پاورپوینت کامل از مدینه تا امّ القرای جهان اسلام ۱۱۳ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل از مدینه تا امّ القرای جهان اسلام ۱۱۳ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۱۳ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل از مدینه تا امّ القرای جهان اسلام ۱۱۳ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل از مدینه تا امّ القرای جهان اسلام ۱۱۳ اسلاید در PowerPoint :

۱۳۸

به سوی «بورکینافاسور» و «موریتانی»

هر چند ما را در مدینه به این سرزمینها راهی نبود؛ اما راه برای دیدار تنی چند از مردم
چنان دیارهایی، گشوده بود:

* بورکینافاسور

ساعت حدود یازده صبح همین روز ۳/۲/۱۳۷۴ سه تن از مردم کشور «بورکینا فاسور»
نزد ما آمدند. کشوری که با جمعیتِ سیزده ملیونی، شش ملیون مسلمان در آن به سر می برند،
و پیرو مکاتب مختلف صوفیه؛ از قبیل: «تیجانیه»، «قادریه» و جز آنها می باشند که باید گفت
اینان به تعبیر احادیثِ شیعه «ایتام آل محمد ـ علیهم السلام ـ » هستند که به علت نداشتن
سرپرستی با کفایت، مأمنی استوار برای عقاید خود نیافتند و سرانجام به چنان مکاتبی پناه
آوردند.

این سه تن از پیروانِ مکتبِ «قادریه» بودند، و علاوه بر زبانِ بومی، فقط با زبان
فرانسوی آشنایی داشتند، اطلاعات آنها درباره انقلاب اسلامی، و ام القرای اسلام بسیار اندک
و گرفتار ابهام بود، با این که یکی از آنها حرفه معلمی را به عهده داشت، آگاهیهای وی در این
زمینه در سطح نازلی احساس می شد. علاوه بر این، وضع ظاهر آنها از فقر و تنگدستی
شدیدی حکایت می کرد. پیداست که استکبار و استدمارِ جهانی در دنیای معاصر ـ چنانکه در
گذشته ـ هنوز ترکتازانه و چموشانه و افسار گسیخته، توسنی خود را در مکیدنِ خون
مستضعفان، بویژه مسلمین بی پناه جهان سرسختانه ادامه می دهد، و بیش از پیش در ربودنِ
توان آنها گستاخانه به ستم رانی خود دست می یازد و ما این حقیقت را آشکارا در چهره این سه
تن می خواندیم و با دیدار امثال اینگونه مردم بر مراتب تأثر و فسردگیِ خاطرمان افزوده
می شد که چرا اینهمه مسلمانانِ جهان به پا نمی خیزند و دمار از استدمارمداران بر نمی آورند، و
این مردمِ معصوم و بی گناه و بی نوا را از یوغ طاعت شیطان بزرگ و کوچک نمی رهانند!

* موریتانی

شش تن از ساداتِ موریتانی در همین روز نزد ما آمدند و اظهار داشتند از سلاله
رسول اللّه ـ صلی اللّه علیه و آله و سلم ـ می باشند. آنها در این دیدار کوتاه، به ما یادآور شدند
که حدود دویست هزار تن از «شرفا = سادات» در میان مجموع نفوسِ «موریتانی» در این
کشور مقیم هستند.

این بنده در گزارش سفری که به مغرب داشتم در مورد کتابخانه ها و نسخه های خطی
«موریتانی» و ممالک دیگر اسلامی، اطلاعاتی را در اختیار علاقه مندانِ به این دست از
مطالب، قرار دادم که در شماره ۵۵و۵۶ مجله «مقالات و بررسیها» (صفحه ۱۴۳ تا ۱۷۳) چاپ
و منتشر شده است.

