پاورپوینت کامل اسرار مناسک حج ۷۶ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل اسرار مناسک حج ۷۶ اسلاید در PowerPoint دارای ۷۶ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اسرار مناسک حج ۷۶ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل اسرار مناسک حج ۷۶ اسلاید در PowerPoint :

۶۵

مطالب زیر، برگردان از مقالات پژوهشی آقای فارس حسون کریم با نام «علل الحج فی
کتب الشیخ الصدوق» است که در «میقات الحج» نشر یافته است. سپس به وسیله فاضل
توانمند حجت الاسلام والمسلمین آقای عبدالهادی مسعودی ترجمه و سامان یافته و اکنون
پنجمین و آخرین بخش آن از نظر شما می گذرد:

چرا مشعر الحرام «موقف» شد، نه «حرم»؟

۱. سعد بن عبدالله، از محمّد بن الحسن الهمدانی نقل کرده که وی می گوید: از ذالنون
مصری پرسیدم: ای ابا الفیض، چرا مشعر موقف قرار داده شد و حرم نشد؟

او گفت: کسی که همین مطلب را از حضرت امام صادق علیه السلام پرسید و پاسخ شنید، به من این
گونه گفت:

امام صادقعلیه السلام فرمودند: زیرا کعبه بیتالله و حرم حجاب آن و مشعر درِ آن است. پس،
هرگاه زائران قصد بیت می کنند، مقابلِ درِ آن، توقّف می­کنند تا به ایشان اذن داده
شود و به داخل فرا خوانده شوند. سپس آن­ها را در حجاب دوّم؛ یعنی مزدلفه متوقّف
می کنند و وقتی به طولانی شدن تضرّع ایشان توجّه شد، فرمان می رسد قربانی­های خویش
را نزدیک بیاورند. پس از آن­که قربانی ها را نزدیک آوردند و اعمالی که موجب می­شود
از احرام بیرون آیند را انجام دادند و از گناهانی که بین ایشان و خالقشان حجاب شده
بود پاک گردیدند، به آن­ها امر می شود که با طهارت بیت را زیارت کنند.

راوی گفت: پرسیدم: چرا در ایّام تشریق روزه گرفتن مکروه است؟

حضرت فرمودند: زیرا حاجی ها زائر خدا و میهمانان او هستند و برای میهمان شایسته
نیست نزد میزبان و کسی که او به زیارتش رفته، صائم و روزه­دار باشد.

عرض کردم: این که شخص به پرده کعبه چنگ زده و به آن می چسبد چه معنایی دارد؟

حضرت فرمود: مَثَل این شخص مَثَل کسی است که میان او و دیگری جنایتی واقع شده، پس
جانی چنگ زده و به جامه مجنیّ علیه می چسبد و از او می خواهد که جرم و گناهانش را
ببخشد.

دلیل این­که تا چهار ماه برای حاجی گناه نوشته نمی شود؟

۲. حسین بن خالد گوید: از حضرت صادق علیه السلام پرسید: چگونه است که برای حاجی ها تا چهار
ماه گناه نوشته نمی شود؟

حضرت فرمودند: زیرا خداوند تبارک وتعالی اشهر حُرُم را، که چهار ماه است، برای
مشرکان مباح و آن­ها را در این چهار ماه در توسعه و آزادی مطلق قرار داد؛ چنانکه در
قرآن کریم می فرماید: فَسِیحُوا فِی الأَرْضِ أَرْبَعَهَ أَشْهُرٍ؛ «پس ای
مشرکان، سیر کنید در زمین و از ترس تعرّض مسلمانان درامان باشید، به مدّت چهار
ماه.»

بنابراین، حقتعالی تا چهار ماه پس از مراسم حج، گناه کسانی را که بیتالله را
زیارت کرده اند، می بخشد.

چگونگی خروج پیامبرخد صل الله علیه و آله و سلم از مشعر، بر خلاف اهل جاهلیت.

