برائت. که تولّی و تبرّی از
یکدیگر تفکیک ناپذیرند و بدون زیارت
کعبه دل، طواف کعبه گل بی حاصل است.

به گفته عارف و فقیه متأله مرحوم
فیض:

یک طوافِ سر کوی ولیّ حقّ کردن
به ز صد حجّ قبول است به دیوان برون

ایستادن نفس نزد مسیحا نفسی
به ز صد سال نماز است به پایان بردن

در حقیقت، ولایت متمّم و مکمّل حج
و بلکه روح و حقیقت آن است.

امام باقر ـ ع ـ می فرماید: «تمامیّت
و کمال حج دیدار با امام است.»

جابر عن ابی جعفر ـ ع ـ : «من تمام
الحجّ لقاء الإمام»(۱۰) و از امام صادق نقل
شده که فرمود: «هر گاه یکی از شما به حج
می رود باید حج خود را به زیارت ما ختم
کند؛ زیرا این یکی از عوامل تمامیت حج
است»؛ (عن جعفر بن محمّد ـ ع ـ قال: «إذا
حجّ أحدکم فلیختم حجّه بزیارتنا لأنّ ذلک
من تمام الحجّ).(۱۱)

عبداللّه بن مسکان از ابو حمزه ثمالی
نقل می کند که گفت: شرفیاب محضر امام
باقر ـ ع ـ شدم در حالی که آن حضرت بر
درب ورودی مسجدالحرام نشسته بود و به
مردمی که در حال طواف بودند
می نگریست. آنگاه خطاب به من فرمود: ابو
حمزه! می دانی این مردم به چه چیزی
مأمور شده اند؟ ابوحمزه گوید: من ندانستم
در پاسخ آن حضرت چه بگویم. سپس امام
چنین فرمود: «همانا این مردم مأمورند بر
گرد این سنگها (اشاره به کعبه معظّم) طواف
کنند سپس نزد ما بیایند و ولایت (محبّت
و اطاعت) خود را به ما اعلام دارند»؛
(عبداللّه بن مسکان عن أبی حمزه الثمالی،
قال: «دخلت علی أبی جعفر ـ ع ـ وهو
جالسٌ علی الباب الّذی الی المسجد وهو
ینظر إلی النّاس یطوفون. فقال: یا أبا حمزه
بما امروا هؤلاء؟ قال: فلم أدر ما أردّ علیه.
قال: إنّما أمروا أن یطوفوا بهذه الأحجار، ثمّ
یأتونا فیعلنون ولایتهم).(۱۲)

همچنین در روایات امامان معصوم ـ
علیهم السلام ـ تصریح شده که بدون
ولایت اهل بیت عبادت و بندگی سودی
ندارد.

حضرت علی بن الحسین ـ ع ـ چنین
می فرماید: «بهترین نقطه روی زمین، بین
رکن مقام است. حال اگر کسی آنقدر عمر کند
که نوح در میان قوم خود و درنگ کرد،
نهصدپنجاه سال و روزها را به روزه داری
و شبها را به شب زنده داری در این مکان
مقدّس به سر برد، آنگاه خدای ـ عزّوجلّ ـ را
بدون ولایت ما ملاقات کند، این عبادتها به
حال وی سودی نرساند»؛ (أفضلُ بقاعِ
الأرض ما بین الرّکن والمقام لو أن رجلاً
عمّر عمر نوح فی قومه، ألف سنه إلاّ
خمسین عاما، یصوم النهار ویقوم اللیل فی
ذلک المکان ثمّ لقی اللّه ـ عزّوجلّ ـ بغیر
ولایتنا لم ینفعه ذلک شیئا).(۱۳)

آری، بدون رهبر نه برای حرم حرمتی
است، نه در عرفات معرفتی، نه در مشعر
شعوری، نه در منا فداکاری و ایثاری، نه در
زمزم نشانه حیاتی، نه در صفا رمز صفایی،
نه در رمی جمرات نابودی شیطانی
و بالاخره نه در حج ظهور بینایی و نه در
اعمال شعائری.

بدون آگاهی به مقام رهبری و پیروی
از او، آنچنان خواهد بود که امام باقر ـ ع ـ با
مشاهده فریادِ تلبیه حجاجِ نا آگاه و گم شده
و دچار چنگال شیاطین و خود غیب فرمود:

«أتری هؤلاء الّذین یلبّون، واللّه
لأصواتهم أبغض إلی اللّه من
أصواتِ الحمیر»؛(۱۴)

«آیا می بینید اینهایی را که تلبیه
می گویند؟ به خدا صدای اینان نزد
خداوند ناپسندتر از صدای
چهارپایان است.»