گینه

بامدادان روز دوشنبه ۴/۲/۱۳۷۴ ه . ش. یکی از دانشمندان کشور گینه ـ که امام
جماعت مسجدی در شهر «بُکَیْ» از شهرهای گینه بود ـ به ملاقات ما آمد. وی که دلباخته
و دلداده انقلاب اسلامی و حضرت امام راحل ـ طیّب اللّه رمسه ـ و مقام معظم رهبری بود
خشم و نفرت زیادی نسبت به صدام در دل داشت. او می گفت در زمان جنگ تحمیلی،
همواره دعا می کردم و از خدا می خواستم که صدام در این جنگ مغلوب، خوار و ذلیل گردد؛ چرا
که با کشوری که برای احیای اسلام و قرآن و سرفرازی و عزّت مسلمانان قیام کرده، با
تحریک دشمنان اسلام، جنگ با آن را آغاز کرد؟ دعای ما مؤثر واقع شد، و صدامیان
و محرکانِ او در برابر صلابت و پایمردی ملت جمهوری اسلامی ایران سرافکنده شدند. در
حال حاضر دولت عراق با وضع پریشانی دست به گریبان است که مردم آن سامان به علت
ندانم کاریهای او، در شرایط اسف باری به سر می برد [هم اکنون آردی که نان مردم بی نوای
عراق را می پردازد، معجونی از آرد متعارف و سوده و نرمه شده هسته های خرما است که آن
هم با بهای سنگینی به دست مردم می رسد. در مملکتی که زمانی دینارش معادل حدود سه
دلار بود، آنچنان سقوط کرد که باید مردم آن یکهزار و چهارصد و پنجاه، تا یکهزار و پانصد
دینار بپردازند و در برابر اینهمه دینارها، یک دلار دریافت کنند! عدّه ای از عراقیان که از راه
دیگری جز عراق به حج آمده بودند، اظهار می کردند: صدام سفر حج را امسال ممنوع ساخت
و گفت نباید پول مملکت در خارج عراق هزینه شود، و ما از طریق دیگر به این دیار آمده ایم.]

در میان دیدار کنندگان و واردین، این مرد گینه ای، آگاه به مسائل سیاسی و اجتماعی و
ملاّ و دانشمند به نظر می رسید که اطلاعات دقیق تر و گسترده تر از دیگران در اختیار داشت.

نیجریه

در همین روز (۴/۲/۷۴) یکی از مردم نیجریه با ما دیدار کرد. او می گفت دارای پنج
فرزند است که همگی در سطوح و مقاطع مختلف، حافظ کل و یا قسمتهایی از قرآن کریم
هستند و می خواست با لسان حال به ما خاطر نشان سازد که ما نیز مانند شما به قرآن کریم
دلبستگی داریم و بدینسان، نهضت و خیزشی که در جمهوری اسلامی برای احیای دین
و قرآن پدید آمد برکاتش نصیب ما نیز گشت.

ولی طبق گفته اش در شهری زندگانی می کند که با ده ملیون جمعیت، فقط دارای
پنجاه مسجد است. نگارنده نام این شهر را هم اکنون به خاطر ندارم.

وی اظهار می داشت: در کشور ما اتومبیل و هلی کوپتر می سازند و پیشرفتهایی در
تکنیک کسب کرده و می توانند در پاره ای از فرآورده ها خودکفا باشند؟! و نیز این نکته را در
پایان افزود که آمریکا دید خوشی به کشور ما ندارد؛ بلکه با کینه توزی با آن رویاروی می باشد.