۳. حضرت صادقعلیه السلام، در پاسخ پرسشی که معاویه بن عمّار آن جناب کرد، فرمودند: اهل
جاهلیّت، وقتی می خواستند از مشعر خارج شوند، صبر می کردند تا خورشید طلوع کند، پس
می گفتند: ثبیر طلوع کرد و تابید (و مقصودشان از «ثبیر» خورشید بود) تا ما مکان خود
را تغییر دهیم (یعنی از مشعر بیرون بیاییم).

آنها وقتی از مشعر خارج می شدند، اسب ها و شتران را سریع می تاختند، ولی پیامبر صل
الله علیه و آله و سلم بر
خلاف آن­ها با آرامی و سنگینی و با ذکر خدا و استغفار، از مشعر بیرون می رفتند و
پیوسته زبانشان حرکت می­ کرد.

از چه رو بر کسی که در بیرون حرم مرتکب جرم شود و بر حرم پناه آورد، حد جاری
نمی­کنند؟

۴. حفص بن بختری گفت: از حضرت صادق علیه السلام پرسیدم: مردی در غیر حرم جنایت کرده سپس به
حرم پناهنده می شود، آیا بر او حدّ جاری می کنند؟

امام علیه السلام فرمودند: خیر، ولی طعام و آب به او نداده و با وی سخن نگویند و خرید و فروش
نکنند. وقتی چنین کردند امید است که از حرم بیرون آید، آنگاه بر وی حدّ جاری کنند و
اگر در حرم مرتکب جنایت شد. حدّ بر وی جاری می کنند زیرا وی احترام حرم را رعایت
نکرده است.

۵. معاویه بن عمّار گوید: از امام صادق علیه السلام درباره مردی پرسیدم که فردی را در حِلّ
(بیرون حرم) کشته، سپس وارد حرم شده است. حضرت فرمود: او را نمی کشند و غذا و آبش
نمی دهند. با او داد و ستد نمی کنند و پناهش نمی دهند، تا از حرم بیرون آید، آنگاه
حدّ بر او جاری می شود. گفتم: درباره مردی که در حرم مرتکب قتل و دزدی شود، چه
می گویید؟ فرمود: درحرم با ذلّت بر او حدّ جاری می شود؛ چرا که او حرمتی برای حرم
ندیده با آن­که خداوند فرموده است: «هرکس به شما تعدّی کرد، به او همانگونه تعدّی
کنید که او به شما تعدّی کرده است»؟ فرمود: این آنجاست که در حرم باشد. در قرآن
آمده است: «هیچ تجاوزی نیست مگر بر ستمکاران».

۶. حلبی گوید از امام صادق علیه السلام در باره کلام خدای متعال پرسیدم که وَمَن دَخَلَهُ
کَانَ ءَامِنًا… حضرت فرمود: هرگاه بنده­ای در غیر حرم جنایتی مرتکب شود، سپس به
حرم بگریزد، کسی نمی تواند او را در حرم دستگیر کند، لیکن از خرید و فروش در بازار
ممنوع می شود. به او خوراک و آب نمی دهند و با وی حرف نمی زنند؛ زیرا در این صورت،
امید بیرون آمدن و دستگیری او می رود. اما هر گاه در حرم جنایتی مرتکب شد در همانجا
بر او حدّ جاری می شود؛ زیرا او حرمت حرم را نگه نداشته است.

چرا بر محرم، در صورت اضطرار، خوردن صید جایز است و چگونه است که روایت، خوردن
میته را بر وی تجویز می­کند؟

۷. عمرکی، از علی بن جعفر نقل می­کند که گفت: از برادرم موسی بن جعفر‘ پرسیدم: آیا
هرگاه محرم مضطرّ شد، از صید و میته بخورد؟ البته معتقدم که حقتعالی صید را برای
مظطرّ حرام و میته را حلال کرده است؟

حضرت فرمودند: از صید بخورد و فدیه و کفّارهاش را بدهد؛ چه آن­که در این صورت از
مال خود خورده است.