مولوی می گوید:

ابلهان تعظیم مسجد می کنند
در جفای اهل دل جدّ می کنند

مسجدی کاندر درون اولیاست
سجده گاه جمله است آنجا خدا است(۱۵)

به طور خلاصه: معرفت امام و پذیرش ولایت از چند منظر شایان توجه است:

۱ ـ شناخت صحیح آداب و شرایع دین ـ به طور عموم ـ و مناسک و احکام حج ـ به نحو خاص
ـ و آنگونه که شریعت سیدالمرسلین ترسیم کرده، به معرفت ائمه و اوصیای پیامبر بستگی
دارد، چنانچه در زیارت جامعه می خوانیم: «بمودّتکم علّمنا اللّه معالم دیننا» و
این حقیقتی است که حتی سران و رهبران اهل سنت نیز بدان اعتراف کرده اند. ابوحنیفه
(نعمان بن ثابت) پیشوای یکی از مذاهب اربعه عامه می گوید:

«اگر جعفر بن محمّد ـ ع ـ نبود، مردم مناسک حج خود را نمی دانستند»؛ (لولا جعفر بن
محمّد ما علّم النّاس مناسک حجّهم).(۱۶)

۲ ـ کسی که امام مفترض الطاعه خود را نشناسد و یا منکر او شود، نسبت به یکی از
اصولی ترین مبانی اعتقادی و عملی اسلام جاهل مانده و از فرمان بر خدا سرپیچی کرده و
با این وصف از حقیقت عبودیت و تسلیم دور افتاده و از نور معرفت محروم گشته، و از
اعمال خود بهره ای نجسته است.

۳ ـ روی برتافتن از رهبران هدایت به معنای فرو افتادن در کام سردمداران ضلالت اقطاب
جهل و جور است که با پذیرش رهبری آنان از اسلام جز نامی و از مناسک شعائر جز شعاری
پوچ باقی نمی ماند و اساسا دین ابزاری می شود برای اغوای مردم به بند کشیدن آنها و
تحریف شرایع اسلام، چنانکه سیره سیاسی خلفای اموی و عباسی گواهی صادق بر این مدّعا
است و از این خطر عظیم پیامبر خدا ـ ص ـ آگاهی دادند و در حساس ترین لحظات تاریخ
حیات مقدّس خویش و یا در مقام بیان مسأله امامت و ولایت جانشینی خود، راه آینده
اسلام را روشن ساخته و علی بن ابی طالب را به عنوان ولی، وصی و خلیفه معرفی فرمودند
و بر استمرار امامت در دودمان آن حضرت تأکید کرده، مسلمانان را به خطر بروز انحراف
در مسیر خلافت و تبدیل آن به سلطنت خودکامه هشدار دادند و در خطبه «الغدیر» هنگام
بازگشت از حجه الوداع چنین فرمودند:

«معاشر الناس، إنّی ادعها امامه و وراثه فی عقبی إلی یوم القیامه.. وسیجعلونها ملکا
واغتصابا، ألا لعنَ اللّه ُ الغاصبین والمغتصبین»؛(۱۷)

«مردم! من امر رهبری را به صورت امامت و وراثتی در نسل خویش تا روز قیامت به ودیعه
نهادم امّا به زودی آن را به سلطنت و سلطه غاصبانه تبدیل خواهند کرد، پس،
لعنت نفرین خدا بر غاصبان و سلطه گران باد!»

امامان شیعه و دفاع از ولایت در حج:

با تأسّی به رسول خدا ـ ص ـ امامان شیعه نیز موسم حج را به منظور دفاع از حریم
ولایت و امامت مغتنم شمرده و از حرم امن و فضای باز و منطقه آزاد اسلامی و حضور حج
گزاران بلاد برای تبیین حقایق کتمان شده بهره می گرفتند.

پس از رسول خدا حوادثی در جریان اوضاع سیاسی و رهبری امت پدید آمد تا سرانجام
روزگار معاویه فرا رسید و همانگونه که در حدیث نبوی آمده بود، بوزینگان بر منبر
رسول خدا بالا رفتند و سفّاکان دیکتاتور بر مسند رهبری نشستند و چه بدعتها که در
دین خدا نهادند،چه خونها که از صالحان و آزاد مردان و بی گناهان بر خاک ریختند و چه
حریم و حرمت ها را، حتی در حرمین شریفین، از اسلام و ناموس مسلمانان هتک کردند و با
اعمال جابرانه هوسرانی و سفّاکی روی دیگر جبّاران تاریخ را سفید کردند، اموال
مسلمین را تاراج و در قصور افسانه ای، صرفِ دلقک ها و جیره خواران کردند و دین
فروشان را خریدند و راویان و محدّثان را به حدیث گرفتند و محراب ها و منبرها را
ابزار ساختند و جنایاتی که قلم از شرح و بیانش عاجز است مرتکب شدند. بیشترین کوشش
این حاکمان نفاق پیشه و حق ستیر که قلبهایشان از کینه های جاهلیّت آکنده بود تحریف
حقایق و ارائه جهره ناپسند از اسلام ناب محمّدی و طلایه داران ولایت، امیرالمؤمنین
ـ ع ـ و فرزندان پاک او بود. در این میان انواع فشارها و شکنجه ها متوجّه کسانی بود
که امامت و ولایت اولاد پیامبر را پذیرفته و از آن دفاع می کردند. اینان جانشان در
مخاطره بود، خانه هایشان ویران می شد و حیثیت و آبرویشان هتک می گردید و در
زندانهای مخوف اموی و عباسی شکنجه و زنده به گور می شدندچوبه های دار ناظر پیکرهای
بی جان آنان بود. بزرگترین جُرم نابخشودنی در این مقاطع سیاه تاریخی در ذکر منقبت و
بیان فضیلتی از امیر المؤمنین علی ـ علیه الصلاه والسلام ـ و فرزندان و خاندانش و
دفاع از امامت و خلافت آنان بود؛ یعنی همان چیزی که رسول گرامی ـ ص ـ از آغاز بعثت
تا آخرین لحظات حیات بر آن تأکید فرمودند و در حجه الوداع با حضور جمعیت انبوه
زائران خانه خدا آن را مورد تأکید مجدد قرار دادند.