با جوانی از ترکیه و مقیم کشور آلمان

روز چهارشنبه ۶/۲/۷۴ یکی از جوانان مسلمان ترکیه که مقیم «هانوور» آلمان بود و
در هتلی کار می کرد نزد ما آمد؛ جوانی که با اخلاص به نظر می رسید؛ لیکن شبهاتی در ذهنش
او را می آزرد که در جستجوی زدودنِ هاله ابهام راجع به این شبهه ها از محیط افکارش بود.
می گفت: هر چند که به حکم قرآن می پذیرم که پیامبر اسلام ـ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم ـ
پیام آور مهر و رحمت و صلح و سازش و رأفت و روحیه مودّتِ متبادل میان انسانها است؛ اما از
آن سو می گویند: آن حضرت می فرمود: من حامل پیام جنگ در کنار تعالیمِ دیگر خود
می باشم؟ ما پاسخ دادیم به دلیل همان آیه: «وما أرسلناک إلاّ رحمهً للعالمین» چنین سخنی را
به سادگی از شما پذیرا نیستیم. چنین چیزی درست نیست، و اگر سخن از جنگ در اسلام به
میان می آید هدف آن ایجاد آشوب و اضطراب نیست؛ بلکه اگر احیانا جنگ به عنوان آخرین
چاره در اسلام مطرح است هدف آن استقرارِ صلح و آرامش در جامعه بشری است؛ چون گاهی
بیماریِ مریض به گونه ای است که دارو را توانِ درمان آن نیست، و باید با چاقوی جراحی،
بی رحمانه به جان بیمار هجوم آورد، تا بیماری را در او ریشه کن کرد و سلامتش را اعاده نمود.

در ذهن او این شبهه نیز وجود داشت که این مسیحیت است که فقط صلح و رأفت و
محبت و گذشت را توصیه می کند؛ چرا که مسلمین از دیرباز تا کنون سلاح به دست با
جامعه های دیگر مواجه بوده و هستند: ایران در مقابل عراق، بوسنی هرزوگوین در برابر
صربها وو …؟ این اوضاع نشان می دهد که اسلام صرفا خواهان صلح و سلم و آرامش نیست؟!

توسط مترجم به او فهماندیم که مسلمین تا کنون بدون هدفِ استقرار صلح و برچیدن
شرک ـ که امّ الفساد است ـ از همان زمان طلوع اسلام تا کنون، جنگی را آغاز نکردند؛ مگر
آنگاه که احساس نمودند دشمن با تجمع و تمرکز قوای خود آهنگ یورش به جامعه اسلامی
دارد، در این صورت اگر شخصِ شما مورد هجوم و تجاوز فردی دیگر قرار گیرید قهرا به هر
وسیله ای به تهاجم پاسخ داده و از خود عکس العمل خشونت آمیز نشان می دهید.

ایران جنگ را با عراق آغاز نکرد، این عراق بود که بدون هیچ بهانه ای موجه، به
هجوم و تجاوزِ به ایران دست یازید، و ایران ناگزیر برای حمایت از کیان و حریم خود دست به
سلاح برد و برای آن که در محیط اسلامی ایران و مجاور آن آرامش حاکم گردد خشونتی را که
ضروری می نمود به کار برد. صربها به بوسنی و مسلمین تجاوز کردند. اگر بوسنویها سلاح به
دست در مقام رویارویی با آنها برآمدند آیا چاره جز این داشتند؟ آیا ما باید دست روی دست
بگذاریم و کشتارِ دسته جمعی نسبت به مسلمین این دیار را نادیده انگاریم؟! این مسیحیان
هستند که در سایه قدرت نظامی، حقوق جوامع بشری را زیر پا نهاده، و لحظه به لحظه بر
طغیان و تجاوز خود می افزایند، و اینان با داشتن حقِ «وتو» دنیای آرام مستضعفان را بی وقفه
به اضطراب و ویرانی می کشانند.