۸ . ابو ایّوب گوید: از حضرت صادق علیه السلام پرسیدم: مردی محرم است و مضطر به خوردن صید
یا میته شده است، از کدام آن­ها بخورد؟

حضرت فرمودند: از صید بخورد.

گفتم: صید را خداوند بر محرم حرام کرده ولی میته را در صورت اضطرار حلال قرار داده
است، چرا از صید بخورد نه از میته؟

حضرت فرمودند: از صید بخورد و کفّاره­اش را بدهد که در این صورت از مال خود خورده
است.

۹. منصور بن حازم گوید: از حضرت صادق علیه السلام پرسیدم: مُحرمی مضطر به خوردن از صید یا
میتهگردیده، از کدام یک بخورد؟

حضرت فرمودند: از صید.

پرسیدم: مگر خداوند متعال میته را برای مضطرّ حلال کرده؟

فرمودند: آری، ولی فدیه و کفّاره صید را بدهد. مگر نمی دانی که اگر صید را بخورد و
بر عهده­اش کفاره بیاید، در حقیقت از مال خود خورده است، نه از صید.

همچنین در روایتی آمده است که وی از میته بخورد؛ زیرا میته برای مضطرّ حلال است ولی
صید برای او حلال نیست.

چرا مقیم شدن در مکه کراهت دارد؟

۱۰. ابو الصّباح کنانی گوید: از حضرت صادق علیه السلام در باره این کلام خدای تعالی پرسیدم که
فرمود: وَمَنْ یُرِدْ فیهِ بِإِلْحادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذابٍ أَلیم ؛ «و
کسی که در آنجا اراده الحاد و تعدّی نماید و به خلق ظلم و ستم کند، عذاب دردناک به
او می چشانیم»؟

حضرت فرمودند: من هر ظلمی را­که شخص در مکّه به نفس خویش کند؛ همچون سرقت یا ستم
کردن به شخص دیگر، الحاد می دانم. از همین رو است که از سکونت و اقامت در حرم نهی
شده است.

۱۱. احمد بن محمّد سیاری گوید: جماعتی از اصحاب از امام صادق علیه السلام روایت کرده اند که
آن حضرت اقامت در مکه را نمی­پسندید و این به خاطر آن بود که پیامبر صل الله علیه و
آله و سلم را از این شهر
بیرون کردند. کسی که مقیم مکّه شود، سنگدل می گردد…

۲. محمّد بن جمهور (مرفوعاً) از امام صادقعلیه السلام نقل کرده که آن حضرت فرمودند: هر گاه
یکی از شما اعمال حجّ خود را به جا آورد، مرکبش را سوار

شده، بی درنگ به اهلش محلق گردد؛ زیرا اقامت در مکّه، موجب قساوت قلب می باشد.

۱۳. محمّد بن مسلم از حضرت ابو جعفرعلیه السلام نقل کرده که آن جناب فرمودند: سزاوار و شایسته
نیست که شخص یک سال در مکّه مقیم شود.

راوی گوید: پرسیدم: پس چه کند؟

فرمودند: به مکان دیگر منتقل شود.

آنگاه فرمودند: و سزاوار نیست که انسان خانهاش را بلندتر از کعبه بسازد.

۱۴. امام صادق علیه السلام فرمود: دوست ندارم کسی یک سال در مکه مقیم شود و کراهت دارد همسایه
شدن با مکه و افزود: زیرا این کار قساوت قلب می آورد.

چرا نشستن در مسجد الحرام ؛ به طوری که دست را در زانو حلقه کند، مکروه است؟

۱۵. حمّاد بن عثمان گوید: حضرت صادق علیه السلام را دیدم که از نشستن به حالت احتباء (هنگام
نشستن، دست را در زانو حلقه کردن) کراهت داشتند و می فرمودند:

احتباء در مسجدالحرام مکروه است؛ زیرا تعظیم و بزرگداشت کعبه ایجاب میکند که این
کار ترک شود.

و علت کراهت احتباء، فقط تعظیم و بزرگداشت کعبه است.