رسالت امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ در این روزهای تاریک و پر فتنه؛ بسیار سنگین و
در عین حال پیچیده بود.

عرصه این رسالت از مجالس درس، تا میدان شهادت و قعر زندان ها و تبعید و اسارت کشیده
می شد؛ یکی از این مقاطع تاریخی دوران سیاه معاویه بود. او زر و زور و حیله و نیرنگ
را برای مقاصد شوم خود به خدمت گرفته و از جهل و نادانی و بی خبری مردم شام و
اختناق حاکم بر سایر بلاد بهره می جست و راوایان دین فروش روایات مجعول به پیامبر ـ
ص ـ نسبت دادند و چهره دین را مخدوش کردند. بخشی از این روایات و اکاذیب در ستایش
آل ابی سفیان و معاویه بود که هم زمان با انکار فضائل امیرمؤمنان ـ ع ـ و تحریف
چهره مقدّس آن حضرت، در السنه عامه پخش می شد و با سبّ آن حضرت و خاندانش در منابر
ایراد می گردید.

سلیم بن قیص هلالی، یکی از یاران امیرمؤمنان این وقایع تلخ و دردناک را به تحریر
آورده که خلاصه بخشی از آن چنین است:

«معاویه در ایام خلافتش به مدینه آمد و از جمله اقداماتی که جهت تثبیت حکومت آل ابی
سفیان و سرکوب مخالفان این بود که به وسیله منادیانش اعلام کرد: هر کس حدیثی در
منقبت علی و فضائل اهلبیت نقل کند در امان نخواهد بود. در همه بلاد کار بر شیعه
بسیار دشوار شد، در این میان مردم کوفه به دلیل تشیع علی ـ ع ـ بیش از همه تحت فشار
و شکنجه بودند. معاویه، زیاد بن ابیه را به امارت کوفه و بصره برگزید، زیاد که
شیعیان را به خوبی می شناخت، آنان را تعقیب می کرد و حتّی اگر در زیر سنگ یا کلوخی
بودند به قتل می رسانید، دست ها و پاهایشان را می برید و به چوبه دار می آویخت و
میخ در چشمانشان می کرد و آنها را آواره و در به در می ساخت تا آنجا که در عراق کسی
نماند که به تشیع شناخته می شود مگر آن که به قتل رسیده یا به دار آویخته می شد یا
به زندان می افتاد و یا تبعید و آواره می گردید و …»

سپس معاویه به عمّال خود در همه شهرها نوشت: از شیعیان علی و خاندانش گواهی نپذیرید
و پیروان عثمان و دوستداران او و خاندانش و کسانی که فضائل و مناقبشان را روایت
می کنند به مجالس خود دعوت کنید و گرامی بدارید و اعلام کنید که هر کس روایتی در
فضیلت او و قبیله اش دارد بیاورد. به دنبال این اعلام و با دادن و جایزه ها و اعطای
جامه هازمین و ملک به عرب و عجم روایات مجعول بسیاری را به طمع مال و دنیا،
آوردندجایزه گرفتند! سپس مردم خواستند در فضیلت معاویه و سوابق او نقل روایت کنند
امرا و قضات معاویه پیام او را به مردم شهرها رساندند و راوایان در منبرها و مسجدها
در همه جا به جعل حدیث پرداخته و به معلمان مکتب خانه گفتند آن را به کودکان
بیاموزند همان گونه که قرآن را می آموزند. کار به جایی رسید که اگر کسی به کفر و
زندقه متهم می شد، مورد احترام بود، اما شیعیان علی ـ ع ـ را به تهمت و ظن و گمان
گردن می زدند و آواره می کردند! این وضع ادامه یافت تا امام حسن مجتی ـع ـ بدرود
حیات گفت. پس از شهادت آن حضرت نیز فتنه بالا گرفت و یک تن از بندگان صالح خدا نبود
مگر آن که بر جان خود بیمن

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.