آنگاه راجع به ترکیه تا زمان حکومت عثمانی عقب نشستیم و دورنمایی از قدرت و
توان اقتصادی و نظامی این امپراتوری را برای او تصویر کردیم که تقریبا بر سه قاره جهان در
سایه امپراتوری اسلام حکومت می کرد و با ابرقدرتهای جهان رویاروی می گشت؛ و با توانی
شگرف رعب و وحشتی در میان کشورهای نیرومند و دشمنان اسلام به هم رسانده بود، به
گونه ای که قدرتمندترین کشورها را به زانو درمی آورد؛ در آن دورانی که این حکومت با قرآن
و اسلام پیوندی درخور توجه داشت و بعدها که به تدریج فرهنگ غربی نفوذ خود را در این
امپراتوری آغاز کرد توان اداره این امپراتوری را از دست نهاد، و دفتر این امپراتوری بسته شد
و حکومتی لائیک و گسسته و بیگانه از دین به وسیله مصطفی کمال آتاتورک در آن جایگزین
این امپراتوریِ نیرومند گشت و ضعف و ناتوانی ترکیه به اوضاع اسف آوری منجر شد که به
عنوان نمونه در جنگ آمریکا با کره شمالی بار بیشترین کشته ها و تلفات این جنگ را ترکیه به
دوش می کشید و بیش از سربازان آمریکایی کشته داد و می گفتند این حکومتِ لائیک،
سربازان این جنگ را با دلار مبادله می کرد. محصول فروپاشی حکومت عثمانی و پدید آمدن
نظامی که بکلی خود را از دین جدا کرد این بود که: ممالکی کوچک از قبیل عربستان سعودی،
عراق، اردن، سوریه، لبنان و جز آنها، گسسته از یکدیگر و بس ناتوان را به ارمغان آورد که به
صورت لقمه های قابل خوردن و مطبوعی درآمدند که اشتهای جهانخواران را تحریک کرده
و دانه دانه آنها را در کام ماسک حق به جانب نمای استعمار فرو بلعیدند.

قطعا اگر این امپراتوری که ـ تا حدودی با اسلام پیوندی استوار داشت ـ بر سر پای
می ماند، صربها سودای گستاخی و تجاوز بر بوسنی را در سر نمی پروراندند، و اینهمه جنایتی
که روی گرگهای بیابان را سفید کرده و جانوران درنده خو را شرمنده می سازد پدید نمی آوردند.

اسلام و قرآن چتر حفاظی بر سر مسلمانان بود که جرأت را از قلوب فزون جویانِ
متجاوز ربوده بود که هرگز به خود اجازه نمی دادند در لبنان و فلسطین و مصر و سودان
و بوسنی و افغانستان و ممالکِ کوچک دیگر دست یازیده و مردم بی گناه این مناطق را آواره
سازند، و توده ای جانوران انسان نما و مسخ شده که خود در سراسر تاریخ جهان از روزگارانِ
فراعنه و بختنصر و هیتلر در آوارگی به سر می بردند، با غصب سرزمین فلسطین در جایی
تجمع یافته و دست تجاوز به جان و مال و ناموس مسلمین دراز کنند.

نباید در اینجا اختلاف مسلمین را از نظر دور نگاه داشت؛ فعلاً فجایعی که مسلمین را
سخت در زیر شکنجه استعمار می آزارد نتیجه اختلاف و پراکندگی مسلمین با یکدیگر است.
اگر این تفرقه جای خود را به اتحاد و همبستگی دهد، هیچ قدرتی و بلکه قدرتهای متمرکزِ
حکومت های نیرومندِ معاصر حریف آنها نخواهند بود.

ملّت ترکیه ملّتی شایسته و مخلص و برخوردار از شهامتی شگرف می باشد و با خاتمه
دادن حکومت آتاتورکی و جایگزین ساختنِ حکومت اسلامی، عظمت از دست رفته خود را بار
دیگر باز آورده و با قامتی راست در برابر ابرقدرتها بر سر جای خود استوار ایستاده و هیچ
قدرتی را یارای برابری با آن، از آن پس نخواهد بود.

باری پس از بحث و گفتگوهای جزئیِ دیگر، ظاهرا سایه ابهاماتِ یاد شده از صحنه
اندیشه اش سترده گشته، و شادمانه ما را ـ از این که اطلاعاتی کسب کرده بود ـ ترک گفت.