از چه رو سواره حج گزاردن ، افضل و برتر از انجام حج با پای پیاده است؟

۱۷. رفاعه بن موسی النخّاس گوید: از حضرت صادق علیه السلام سؤال شد: آیا حج سواره افضل است یا
پیاده؟

حضرت فرمودند: حجّ سواره افضل است؛ زیرا پیامبر صل الله علیه و آله و سلم سواره حجّ به­جا آوردند.

۱۸. سیف بن تمّار گوید: محضر مبارک امام صادق علیه السلام عرض کردم: ما پیاده به حجّ می رویم
و خبری از شما به گوش ما رسیده، می­خواهم رأی مبارک خود را بفرمایید؟

حضرت فرمودند: مردم، هم سواره و هم پیاده به حجّ می روند.

گفتم: پرسش من این نیست.

حضرت فرمودند: پس، از چه چیز می­پرسی؟

گفتم: از این­که از پیاده و سواره، کدام یک نزد شما محبوب تر است که ما همان را
انجام دهیم؟

حضرت فرمودند: اگر سواره به حجّ روید، نزد من مطلوب تر است؛ زیرا سواره رفتن، شما
را در عبادت و دعا تقویت می کند.

۱۹. ابو بصیر گوید: از حضرت صادقعلیه السلام پرسیدم: فضیلت پیاده به حج رفتن بیشتر است یا
سواره رفتن؟

فرمودند: اگر شخص توانگر است و به این جهت که نفقه و هزینه کمتری صرف کند، پیاده به
حج می رود ، البته سواره رفتن در حقّ وی افضل است.

۲۰. سلیمان گوید: به حضرت صادقعلیه السلام گفتم: می خواهیم پیاده به مکّه رویم، آیا این کار
را انجام دهیم؟

حضرت فرمودند: پیاده نروید، بلکه سواره حج بگرارید.

گفتم: خدا حالتان را خوش دارد. از حضرت امام حسن بن علی‘ به ما رسیده که ایشان
پیاده حج می­گزاردند.

حضرت فرمودند: حسن بن علی‘ حج می­گزارد و مرکب ها از جلو آن جناب حرکت می کردند.

چرا مستحب است در منا و در روزهای تشریق، بعد از پانزده نماز تکبیر گفته شود و در
شهرها به دنبال ده نماز؟

۲۱. علی بن اسماعیل، از حمّاد بن عیسی، از حریز و او از زراره نقل کرده که گفت: به
حضرت ابو جعفر ‘ عرض کردم: تکبیر در ایام تشریق، دنبال هر نماز باید گفته شود؟

حضرت فرمودند: در منا مستحب است دنبال پانزده نماز تکبیر بگویند؛ یعنی: از نماز ظهر
روز دهم تا نماز صبح روز سیزدهم.

سپس فرمودند: در این تکبیر می­گویی: «اللَّهُ أَکْبَرُ، اللَّهُ أَکْبَرُ، اللَّهُ
أَکْبَرُ، اللَّهُ أَکْبَرُ عَلَی مَا هَدَانَا، اللَّهُ أَکْبَرُ عَلَی مَا
رَزَقَنَا مِنْ بَهِیمَهِ اْلأَنْعَامِ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَی مَا
أَبْلاَنَا»

و در دیگر شهرها، این تکبیر را مستحب است به دنبال ده نماز بگویند؛ یعنی بعد از
نماز ظهر روز دهم تا بعد از نماز صبح روز دوازدهم.

و سرّ این (که در منا بعد از پانزده نماز و در شهرهای دیگر بعد از ده نماز تکبیر
می گویند)، آن است که: مردم وقتی در کوچ اوّل، که روز دوازدهم است، از منا، کوچ
کرده و به شهرهای خود رفتند، دیگر به دنبال نمازهایشان تکبیر نمی گویند. پس تکبیر
در شهرها، بعد از ده نماز قطع می شود، ولی حاضران در منا، تا زمانی که در منا
هستند؛ یعنی تا روز سیزدهم، که نفر و کوچ دوّم در ا

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.