درسوگ اربعین یادگار حضرت امام راحل ـ قدّس اللّه سرّهما ـ درکنار بارگاه نبوی

روز چهارشنبه ۶/۲/۱۳۷۴ ساعتِ چهار و نیم بعد از ظهر، مجلس یادبودی توسط
سرپرستِ محترم بعثه مقام معظم رهبری در سالن اجتماعات به مناسبت چهلمین روز ارتحال
یادگار جلیل القدر امام راحل ـ قدّس سرّه ـ حضرت حجه الاسلام و المسلمین جناب آقای حاج
سید احمد موسوی خمینی ـ أعلی اللّه مقامه الشریف ـ منعقد گشت و اجتماعی بس عظیم در
این مجلس با شکوه متشکل از روحانیون والا مقام و علمای عظام و طبقات مختلف دیگر
ـ که مجموعا زائرانِ حرمین شریفین بوده اند ـ فراهم آمد.

علاقه و محبت زایدالوصفی که ما نشانه ها و تجلّیات آن را هنگام تشییع پیکر پاک
خلفِ صالحِ حضرت امام راحل ـ قدس سره ـ در ایران آشکارا به طرزِ بی سابقه ای رؤیت
کردیم، سیل جمعیت زوّار را به سوی بعثه از نواحیِ مختلفِ مدینه و دوردست ترین نقاط، آن
چنان به خود جذب کرده بود که در همان آغاز جلسه در سالن جایی برای نشستن، حتی
ایستادن تازه واردین نبود.

آقازاده ایشان جناب آقای یاسر ـ حفظه اللّه تعالی ـ و میزبانان این مجلس در آستانه
آن ایستاده برپا، مراسم احترام را برای واردین به عهده داشتند. علی رغم آن که تراکم جمعیت
و گرما فضای این مجلس را به حرارتی فرساینده کشانده بود و بر حرارت طبیعی این محیط،
که از سه سو بسته بود می افزود دلسوختگان فقدان یادگارِ امام عزیز ـ طیّب اللّه رمسه ـ به هر
زحمتی که بود سعی می کردند افتخار شرکت در این نشست را به دست آورند؛ هر چند که
تحمل این فضا دشوار می نمود، مع الوصف تا آخرین لحظاتِ ادامه این مجلس سراپاگوش
شده تا از مراسمی که در آن برگزار شده بود حظ و بهره ای روحی و معنوی و پاداشی عاید خود
سازند.

جناب آقای سلیمی با تلاوت آیاتی مناسب، با صوت و لحنی جذّاب، طلیعه این
مجلس را افتتاح کرد، و آنگاه:

آقای موسویِ مداح رثایی رسا را به مناسبتِ این یادبود، با صدایی خوش و حزین
می خواند و پیوسته اندوه و غم مستمعان بالا می گرفت و خاطره اسف آورِ فقدانِ این بزرگوار و
سلاله پیامبر اکرم و فاطمه زهرا ـ سلام اللّه علیها ـ بار دیگر تجدید شد، که آه از نهاد حاضران
برمی آورد و گریستن سر دادند. گویا پس از چهل روز دوباره از نو یادگار امام راحل ـ قدس
سره ـ تازه از دست آنها ربوده شد. دانه های لغزانِ اشک یکی پس از دیگری از دیدگان
فرومی ریخت و گونه ها را مرطوب می ساخت، و چهره افسرده حاضرانِ مجلس را غم آلوده تر
می نمود.

باید قلوبی که از این مصیبت عظمی پریش بود و غم و اندوهی که سینه ها را با خود
لبریز ساخته بود در قعر و ژرفایش مطالبه حقایقی می کرد که ناگفته مانده بود و باید شمه ای از
آن را خاطرنشان می ساختند و این مهم را باید در اختیارِ فردی می نهادند که کفایت
و شایستگیِ او در حدّی که ظرف زمان مجلس اقتضا می کرد محرز می نمود؛ لذا:

حضرت حجه الاسلام و المسلمین جناب آقای توسلی ـ حفظه اللّه تعالی ـ یار و همدم
و مصاحبِ دلسوزِ امام راحل رشته سخن را به دست گرفته، درباره شخصیت والایِ یادگار از
دست رفته امام، حقایقی را خاطرنشان ساخت که کمتر مردم در جریان آنها قرار داشتند. دو
خصلتِ ویژه ای را از آن مرحوم گزارش کردند و پیرامون این دو خصلت، بحث نسبتا مبسوطی
را در پیش گرفتند:

* نخست آن که یادگار امام سخت پای بندِ حفظ و صیانت کیان و آرمان انقلاب
اسلامی و اهداف حضرت امام بوده و به شدّت از نیاتِ بلند آن بزرگوار در سخن و عمل
حمایت می کرد، و به هیچوجه حاضر نبود کمترین آسیبی بر پیکرِ انقلاب وارد شود، و بر
اندیشه های والای امام بزرگوار در جمهوری اسلامی ایران، و شؤون مختلفِ زندگانیِ مردمِ
این کشور، و اسلامی شدن طرز فکر و عمل آنها کوچکترین آسیب و صدمه ای وارد آید و در
این رهگذر از جان و دل می کوشید.

** دیگر آن که مرحوم حاج سید احمد آقا، مطمئن ترین فردی بود که اعتماد حضرت
امام را به خود جلب کرده بود، حضرت امام اطمینان واثق به ایشان داشت و می دانست
کمترین نقطه ضعفی که بتواند دستاویزی به دست ضد انقلاب بدهد در عمل و کردار و گفتار
ایشان وجود ندارد، هر چند شایعه سازان حرفه ای با نگاهی ذره بینی بر آن بودند که بهانه هایی
درباره ایشان ساز کنند، و ساحتِ مقدس و مطهرِ او را لکه دار نمایند، امّا هیچگونه خرده ای که
دستاویزِ انتقادِ معاندان باشد در ایشان دیده نشد. حتی پیش از انقلاب نیز به منظور بدنام
کردن امام، تمام رفتار ایشان را ساواک زیر نظر داشت؛ اما به علت مبرّی بودن ایشان از هر
گونه خرده و عیب، و پاکیزه بودن از هر گونه آلایشی، در این هدفِ نامقدسِ خود ناکام ماندند.
تا آخرین لحظات عمرش در خانه استیجاری مجاورِ خانه محقّر امام راحل، در منزلی عادی از
هر گونه تشریفات و بسیار ساده ـ به سان توده ای از مردمی که در سطح نازلی زندگانی
می کردند ـ عمر کوتاه خود را پشت سر نهاد، و هیچ سودایی دنیاوی در سر نداشت. امام راحل
ـ قدس سره ـ را پس از مدتها در عالم رؤیا دیدار کرد، و از آن بزرگوار اوضاع عالم برزخ را
پرسید. حضرت امام پاسخ دادند سخت دشوار است، حتی حرکاتِ دست نیز ثبت و ضبط
می شود، شفاعتِ حضراتِ معصومین ـ علیهم السلام ـ کارساز و رهایی بخش است. آنگاه آقای
توسلی خواب خادمه منزلِ یادگار امام ـ رضوان اللّه تعالی علیهما ـ را گزارش کرد، خوابی بس
سوزناک و جانگداز که آقای توسلی ـ حفظه اللّه تعالی ـ نوید دادند که قریبا مطالب ناگفته ای در
مورد یادگار عزیز امام، در مجله «حضور» چاپ و منتشر خواهد شد، که از آن جمله همین
رؤیایی است که بسی حسرت آور و دردناک و گدازنده قلوبِ مردمی می باشد که امام و یادگارِ
بسیار گرانقدرِ ایشان را از جان و دل دوست می دارند و شخصیت والای آنها را ارج می نهند.

هنوز در مدینه به سر می بریم:

ملاقات با دو تن از مردم ترکیه

روز پنجشنبه ۷/۲/۷۴ با دو جوان نسبتا مطلع و آگاه از مردم ترکیه ـ توسط یکی از
دوستان ـ دیداری داشتیم که مقیم

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.